فتنههای آخرالزمانی در روایات اسلامی با ویژگیهای ممتازی توصیف شدهاند. شناخت این فتنهها و راه عبور از آنها به حدی ضروری است که باید هر منتظر حقیقی آنها را بداند، از این رو خبرنگار ایکنا از همدان به منظور «بررسی فتنههای آخرالزمان و روایات وارده در این زمینه و راههای نجات آن»، با حجتالاسلام والمسلمین علیرضا یوسفی راستگو، متخصص حوزه مهدویت در همدان، گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم؛
در روایات اشارههای متعددی به فتنههای آخرالزمانی شده است، این فتنهها ابهامآفرین و تاریک هستند، به گونهای که حق و باطل چنان درهم میآمیزد که حتی خردمندان نیز در تشخیص آن دچار حیرت میشوند. آنها همگانی و فراگیراند و مانند پارههای شب تاریک، همه جوامع را در بر میگیرند. این فتنهها بنیانشکن هستند و اعتقادات ریشهدار و ارزشهای استوار را نشانه میروند. همچنین پیاپی و متراکم میآیند، چنانکه پایان یکی، آغاز دیگری است.
در متون اسلامی روایات متعددی به این موضوع پرداختهاند: پیامبر اکرم(ص) در حدیثی مشهور فرمودند: زمانی بر مردم میآید که فتنهها همچون پارههای شب تاریک است؛ شخص صبح در حال ایمان باشد و شام کافر گردد.
امام علی(ع) در نهجالبلاغه فتنهها را اینگونه توصیف میکنند: «فتنهها چونان شتران سرکش شدهاند، بینا و شنوا کور و کر گشتهاند، حق و باطل درهم آمیختهاند.»
در روایات اهل بیت(ع) نیز تأکید شده که پیش از ظهور حضرت مهدی(عج)، فتنههایی رخ میدهد که مردم در آن سرگردان میمانند و تنها عالمان راستین و متمسک به ثقلین میتوانند راه نجات را بیابند.
نجات از این فتنهها در گرو رعایت اصولی است که در روایات بدان اشاره شده. نخست تقویت بصیرت دینی از طریق تعمیق معارف ناب اسلامی و دوری از سطحینگری است.
دوم تمسک به ریسمان محکم اهل بیت(ع) و پیروی از عالمان ربانی که در روایات به عنوان «نجوم امنیت» معرفی شدهاند.
راهکار دیگر حفظ تعادل و پرهیز از تصمیمگیریهای احساسی در فضای ملتهب فتنههاست و دیگری نیز تقوا و مراقبه عملی همراه با دعا و استعانت از ذات حق است.
همچنین وحدت و انسجام اجتماعی در برابر تلاشهای تفرقهافکنانه نیز عاملی مهم در برابر این فتنه هاست.
باید توجه داشت که هر حادثه خشونتآمیزی را نمیتوان مصداق فتنههای آخرالزمانی دانست. براساس معیارهای روایی، فتنههای آخرالزمانی دارای ویژگی مقیاس جهانی یا حداقل تمدنی، ایجاد حیرت گسترده در تشخیص حق از باطل، و اثرگذاری عمیق بر بنیانهای اعتقادی جامعه هستند.
عملیات تروریستی هرچند محکوم و ناگوار است، لزوماً دارای این ویژگیهای کلان نیست. البته ممکن است در برخی موارد، بهعنوان جزئی از جریانهای بزرگتر فتنهانگیز قرار گیرد، اما تحلیل این ارتباط نیازمند بررسی دقیقتر هر مورد با معیارهای روایی است. آنچه در هر حالتی ضروری است، هوشیاری، وحدت و پرهیز از شتابزدگی در قضاوت است.
بهترین رویکرد در مواجهه با هرگونه آشفتگی و بحران، تزکیه نفس، تعمیق معرفت، تمسک به قرآن و عترت، و مشورت با عالمان آگاه است تا با نور هدایت الهی، تاریکیهای فتنهها دریده و مسیر حق آشکار شود.
طبق روایات در آخرالزمان فتنهها زیاد میشوند و باعث رسوایی منافقین و نفوذیان در صفوف منسجم امت واحده اسلامی خواهند شد.
از دیگر برکات و الطاف خفیه میتوان به بروز بصیرت و حضور در صحنه امت ولایت مدار ایران حول محور ولایت فقیه که جانشین امام زمان(عج) است، اشاره کرد.
اگر امتی پای جانشین امام معصوم بایستد قطعاً میتوان امید داشت که در یاری امام زمان سربلند است. کسانی که در امتحان یاری انقلاب اسلامی که زمینهساز ظهور است، مردود باشند بیشک به لیاقت یاری امام زمان(عج) نمیرسند.
به فرموده امام علی(ع)، فقط بابصیرتان، صابران و حقشناسان توفیق علمداری حجت خدا را دارند. یاری ولی فقیه و بصیرت در دوران کنونی مهمترین راه نجات و رسیدن به رستگاری است.
در اندیشه سیاسی شیعه، ولایت فقیه ادامه مسیر ولایت معصومین(ع) در عصر غیبت است. این جایگاه براساس مبانی فقهی و کلامی، ضامن حفظ اصالت دین، وحدت امت اسلامی و جلوگیری از انحراف در مسیر دین است. یاری ولی فقیه در این دیدگاه، نه صرفاً حمایت از یک فرد، بلکه حمایت از نظام الهی حاکمیت اسلام و صیانت از کیان جامعه اسلامی است.
بصیرت در روایات اسلامی به «نور دل» و «بینایی باطنی» تعبیر شده که مؤمن را در تشخیص حق از باطل یاری میدهد. در دوران فتنههای پیچیده کنونی که دشمن با «جنگ ترکیبی» و «شبیخون فرهنگی» به میدان آمده، بصیرت همچون چراغی فروزان مسیر را روشن میسازد. بصیرت به معنای شناخت دشمن و شیوههای نوین مقابله آن، آگاهی از ارزشهای اصیل اسلامی و تمایز آن از تحریفات، درک زمانه و شرایط سیاسی ـ اجتماعی است.
در دوران پرالتهاب امروز که جهان شاهد تحولات ژئوپلیتیک سریع، جنگ رسانهای بیسابقه و هجمههای فرهنگی نظاممند است یاری ولی فقیه به معنای حفظ انسجام ملی در برابر پروژههای تفرقهافکنانه است.
بصیرت به معنای نفوذناپذیری در برابر جنگ روانی و شایعات هدفمند است که این دو با هم ایمنی جامعه را در برابر آسیبهای نرم و سخت را تأمین میکنند.
یاری ولی فقیه بدون بصیرت ممکن است به تعصب غیرعقلانی تبدیل شود و بصیرت بدون محوریت ولایت ممکن است به پراکندگی و انشعاب بینجامد.
ترکیب این دو همان فرمول قرآنی «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا» است که در عصر حاضر، تجسم عینی آن در اتحاد امت حول محور ولایت آگاهانه متجلی میشود. این همان سدی مستحکم در برابر امواج خروشان فتنههای آخرالزمانی است که دشمنان با ابزارهای مدرن به راه انداختهاند.
انتهای پیام