بحرانهای اجتماعی آزمونی برای سنجش تابآوری عمومی و انسجام ملی هستند. پیش از آنکه بحرانها به صحنه میدان و خیابان کشیده شوند، رسانهها میتوانند با ایجاد بستر گفتوگو، شفافیت و اطلاعرسانی مسئولانه از شعلهوری نارضایتیها جلوگیری کنند. مردم زمانی دست به اعتراض میزنند که احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود؛ بنابراین، دولت نیز باید گفتوگو و نقد را بپذیرد و با کمک از رسانهها از پیشبرد آن به سود امنیت روانی جامعه استقبال کند، آن را سیاهنمایی نشمارد و مسیر تعامل را مسدود نکند. به دیگر سخن، انسداد صدای مردمان یک جامعه، بحران را فرو نمینشاند؛ بلکه پیچیدگیها و آسیبها را افزایش میدهد.
در شرایط غیرمعمول، رسانههای مسئول میتوانند با دقت و تعهد، بحران را به فرصتی برای یادگیری، همبستگی و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل کنند. از دیگر سو، بازتاب نادرست یا شتابزده اخبار، میتواند دامنه آسیبها را گسترش دهد. امروزه رسانههای جمعی بخشی جداییناپذیر از مدیریت بحران به شمار میآیند و نقش آنها در هدایت جامعه و شکلدهی افکار عمومی، نقشی سرنوشتساز است. رسانه مسئول، واقعیت را منعکس میکند، افقها و راهکارها را نشان میدهد و جامعه را با امید و آگاهی در مسیر حل مسئله قرار میدهد.
در ایران، مردمی که دوره هشت ساله جنگ را ـ پیر و جوان این سرزمین ـ تجربه کردند و تا امروز نیز از آثار آن بیبهره نبودهاند، همچنان همراه هستند. همچنین مردمی که سالهای طولانی تحریمهای سخت را در زندگی خود با پوست و گوشت و استخوان حس کردهاند، همراه ماندهاند. بنابراین مردم معارضهای با جمهوری اسلامی و انقلاب ندارند و همواره همراه بودهاند. در هر بزنگاهی که لازم بوده است مردم نقشآفرینی کنند، این نقشآفرینی را نیز انجام دادهاند و در این موضوع هیچ تردیدی وجود ندارد؛ اما مردم باید بیشتر دیده شوند. باید بتوانند زیست، هویت و آنچه هستند را در رسانه ببینند. رسانه جای گزینشگری جامعه نیست، بلکه جای نشان دادن جامعه است؛ یعنی باید بتوانیم همه خوبیها و بدیهای جامعه را در رسانه ببینیم. رسانه امکانی برای برقراری ارتباط میان مردم و حاکمان و میان مردم و حکومت به معنای عام آن است.

بنابراین رسانه باید به سمتی برود که زمینه گفتوگو و شنیدن سخن مردم را فراهم کند تا خیابان به محل ابراز مسائل تبدیل نشود و عدهای نیز نتوانند از این فضا سوءاستفاده کنند.
فرجادی: طبیعتاً باید به سمتی برویم که رسانه به دنبال آن باشد که چگونه میتواند بخشی از وظیفه خود، یعنی سرگرمی، را بهخوبی انجام دهد. در واقع رسانه، افزون بر آگاهیبخشی، وظیفه سرگرمی نیز دارد. شبکههای اجتماعی، روزنامهها، سایتها و دیگر رسانهها تنها وظیفه اطلاعرسانی و آگاهیبخشی ندارند، بلکه کارکرد سرگرمی هم دارند. برای نمونه، زمانی که فیلم میبینید، میتوانید بخشی از هیجانهای خود را کنترل کنید. شاید رسانههای ما در زمینه ایجاد سرگرمیهای فرهنگی کوتاهیهایی را داشتهاند و باید بدان توجه بیش از پیش کنند.
فرجادی: جامعه قطعاً از دیدن خشونت لذت نمیبرد و نباید چنین برچسبی به جامعه بزنیم. هیچ جامعهای از دیدن خشونت لذت نمیبرد. انسانها فطرتاً از خشونت و از رفتاری که موجب ناراحتی و صدمه زدن به دیگری میشود، احساس خوشایندی ندارند.
فرجادی: به نکته درستی اشاره کردید، در این مجال درباره رسانهای که در آن خدمت میکنم سخن میگویم. آموزش را در «آخرین خبر» بهعنوان یک کارویژه در دستور کار قرار دادهایم، یعنی همکارانم به تولید محتوای مناسب برای سنین مختلف اقدام میکنند. اینکه چگونه یک محتوا میتواند ارتباط برقرار کند یا برای سنین خاص مناسب باشد. بخش عمدهای از جامعه ما، یعنی نسلهای جدیدتر، هیچ قرائت و برداشتی از رسانههای موجود ندارند و هیچ ارتباطی با خبرگزاریها، سایتهای خبری و روزنامهها برقرار نمیکنند و در دنیای خود به سر میبرند. شناخت این نسلها گام نخست است که ما آن را آغاز کردهایم و تولید محتوای متناسب با آنان گام دوم بهشمار میرود. در همین چارچوب تلاش کردهایم زمینههایی فراهم کنیم تا آنان نیز به بیان اندیشه و نظر خود به شکل تعاملی با رسانه مشغول شوند.
در این مسیر، یک تقسیمبندی سنی در حوزه تولید محتوا انجام دادهایم: تولیدات ویژه سنین پیش از دبستان، تا دوره نوجوانی یعنی حدود ۱۳ سال و دستهای دیگر برای سنین ۱۳ تا ۱۷ سال. این دستهبندی بهصورت تخصصی و اختصاصی طراحی شده است تا بتوانیم محتوای متناسب با نسلهای جدیدتر تولید کنیم.
فرجادی: اقدام بسیار خوبی که دولت پس از حوادث انجام داد، اعلام سه روز عزای عمومی بود. در واقع دولت خود را موظف دانست که در غم جانباختگان اعلام رسمی داشته باشد و این موضوع هنوز هم ادامه دارد؛ احترام به جانباختگان و توجه به اندوهی که بر دل خانوادههای آنان نشسته است، امری طبیعی و انسانی است. این موضوع بهطور ویژه در رسانه نیز مورد توجه قرار گرفته و جامعه آن را احساس میکند.
آنچه اکنون جامعه رسانهای موظف است در قبال آن نقشآفرینی کند، این است که تلاش شود جامعه به سمت رفتارهای خشونتآمیز نرود؛ یعنی آگاهیبخشی درباره اینکه چگونه میتوانیم نظر خود را مطرح کنیم و چگونه میتوانیم بدون صدمه و وارد کردن خسارت به اموال عمومی و خصوصی، سخن بگوییم. این موضوع مهم است و یک مهارت بهشمار میرود. تبیین ضوابط و قواعد زندگی مدنی که در همه جای دنیا وجود دارد نیز ضروری است؛ یعنی من میتوانم اعتراض کنم، اما نمیتوانم به شما صدمه بزنم یا به اموال دولت و اموال عمومی که متغلق به مردم کشورم است، آسیب وارد کنم و اگر چنین کنم، طبیعتاً تخلف و جرمی رخ داده است؛ این موارد را باید رسانه مطرح کند.
به هر حال، جرقه اولیهای که در بازار رخ داد، ناشی از همین حس رهاشدگی بود؛ مثلاً کاسبی که نمیداند بخرد یا بفروشد، همین احساس رهاشدگی را داشت. این احساس نباید وجود داشته باشد و رسانه باید پیش از شکلگیری اعتراض، صدای آن را بلند کند و به گوش مسئولان و مدیران برساند.
این وظیفه از اهمیت بسیار بالاتری برخوردار است که رسانهها از این پس باید در قبال تکتک آحاد جامعه انجام دهند. اگر رسانهها این کارویژه را بهدرستی انجام دهند و مطالبات مردم را پیگیری کنند، خود میتواند اولین چراغ امیدواری باشد که در ذهن و دل جامعه روشن خواهد شد.
بیتمشعل: درباره شاخصها صحبت میکنیم و اینکه رسانه عمل میکند یا نه، موضوعی جداست. نخست، قرآن کریم بهویژه در بحرانها و شرایط غیرمعمول، امانتدار جان و روان جامعه است. دوم، بیطرفی مطلق معنا ندارد؛ بنابراین رسانه باید محتاط عمل کند، اما شایعهساز نباشد، هیجانفروش نباشد، حقیقتگو و امیدآفرین باشد.

چهار کلیدواژه مصداق یک رسانه مؤثر از این قرار است؛ اول مسئولیت، دوم صداقت، سوم امید و چهارم عقلانیت. اگر این چهار مورد کنار هم جمع شوند، یک رسانه مؤثر شکل خواهد گرفت.
معتقدم اگر قرآن امروز نازل میشد، یقیناً بسیاری از آیات کلام الهی خطاب به کاربران شبکههای اجتماعی بود. در این موضوع شک نکنید، زیرا جمعیت بسیار بالایی را شامل میشود.
سخن در قرآن کریم نقشی بسیار مهم و حیاتی دارد. قرآن میفرماید: «مَا یَلْفِظُ مِن قَوْلٍ إِلَّا لَدَیْهِ رَقِیبٌ عَتِیدٌ». یعنی در قبال هر حرفی که میزنید، باید پاسخگو باشید. هر تیتر، هشتگ، کپشن و… پیامدهای اجتماعی دارد. تیترهای تحریککننده، ادبیات دو قطبیسازی و زبان تحقیر یا تمسخر در بحران تأثیرگذار هستند؛ بنابراین نگاه قرآن این است که هیچ حرف و کلمهای بیحساب نیست، حتی اگر در فضای مجازی باشد. اگر این را بپذیریم و مدنظر قرار دهیم، باور کنید بسیاری از مشکلات رسانهای ما حل خواهد شد.
در بحرانها به یک مرجعیت رسمی رسانهای احتیاج داریم و متأسفانه در حال حاضر فاقد آن هستیم. قرآن کریم به این مسئله نیز اشاره میکند؛ در سوره مبارکه نساء خداوند میفرماید: «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ». یعنی برخی رسانهها حتی اگر موضوعی مرتبط با امنیت ملی باشد، آن را بدون توجه به پیامدهای بعدی منتشر میکنند. این آیه در واقع پایه سخنگویی رسمی، رسانه حرفهای یا مدیریت پیام است. متأسفانه در شرایط غیرمعمول اخیر، ما فاقد چنین مرجعیتی بودیم؛ یا کسانی این نقش را بازی میکردند به جای تلاش برای حل مسئله به نوعی ناامیدی را در جامعه تزریق میکردند.
بر این اساس، یکی از شاخصهای مرجعیت رسانهای این است که هر خبر مهم، مسئولیتساز یا هر پیامی که ممکن است ناامیدی و خشم را در جامعه ایجاد کند، نباید بهسرعت و بدون تأمل منتشر شود. امروزه هر تلفن همراه میتواند فردی را به خبرنگار تبدیل کند و در شرایط بحرانی، هر شخص نقش یک خبرنگار را ایفا میکند. بنابراین انتشار فوری اخبار امنیتی و بحرانی صحیح نیست. مرجعیت خبری آنقدر اهمیت دارد که رسانه باید حلقه واسط عقلانیت باشد، نه تشدیدکننده هیجانات. گاهی در فضای رسانهای اشتباهات بزرگی مرتکب میشویم و به جای عقلانیت، هیجانات را منتقل و منتشر میکنیم. هنگامی که این کار بهطور مداوم انجام شود، در واقع به دشمنان بهانه دادهایم؛ در چنین شرایطی ممکن است سخنی گفته شود و هر رسانهای به ابزاری برای برخی افراد تبدیل شود و کسانی که مخالف نظام هستند از آن سوءاستفاده کنند. بنابراین یکی از پیامدهای عدم وجود مرجعیت رسانهای، چندصدایی مخرب، انتشار اخبار متناقض و در نهایت ایجاد بیاعتمادی گسترده در جامعه است.
از دیدگاه قرآن کریم، اخبار مهم به ویژه در شرایط غیرمعمول قطعاً نیازمند یک مرجع رسمی هستند و ما در این زمینه غفلت کردهایم. به نظر میرسد باید در این مورد گفتوگو شود و نباید اجازه داد هر رسانه یا صفحهای خود را به عنوان مرجع قلمداد کند. اگر بخواهیم این مفهوم را به شرایط امروزی تطبیق دهیم، اهمیت «سخنگوی واحد» در بحرانها آشکار میشود. سخنگو به این منظور تعیین میشود که اعلام کند آنچه فلان شبکه بیان میکند واقعیت ندارد و من به عنوان سخنگوی رسمی حقیقت را اعلام میکنم. هنگامی که مردم سخن درست را از زبان فردی که باید بشنوند، میشنوند، از بلاتکلیفی نجات مییابند و عقلانیت حاکم میشود. در این صورت، مردم به سخنگو و این مرجعیت ایمان میآورند و به جای پناه بردن به دیگران، به او تکیه میکنند. این مسائل و شاخصها از اهمیت بالایی برخوردارند.
اینکه آیا توانستهایم چنین نقشی را به درستی ایفا کنیم یا خیر، موضوعی جداگانه است، زیرا معمولاً یک رسانه در شرایط عادی ارزیابی میشود، در حالی که شرایط غیرعادی و بحرانی نیز وجود دارد. به نظر میرسد قرآن کریم به خوبی به مسائل غیرعادی پرداخته است. این مطالب را با برداشت شخصی و با رجوع به قرآن کریم بیان کردم و قطعاً اساتید و شخصیتهای علمی و تأثیرگذارتر میتوانند تبیین دقیقتری ارائه دهند.
در مورد اثرگذاری رسانه، باید اشاره کنم، معتقدیم رسولالله(ص) با هر بیان و عملکرد خود، یک رسانه شگفتانگیز بودند. نقل است که فردی سوار بر اسب وارد مدینه شد و پرسید: «محمد کیست؟» به او گفتند: «در مسجد نشسته است». او سوار بر اسب وارد مسجد شد و در همان حال حلقهای از افراد را دید. دوباره پرسید: «محمد کیست؟» کوچکترین و کوتاهترین داستان که عظمت رسولالله(ص) را نشان میدهد همین است؛ یعنی جمعی که نشسته بودند، به گونهای بود که مشخص نبود پیامبر(ص) کیست و همین کافی بود.
برخی از صحابه به آن فرد اعتراض کردند که چرا بیادبی میکند، از مرکب خود پایین نمیآید و چرا پیامبر را با نام «محمد» خطاب میکند. این شخص از پیامبر اکرم(ص) پرسید: «شنیدهام ادعای پیامبری کردهای». پیامبر(ص) فرمود: «من رسولالله هستم، ادعا نکردهام، پیامبرم». سپس پرسید: «فرض کن قبول کردیم. شنیدهام پیامبران پیشین معجزه داشتند. معجزه شما چیست؟». حضرت فرمود: «درست شنیدهای. پیامبران پیشین معجزه داشتند و من نیز معجزه دارم». آن شخص دوباره پرسید: «معجزه شما چیست؟» حضرت پاسخ داد: «معجزه من قرآن است؛ کلام خدا». آن شخص گفت: «شنیدهام پیامبران مرده را زنده میکردند». پیامبر فرمود: «قرآن من نیز مرده را زنده میکند». آن شخص پرسید: «چگونه؟» حضرت فرمود: «به زودی خواهی دید». سپس از پیامبر پرسید: «این قرآن تو چه میگوید؟». این همان مسئلهای است که در جامعه ما نیز مطرح است؛ ما هنگامی که اتفاقی رخ میدهد، آن را بر قرآن عرضه میکنیم. حضرت مخاطب خود را به خوبی میشناخت و فرمود که قرآن میفرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ: فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْرًا یَرَهُ وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ» (پس هر کس به وزن ذرهای نیکی کند، [نتیجه] آن را خواهد دید و هر کس به وزن ذرهای بدی کند، [نتیجه] آن را خواهد دید). اگر ذرهای کار نیک انجام دهی، آن را خواهی دید. این همان تأکیدی است که قرآن کریم بر مسئولیت کلام دارد؛ یعنی هیچ سخنی بیحساب و کتاب نیست و هر سخنی که رسانه بیان میکند، مسئولیت اجتماعی دارد.

آن فرد همچنان سوار بر اسبش بود. در آن زمان، میان عربها اصطلاحی رایج بود به نام «صج» که به معنای «آیا راست میگویی؟» است. پیامبر گفت: «صج» (یعنی راست میگویم). پیامبر عظیمالشأن فرمودند: «باور کن». سپس آن فرد بدون خداحافظی، سرش را پایین انداخت و از مسجد خارج شد. رسولالله(ص) فرمود: «این فرد از مسجد خارج نشد، مگر اینکه فقیهترین فقیهان شده بود» و این امر موجب شد که او در هیچ جنگی شرکت نکند مگر اینکه در رکاب رسولالله(ص) و سردمدار آن جنگ باشد. این همان عملکرد رسانهای پیامبر(ص) است.
در یکی از غزوههای رسولالله(ص) اسیرانی گرفته شدند و کنار مسجد مکانی برای نگهداری آنان ایجاد شده بود. هنگام بازدید پیامبر(ص) از این مکان، زنی برخاست و گفت: «یا رسول الله(ص)، پدرم فردی کریم از عرب بود. هیچ کس به خانه پدرم نمیآمد مگر اینکه دست خالی بازنمیگشت». این اتفاق در زمان جاهلیت و پیش از بعثت پیامبر رخ داده بود. پیامبر پرسید: «فرزند چه کسی هستی؟» او پاسخ داد: «من فرزند حاتم طایی هستم». حاتم طایی هر چند مسلمان نبود، اما به کرم و جوانمردی شهرت داشت. رسولالله فرمود: «به احترام مکارم اخلاق حاتم طایی، او را آزاد کنید». این اوج مکارم اخلاق است؛ پیامبر چقدر بزرگوار بود! دستور آزادی او را صادر کرد و با احترام ویژه، او را همراه گروهی به نزد برادرش فرستادند که در همان غزوه علیه پیامبر میجنگید و فرار کرده بود. آن خانم با کمال احترام نزد برادرش برده شد. برادرش تعجب کرد که چرا چنین با او رفتار شده است و گفت: «من در آنجا فردی به نام رسولالله را دیدم…».
مرحوم شهید مطهری اشاره میکند که آنان سه برادر بودند که از شیعیان حقیقی امیرالمؤمنین(ع) شدند و یکی از آنان همان فرد بود. ببینید عملکرد رسولالله(ص) چه تأثیری داشت؛ آنان به افرادی تبدیل شدند که وقتی معاویه قصد تمسخر حضرت امیرالمؤمنین(ع) را در کاخ خود داشت، با آن برخورد کردند و مجلس او را بر هم زدند و گفتند: «شما درباره امیرالمؤمنین چه میگویید؟» این همان فردی بود که پیشتر مخالف رسولالله(ص) بود.
هدفم این است که نشان دهم قرآنسوزیها، مسجدسوزیها و همچنین کاریکاتورهایی که از رسولالله(ص) در سوئد و سایر نقاط کشیده شد، نشانه تلاش برای جلوگیری از پیشرفت رسولالله(ص) و اسلام است، اما آنان موفق نمیشوند. این نتیجه عملکرد رسولالله به عنوان یک رسانه مؤثر است. ما به عنوان رسانه باید عملکرد رسولالله، که برگرفته از قرآن کریم است، بازخوانی کنیم، با خودمان تطبیق دهیم، نقاط ضعف خود را به جامعه منتقل نکنیم و تقصیر را به گردن جامعه نیندازیم.
فرجادی: ممنونم که خبرگزاری قرآنی به این موضوعات ورود کرده است و امیدوارم این رویه تداوم یابد. قطعاً میتواند مؤثر باشد و راهنمای بسیاری از رسانهها شود.