
در پی نوسانات اخیر قیمت ارز و طلا، کسبه و بازاریان با هدف جلب توجه مسئولان نسبت به مشکلات معیشتی و بیثباتی بازار، دست به اعتراض زدند. با این حال، دشمنان با سوءاستفاده از این وضعیت، تلاش کردند اعتراضات به حق مردم را به اغتشاش و بیثباتی تبدیل کنند و با پیام و واکنش تهدیدآمیز، ایران را زیر فشار قرار دهند.
رهبر معظم انقلاب در سخنان اخیر خود، ضمن تأیید حق اعتراض بازاریان و کسبه، تصریح کرد: اعتراض بجا است اما اعتراض غیر از اغتشاش است. مسئولان باید با معترض حرف بزنند اما حرف زدن با اغتشاشگر فایدهای ندارد بلکه باید او را سر جای خود نشاند.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اینکه عدهای تحت عناوین و نامهای گوناگون به قصد تخریب و ناامنی کشور پشت سر بازاریهای مؤمن و سالم و انقلابی قرار بگیرند و با سوء استفاده از اعتراض آنها، اغتشاش کنند، مطلقاً قابل قبول نیست.
بیشتر بخوانید:
صباح زنگنه، کارشناس و تحلیلگر مسائل منطقه، در گفتوگو با ایکنا درباره سیاستهای مداخلهجویانه و لفاظیهای تند دونالد ترامپ علیه ایران اظهار کرد: سخنانی که درباره ایران مطرح میشود، آن هم در کنار نتانیاهو که قاتل است یا دستکم از سوی دادگاه بینالمللی بهعنوان فردی مرتکب جنایت شناخته میشود، معنایی جز مشارکت در جرم و جنایت و نسلکشی ندارد. کسی که با چنین فردی همراهی میکند، خود نیز در این جنایتها شریک است.
وی افزود: فردی با چنین سابقه و صفاتی اگر بخواهد نصیحت کند، توصیه بدهد یا به کشورهای مستقل دستور دهد، طبیعی است که این نوع سخنان نه مورد قبول ملتها قرار میگیرد و نه دولتها. اگر آقای ترامپ میتوانست بیطرفی خود را نشان دهد و به جای کمک به حملات اسرائیل، موضعی مستقل اتخاذ کند، حملاتی که شامل تجاوز به ایران، لبنان، غزه، سوریه و یمن است، شاید امکان شنیدن سخنانش وجود داشت.
این تحلیلگر مسائل منطقه تصریح کرد: اگر ترامپ مانند برخی رؤسای جمهور اسبق آمریکا یک موقعیت بیطرفانهتر از خود نشان میداد، میشد به حرفهای او توجه کرد اما وقتی صددرصد در کنار یک انسان قاتل و جنایتکار جنگی قرار میگیرد و نهتنها از او حمایت میکند بلکه پشتیبانی مالی و تسلیحاتی نیز به عمل میآورد، سخنانش از هرگونه اعتبار ساقط است.
زنگنه ادامه داد: البته ممکن است او با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی و دستگاههای رسانهای گستردهای که در اختیار دارد، سخنانش را در جهان منتشر کند و این حرفها پخش شود اما انسانهای عاقل، شریف و مطلع از واقعیات میدانند که نباید به سخنان چنین فردی گوش داد.
وی با اشاره به جایگاه مردم و دولت ایران گفت: ملت و دولت ایران در یک کشور مستقل زندگی میکنند؛ کشوری که با حضور همگانی مردم تکلیف خود را روشن کرده و توانسته یک نظام مستقل و آزاد را برقرار کند؛ بنابراین نه ملت ایران و نه دولت ایران نباید به اینگونه مطالب توجه کنند.
این کارشناس مسائل منطقه با یادآوری سابقه رفتار آمریکا با ایران تأکید کرد: تجربه آمریکا در قبال ایران مسبوق به سابقه است. آمریکا علیه یک دولت ملی که با انتخاب مردم بر سر کار آمده بود توطئه کرد و سازمانهای امنیتی و جاسوسیاش با همکاری دستگاههای جاسوسی انگلیس، یک نخستوزیر قانونی را عملاً از صحنه سیاست کنار زدند و آن دولت را ساقط کردند.
زنگنه با تأکید بر اینکه این تجربه برای مردم ایران کاملاً روشن است، بیان کرد: شاید برخی کشورها شاهد این مسائل نباشند اما مردم ایران شاهد بودند که بعد از سقوط دولت مصدق نه دموکراسی برقرار شد و نه منافع ملت برای خود ملت باقی ماند، بلکه زمینهای فراهم شد تا شرکتهای چندملیتی آمریکا، انگلیس و برخی کشورهای دیگر بر منابع و منافع ثروت ایران مسلط شوند و آنها را تصاحب کنند.
وی گفت: این تجربه امروز پیش چشم مردم ایران است. آمریکا با این سخنان و با چهرهای که آقای ترامپ از خود نشان میدهد، شناخته میشود و نهتنها حافظ منافع ملت ایران نیست، بلکه هیچگاه قدرت حفظ منافع ملی برای مردم ایران را نداشته است.
این تحلیلگر مسائل منطقه در پاسخ به این پرسش که عملکرد و سخنان مقامات آمریکایی تا چه اندازه نشاندهنده تلاش آنها برای گسترش اغتشاشات و حتی تجزیه ایران است، اظهار کرد: نباید دو موضوع را با یکدیگر خلط کرد. نخست اینکه آیا مردم حق دارند به شرایط اقتصادی و معیشتی خود اعتراض کنند یا نه؟ پاسخ روشن است، بله مردم حق دارند و باید سازوکار شنیدن این اعتراضها و حل مشکلات فراهم شود.
وی افزود:، اما آنچه در سخنان ترامپ دیده میشود، بیشتر تلاش برای تشویق معترضان از طریق تبلیغات و رسانههاست؛ اینکه به آنها گفته شود به کار خود ادامه دهید. در حالی که اغلب معترضان، انسانهای ملی، دلسوز کشور، ملت و میهن خود هستند و از سر دغدغه اعتراض میکنند.
زنگنه تصریح کرد: کسانی که به سخنان ترامپ گوش میدهند و دست به خرابکاری و تخریب میزنند، حسابشان از ملت جداست. اینها نماینده مردم نیستند. همانطور که رهبر معظم انقلاب نیز تصریح کردند، اعتراض شنیدنی است و مسئولان باید آن را بشنوند و پاسخگو باشند اما اعتراض با اغتشاش تفاوت اساسی دارد.
این تحلیلگر مسائل منطقه با اشاره به مسئولیت دستگاههای اجرایی درباره جامه عمل پوشاندن به خط مشی رهبری و سخن گفتن با معترضان، گفت: اگر فهرستی از مشکلات معیشتی و عوامل ایجاد آنها تهیه شود، مشخص میشود که امکان مقابله با بسیاری از این مشکلات وجود دارد اما یا به دلیل ناکارآمدی برخی مسئولان اجرایی و یا به دلیل حیفومیل اموال، ثروت و امکانات کشور، این مشکلات پابرجا مانده است؛ در حالی که عدهای از این وضعیت سود میبرند.
وی بهعنوان نمونه به مسئله قاچاق اشاره کرد و افزود: قاچاق نفت، بنزین و سوخت موضوعی کاملاً آشکار است. گفته میشود سالانه معادل ۲۰ میلیارد دلار از ثروت ملت توسط قاچاقچیان خارج میشود. این حجم از قاچاق با یک بشکه و وسیله کوچک انجام نمیشود، بلکه با روشهای سازمانیافته، از طریق لولهها، مسیرهای مشخص یا کشتیهای انتقال صورت میگیرد.
این کارشناس مسائل منطقه تأکید کرد: چنین اقداماتی کاملاً قابل شناسایی و کشف است و باید با آن برخورد شود. وقتی برخوردی صورت نمیگیرد، طبیعی است که مردم عصبانی شوند و نارضایتیها افزایش پیدا کند.
زنگنه با اشاره به نمونههای مشخص از مفاسد اقتصادی، اظهار کرد: در پرونده چای دبش، دو وزیر در این قضیه نقش داشتند و دهها نفر نیز با آنها همکاری میکردند. یک شبکه شکل گرفته بود که در آن مشخص بود چای چگونه وارد میشود، چه چیزهایی به آن اضافه میشود، چه مقدار خارج میشود و چگونه بازمیگردد. در این پرونده بیش از سه میلیارد دلار سوءاستفاده صورت گرفت.
وی افزود: همه مسئولان گفتند با اینها باید برخورد شود اما سؤال اساسی این است که آیا آن پولها بازگردانده شد؟ آیا این منابع قابل لمس، قابل ارائه و قابل گزارش به مردم است؟ مردم باید بدانند چه اتفاقی افتاده و نتیجه این برخوردها چه بوده است تا حامی دولتمردان باشند.
زنگنه با اشاره به گستردگی این مفاسد تصریح کرد: یکجا صحبت از ۲۰ میلیارد دلار قاچاق است، جای دیگر سه میلیارد دلار سوءاستفاده میشود، در سازمانی دیگر چند میلیارد دلار تخلف رخ میدهد. مجموع این ارقام به ۶۰ یا ۷۰ میلیارد دلار میرسد. اینها اعداد کوچکی نیستند و مستقیماً به معیشت مردم گره خوردهاند.
این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد: در برخی موارد حتی در سطح وزارتخانهها شاهد هستیم که یک معاون وزیر به شکلی رفتار میکند که وزیر در یک مسیر میرود و معاون دیگر عملاً کارها را متوقف میکند. این قبیل مسائل کاملاً قابل لمس، قابل شناسایی و قابل اصلاح است.
وی با اشاره به مشکلات زیرساختی کشور گفت: برای مثال، گازرسانی به همه شهرها و روستاها اما بدون توجه کافی به کمبود و ناترازی گاز در کشور انجام شده است. این مسئله نیازمند بررسی علمی است. گازی که از لولههای فرسوده عبور میکند، بخش زیادی از آن هدر میرود. در حوزه آب هم وضعیت مشابهی وجود دارد؛ بهطوری که در شبکه آبرسانی کشور بین ۳۰ تا ۴۰ درصد آب هدر میرود.
زنگنه در پایان تأکید کرد: برای این مسائل باید فکر اساسی کرد، راهحلهای علمی ارائه داد و مهمتر از همه، نتایج این اقدامات را بهصورت ملموس به مردم نشان داد. تنها در این صورت است که اعتماد اجتماعی تقویت میشود و مردم باور میکنند که ارادهای جدی برای حل مشکلات و مقابله با فساد وجود دارد.
انتهای پیام