
تاریخ، آیینه تمامنمای گذر زمان است؛ زمزمههایی از حوادث، حکایتهایی از مردمان و اندیشههایی که رهآوردی از سدهها تجربه اندوختهاند. در میان این هجوم بیوقفه، تاریخ صدر اسلام، همچون نگینی درخشان، سر بر میآورد و قصههایی دارد که نه تنها برای مسلمانان، بلکه برای تمامی بشر، درسها و عبرتهای ارزشمندی را در بر دارد.
در این مقطع، انسانی در دامنه صحرای خشک و آکنده از جهل، گمراهی، خرافه، بُتپرستی «مکهم به هستی هدیه میشود؛ حضرت محمد(ص)، آخرین پیامبر آفریدگار عظیم جهان خلقت، که ماموریت یافت تا قلبهای تیره را با نور ایمان روشن کند و جامعهای مبتنی بر عدالت؛ مکارم اخلاق؛ اتحاد و انسجام بنا نهد.
«بعثت»، نقطه عطفی در تاریخ بشریت و آغاز راهی پُر فراز و نشیب به سوی سعادت و قرب الهی بود. اما این راه، کم از سختی، دشواری و کارشکنی نداشت. رسول مهربانیها، رحمتللعالمین؛ محمد امین(ص) با باد مخالفِ جاهلیت، با طعنها و هجوها و با دشمنیهای سرسختانه مواجه شد. هر قدمی که در این مسیر برداشت، آزمایشی بود بر صبر، استقامت و ایمان.
آنچه در این روایت تاریخی، اهمیت بسزایی دارد، پرداختن به حقیقت ماجراست. شوربختانه و تلخکامانه، در طول قرون، تاریخ صدر اسلام دستخوش تحریفها، قلب روایتها و گاه خرافات شده است. برخی با انگیزههای سیاسی، داستانهایی پرداختهاند که با خط اصیل اسلام همخوانی ندارد. برخی دیگر، روایتها را با رنگ و لعاب افسانهها و خرافات آمیختهاند تا جذابیت بیشتری یافته و امید است، تسلیم باورهای تحریفشده نشویم.
وظیفه همگان به ویژه امت مسلمان، بهعنوان وارثان این میراث گرانبها، زدودن این زنگارها و بازگرداندن تاریخ به مسیر حقیقیاش است. باید با نگاهی انتقادی و مستدل، روایات را بررسی کنیم و از منابع معتبر و دستاول بهره گیریم. باید با تلاش و پشتکار، حقیقت را از وهم و خیال جدا سازیم و چهره واقعی صدر اسلام را به نمایش بگذاریم.
تاریخ صدر اسلام، فرصتی است برای شناخت دقیقتر پیامبر اکرم(ص) و سیره نبوی. آنچه امروز به عنوان «اسلام» میشناسیم، نه فقط مجموعهای از آیینها و مناسک، بلکه تجلی انسانیت کامل در وجود پیامبر است. مهربانی، عدالت، صمیمیت، تواضع، شجاعت، خردمندی و... همه و همه در گفتار و کردار پیامبر اکرم(ص) تجلی یافته است. اینها، نه تنها ویژگیهای شخصیتی، بلکه درسهایی هستند برای زندگی بهتر و سعادت دنیوی و اخروی.

اما مهمترین چالش امروز، گستردگی فاصله نسل جوان امروزی با این تاریخ است. نسل جوان، در دنیایی پرآشوب و پیچیده زندگی میکند؛ دنیایی که سرشار از اطلاعات و حواسپرتی است. برای آنها که با شبکههای اجتماعی و بازیهای رایانهای آشنا هستند، روایتهای سنتی و خشک از تاریخ صدر اسلام، جذابیتی ندارد.
بنابراین، ضرورت دارد که روایات تاریخی را به زبانی ساده، روان و جذاب برای این نسل بازنویسی کنیم. باید از قالبهای نوینِ رسانهای مانند فیلم، انیمیشن و بازیهای رایانهای بهره گیریم تا تاریخ صدر اسلام را به تجربهای زنده و قابل لمس برای نسل جوان تبدیل کنیم. باید داستانهایی تعریف کنیم که آنها را به تفکر و تامل وا میدارد. باید پیامهای پیامبر(ص) را در قالب زبانِ خودشان به آنها منتقل کنیم.
آینده اسلام؛ این امت و تمامی حقیقتجویان، آزادیطلبان و حقخواهان، به درک درست و عمیق نسل جوان از تاریخ صدر اسلام و پیامبر اکرم(ص) وابسته است. اگر آنها با حقیقت اسلام آشنا شوند و الگوهای رفتاری پیامبر اعظم(ص) را در زندگی خود پیاده کنند، جامعهای آباد، عادلانه و پیشرفته را رقم خواهند زد.
از همین رو، خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)؛ همزمان با ایام پُر نور و مسرور «بعثت» پیامبر خاتم، حضرت محمد مصطفی(ص)، به سراغ مرضیه محمدزاده، نویسنده کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعامین» رفته تا با این نویسنده که بیش از 50 کتاب درباره تاریخ اسلام، سیره ائمه اطهار(ع) و به ویژه حضرت ختمی مرتبت(ص) و امام حسین(ع) قلمی کرده است؛ درباره کتاب جدیدش که شهریور 1404 توسط «انتشارات امیرکبیر» رونمایی شد و از همان زمان تا امروز بر مدار نقد و تحسین قرار گرفته از اهمیت سخن گفتن از پیامبر اعظم و خاتم برای نسل جدید با زبان آنها و آسیبشناسی ادبیات نبوی به گفتوگو نشسته است.
حاصل این گفتوگو با مرضیه محمدزاده؛ نویسنده کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعامین» در ادامه از خاطر شما میگذرد.
ایکنا- خانم محمدزاده کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعالمین» به قلم شما، شهریور 1404 توسط «انتشارات امیرکبیر» در ادامه خیل آثارتان در حوزه تاریخ اسلام منتشر و رونمایی شد. کتابی که از زمان انتشار تا به امروز حرفها، نشستها و سخنهای بسیاری بر مدار تقدیر و تحسین از آن در فضای رسانهای بیان شده است. برای آغاز بحث معرفی از این کتاب برای مخاطبانی که تا این لحظه آن را تورق نکردهاند داشته باشید و هدف نگارش آن را با وجود آثار مختلف و متعددی که درباره سیره؛ سلوک و منش حضرت ختمی مرتبت(ص) وجود دارد توضیح دهید؟
«محمد(ص)؛ رحمهللعالمین»؛ کتابی است که نه در دسته کتابهای تاریخ تحلیلی و نه تنها بر مدار آثار مرتبط و استوار بر سیره حضرت رسول(ص) قرار میگیرد؛ بلکه تلفیقی از این دو کتاب است. در این اثر سعی کردم به شکل مختصر زندگانی حضرت محمد(ص) را برای مخاطبانم توضیح دهم؛ نه مانند بسیاری از کتابها در این شاخه، مفصل و با ادبیاتی سخت و مطنطن؛ بلکه نگاهم آن بود تا کوتاه و موجز زندگی حضرت رسول(ص) را خارج از همه مسائل قلب و تحریف شده درباره روایت و زندگی حضرت با رجوع به کتابهای بسیار معتبر قرون اولیه قلمی کنم.
مطالبم را از کتابهایی که به آنها بسیار اطمینان داشتم و مورد وثوق بزرگان، محققان و پژوهشگران اهل شیعه و سنی است و به درست بودن آن مطالب ایمان داشتم انتخاب کردم. مهمترین هدف از پرداختنم به سیره رسولالله(ص) آن بود که مخاطب نسل جوان، راحتتر بتواند سیره و زندگانی پیامبری که رحمتللعالمین است را بشناسد.
ایکنا- اثر شما در چهار بخش کلان، آنچه به دوران «پیش از بعثت» باز میگردد؛ «بعثت تا هجرت»؛ «هجرت تا رحلت» و «بررسی سیره پیامبر بزرگوار اسلام» در ابعاد مختلف دستهبندی شده است. از صحبتهای شما وام میگیرم که اشاره داشتید تام و تمام تلاش شما آن بود نقبی به زندگانی حضرت رسول اکرم(ص)، با استناد و اتقان به کتابهای قرون اولیه که دارای اعتباری بالاست بزنید و در ادامه به دستچین کردن این اسناد، ضرورت شیوه پرداخت و جنس نگارشتان اشاره داشتید. از پیمودن این راه سخت و پیچیده تحقیق و پژوهشی خود بگویید. اینکه آیا ناشر این اسناد را به شما معرفی کرد یا خود به مطالعه و جمعبندی این کتاب های متعدد دست زدید؟ از این مسیر؛ جهان روایت «محمد(ص) رحمهللعالمین» بگویید و توضیح دهید.
خیر! به هیچ وجه اسناد را نه انتشارات و نه فرد دیگری به من ارائه نداد. من تا پیش از قلمی کردن این کتاب؛ 50 کتاب در حوزه تاریخ اسلام نوشتم. سیره دوازده امام را قلمی کرده بودم و کتابهای مختلف و متعددی درباره حضرت عشق، حضرت ثارالله، امام حسین(ع) و شخصیتهای بزرگ صدر اسلام به رشته تحریر در آوردهام.
در مورد شخص رسول الله(ص) نیز سالها پیش کتابی را در ارتباط با همسرانش و زنان سحابی به نام «زنان پیامبر اکرم(ص) و زنان با پیامبر اکرم(ص)» به رشته تحریر در آوردم و در آن به جنس ارتباطات حضرت محمد مصطفی(ص) در ارتباط با بانوان و مسائل زندگی پیرامون خود، پیش از بعثت و بعد از بعثت پرداختم. آن کتاب نیز توسط «انتشارات امیرکبیر» منتشر شده بود.
موکد میگویم، فردی به من نگفته بود که در مورد رسول الله(ص)، سیره و زندگانی ایشان کتابی بنویسم؛ اما بعد از نگاشتن کتابهای مختلف درباره ائمهاطهار(ع) و نیز پرداختن به ابعاد مختلف زندگی پیامبر(ص) تصمیم گرفتم تا این بار قلم خود را به شکل مشخص بر زندگی فردی؛ سلوک و سیره حضرت استوار کنم.

مهمترین قصد و هدف من در نگارش «محمد(ص) رحمهللعالمین» با توجه به آنکه مخاطبان آن همه مردم هستند؛ گروه سنی جوان، مخاطب هدفم بود. چرا که احساس می کنم جوان امروز شناخت بسیار کمی از رسول الله(ص) دارد. در این میان حضرت ختمی مرتبت بسیار مظلوم واقع شده و البته بخشی از مسائلی که درباره حضرت در کتابهای مرتبط با زندگانی ایشان مطرح شده به هیچ وجه واقعی نیست و در این میان بازه زمانی از بعثت تا رحلت حضرت، به شدت مورد تحریف قرار گرفته است. پس هدف مهم بعدی من در نگارش کتاب «محمد(ص) رحمهللعالمین» زدودن این تحریفها از روایت زندگانی حضرت محمد مصطفی(ص) بود.
کتابهایی که بیشتر مورد بررسی قرار دادم آنچنان که اشاره کردم از کتابهای معتبر قرون اولیه بود مانند «مغازی؛ تاریخ جنگهای پیامبر(ص)» به قلم «محمد بن عمر واقدی» مورخ و سیرهنویس سده دوم و سوم هجری قمری؛ با «سیره ابن اسحاق» و «سیره ابن هشام » برای روایت سیره رسول الله(ص)؛ نیز در همین حوزه به کتابهایی چون «تاریخ یعقوبی»؛ «تاریخ طبری»؛ «انصاب الاشراف بلاذُری»؛ کتابهای «ابن اسیر»؛ «ابن کثیر» از دیگر آثار متقن، مستند و مهمی بود که برای نگارش کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعالمین» از آنها بهره بردم. در مواجهه با این آثار ابتدا موراد مرتبط را دستهبندی و بعد آنها را تقریر کردم.
ایکنا- بار دیگر به متن و بطن کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعالمین» بازگردیم. اینبار زبان روایی شما را در این اثر مورد خطاب قرار میدهم. از آنجا که این کتاب را تام و تمام مطالعه کردم با دو نگاه در این پرسش با شما همراه هستم. نخست آنکه باید پذیرفت نسل امروز در مواجهه با دیگر نسلها اهل قرائت روایتهای مکتوب تاریخی با زبان خشک؛ مطنطن و پیچیده نیست و البته کتابهای پرحجم را نیز چندان مورد مطالعه قرار نمیدهد. پس این مهم، ذکاوت و درایت شما را میرساند که چرخش قلمتان در کنار بدل کردن زبان به سمت زبان روایی که خواندن و شیوه مواجهه با آن برای نسل نوجوان و جوان امروز آشناتر است را برگزیدید. دو دیگر؛ آسان کردن مفاهیم سخت، صعب، پیچیده و لبریز از معانی سیره و سلوک حضرت رسول، که باز هم دریافت آن گاه حتی برای پژوهشگران و محققان تاریخ اسلام نیز سخت است چه رسد برای مخاطبان هدف شما، یعنی نسل جوان امروز! این مسئله سبب شد تا نوع نگاه، جنس زبان، روایت و قلم شما در این عرصه باعث اقبال بسیار بالای مخاطب شود. به حتم بخش مهمی از این توفیق در قالب قلمی کردن بیش از 50 اثر که پیش از آن به آن اشاره کردید نهفته است. اما سهم دیگر بیتردید و به تحقیق به مخاطبشناسی امروز و نگاه شما باز میگردد. از این فضا بگویید؟
بخشی را خود اشاره کردید؛ اینکه زبان قلم را به سمت زبان روایت چرخاندم، نگاهی کاملا درست است. چرا که وقتی من مطلبی را از «تاریخ یعقوبی» برمیدارم، نمیتوانم دستی در روایت آن تاریخ ببرم و باید عین آن مطلب را بیاورم؛ اما زمانی که در مقام تحلیل برمیآیم یا قصدم آن است که مفاهیم موجود در آن روایت تاریخی را برای مخاطب باز کنم از اینجا به بعد دیگر قلم در یَدِ قدرت من است. تاکید می کنم در روایت نویسنده اصلی نمیتوانم دستی ببرم؛ اما زبان تحلیل برای ارتباط با مخاطب از آنِ قلم، نگاه و جهان واژگان من است. آن کتاب اولیه باید وجود داشته باشد تا توضیحات؛ تحلیلها و تشریحهای من معنی پیدا بکند.
با استعانت از این نگاه تمام سعی و کوشش خود را به کار میبرم تا مطالب را به شیوهای روشن؛ ساده؛ آشکار و با حفظ همان معانی عمیق برای مخاطب خود و مخاطب امروزم بازگو کنم.
برای روشن شدن منظورم اجازه دهید تا با مثالی توضیح دهم. به عنوان مثال وقتی درباره قبل از «بعثت» بنا بر صحبت دارم و قلم خود را بر تولد حضرت استوار می کنم؛ ابتدا تمام تحریفهایی که در اطراف روایت تولد حضرت ختمی مرتبت وجود دارد را میزدایم و تاکید میکنم که بسیاری از آن اتفاقهایی که میگویند با تولد حضرت رسول(ص) در جهان به وقوع پیوسته است، وجود نداشته و اینها تحریفهای تاریخی است. همه اینها را با دلایل و مستندات رد می کنم. به این نکته اشاره می کنم که محیط «مکه» در آن زمان، همان روال طبیعی خود را طی میکرده است.
یا وقتی از ازدواج حضرت رسول(ص) با حضرت خدیجه(س) صحبت میکنم، مهمترین مسئله برای من؛ به ویژه برای مخاطب امروز جوان به ارتباط این دو بزرگوار با یکدیگر بازمیگردد. پس تمرکزم را بر اختلاف سنی این دو استوار نمیکنم؛ بلکه به سمت زدودن تحریفهای تاریخی میروم و به شکل مستند و مستدل آنها را رد میکنم و به قول معروف دور میریزم. من در مواجهه با این دو بزرگوار از جنس زندگانی و سیره حضرت وارد ارتباط صمیمانه میان حضرت محمد(ص) و حضرت خدیجه(س) میشوم. تمام روالِ کتاب «محمد(ص)؛ رحمهللعالمین» بر همین نگاهی استوار است که با شما مطرح کردم.

باز در نمونه دیگر؛ وقتی درباره مسائل مربوط به «بعثت» تا «هجرت» در این کتاب صحبت می کنم و از موضوع لزوم تاکید حضرت برای رفتن به «حبشه» سخن میگویم؛ بسیاری از روایتها مبنی بر آنکه چون مسلمانان افرادی فقیر بودند یا در زجر مطلق به سر میبردند و از این جهت حضرت تصمیم گرفت تا به توسعه اسلام بپردازد و گام نخستش، «حبشه» بود ورود میکنم و به این مسئله تاکید میکنم که خیر اینگونه نبوده است که فقط فقرا به این سفر بروند یا چون مسلمانان و مردمان در زجر بودند، حضرت رسول(ص) بنای توسعه، ترویج و تبلیغ دین اسلام خارج از سرزمین خود را به عنوان هدف رسالتش تعیین میکند!
چرا؟ پاسخ روشن است! وقتی به آن کاروان نگاه میکنیم به وضوح شاهد هستیم انسانهایی بسیار متمول چون «عثمان بن افغان اموی» یا «جعفر بن ابی طالب» فرزندن جناب «ابوطالب» در آن کاروان بودند. هیچ اَحَدی نمیتوانست به فرزند ابوطالب آزاری برساند. پس اینجا مشخص میشود که صحبت از انتقال، ترویج و نضج دین اسلام به سبب از زجر کشیدن و فقر مردم نیست! صحبت از آن است که پیامبر احساس می کرد محیط «مکه»، محیطی بسته است و میخواست اسلام را در سرزمینهای دیگر گسترش بدهد. پس ایشان از این افراد برای نفوذ دین اسلام استفاده کرد. تمام قصد من آن است که در این اثر نشان دهم درایت و ذکاوت حضرت رسول(ص) مافوق تصورات آن زمانه است.
جمیع اقداماتی که حضرت رسول(ص) در آن 23 سال دوران رسالتش انجام داد و طی همان مدت، اسلام را در غرب و شرق عالم نفوذ داد؛ همه برآمده از درایت، نگرش و دقت نظر حضرت محمد(ص) است.

ایکنا- خانم محمدزاده؛ به نگاهی که خود اشاره کردید باز میگردم. یعنی مخاطبان هدف به ویژه نسل جوان امروز و قلمی که برای دریافت آنها بر بلندای نام حضرت ختمی مرتبت(ص) این بار با نگاه شما چرخیده است. جوان امروز در مواجهه با کتاب «محمد(ص)؛ رحمه للعالمین» شما با چه محتوایی مواجه است؟
باز هم تاکید میکنم که نگاهم در این کتاب به جوانان و به ویژه مخاطب جوان امروز استوار بوده است. برداشتم آن است و حاصل تحقیقهای متعددم نشان میدهد که جوان امروز مهمترین هدفش آن است که سیره و زندگی حضرت رسول(ص) را نخست بفهمد، بشناسد و بعد جهت الگوبرداری از آن استفاده کنند.
از همین روی فصل چهارم کتاب «محمد(ص)؛ رحمه للعالمین» را به این مسئله اختصاص دادم. این فصل، مفصلترین و طولانی ترین فصل کتاب نیز است. در این فصل به شکل مشخص وارد مسائل زندگی حضرت میشوم. اگر درباره سیره فردی حضرت رسول(ص) صحبت میکنیم و به تعریف آن مینشینیم؛ روی سخن نگاهو قلمم آن است تا نشان دهم و بگویم که پیامبر چگونه صحبت میکرد.
به وضوح میبینیم و میدانیم که دوران رسالت حضرت محمد مصطفی(ص) 23 سال بود. اجازه میخواهم توضیح بیشتری برای مخاطبان شما به ویژه نسل جوان مخاطبان شما بدهم. 23 سال دوران رسالت حضرت رسول(ص) بود؛ اما اگر تمام صحبتهای پیامبر اعظم(ص) را به جز «قرآن» که کلام وحی است، یعنی فقط کلام رسول الله(ص) را جمع کنیم حتی یک کتاب هم نمی شود! این نشان میدهد که «رسول الله(ص)» مرد و اهل عمل بود نه حرف زدن!
جملات حضرت رسول(ص)بسیار کوتاه است. یک جمله را فقط به عنوان مثال برای شما میگویم. حدیثی از رسول الله(ص) است که این گفتوگو را به آن زینت میدهم. حضرت فرمودهاند: «المجالس و بالامانه» یعنی «مجالس امانت است». دقت کنید تنها درباره همین جمله که از دو کلمه تشکیل شده میتوان کتابهای فراوان نوشت.

اینکه مجالس حضرت رسول(ص) سراسر حکمت و دانش بود. حرف بیفایده در آنها نبود. حضرت، کوتاه سخن میگفت. حرمت مردم را حفظ میکرد. نگاهش به همه یکسان بود. حیا، شرم و صداقت؛ اصلیترین اصول حکمفرمای مجالس، مصاحبتها و معاشرتهای حضرت محمد(ص) بود. بلند سخن نمیگفت. بر این و آن مرگ نمیخواست و نمی فرستاد! تخم کینه؛ عداوت؛ دشمنی و انتقام در دل مردم، مسلمانان و پیروانش نمیکاشت. آبرو از کسی نمیبرد. در زندگی فردی، تجسس نمیکرد. عیوب افراد را بلند نمیگفت و گفتارش شمرده و شمرده بود!
تک تک این صفتها اگر بخواهد مورد توضیح قرار گیرد، خود کتابهای مختلف و متعددی میشود. میخواهم بگویم که رسول الله(ص) دو کلمه فرمود؛ این دو کلمه تا چه حد لبریز از معانی بلند انسانساز؛ معرفتبخش و مکتبساز دین هدایتگر مبین اسلام است.
ایکنا- خانم محمدزاده در ادامه این گفتوگو بار دیگر به جملههای نخستین شما بازمیگردم. اما تاکیدم آن است که فرا و ورای تمرکز بر کتاب شما یعنی «محمد(ص)؛ رحمهللعالمین»، درباره «ادبیات نبوی» با شما سخن میگویم. وقتی ما درباره چاپ کتابهایی چون سیره حضرت محمد مصطفی(ص) صحبت میکنیم؛ حسب روایت شما، کتابهای مختلف و متعددی در این حوزه نوشته شده است. پس چرایی الزام دوباره نگارش این اثر هنوز موضوع محوری این گفتوگوست که به کُنه آن با وجود روایت شما پِی نبردهام! این یکی از همان بحثهایی است که از زمان رونمایی این کتاب -در شهریور امسال- هنوز هم نَقلُ و نُقلِ محافل است. هرچند که تاکید میکنم این کتاب با اقبال بسیار خوبی مواجه شده است. کمی بطنیتر و عمقیتر پرسش خود را مطرح میکنم. شما اشاره داشتید که مخاطبان هدفتان در کنار احترام به عموم افراد؛ نسل جوان کشورمان است. این کتاب چه پرسشی از پرسشهای نسل جوان را در مواجهه با حضرت ختمی مرتبت(ص) بنا به پاسخ دارد و در نهایت چه خلاء از خلاهای مواجهه جوان امروز با دین اسلام و رسول و پیامبرش را بنا به برطرف کردن دارد؟
صریح پرسیدید و با همان صراحت پاسخ میدهم! در میان کتابهایی که من تا به امروز درباره زندگانی؛ سیره و سلوک حضرت محمد(ص) دیدم؛ شاید بهترین آنها کتاب «تاریخ پیامبر اسلام» به قلم زندهنام «محمد ابراهیم آیتی» است. اما این کتاب بسیار مفصل است و نسل جوان امروز به هیچ وجه دنبال کتابهایی که با شرح و تفصیل فراوان از هر موضوعی از جمله رسول مهربانیها سخن گفته باشد، نمیرود. نسل جوان امروز دنبال مطالب شسته؛ رُفتِه؛ کوتاه و موجز است که در اختیارش قرار گیرد. آن هم درباره پیامبر بزرگوارش که اصلی بسیار مهم برای شناخت نسل جوان امروز به شمار میرود.
اگر شما کتابهایی را که درباره تاریخ تحلیلی دوران رسالت، یا سیره و زندگی حضرت ختمی مرتبت(ص) نوشتهو چاپ شده را فقط نگاه کنید با آثار بسیار قطور؛ مفصل و گاه مجلدات متعدد درباره زندگی حضرت رسول(ص) مواجه میشوید. این آثار امروزه در ارتباط گیری با نسل جوان نمیتوانند موفق باشند. پس من قصدم آن بود تا کتابی بنویسم که نسل جوان، ابتدا با توجه به آن اثر، سراغ رسول الله(ص) برود؛ او را بشناسد و بعد مطالب جامعی که درباره حضرت است را آنچه که مربوط به زمانه و زیست ایشان است به جوان امروزی با بینش؛ روش؛ گویش و منش او ارائه دهم. نه یک کتاب قطور و پُرحجم که مخاطب جوانِ امروز را پس میزند.
دلیل دیگر؛ زدودن تحریفها و رو کردن رویاهای خلاف واقعی است که درباره حضرت محمد(ص)، چه زندگی شخصی ایشان و چه زندگی دوران رسالتش بیان شده و نوشته شده است. به همین سبب تصمیم گرفتم تا کتابی را بنویسم که جوان امروز، راحت در دست بگیرد؛ راحت آن را مطالعه کند و هر آنچه که باید را دریابد.
بله؛ درست است؛ من حتی در این کتاب به غزوات رسول الله(ص) نیز اشاره کردم؛ اما اینکه به قضات ورود کردم و آنها را توضیح دادم دلیلش بیان روحیه جنگطلبی حضرت محمد امین(ص) نبوده است. چرا که برای هر کدام با استنادو اتقان، دلیل آوردم که پیامبر برای هیچ غزوهای پیش قدم نشده و تمام آن نبردها بر او تحمیل شده است.
پیامبر هر دستی که برای صلح به سویش میآمد؛ ولو حتی اگر به ضرر خودش بود، به نفع جامعه اسلام میپذیرفت. آنچه که حضرت رسول(ص) میخواست؛ صلح، مهربانی، مودت و اتحاد بود و هر آنچه که در نهایت به نفع اسلام تمام شود.

آنچه که هدف بیان من از سیره رسول الله(ص) برای جوان امروز بود، آن است که مخاطبم بداند که پیامبر؛ اولین فردی بود که با خرافات مخالف بود. اگر کسی مریض میشد تاکید داشت تا او را نزد طبیب ببرند؛ نه آنکه به خرافه و جهل رو بیاورند. یا اینکه بگوید من آب دهانم را به او میزنم تا او خوب شود. به هیچ وجه این حرفها وجود نداشت. پیامبر میفرمود درد را خدا داده و به همان میزان درمان نیز از جانب خدا به انسان عطا شده است. پیامبر تاکید داشت که نظامِ عالَم، هوشمندترین نظامی است که توسط حضرت حق آفریده شده و هر عملی در آن عکس العملی دارد.
من از سنتهای پیامبر(ص) اگر سخن گفتم؛ از مهلت دادن او به کافران و مشرکان گفتم. اینکه اگر آنها ظلمی کردند؛ اگر بیتالمال را غارت کردند؛ پیامبر با آنها از سر قهر و جبر برخورد نمیکرد. با آنها به گفتوگو مینشست؛ هدایتشان میکرد. اینها همان گمشدههایی است که نسل امروز باید درباره دوره زیست رسول مهربانی؛ رحمتللعالمین و از همه مهم تر حضرت ختمی مرتبت، پیامبر آورنده دین اسلام بداند و بشناسد.
جوان امروز میخواهد این دست از اطلاعات و معارف را درباره رسول الله(ص) بداند. جوان مسلمان امروز، میخواهد بداند که پیامبرش چگونه فردی بوده است. بداند که شجاعت آن را داشته که با هرگونه جاسوسی و تجسس در زندگی شخصی افراد مخالفت کند. پیامبر او لبریز از خصلتهای خوبی بود که اگر هر یک از آن خصلتها را جوان امروز بداند و بشناسد، بدون هیچ تردیدی بیش از پیش عاشق؛ تابع و پیرو حضرت رسول(ص) خواهد شد و مهمترین الگوی زندگی او حضرت ختمی مرتبت خواهد بود.
در نهایت تلاشم آن بود تا جوانان مسلمان سرزمینم، انسانهای بزرگ هر قوم و پیامبر بزرگ خود را در مواجهه با مسائل مختلف به ویژه مسائلی که این روزها نیز مردمان جهان با آنها سروکار دارند بیش از پیش بشناسند. اگر هر مخاطبی؛ تاکید می کنم، هر مخاطبی به ویژه جوانان به این کتاب رجوع کنند؛ میتوانند شناخت بهتری از پیامبر عظیم الشان اسلام داشته باشند.
انتهای پیام