کد خبر: 4331841
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۴۲
شرح علوی/ ۱3

پرهیز از افراط و تفریط؛ نقشه راه زندگی در کلام امیرالمؤمنین(ع)

مدیر کانون دعاپژوهی صادقین همدان با اشاره به حکمت 70 نهج‌البلاغه گفت: فرد نادان یا اهل افراط است یا تفریط که این افراط و تفریط در همه امور زندگی او نمود پیدا می‌کند.

محمدرضا فریدونی، مدیر کانون دعاپژوهی صادقین و عضو هيئت علمی گروه الهیات دانشگاه بوعلی سینا همدانبه گزارش ایکنا از همدان، رهبر معظم انقلاب در دیدار نوروزی با اقشار مختلف مردم فرمودند: «امسال فعالان فرهنگی به مطالعه و آموزش نهج‌البلاغه توجه ویژه‌ای داشته باشند.» از این‌رو، ایکنای همدان درصدد است به‌صورت هفتگی شرح و تفسیر برخی از حکمت‌ها، نامه‌ها و خطبه‌ها را دنبال کند؛ محمدرضا فریدونی، مدیر کانون دعاپژوهی صادقین و عضو هيئت علمی گروه الهیات دانشگاه بوعلی سینا همدان در ادامه شرح و تفسیر حکمت‌های نهج‌البلاغه در این نوشتار به تفسیر حکمت 66 تا 70 این کتاب پرداخته است که با هم می‌خوانیم:

حضرت علی(ع) در حکمت 66 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا؛ از دست دادن حاجت بهتر از درخواست كردن از نااهل است.»

انسان در مقابل کسی که به او اهمیت نمی‌دهد نباید خود را کوچک کند. ابن ابی‌ الجدید در شرح خود می‌نویسد نیاز خود را نزد سه دسته نباید برد، کسی که خود عبد دیگری است و به عبارتی آقا بالاسر دارد، دسته دوم کسی که تازه به دوران رسیده و مقام یا مالی را پس از محرومیت به تازگی کسب کرده است، همچنین دسته سوم تجارت‌پیشه‌ای که روابطش با مردم فقط براساس سود است.

نیاز به سایر مخلوقات و افراد مختلف اقتضای این دنیاست، نمی‌توانیم در دعاهای خود از خدا بخواهیم خدایا ما را به هیچ‌کس محتاج نکن؛ در این زمینه حضرت علی(ع) می‌فرمایند که از خدا بخواهیم که هیچ‌گاه نیازمند افراد شرور که قابلیت درخواست ندارند، نشویم. فرد شرور یعنی کسی که مشکل دیگران را فقط مشکل آن‌ها می‌داند و اهمیتی نمی‌دهد. با توجه به اینکه همه به یکدیگر احتیاج پیدا می‌کنیم این حدیث معصوم نیز «اِرحَم تُرحَم» راهگشاست.


بیشتر بخوانید:


در حکمت 67 نهج‌البلاغه می‌خوانیم: «لَا تَسْتَحِ مِنْ إِعْطَاءِ الْقَلِيلِ، فَإِنَّ الْحِرْمَانَ أَقَلُّ مِنْهُ؛ از بخشش اندک شرم مدار كه محروم كردن، از آن كمتر است.»

«لَا تَسْتَح» به معنای حیا نکردن و کم‌رویی نکردن است؛ «حرمان» به معنای ناامید کردن دیگران است. محروم کردن، از کم بخشیدن بسیار بدتر است. ثروتمند بودن عامل بخشش نیست، بلکه بخشش یک روحیه است روحیه کمک به دیگران.

این حکمت بیان می‌دارد که بخشنده باشیم هرچند آنچه می‌بخشیم کم باشد. در تاریخ آمده است ابوعقیل انصاری در جنگ تبوک پیامبر(ص) که نیاز به کمک‌های مردمی وجود داشت، کارگری کرد و دو مَن خرما به‌دست آورد یک مَن آن را برای خانواده و یک مَن را به سپاه اسلام داد، به خاطر این مقدار کم او را مسخره کردند که برای فضیلت این کار آیه 79 سوره مبارکه توبه نازل شد: «الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ؛ آن کسانی که عیب‌جویی می‌کنند بر آن مؤمنانی که به صدقات مستحب فقیران را دستگیری می‌کنند و همچنین مسخره می‌کنند مؤمنانی را که از اندک چیزی که مقدور آن‌هاست هم در راه خدا مضایقه نمی‌کنند، خدا هم آن‌ها را البته مسخره و مجازات می‌کند و به آن‌ها عذابی دردناک خواهد رسید.»

امیرالمؤمنین علی(ع) در حکمت 68 نهج‌البلاغه می‌فرماید: «الْعَفَافُ زِينَةُ الْفَقْرِ، وَ الشُّكْرُ زِينَةُ الْغِنَى؛ پاكدامنى، زيور بينوايى است و سپاسگزارى، آرايش توانگرى است.» عفاف و عفت ورزیدن زینت فقر است و شکرگزاری زینت ثروتمندی.

انسان سه قوه شهوت، حکمت و غضب دارد، هر کدام از این‌ها افراط و تفریطی دارد که اگر از حد خود بگذرد به رذیله تبدیل می‌شود.

عفت، تعادل قوای باطنی انسان است و به معنای خویشتن‌داری است. عفت و حیا با هم نسبت دارند و البته تفاوت‌هایی دارند، حیا حد تعادل قوه غضب است و عفت حد تعادل قوه شهوت است.

حیا به این معناست که انسان از سرزنش بترسد که این سرزنش یا از خداست یا مردم، انسان به‌طور فطری حیا دارد، حیا رفتاری میانه پررویی و کم‌رویی است. این حکمت می‌فرماید کسی که فقر مالی دارد اگر بخواهد به چشم خداوند بیاید، باید عفت پیشه کند و شکم و شهوت خود را نگه دارد.

زینت فرد ثروتمند نیز این است که زبان و عمل او نشان دهد که از خدا راضی است و شکرگزار باشد. متأسفانه امروز جامعه به سمتی رفته که هر فرد در هر سطحی از زندگی که قرار دارد زبان اعتراض دارد و کمتر شکرگزاری می‌کنیم، همان‌طور که خداوند در آیه 13 سوره مبارکه سبأ می‌فرماید: «وَقَلِيلٌ مِنْ عِبَادِيَ الشَّكُورُ؛ و از بندگانم اندکی سپاسگزارند.»

در حکمت 69 نیز آمده است: «إِذَا لَمْ يَكُنْ مَا تُرِيدُ، فَلَا تُبَلْ [كَيْفَ] مَا كُنْتَ؛ و درود خدا بر او، فرمود: اگر به آنچه كه مى‌خواستى نرسيدى، از آنچه هستى نگران مباش.»

انسان در زندگی آرزوهایی دارد که بدون آن‌ها نمی‌تواند رشد کند و افسرده می‌شود، اما این آرزوها که در اصل اهداف اوست باید عقلانی و مشروع باشد، در این صورت نیز انسان یا به آرزویش می‌رسد یا نمی‌رسد، اگر به آن آرزو و خواسته‌ای که داشته، نرسید، نباید حسرت خورد و باید قدر همین شرایطی که هست را بداند.

«فَلَا تُبَلْ» را سه گونه می‌توان معنا کرد یکی از معنای آن این است که هرچه از دست رفت نباید برای آن ناراحت شد و با یأس زندگی کرد، چراکه در این دنیا نمی‌توان به همه آرزوها رسید. نوسانات زندگی به‌گونه‌ای نیست که به خاطر آن‌ها حسرت خورد و پشیمان شد البته به شرطی که تکیه انسان به خداوند باشد.

معنای دیگر عبارت این است که اگر به مقصد نرسیدی قدر همین شرایط را بدان، امام علی(ع) می‌فرماید: «روزگار سه قسم است؛ دیروز که گذشته است، فردا که هنوز نیامده و امروز که با هر نفس و قدمی که برمی‌داری باید خدا را مدنظر داشته باشی.»

معنای سوم این عبارت نیز این است که اگر به مقصد نرسیدی اهمیت نده و نسبت به آن مسئله حساس نباش. گاهی برای اینکه بدانیم چگونه باید زندگی می‌کردیم و حسرت نخوریم عمرمان می‌گذرد.

حضرت امیرالمؤمنین(ع) در حکمت 70 می‌فرماید: «لَا [يُرَى الْجَاهِلُ] تَرَى الْجَاهِلَ إِلَّا مُفْرِطاً أَوْ مُفَرِّطاً؛ جاهل ديده نشود مگر در افراط يا تفريط.»

فرد نادان یا اهل افراط است یا تفریط، این افراط و تفریط در همه امور زندگی از جمله نظافت یا درس خواندن و... نمود پیدا می‌کند. خداوند در آیه 143 سوره مبارکه بقره می‌فرماید: «وَكَذَٰلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا؛ ما شما را امت وسط آفریدیم.»

رسیدن به تعادل کار راحتی نیست، در ارتباط با دیگران هم باید با آن‌ها تعامل داشت و راه آمد، تا جایی که می‌شود به خصوص با نوجوانان و جوانان با روی خوش، باید راه آمد و همراهی کرد، البته گناه و معصیت آن‌ها را نباید تأیید کنیم.

انتهای پیام
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha