در چهلوهفتمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پرسش از راز ماندگاری و تداوم این حرکت تاریخی، بیش از هر زمان دیگری مطرح است. انقلابی که بر خلاف بسیاری از نهضتهای معاصر، تنها بر هیجانات زودگذر متکی نبود، امروز پس از دههها و در میانه طوفانهای سهمگین منطقهای و جهانی، همچنان پابرجا و اثرگذار ایستاده است.
برای واکاوی این پایداری، پای صحبت حجتالاسلام والمسلمین محمدمهدی تسخیری، معاون بینالملل دانشگاه ادیان و مذاهب نشستهایم تا از نگاه وی، بنیادهای استواری که انقلاب بر آن بنا نهاده شده و عناصری که حیات آن را در این مسیر پرچالش تضمین کرده، بررسی کنیم.
مشروح این گفتگو را در ادامه میخوانیم:
سخنم را با آیهای از قرآن کریم آغاز میکنم که میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ؛ ای مؤمنان»(سوره محمد، آیه ۷)
در چهلوهفتمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، هنگامی که خاطرههای روشنِ روزهای پرشور بهمن ۵۷ در ذهنها زنده میشود و یاد و نام امام خمینی و شهدای راه آزادی و کرامت در دلها طنین میافکند، پرسش از «رمز ماندگاری و تداوم این انقلاب» معنایی ژرفتر مییابد. انقلابی که نه بر پایه هیجانهای زودگذر، بلکه بر ستونهای استوار ایمان، صداقت و همراهی مردم بنا شد، امروز نیز بر همان سه رکن اصلی ایستاده است.
بیشتر بخوانید:
سه حلقهای که ستونهای انقلاب را شکل دادند و ماندگاری انقلاب اسلامی برخاسته از این سه عنصر بنیادین است:
ایمان به خدا؛ باوری که روح انقلاب را زنده نگه داشت و آن را از سطح یک حرکت سیاسی به مرتبه یک نهضت الهی ارتقا داد.
رهبری صادقانه و خداجوی؛ رهبری که با اخلاص، آگاهی، مردمداری و دوری از دنیاطلبی، کشتی انقلاب را در میان طوفانها هدایت کرد.
پشتیبانی خالصانه مردم؛ مردمی که با همه سختیها، در لحظات حساس تاریخ، پشتوانه اصلی انقلاب بودند و هستند.
هرگاه یکی از این حلقهها گسسته شود، هیچ انقلابی،گرچه بزرگترین شعارها را یدک کشد، توان ماندگاری نخواهد داشت اما پیوند این سه، همچون زنجیری الهی، انقلاب را از گزند حوادث حفظ کرده است.
اگر انقلاب اسلامی در برابر توطئههای داخلی، هجمههای بیرونی، جنگ رسانهای، فشارهای اقتصادی، و تلاشهای براندازانه همچنان پابرجاست، دلیلش روشن است:
رهبری آگاه و مخلص در رأس و مردمی بصیر و وفادار در بدنه. گرچه در طول مسیر، عناصر فرصتطلب چه در ساختار حاکمیت و چه در متن جامعه، گاه از مسیر انقلاب فاصله گرفتند یا به خطا رفتند، اما نگاه اکثریت مردم همواره به «سکاندار کشتی انقلاب» بوده است؛ به رهبری که با آرامش، حکمت و توکل، مسیر را روشن نگاه داشته است.
ناوگانهای تبلیغاتی دشمنان از یکسو ایمان مردم را هدف گرفتند و ناوگانهای جنگی و سیاسی از سوی دیگر با تحریم، تهدید و تحریکات داخلی تلاش کردند اعتماد مردم را سست کنند.
اما مردم، با آگاهی و حضور در صحنههای حساس، نشان دادند که این انقلاب تنها یک ساختار سیاسی نیست؛ یک باور، یک هویت و یک عهد الهی است.
در پس همه این فراز و نشیبها، دست قدرت الهی نیز آشکار است؛ گاهی دشمنان را به خود مشغول میسازد تا مجال تعرض نیابند و گاهی دلهای مردم را با نور ایمان و معنویت تقویت میکند تا از «بادهای بیدلرزان» نهراسند.
تا زمانی که ایمان به خدا، رهبری صادقانه و پشتیبانی مردمی در کنار یکدیگر قرار دارند، هیچ قدرتی توان ایستادگی در برابر این انقلاب را ندارد. این مسیر ادامه خواهد یافت، تا آنگاه که انقلاب به صاحب اصلیاش برسد و وعدههای الهی تحقق یابد.
ماندگاری در مسیر انقلاب اسلامی راهی است که با ایمان آغاز میشود و با بصیرت و صبر تداوم مییابد. پایداری یک انقلاب الهامگرفته از ایمان، تنها با شور آغازین و حرکتهای مقطعی تضمین نمیشود؛ بلکه نیازمند مجموعهای از فضایل، آگاهیها و سازوکارهای درونی و بیرونی است که روح انقلاب را زنده نگه میدارد و آن را از آسیبهای زمانه مصون میسازد.
در کنار سه رکن بنیادین ایمان به خدا، رهبری صادق و حکیم و پشتیبانی مردمی، عناصر دیگری نیز همچون ستونهای پنهان یک بنای عظیم، دوام و قوام انقلاب را تضمین میکنند.
بصیرت انقلابی؛ چراغ راه در پیچیدگیهای زمان است آن هم در جهانی که غبار فتنه و جنگ روایتها هر روز فشردهتر میشود، بصیرت همان نوری است که انسان و جامعه را از لغزش در دام دشمنان بازمیدارد.
بصیرت یعنی شناخت صحنه، تشخیص دوست از دشمن و فهمیدن اینکه بسیاری از زمزمههای یأسافکنانه، نه از سر دلسوزی، بلکه برای سست کردن اراده ملت است.
امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «مَن نَصَبَ نَفسَهُ لِلنّاسِ إمامًا فَلیَبدَأ بِتَعلِیمِ نَفسِهِ قَبلَ تَعلِیمِ غَیرِهِ؛ کسی که خود را پیشوای مردم میداند، باید پیش از دیگران، خود را اصلاح کند.» این سخن، معیار روشن مسئولیتپذیری و وجدان کاری است.
باید بدانیم که رانتخواری و ویژهخواری، نهتنها عدالت را میخشکاند، بلکه روح انقلاب را نیز میفرساید. قرآن کریم هشدار میدهد: «وَلَا تَأْکُلُوا أَمْوَالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْبَاطِلِ»(سوره نساء، آیه ۲۹)
رانتخواران نه درد مردم را میفهمند و نه دغدغه وطن دارند. آنان از سفره مردم ارتزاق میکنند اما در بزنگاهها، برخلاف منافع ملت عمل میکنند. این پدیده، بهویژه هنگامی که در میان وابستگان برخی مسئولان دیده میشود، بدبینی اجتماعی را تشدید میکند و اعتماد عمومی را میفرساید.
امام علی(ع) در نهجالبلاغه، ریشه فساد را چنین معرفی میکند: «إنّما أهلَكَ مَن كانَ قَبلَكُم أنَّهُم مَنَعُوا الناسَ الحَقَّ فاشتَرَوهُ ، و أخَذُوهُم بالباطِلِ فاقتَدَوهُ؛ پيشينيان شما از اين رو به هلاكت در افتادند كه مردمان را از حق [شان] باز داشتند و آنان [ناچار با رشوه] آن را خريدند و آنان را به ارتكاب باطل و نادرستى وا داشتند و مردم هم از آن پيروى كردند.»
دقت کنیم که مردم، مسئولین را با سفرههایشان قضاوت میکنند، نه با سخنرانیها. گرچه فشارهای خارجی، تحریمها و توطئههای اقتصادی واقعیتی انکارناپذیر است، اما بخش مهمی از مشکلات معیشتی، از ضعف مدیریت، سوءتوزیع ثروت و بیعدالتی اقتصادی سرچشمه میگیرد.
قرآن کریم عدالت را شرط قوام جامعه میداند: «إِنَّ اللّهَ یَأمُرُ بِالعَدلِ وَالإِحسانِ»(سوره نحل، آیه ۹۰) وقتی اختلاف طبقاتی در جامعه اسلامی به شکاف تبدیل شود، مردم احساس میکنند عدالت الهی که انقلاب وعده آن را داده بود، در عمل محقق نشده است و هنگامی که برخورد قضایی با مفسدان قاطع نباشد، فساد نهتنها مهار نمیشود، بلکه جسورتر و طماعتر میباشد.
آنچه که بر آگاهان پوشیده نیست، این است که انقلابها بر دوش کسانی میمانند که نامشان در ویترینها نیست، اما نفسشان در رگهای جامعه جریان دارد.
سربازان گمنام عرصههای امنیتی، علمی، فرهنگی، اقتصادی، پژوهشی و نظامی، همان کسانیاند که بیادعا، بیهیاهو و بیتوقع، بار سنگین پاسداری از انقلاب را بر دوش میکشند.
در حدیث نبوی آمده است: «خَیرُ النّاسِ أنفَعُهُم لِلنّاسِ؛ بهترین مردم کسی است که بیشترین نفع را به مردم برساند.» این گروههای بینامونشان، مصداق روشن این حدیثاند؛ اگر آنان نبودند انقلاب در برابر فشارهای بینالمللی، فتنهگران داخلی و فرصتطلبان سیاسی تاب نمیآورد.
پرسش دقیقی است و باید بیش از آنها در پاسخ به آن تامل کرد، زیرا که خدمت صادقانه، روح انقلاب است. اعتماد مردم، خون جاری در رگهای آن؛ عدالت، ستون فقرات آن و سربازان گمنام، پاسداران خاموش هستند.
هرگاه مسئولان با وجدانکاری، صداقت، عدالت و دوری از رانتخواری عمل کنند، مردم نیز با تمام وجود در کنار انقلاب میمانند. اما هرجا میان گفتار و کردار فاصله افتاد، هرجا ویژهخواری بر عدالت سایه انداخت و هرجا سفره مردم کوچک شد، انقلاب از درون آسیب میبیند.
استمرار انقلاب نه با شعار، بلکه با عمل صالح، عدالت اجتماعی، پاکدستی مسئولان و تلاش بیادعای خدمتگزاران گمنام تضمین میشود؛ همانها که خداوند دربارهشان فرمود: «وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ»(سوره آل عمران، آیه ۱۳۴)
این برداشت، بر پایه شاخصهایی مانند رهبری، مردم، چالشها، دشمنیها و پایداری تاریخی است. رهبری انقلاب پیوندی محکم با مکتب نبوی دارد که به چند مورد اشاره میکنم:
۱- حرکت بر اساس توحید، عدالت و کرامت انسان
امام خمینی(ره) و آیتالله خامنهای، در گفتار و رفتار، انقلاب را نه یک جنبش صرفاً سیاسی، بلکه حرکتی توحیدی معرفی کردهاند. یعنی همه عرصههای زندگی باید رنگ الهی بگیرد و این همان مبنایی است که رهبران انقلاب بر آن تأکید کردهاند.
امام خمینی(ره) در خصوص انقلاب اسلامی می فرماید: این پیروزی ارتباط به من نداشت، من یک طلبه هستم و نباید این را به من منتسب کنید! پیروزی ارتباط به ملت هم نداشت، این پیروزی مربوط به خدا بود.
این پیروزی انقلاب ما پیروزی بود که به برکت اسلام و گرایش به اسلام و با فریاد الله اکبر به دست آمد اگر مقابله و مقاومت نباشد، نه تنها بناهای ایمان، بلکه اساس زندگی اجتماعی فرو میریزد.
البته گاهی دشمنان به درگیری با یکدیگر مشغولند و این امر موجب راحتی جامعه ماست تا به فکر بازسازی باشد.
«وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا ۗ وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ» (سوره حج، آیه ۴۰
۲- صبر انقلابی؛ استقامت در مسیر طولانی ساختن تمدن
انقلاب اسلامی پروژهای کوتاهمدت نیست؛ راهی است که نسلها باید آن را ادامه دهند. صبر انقلابی یعنی تحمل سختیها، ایستادگی در برابر فشارها و باور به اینکه مسیر حق، هرچند دشوار، سرانجامی روشن دارد.
این صبر، نه انفعال، بلکه پایداری فعال است؛ همان چیزی که ملت ایران در عرصههای اقتصادی، علمی، ورزشی، سیاسی و امنیتی بارها نشان داده است.
۳- امید به آینده؛ موتور حرکت جامعه، امید و روح انقلاب
جامعهای که به آینده خود باور دارد، از مشکلات نمیهراسد و از تهدیدها فرصت میسازد. قرآن میفرماید: «وَتَرجونَ مِنَ اللهِ ما لا یَرجون؛ شما امیدی دارید که دیگران ندارند.»
این امید، نه خیالپردازی، بلکه اعتماد به وعده الهی و باور به توان ملت است.
۴- پرورش نسل حافظ انقلاب؛ استمرار هویت و آرمان
هیچ انقلابی بدون تربیت نسلهای آگاه و مسئولیتپذیر پایدار نمیماند. پرورش کادرهای مؤمن، متخصص و عدالتخواه، تضمین میکند که انقلاب در گردنههای تاریخی دچار انحراف نشود.
این نسل باید هم ریشه در ارزشها داشته باشد و هم توان فهم و مدیریت جهان پیچیده امروز را.
۵- خدمت صادقانه دولتها به مردم؛ ستون عدالت و اعتماد
معیشت مردم، ستون اصلی اعتماد عمومی است، دولتی که خدمت را بر شعار مقدم بدارد و نگاهش به توان داخلی باشد نه دستهای بیگانه، میتواند پشتوانه مردمی انقلاب را تقویت کند.
تجربه تاریخی نشان داده است که بیگانه، چه با انقلاب همراه باشد و چه نباشد، هرگز خیر ملت را نمیخواهد؛ و اتکای به او، جز وابستگی و آسیب، نتیجهای ندارد.
۶- حفظ وحدت ملی؛ سرمایهای که نباید فرسوده شود
وحدت، رمز پیروزی و بقای انقلاب است، ملت ایران با همه تنوعهای مذهبی، قومی و سیاسی، هنگامی که در کنار هم ایستادهاند، بزرگترین قدرت منطقه بودهاند. اختلافافکنی، بزرگنمایی شکافها و دامنزدن به بدبینیها، ابزار دشمنان برای فرسایش قدرت ملی است. پس حفظ وحدت، یعنی ترجیح منافع ملی بر منافع شخصی و جناحی.
۷- شناخت واقعیت استکبار
فهم اینکه قدرتهای بزرگ نیز شکنندهاند و هیچ قدرتی در تاریخ جاودانه نمانده است. استکبار جهانی نیز، با همه هیاهو و سلطهجوییاش، محدودیتها و ضعفهای خود را دارد و چه بسا در بسیاری از مواقع، درگیر نزاعهای درونی و تضاد منافع خویش است.
تیزبینی ملت و مسئولان مانع از آن میشود که در دام طراحیهای پیچیده دشمن گرفتار شوند. ماندگاری انقلاب اسلامی، حاصل ترکیب ایمان و عقلانیت، صبر و امید، وحدت و خدمت و اتکا به خدا و مردم است.
این انقلاب زمانی پایدار میماند که ملت و رهبری، همزمان به آبادانی کشور، پیشرفت علمی و اقتصادی و حفظ ارزشهای الهی بیندیشند و باور داشته باشند که وعده خداوند، همواره پشتیبان کسانی است که در مسیر حق گام برمیدارند.
انقلابها نه با شعار آغاز میشوند و نه با هیجانهای زودگذر تداوم مییابند؛ آنچه روح یک انقلاب را زنده نگاه میدارد، خدمت صادقانه به مردم است؛ خدمتی که از سر تکلیف، ایمان و وجدان برخیزد، نه از سر نمایش، منفعتطلبی یا رانتجویی.
قرآن کریم این حقیقت را در یک جمله بنیادین خلاصه کرده است: «وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا»(سوره بقره، آیه ۸۳) ۰یعنی با مردم نیکو سخن بگویید و رفتار کنید و نیکویی در رفتار، جز با صداقت، عدالت و خدمت بیریا تحقق نمییابد.
در منطق قرآن، عمل صالح مقدّم بر ادعاست: «لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ»( سوره صف، آیه ۲) یعنی چرا چیزی میگویید که به آن عمل نمیکنید. حال وقتی وقتی مردم میان گفتار و کردار مسئولان هماهنگی ببینند، اعتمادشان ریشه میگیرد و در سختترین شرایط، کنار انقلاب و نظام میایستند؛ همانگونه که در بسیاری از مراحل انقلاب اسلامی در دو جنگ تحمیلی مشاهده شد اما اگر شکاف میان حرف و عمل پدید آید، نخست اعتماد مردم آسیب میبیند، سپس سرمایه اجتماعی فرومیریزد، و در نهایت، اصل انقلاب در معرض انتقاد و تضعیف قرار میگیرد.
انقلاب اسلامی از نقطه آغاز تا به امروز اخلاق مدار بود، یعنی پیامبرگونه پیش رفت، زیرا که پیامبر(ص) فرمود: «إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأَخْلاق»؛ و انقلاب اسلامی نیز خود را احیاگر اخلاق، عدالت و کرامت انسانی معرفی کرد.
هدفگذاری انقلاب بر اساس اقامه قسط بود و رهبران انقلاب اسلامی، عدالت اجتماعی، استقلال، مبارزه با فساد و نفی سلطه را در همین چارچوب تفسیر کردهاند.
آیتالله خامنهای در بیانیه گام دوم انقلاب تصریح میکند: برای همهچیز میتوان طول عمر مفید و تاریخ مصرف فرض کرد، امّا شعارهای جهانی این انقلاب دینی از این قاعده مستثنا است؛ آنها هرگز بیمصرف و بیفایده نخواهند شد، زیرا فطرت بشر در همه عصرها با آن سرشته است. آزادی، اخلاق، معنویّت، عدالت، استقلال، عزّت، عقلانیّت، برادری، هیچ یک به یک نسل و یک جامعه مربوط نیست تا در دورهای بدرخشد و در دورهای دیگر افول کند. هرگز نمیتوان مردمی را تصوّر کرد که از این چشماندازهای مبارک دلزده شوند. هرگاه دلزدگی پیش آمده، از رویگردانی مسئولان از این ارزشهای دینی بوده است و نه از پایبندی به آنها و کوشش برای تحقّق آنها.
همچنین سیره پیامبر(ص) در برابر فشار قریش، محاصره شعب ابیطالب و جنگهای پیدرپی، بر صبر، مقاومت و عزت استوار بود.
رهبران انقلاب نیز همین الگو را مبنای راهبردی خود قرار دادهاند و از دیدگاه رهبر معظم انقلاب مقاومت یعنی انسان یک راهی را انتخاب کند که آن را راه حق میداند و در این راه شروع به حرکت کند و موانع نتواند او را از حرکت در این مسیر منصرف و متوقف کند. به عبارتی راه دور زدن سختیها و مقابله و غلبه بر موانع پیدا شود و با شیوهای عاقلانه از موانع عبور شود.
هیچ تحول اجتماعی بدون مردم پایدار نمیماند. انقلاب اسلامی از آغاز تا امروز، بر باور و مشارکت مردمی تکیه داشته است. مردم ایران، انقلاب را نه یک تغییر حکومتی، بلکه احیای هویت دینی و کرامت انسانی میدانستند.
از جنگ هشتساله تا تحریمهای چند دههای، مردم ایران بارها هزینه دادهاند. این پایداری، یادآور یاران پیامبر(ص) در بدر، احد و احزاب است؛ وضعیت ایران، شباهت آشکاری با جنگ احزاب دارد؛ اما همانگونه که پیامبر(ص) با ایمان و تدبیر از آن بحران عبور کرد، انقلاب اسلامی نیز با تکیه بر مردم و رهبری، از جنگ سربلند بیرون آمد.
محاصره اقتصادی و فشارهای چند دههای تحریمهای گسترده، یادآور محاصره اقتصادی شعب ابیطالب است. در هر دو مورد، هدف، شکستن اراده جامعه بود؛ اما نتیجه، استحکام بیشتر ایمان و هویت جمعی شد.
مطلب دیگر جنگ رسانهای و اخلاقی است که در عصر پیامبر(ص) نیز قریش از ابزارهای تبلیغاتی زمان خود استفاده میکردند: تهمت، تحریف، شایعهسازی و جنگ روانی. امروز نیز رسانههای جهانی با قدرت اقتصادی و تکنولوژیک، در برابر انقلاب صفآرایی کردهاند.
با توجه بر توانمندیها و گستره دشمنان انقلاب اسلامی، تحلیلگران سیاسی معمولاً بر این نکته تأکید میکنند که مخالفان انقلاب اسلامی، از قدرتهای بزرگ اقتصادی، نظامی، امنیتی و رسانهای تشکیل شدهاند و این تقابل نابرابر، شباهت زیادی به مواجهه پیامبر(ص) با امپراتوریهای زمان خود دارد و بسیاری از ناظران، پایداری انقلاب در برابر چنین فشارهایی را مصداقی از این وعده میدانند.
پایداری مردم ایران در برابر جنگ، تحریم، ترور، فشار رسانهای و تهدیدهای امنیتی، در نگاه بسیاری از تحلیلگران، نشانهای از یک پشتوانه معنوی و الهامگرفته از فرهنگ نبوی است.
این پایداری، یادآور آیهای است که درباره یاران پیامبر(ص) نازل شد: «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا»(سوره آل عمران، آیه ۱۳۶)
به همین دلیل، در نگاه بسیاری از تحلیلگران و متفکران دینی، انقلاب اسلامی ایران نه صرفاً یک تحول سیاسی، بلکه حرکتی تمدنی با ریشههای عمیق در آموزههای پیامبر اکرم(ص) دانسته شده است.
در پایان، امید میرود کارگزاران این سرزمین قدر نعمت بزرگ انقلاب اسلامی را دانسته و چنان رفتار کنند که نه در پیشگاه مردم در دنیا شرمسار باشند و نه در عرصه آخرت از پاسخگویی فروبمانند. از سوی دیگر، ملت بصیر، غیور، اندیشمند و صبور ایران نیز توفیق یابند این امانت الهی یعنی انقلاب را به بهترین و شایستهترین شکل، به صاحب حقیقی آن، حضرت بقیةاللهالاعظم، تقدیم کنند.
امروز جهانِ مستضعفان نیز چشم به ایران دوخته است؛ امید بستهاند که ملت ایران این مسیر روشن را استوارتر از گذشته ادامه دهد و همچنان که تاکنون الگویی الهامبخش برای دیگر ملتها بوده است، در آینده نیز پیشگام و پیشبرنده این راه بماند.
انتهای پیام