
چهلوچهارمین جشنواره تئاتر فجر در حالی از دوم تا یازدهم بهمن ماه به میزبانی تهران برگزار میشود که امسال تمامی رخدادهای هنری همسو با «فجر انقلاب»؛ مصادف با دو رویداد بزرگ تاریخ معاصر کشورمان، یعنی «جنگ 12 روزه» و «التهابهای اجتماعی دی ماه» برگزار شد.
فصلی از درخشش تاریخ بِشکوه سرزمینمان که بار دیگر در کنار سایه اتحاد و انسجام ملی مردمان جانِ این سرای قهرمان؛ روایت شهادت تعدادی از هموطنانمان در قالب همشهریان مدافعان امنیت و در نهایت روسیاهی دشمنان بر این آب و خاک؛ حاسدان و عاندانی بود که همواره همسو با میل باطنیشان، شکست نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را میخواستند.
امسال در قالب افزوده شدن بخشِ «ایرانِ من» به عنوان فصل ارتباطی درباره دو رویداد یاد شده در جشنوارههای هنری فجر از جمله جشنواره تئاتر و فیلم فجر؛ فصل مهمی از شیوه روایت متفاوت در حوزه «تئاتر مقاومت»؛ «تئاتر پایداری» و آنچه که اصالت و شکوه ایرانیان را در قامت مواجهه با دشمنان و معاندان این خاک به رخ میکشید در قالب زبانِ زیباییشناسانه هنر به مخاطبان ارائه داد.
در همین راستا ایکنا بر آن شد تا با گشت و گذاری در میان نمایشهای اجرا شده در بخشهای اقماری چهلوچهارمین «جشنواره تئاتر فجر» از «تئاتر صحنهای»، «نمایش خیابانی» و بخش «دیگرگونههای اجرا» پای صحبت هنرمندان این عرصه بنشیند و درباره شیوه، نگاه، روایت و اصالت زبانِ زیباییشناسانه هنرِ تئاتر، برای بازتاب شکوه، تجلی، اتحاد و انسجام ایرانیان در برابر دشمنان این آب و خاک، با مخاطب خود سخن بگوید.
آنچه درادامه از خاطر شما میگذرد، حاصل گفتوگوی ایکنا با هنرمندان حاضر در بخش «ایرانِ من» (مرتبط با جنگ 12 روزه و التهابهای دی ماه 1404) جشنواره تئاتر فجر در بخشهای اقماری «تئاتر صحنهای»، «تئاتر خیابانی» و «دیگرگونههای اجرایی» است.

نمایش «بی تابستان» به کارگردانی مشترک سعید زارع و علی رفیعی؛ نمایشی است که از استان لرستان به عنوان اثر برگزیده جشنواره استانی در گام چهلوچهارم جشنواره تئاتر فجر در بخش «مسابقه تئاتر ایران» حضور دارد.
سعید زارع در گفتوگو با ایکنا با تأکید بر آنکه باید قدردان هنرمندان تئاتر کشورمان باشیم که میدان اجرای تئاتر را در هیچ گردنه تاریخی از جمله التهابهای اجتماعی دی ماه 1404 که توسط دشمنان و عاندان این خاک ایجاد شده بود، خالی نکردند تصریح کرد: تمامی اعضای گروه نمایش «بیتابستان» بر این شعار استوار هستند که صحنه نمایش را تریبون و سنگر خود میدانند.
کارگردانان نمایش «بیتابستان» که در بخش «مسابقه تئاتر ایران» جشنواره چهلوچهارم تئاتر فجر حضور دارند درباره خط داستانی این اثر نمایشی با اشاره به آنکه نمایشنامه این اثر نوشته امیررضا کوهستانی در قالب یک درام خانوادگی - اجتماعی است که داستان آن حول محور سه شخصیت نقاش، ناظم و مادر میگذرد گفت: در این اثر، روی رویکردهای نظام آموزشی و ارتباط آن با خانواده تمرکز ویژه داشتیم و بعد از آن به موضوع عشق پرداختیم.
وی ضمن تأکید بر آنکه در روند کارگردانی و طراحی صحنه به سمت رئالیسم مینیمال (واقعگرایی جزئی) حرکت کردیم، اظهار کرد: این نمایشنامه، بسیار سخت و چالشبرانگیز بود و برای ارائه محتوای اصلی، براساس جانمایه نمایشنامه پیش رفتیم و تلاش شد تا در این مسیر، مفهومی را به زور در متن یا شیوه اجرایی جانمایی نکنیم.
وی ادامه داد: علاوه بر توجه به میزانسنها، در بخش طراحی صحنه نیز از دیوار مدرسه به عنوان زمینه اصلی و بستر محتوایی ارائه محتوا بهره بردیم و با توجه به کوچکترین جزئیات، آن را طراحی کردیم.
زارع با اشاره به تفاوتهای اجرا با متن اثر، یادآور شد: برای پرداخت بهتر به موضوع مهر، عاطفه و در نهایت عشق در بطن و محتوای اثر، از مقوله تطبیق بهره بردیم و دو «مونولوگ» (تکگویی) براساس اسطوره «ارفئوس» به عنوان الهه عشق و هنر یونان باستان در پایان و آغاز اجرا اضافه کردیم.

وی ادامه داد: این «مونولوگ»ها در آغاز نمایش با اشاره به عشق گمشده نقاش نسبت به همسرش که ناظم مدرسه است و همچنین مادرِ دختر بچه روایت میشود و در بخش پایانی، از زاویه نگاه دختر بچه به مفهوم ازلی و ابدی «عشق» در قامت هدیهای الهی، یعنی عشق پاک و بیبدن که مفهومش حتی برای «ارفئوس» اسطوره یونان باستان نیز تغییر میکند، به مخاطب ارائه میشود.
این هنرمند تئاتر استان لرستان با اشاره به برگزاری جشنواره بینالمللی تئاتر فجر با بیان آنکه این رویداد هنری تا سالهای پیش تبوتاب ویژهای داشت و بزرگان تئاتر در آن حضور داشتند که از آنها میآموختیم تصریح کرد: متأسفانه هرچه جلوتر آمدیم به واسطه مسائل مختلف، این رویداد تحت تأثیر عوامل متعدد قرار گرفت. با این حال، ما اهالی تئاتر با تمام مظلومیت و سختیهایی که شاهد هستیم، میدان را خالی نکردیم؛ چراکه خط روایت اصلی و سنگر ما صحنه است و اگر حرفی داریم، روی صحنه میزنیم. امیدوارم شعارها به شعور تبدیل شود و تئاتر همچنان پناهگاهی باشد که مردم در آن دغدغهها و چالشهایشان را به تماشا بنشینند و ما بتوانیم سهم اندک خود را ادا کنیم و آنچه هم و غممان است، صادقانه روی صحنه به نمایش بگذاریم.
زارع در ادامه این گفتوگو با اشاره به آنکه در نمایش «بی تابستان» سعی کردیم تا فضای ذهنی خود را به کار اضافه کنیم و از همین روی، دو مونولوگ(تکگویی) از اسطورههای یونانی در آغاز و پایان کار اضافه شد اظهار کرد: در روند کار شاهد بلوغو زایش ذهنیت شخصیتها هستیم.
وی ادامه داد: نمایشنامه «بیتابستان»، داستانی واقعگرایانه دارد که در حیاط یک مدرسه به عنوان صحنه اصلی و ثابت اتفاقهای این داستان تعریف میشود. به همین واسطه تمام توان و تمرکز خود را در توجه به بازیها، اجرای درست و خوشریتم، کار با نور، صدا و دیگر عناصر تأثیرگذار صحنه گذاشتیم.
زارع در پاسخ به چالشهای کارگردانی مشترک با علی رفیعی، با بیان آنکه به قطع کارگردانی مشترک کاری سخت و البته لذتبخش است تکید کرد: اختلاف نظرهایی در جریان تمرین وجود داشت، اما با همدلی و مشارکت این اختلافها برطرف میشد. البته که در بیشتر اوقات همنظر و همسو بودیم. شاید اگر هر یک از ما به طور جداگانه این نمایش را به صحنه میبردیم، شاهد خروجی دیگری از کار بودیم. اما در این همکاری، از تجربهها و دانش یکدیگر در روند ارتقای کیفی اثر بهره بردیم.
وی افزود: اندک تجربهای در هنرهای تجسمی، نقاشی و گرافیک دارم و آقای رفیعی، کارهای زیادی به صحنه برده که این دو مکمل شد تا اتفاقات خوبی را رقم بزند.

شراره یوسفنیا، نویسنده و کارگردان نمایش «مادرم زیر آوار» به عنوان یکی از آثار حاضر در بخش «ایران من» جشنواره چهلوچهارم تئاتر فجر، در گفتوگو با ایکنا درباره موضوع نمایش با بیان آنکه خط اصلی و روایت آن را از بستر جنگ 12 روزه و موضوع دموکراسی برداشته است درباره داستان این اثر نمایشی گفت: «المیرا حکمت» سالهاست در خارج از کشور با عنوان مخالف جمهوری اسلامی ایران در موضوع زنان و رابطه زن و آزادیهای اجتماعی و دموکراسی و دین فعالیت میکند. تنها نقطه پیوند او با ایران، مادرش «ایران بشیری»، استاد فیزیک کوانتوم است که سالهای سال تنها در تهران زندگی میکند.
وی ادامه داد: در یک هفته منتهی به 22 خرداد 1404، او همراه همسر و فرزندش در ایران است و قصد خروج از کشور را دارد که در سحرگاه 23 خرداد رژیم صهیونی به ایران حمله میکند. پروازها لغو و آسمان ایران بسته میشود. خانواده «المیرا حکمت» با سختی و هزینه بسیار برای رفتن به ترکیه به مرز بازرگان میرسند که تلفنی مبنی بر حمله موشکی به محل سکونت «ایران بشیری» -مادر المیرا-، ورق زندگی سیاسی او را برمیگرداند.
به گفته یوسفنیا؛ داستان نمایشنامه از لحظه تصمیم المیرا برای برگشت به تهران و رسیدن به مادری که اکنون زیر آوار حمله رژیم صهیونیستی است، رقم میخورد.
کارگردان نمایش «مادرم زیر آوار» درباره دوگانگی برخورد با کشورهای مختلف با مساله دموکراسی، توسط جوامع غربی، اظهار کرد: «المیرا» در فضای پر از استرس و اضطراب، هیچ چارهای جز گذراندن 10 ساعت دردناک برای برگشتن به تهران ندارد. در این فاصله، با حقیقت دموکراسی، حقوق بشر، آزادی، لیبرالیسم در غرب و نشانههایش در منطقه غرب آسیا؛ فلسطین اشغالی و اکنون ایران و قلب خانواده خودش روبهرو میشود.
وی با اشاره به آنکه «المیرا» در فضایی نفسگیر برای تماشاگر، با مادرش که زیر آوار است، دوستان قدیمی، خانوادهاش که در مرز رها کرده و... همصحبت میشود یادآور شد: حالات روحی و جسمی او در تقابل با آنچه برایش تاکنون وارونه جلوه داده شده، دچار دگرگونی میشود.
نویسنده و کارگردان نمایش «مادرم زیر آوار» با بیان اینکه جنگ 12 روزه رژیم صهیونی تمام نقابهای مشروعیتبخشی بر سیاستهای استعماری غرب را کنار زد، تصیرح کرد: این جنگ نشان داد تمام روبناهای فلسفی، اخلاقی و ارزشی که غرب قرنها برای توجیه سلطهگریاش ساخته بود؛ کنار گذاشته شد. دیگر غرب تلاشی برای پنهان کردن سیاستهایش پشت مفاهیم پرزرق و برق نمیکند و سیاستهایش را با رویکرد آشکار، کاسبکارانه و صرفاً ابزاری در غرب آسیا پیش میبرد. سیاستی تحقیرآمیز نه فقط علیه جهان اسلام، بلکه حتی نسبت به اروپاییها نیز در حال انجام است.
این کارگردان با بیان آنکه در خلال این روایت برای «المیرا» آن ارزشهای اومانیستی (انسانگرایی) و حقوق بشری که نردبان رسیدن به دموکراسی ظاهری برای او شده بود به کنار میرود یادآور شد: غرب نشان داده است که رد شرایط فعلی دیگر دموکراسی بر بستر سرمایهداری آمریکایی نیازی به آن بنیانهای دروغین ندارد.
به گفته این کارگردان؛ «جنگ 12 روزه» وضعیت بحرانی رادیکال و اساسیای برای روشنفکر غیرغربی ساخته است. روشنفکرانی که 100 سال است در ایران بهعنوان نیروی نیابتی غرب و بهعنوان مبشر آزادی، دموکراسی و سعادت غربی به دنبال منطقسازی برای قدرت و تجدد غربی بودند، جایگاه و هویتشان رفتهرفته بیمعنا میشود.
وی دغدغه خود از نگارش و اجرای این متن را شناساندن روشنفکر غربگرای ایرانی و جای پای او در جنگ 12 روزه دانست و افزود: قصد دارم به عنوان نویسنده و کارگردان نمایش به این مهم بپردازم که روشنفکر غربگرا نمیتواند در برابر این واقعیت مقاومت کند که شعارهایی مانند «حقوق بشر جهانی» و «آزادی» چیزی جز پوشش نیستند. گفتمان نحیفی که از روشنفکری غربگرا در برابر گفتمان مقاومت جان میکند؛ فقط با طرح مباحث سطحی و استفاده ابزاری از زن سعی میکند به حیات خود ادامه دهد. آگاهسازی تماشاگر تئاتر در این برهه حساس دغدغه اصلی من است.

محمدهادی عطایی؛ کارگردان و بازیگر نمایش «نسل سکوت» که با این اثر نمایشی در بخش صحنهای چهلوچهارمین جشنواره تئاتر فجر حضور داشت در گفتوگو با ایکنا درباره بطن و متن این رویداد نمایشی در قالب ایام فجر انقلاب برگزار میشود ضمن انتقاد از شیوه مدیریت و برگزاری این رویداد گفت: بریز و بپاشهای جانبی در جشنواره تئاتر فجر سر به فلک میکشد و در نقطه مقابل کمک هزینه گروهها رقم بسیار کمی است.
وی در قالب کارگردان نمایش «نسل سکوت» درباره ویژگیهای این نمایش که منجر به انتخاب آن در چهلوچهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر شد، گفت: این نمایش سه اپیزود دارد که به صورت مستند اجرا میشود. تمام سعی خود را به کار بستیم تا اثر نهایی دور از جامعه و دل مردم نباشد.
وی با بیان اینکه «نسل سکوت» درباره نسلی است که در هشت سال دفاع مقدس بودند، گفت: در این نمایش، سه سرباز عاشق میبینیم که برای رسیدن به عشقشان در طول جنگ چه سختیهایی را تحمل میکنند و انتهای هر سه اپیزود تراژیک است.
عطایی با اشاره به آنکه این اثر در بخش مرور جشنواره تئاتر فجر و بعد از تجربههای اجرا در مهر ماه 1404 در جشنواره تئاتر فجر چهلوچهارم حضور دارد؛ درباره اجراهای استانی در جشنواره تئاتر فجر و اثرگذاری جشنواره در حضور این گروهها برای اجرا در تهران با تأکید بر لزوم مدیریت هزینهها گفت: با حساب سرانگشتی، بیشترین هزینه صرف هتل، غذا، رفت، آمد و خرید دکور میشود و چیزی که برای هنرمند میماند رقم اندکی است.

وی پیشنهاد داد: هر گروه در استان خود به صورت رپرتوآور، در شهر خود اجرا روند و گروههای شهرستانی در استانها برای اجرا پراکنده شوند. در نهایت تجربه این شکل اجرا برای همه گروههای شهرستانی جذابتر است.
وی با اشاره به آنکه سالهاست که میگوییم «تئاتر برای مردم» تصریح کرد: اما جشنواره 10 تا 12 روز برگزار میشود و تا سال بعد دیگر رویدادی نداریم. به نظرم، این شیوه برگزاری برای برگذاری تئاتر میان مردم اصلا و به هیچ روی اثربخش نیست.
این کارگردان و بازیگر با بیان آنکه اگر هزینهها را حساب کنیم، هزینه هر اتاق هتل امسال دو میلیون تومان است و با این شکل تورم؛ سال دیگر دو برابر میشود و برآوردی که برای جشنواره میشود خرج همین امورات است تأکید کرد: از همین روی است که تنخواه و کمکهزینه گروهها تا این سطح پایین است.
این کارگردان تئاتر همچنین درباره تأثیرات جشنواره تئاتر فجر در ایجاد امید و همدلی در جامعه با تأکید بر آنکه جشنواره تئاتر فجر در تحقق این هدف بی تاثیر نیست یادآور شد: جوانهای بسیاری پای به این جشنواره میگذارند چراکه مدیران این رخداد دست به تمرکززدایی و جوانگرایی زدهاند. این مسئله برای گروههای استانی اتفاق بسیار بزرگی است که بتوانند در مجموعه تئاتر شهر به عنوان قلب تئاتر ایران، نمایش خود را به صحنه ببرند.
کارگردان نمایش «نسل سکوت» در پایان گفت: امیدوارم روزی برسد که همانند مجموعه تئاترشهر در تهران، مانند چنین مجموعههایی در سراسر استانها داشته باشیم. در بخش تئاتر باید تمرکززدایی شود. چند سالی است که این اتفاق افتاده اما در حد یک شهر و استان فایده ندارد و باید این هدف گستردهتر شود. گروهها را باید در شهرهای خودشان حمایت کنیم تا برای مردمشان اجرا بروند.

رضا غیور، کارگردان جوان اما با سابقه تئاتر که برای پنجمین بار تجربه حضور در جشنواره تئاتر فجر را اینبار در بخش «دیگرگونه های اجرایی» در کارنامه خود دارد در گفتوگو با ایکنا درباره این نمایش گفت: به عنوان یکی از همکاران تهیهکننده و برنامهساز صداوسیما در حوزه رادیو، تلاش کردم تا به واسطه این نمایش از التهاب صدا و تصویر در روزهای «جنگ 12 روزه» سخن بگویم گفت: اجرای نمایش «24 دقیقه و 30 ثانیه» تجربهای شخصی از یک برهه خاص از زندگی من است و در آن بازه زمانی واقعی 24دقیقه و 30 ثانیه که تصویر و صدا، با توجه به شغلی که دارم و اهمیت صداها برای من، با یکدیگر ترکیب میشوند را با مخاطبان خودم در میان گذاشتم.
وی ادامه داد: فضایی که تجربه کردم، به حدی ملتهب بود که میشد آن را به یک فرم اجرایی نزدیک کرد و تجزیه و تحلیل آن فضا با گذشت زمان از آن اتفاق و دفاع مقدس 12 روزه، شبیه به اجرایی شد که مخاطبان آن را دیدند و شنیدند.
غیور با بیان آنکه بیشتر بر فضای دگرگونه بودن اجرا تمرکز کرده بودم و میخواستم این تصور ذهنی و تجربه عینی من شکل صحنهای به خود گیرد و از همین روی در بخش «دیگرگونههای اجرایی» جشنواره تئاتر فجر شرکت کردم؛ درباره ایده شکلگیری نمایش گفت: تردیدی نیست که علاقه شخصی من به تلفیق فضاهای مختلف هنری و خلق «دیرگونههای اجرایی» برای روایت با مخاطب استوار است.

وی افزود: از همان زمان که در دانشکده تئاتر فعالیت داشتم و تئاتر میخواندم نیز درگیر فضاهای جدید اجرایی بودم؛ اما هر بار در هر اجرا، شکلی را خوب یا بد تجربه میکنم. به خاطر همین نظرات و دیدگاهم همیشه متفاوت است. صحنهای بودن تئاتر مورد علاقه من نیست و همیشه از این شکل فرار میکنم.
این کارگردان تئاتر درباره ویژگیهایی که این اثر را متفاوت میکند گفت: مخاطبان این کار، افرادی هستند که آن فضا را با من، هر کسی به شکلی، تجربه کردهاند. در نقاط مختلف و نزد افراد مختلف، تصاویر مخاطبان در حین اجرا به من کمک میکرد. از همین روی است که متن نمایشنامه بر بداهه استوار است و در قابل نمایشنامهنویس و کارگردان در نهایت میتوانم پنجاه درصد (نیمی از آن) را از قبل برای مخاطبانم تعیین کنم.
انتهای پیام