کد خبر: 4329245
تاریخ انتشار : ۲۹ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۳
علی مساوات:

«علی‌اصغر سماواتی»؛ شهیدی که زمان و نحوه شهادت خود را به تصویر کشید

همرزم شهید «علی‌اصغر سماواتی» گفت: دو شب قبل از عملیات شهیدان سماواتی و علی زیرک روی دیوار پادگان ابوذر نقاشی کشیدند، تصویر تابوتی که روی آن پرچم ایران بود و با زنجیر به زمین وصل شده بود؛ از نظر موقعیت جغرافیایی نیز دو تپه و طلوع آفتاب را به تصویر کشیده شده بود. شهید سماواتی بدون اینکه بداند در کجا عملیات قرار است برگزار شود، زمان و مکان و نحوه شهادت خود را به تصویر کشیده بود.

شهید علی اصغر سماواتبه گزارش خبرنگار ایکنا از همدان، علی مساوات، همرزم شهید علی‌اصغر سماواتی، امروز، 29 دی‌ماه در آیین نکوداشت شهید «علی‌اصغر سماواتی» و رونمایی از کتاب «نخل مروارید» زندگی‌نامه این شهید والامقام در باغ‌موزه دفاع مقدس همدان اظهار کرد: پس از پایان جنگ هشت ساله دفاع مقدس وضعیت بغرنجی برای صدام درست شده بود، منافقان به‌عنوان خوش‌خدمتان صدام پای کار آمده و به‌دنبال ضربه زدن به نظام بیش از گذشته برآمدند.

وی بیان کرد: شهید سماواتی در ابتدا در گردان غواصی بود و بعد به گردان ۱۵۵ آمد؛ از روزی که وی پایش به گردان ۱۵۵ باز شد، شور و حال دیگری در گردان پیچید، با توجه به اینکه شهادت از اعمال و رفتارش مسجل بود و برای خود وی و ما نمایان بود که به شهادت خواهد رسید.

همرزم شهید سماواتی گفت: مداحی‌هایی که شهید سماواتی انجام می‌داد و نماز جماعت‌هایی که برپا می‌کرد، موجب شده بود از سایر گردان‌ها به گردان ما می‌آمدند، آوازه صوت داوودی قرآن و مداحی وی بین همه پیچیده بود و زبانزد بود.

وی افزود: در سال 1370 جمهوری اسلامی در منطقه خسروی تصمیم گرفت یک عملیات علیه منافقان انجام دهد، یکی از گردان‌های حاضر از همدان گردان ۱۵۵ بود. به جلو حرکت کردیم، اما به‌دلیل مسائل حفاظتی عملیات انجام نشد.

مساوات با اشاره به اینکه شهید علی‌اصغر با ۱۵ سال سن پا به رکاب جبهه‌ها بود، بیان کرد: وی یک بسیجی عادی محسوب می‌شد، پدر این شهید بزرگوار خود از رزمندگان بود، لحظه وداع وی و فرزندش بسیار دیدنی بود، حاج محمد در آن لحظه سفارش‌هایی به فرزند خود می‌کرد، در موارد مشابه دیده بودیم که پدران احساساتی می‌شدند، اما کوچکترین تزلزلی در وجود پدر شهید سماواتی وجود نداشت.

این رزمنده دفاع مقدس اظهار کرد: عملیات آغاز شد و از آنجا که امکان حرکت نیروها نبود، با کامیون نیروها جابه‌جا شدند و وارد خاک عراق شدیم، فاصله ۱۵ کیلومتری شمال عراق در نزدیکی خانقین، تپه‌های جبل مروارید ساکن شدیم، شهید سماواتی دائماً دعا می‌خواند و در مسیر مداحی می‌کرد، به یک پاسگاه سنگی رسیدیم و منتظر بقیه گردان‌ها بودیم، تا بقیه رسیدند، قرار بود سوار کامیون‌های بعدی شویم، شب بود داشتم بچه‌ها را چک می‌کردم تا حرکت کنیم دیدم دو سه نفر تنهایی نشسته‌اند، یکی از آن‌ها علی‌اصغر بود که چفیه را روی سرش انداخته و دعا و ذکر می‌خواند به او گفتم مرا هم دعا کن، صحبتی نکرد.

مساوات بیان کرد: شهید سماواتی در طی مسیر، شوخی می‌کرد و جوک می‌گفت، صدای موشک و خمپاره درمی‌آورد. حتی برخی به وی خرده می‌گرفتند، اما عجیب به رزمندگان روحیه می‌داد و به قدری آرامش داشت که حتی فرماندهانی که در مسیر حضور داشتند آن‌قدر آرامش نداشتند.

وی اظهار کرد: دو شب قبل عملیات شهید سماواتی و شهید علی زیرک روی دیوار پادگان ابوذر نقاشی کشیدند، ابعاد این نقاشی یک متر در یک متر بود؛ تصویری از یک تابوت با پرچم ایران روی آن که با زنجیر به زمین وصل شده بود. از نظر موقعیت جغرافیایی نیز دو تپه و طلوع آفتاب به تصویر کشیده شده بود. شهید سماواتی بدون اینکه بداند عملیات قرار است برگزار شود، زمان، مکان و نحوه شهادت خود را به تصویر کشیده بود.

این رزمنده دفاع مقدس با اشاره به نحوه شهادت علی‌اصغر سماواتی بیان کرد: سرانجام بامداد ۱۲ فروردین‌ماه سال 1370 در عملیات مروارید در مبارزه با منافقان به درجه رفیع شهادت رسید، داوطلبانه و با شجاعتی که داشت به سمت تانک دشمن می‌رود و پس از شلیک دو تا سه گلوله آرپیچی توسط منافقان مورد اصابت گلوله قرار گرفته و شهید علی زیرک که کمک آرپی‌چی زن بوده نیز هر دو به شهادت می‌رسند و هر دو بزرگوار پیکرشان هنوز که هنوز است بازنگشته است.

مساوات در پایان گفت: شهید سماواتی یک مجتهد و عارف بود، کسی که در کنار پدر و برادر خود از ۱۲ سالگی در جبهه بود الگویی برای نوجوانان ماست.

انتهای پیام
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha