کد خبر: 4334914
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۴
در گفت‌وگو با استاد دانشگاه ادیان بررسی شد

فرصت‌‌سوزی هنرهای نمایشی در ماه رمضان؛ از کلیشه تا تخیل و سرگرمی

ماه رمضان، با فضای معنوی خاص خود، فرصتی بی‌نظیر برای تقویت ایمان و ترویج اخلاق است. سینما و تلویزیون، به‌عنوان مهم‌ترین رسانه‌های تصویری، می‌توانند در این دوره با خلق آثار نمایشی عمیق، مفاهیم دینی و اخلاقی را به شیوه‌ای جذاب و تاثیرگذار به مخاطب منتقل کنند؛ اما در این میان، خطر افتادن به دام تکرار کلیشه‌ها، شعارزدگی، تخیل و سرگرمی وجود دارد که می‌تواند ظرفیت‌های معنوی این ماه را تحت‌الشعاع قرار دهد.

در جهان امروز، هنرهای نمایشی به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای انتقال مفاهیم دینی و اخلاقی شناخته می‌شوند. توانایی این هنرها در خلق تجربه‌ای ملموس و دراماتیک از آموزه‌های دینی، امکان نزدیکی مخاطب به این مفاهیم را فراهم می‌کند. با این حال، چالش‌های معاصر از جمله ورود فناوری‌های جدید و تغییرات اجتماعی، ضرورت بازنگری و خلاقیت در این حوزه را دو چندان کرده است.
 
یکی از نقدهای مطرح در سال‌های اخیر، عدم ارتباط واقعی میان مفاهیم ارائه‌شده در آثار نمایشی دینی و زیست روزمره مردم بوده است. این فاصله می‌تواند به زوال اثر و کاهش اعتماد مخاطب منجر شود. هنرهای نمایشی دینی تنها زمانی می‌توانند تأثیرگذار باشند که مفاهیم خود را در قالب داستان‌های باورپذیر و شخصیت‌های واقعی به نمایش بگذارند. این امر مستلزم پژوهش دقیق و حضور مشاوران معرفتی در مرحله تولید است.
 
تقلید از الگوهای غیرمعنوی و کلیشه‌های سطحی، آسیب‌های جدی بر تولیدات نمایشی دینی وارد کرده‌اند. در مواجهه با این چالش‌ها، تجربه آثار موفقی مانند «صاحبدلان» که توانسته‌اند تلفیق جذابیت و معنا را به نمایش بگذارند، به‌عنوان الگویی برای ایجاد آثار جدید مطرح می‌شوند. همچنین نقش هوش مصنوعی، به‌عنوان ابزاری کمکی برای کاهش هزینه‌ها و افزایش کیفیت تولید، باید با دقت و هدفمندی مدیریت شود تا جایگزین عمق فکری نتواند باشد.
 
در این زمینه، ایکنا گفت‌وگویی با حجت‌الاسلام والمسلمین سیدمحمدرضا نواب، مدیر بنیاد فرهنگی آسمان رسانه و استاد دانشگاه ادیان انجام داده است که دیدگاه‌های وی در مورد چالش‌ها و فرصت‌های هنرهای نمایشی دینی در ماه رمضان، به‌خصوص پیرامون تولیدات این ماه، می‌تواند روشنگر بسیاری از ابهامات باشد. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم.
 
ایکنا - در آستانه ماه مبارک رمضان و طرح دوباره نسبت دین، هنر و رسانه، این پرسش مطرح است که هنرهای نمایشی با چه سازوکارهایی می‌توانند فراتر از کارکرد صرف سرگرمی عمل کرده و در فرآیند تقویت ایمان، اخلاق و معنویت فردی و اجتماعی نقش‌آفرینی کنند، به‌ویژه در شرایطی که رسانه تصویری به یکی از اصلی‌ترین منابع شکل‌دهنده ذهن و زیست معنوی مخاطبان معاصر تبدیل شده است؟
 
هنرهای نمایشی، به‌ویژه در قالب سینما و سریال‌های تلویزیونی، واجد این ظرفیت بنیادین هستند که مفاهیم انتزاعی، گزاره‌های معرفتی و آموزه‌های دینی را به زبان تصویر و روایت ترجمه کنند. دین، به‌طور طبیعی، حاوی معانی عمیق و گاه پیچیده‌ای است که انتقال آن‌ها از طریق بیان صرفاً خطابی یا آموزشی، برای مخاطب عام دشوار است. هنر نمایش این امکان را فراهم می‌کند که این معانی در قالب موقعیت‌های عینی، شخصیت‌محور و داستانی عرضه شوند و از این مسیر، مخاطب به‌جای شنیدن مستقیم گزاره‌ها، آن‌ها را تجربه کند. این تجربه زیسته، نقطه آغاز درونی‌شدن ایمان و اخلاق است.
 
در تاریخ رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران نیز نمونه‌های موفقی از این رویکرد را شاهد بوده‌ایم. سریال‌های تاریخی و دینی که به زندگی پیامبران، ائمه اطهار(ع) یا مقاطع حساس تاریخ اسلام پرداخته‌اند، نه‌تنها اطلاعات تاریخی منتقل کرده‌اند، بلکه لایه‌هایی از معرفت دینی، نسبت انسان با خدا و منطق کنش اخلاقی را به مخاطب نشان داده‌اند. این آثار نشان می‌دهند که روایت دراماتیک می‌تواند حامل گزاره‌های معرفتی باشد، بی‌آنکه به شعارزدگی یا آموزش مستقیم فروکاسته شود. نکته مهم این است که در جهان امروز، سینما و تلویزیون به ابزار اصلی انتقال ایدئولوژی، معنا و جهان‌بینی تبدیل شده‌اند. همه نظام‌های فکری، از بستر خیال و روایت، پلی به‌سوی معرفت می‌سازند. اگر این خیال به‌درستی هدایت شود و بر پایه عقلانیت و حقیقت استوار باشد، می‌تواند بنیان شکل‌گیری ایمانی عمیق، پایدار و آگاهانه را در فرد تقویت کند؛ ایمانی که محصول درک و تجربه است، نه صرفاً تلقین.
 
ایکنا - با توجه به ویژگی‌های خاص ماه مبارک رمضان به‌عنوان زمانی برای آمادگی روحی و پذیرش معنویت، این ظرفیت چگونه می‌تواند در قالب آثار نمایشی مناسبتی متبلور شود و چه الزاماتی باید در تولید سریال‌ها و برنامه‌های نمایشی این ماه مورد توجه قرار گیرد تا پیوند درام و معنا حفظ شود؟
 
ماه مبارک رمضان به‌طور طبیعی یک بستر ممتاز برای پذیرش معنا و تعمیق باورهای دینی است. در این ماه، مخاطب مسلمان از نظر ذهنی و روحی در وضعیت متفاوتی قرار دارد و آمادگی بیشتری برای مواجهه با مفاهیم اخلاقی، ایمانی و معنوی پیدا می‌کند. به همین دلیل، در جهان اسلام، شبکه‌ها و کمپانی‌های بزرگ تلویزیونی همواره از این فرصت برای عرضه آثار شاخص نمایشی استفاده کرده‌اند. این یک تجربه جهانی است و نشان می‌دهد رمضان صرفاً یک مناسبت تقویمی نیست، بلکه یک فرصت راهبردی رسانه‌ای محسوب می‌شود.
 
آنچه در این میان اهمیت دارد، تولید آثاری است که در کنار جذابیت‌های دراماتیک، بر باورها و اعتقادات دینی تکیه داشته باشند. در این زمینه، نمونه‌هایی وجود داشته که گرچه الزاماً در قالب سریال داستانی نبوده‌اند، اما حامل یک هسته معرفتی عمیق بوده‌اند. برای مثال، برنامه‌هایی مانند «زندگی پس از زندگی» نشان دادند که می‌توان بر پایه حقیقت، تجربه و واقعیت‌های وجودی انسان، نوعی روایت شکل داد که ظرفیت تبدیل‌شدن به درام را نیز دارد. این نوع آثار می‌توانند بن‌مایه تولید آثار داستانی قوی قرار گیرند. اگر تولیدکنندگان بتوانند از این هسته‌های حقیقی و معرفتی، به داستانی جذاب، فیلمنامه‌ای منسجم و در نهایت درامی اثرگذار برسند، آنگاه می‌توان امیدوار بود که آثار رمضانی نه‌تنها مخاطب را جذب کنند، بلکه در فرآیند رشد معنوی او نیز نقش ایفا کنند. پیوند حقیقت، عقلانیت و درام، شرط اصلی موفقیت در این مسیر است.
 
ایکنا - در مقابل این ظرفیت‌ها، چه آسیب‌ها و چالش‌هایی در تولید آثار نمایشی رمضانی وجود دارد که می‌تواند این کارکرد معنوی را تضعیف کند و لازم است سیاست‌گذاران و هنرمندان آگاهانه از آن‌ها پرهیز کنند؟
 
آسیب‌ها را می‌توان در چند سطح دسته‌بندی کرد. نخست، آسیبی است که امروز در بخشی از سینما و تلویزیون عربی مشاهده می‌شود؛ جایی که فضای ماه رمضان از معنویت تهی شده و آثار نمایشی، عملاً همان الگوهای سرگرمیِ غیررمضانی را بازتولید می‌کنند. در این وضعیت، ماه رمضان صرفاً به یک بازه زمانی برای جذب مخاطب بیشتر تقلیل می‌یابد و نه فرصتی برای ارتقای معنوی. این رویکرد، هویت معنوی این ماه را مخدوش می‌کند.
 
 
آسیب دوم، غلبه تخیل بر عقلانیت است. تخیل، عنصر ضروری هنر است، اما زمانی که از عقلانیت و معرفت جدا شود، اثر هنری به سمت خیال‌پردازی‌های سطحی و غیرمعرفتی سوق پیدا می‌کند. در چنین آثاری، به‌جای مواجهه مخاطب با پرسش‌های عمیق وجودی و اخلاقی، با روایت‌هایی روبه‌رو می‌شویم که بیشتر شگفتی‌آفرین هستند تا معنا‌آفرین. این امر به‌تدریج اعتماد مخاطب را نسبت به آثار دینی کاهش می‌دهد. چالش سوم، فقدان عمق معرفتی و اتکای ضعیف به منابع معتبر است. برخی آثار، به‌ظاهر دینی‌اند، اما از نظر معرفتی پشتوانه قوی ندارند. این آثار نه بر متون اصیل دینی تکیه دارند و نه از اندیشه دینی عمیق بهره می‌برند. نتیجه، تولید آثاری است که در سطح باقی می‌مانند و نمی‌توانند تأثیر ماندگاری بر ذهن و ایمان مخاطب بگذارند.
 
ایکنا - با نگاهی به تولیدات نمایشی سال‌های اخیر، چه نقاط قوت و چه ضعف‌های جدی در این حوزه مشاهده می‌کنید و ارزیابی شما از جایگاه سینما و تلویزیون ایران در مقایسه با انتظارات مخاطب چیست؟
 
سینمای ایران به‌ویژه در ابعاد معرفتی، سینمایی پیشرو است. چه در حوزه سینما و چه در تلویزیون، آثار قابل توجهی تولید شده که نشان‌دهنده ظرفیت بالای فکری و هنری این فضاست. نکته مهم این است که سطح استاندارد مخاطب ایرانی به‌طور محسوسی افزایش یافته و مخاطب امروز، آثار ضعیف و سطحی را به‌راحتی نمی‌پذیرد. این خود یک عامل فشار مثبت بر تولیدکننده در برای ارتقای کیفیت است. در سال‌های اخیر، چه در آثار تاریخی و چه در درام‌های اجتماعی با مضامین اخلاقی، نمونه‌هایی دیده‌ایم که توانسته‌اند میان جذابیت دراماتیک و عمق معنایی تعادل برقرار کنند. این نشان می‌دهد که مسیر درست، قابل تحقق است. البته ضعف‌هایی نیز وجود دارد که اغلب به شتاب‌زدگی در تولید، ضعف فیلمنامه یا ملاحظات غیرهنری بازمی‌گردد. با این حال، کلیت حرکت سینما و تلویزیون ایران را می‌توان رو به جلو ارزیابی کرد. با جامعه‌ای مواجهیم که ذائقه‌اش رشد کرده و همین امر، امکان تولید آثار عمیق‌تر و جدی‌تر را فراهم می‌کند، به شرط آنکه سیاست‌گذاری و مدیریت فرهنگی نیز همسو با این سطح از انتظار عمل کند.
 
ایکنا - اگر بخواهیم به یک نمونه مشخص و الهام‌بخش اشاره کنیم، کدام اثر نمایشی را می‌توان به‌عنوان الگوی موفق در تلفیق درام و معرفت دینی معرفی کرد؟
 
مجموعه «صاحبدلان» یکی از نمونه‌های شاخص در این زمینه است. این مجموعه، گرچه مربوط به سال‌های گذشته است، اما از نظر عمق معرفتی و نحوه پرداخت مفاهیم دینی، همچنان قابل رجوع و الگوگیری است. «صاحبدلان» نشان داد که می‌توان بدون شعارزدگی، مفاهیم عمیق اخلاقی و ایمانی را در دل یک روایت داستانی جذاب گنجاند. آنچه این مجموعه را متمایز می‌کرد، اتکای آن بر یک هسته معرفتی قوی بود. شخصیت‌ها درگیر مسائل واقعی ایمان، تردید، انتخاب اخلاقی و نسبت انسان با خدا بودند و این مسائل، در بستر درام شکل می‌گرفت، نه در قالب دیالوگ‌های مستقیم و آموزشی. همین امر باعث می‌شد مخاطب با اثر همذات‌پنداری کند. بسیاری از مثال‌هایی که امروز درباره ضرورت پیوند معرفت و درام مطرح می‌کنیم، با نگاه به تجربه‌هایی مانند «صاحبدلان» قابل توضیح است. این اثر نشان داد که اگر فیلمنامه از پشتوانه فکری و دینی برخوردار باشد، نتیجه می‌تواند اثری ماندگار و اثرگذار باشد.
 
ایکنا - مهم‌ترین موانع تولید آثار عمیق دینی و اخلاقی در برنامه‌ها و سریال‌های مناسبتی، به‌ویژه ماه رمضان، چیست و این موانع در چه سطوحی قابل شناسایی‌اند؟
 
نخستین و اساسی‌ترین مانع، فقدان داستان خوب است. داستانی که باورپذیر باشد، عمق معرفتی داشته باشد، از نظر دراماتیک قوی باشد و ساختار منسجمی از گره‌افکنی تا گره‌گشایی داشته باشد. بدون چنین داستانی، حتی بهترین نیت‌ها نیز به نتیجه مطلوب نمی‌رسند. فیلمنامه، ستون فقرات هر اثر نمایشی است. مانع دوم، مسائل مدیریتی است. در دوره‌های مختلف، تصمیمات ناپایدار و تغییرات مدیریتی، به تولید آثار بزرگ و عمیق آسیب زده است. تولید آثار دینی فاخر نیازمند جسارت، نگاه بلندمدت و حمایت مدیریتی پایدار است. در گذشته، مدیرانی وجود داشتند که از پروژه‌های سنگین و پرریسک حمایت می‌کردند و این رویکرد باید دوباره تقویت شود. مسئله سوم، محدودیت‌های مالی و بودجه‌ای است. تولید آثار عمیق و باکیفیت، نیازمند سرمایه‌گذاری است. بودجه‌بندی نادرست یا ناکافی، به‌طور مستقیم کیفیت اثر را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بدون حل این مسئله، انتظار تولید آثار ماندگار، انتظاری غیرواقع‌بینانه خواهد بود.
 
ایکنا - در حوزه سیاست‌گذاری، چه راهکارهایی می‌تواند به شکل‌گیری یک جریان پایدار و اثرگذار در تولید آثار دینی و اخلاقی کمک کند و نقش بخش خصوصی را در این میان چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
حرکت به‌ سوی تقویت بخش خصوصی یک ضرورت است. اگر بخش خصوصی بتواند با سیاست‌گذاری روشن و حمایت هدفمند وارد این حوزه شود، امکان شکل‌گیری جریان‌های پایدار فراهم می‌شود. نمونه‌هایی که امروز در پلتفرم‌هایی مانند فیلیمو مشاهده می‌کنیم، نشان می‌دهد که ثبات مدیریتی و برنامه‌ریزی بلندمدت، چگونه می‌تواند به ارتقای کیفیت منجر شود. بخش خصوصی، برخلاف ساختارهای دولتی، کمتر دچار تغییرات ناگهانی مدیریتی می‌شود و همین امر، امکان تداوم یک خط‌مشی فرهنگی و هنری را فراهم می‌کند. این ثبات، برای تولید آثار دینی که نیازمند زمان، پژوهش و تأمل هستند، بسیار حیاتی است. متأسفانه سازمان صداوسیما در سال‌های اخیر، در برخی حوزه‌ها از همین ناحیه آسیب دیده است. اگر بتوان با بازتعریف نقش‌ها و ایجاد همکاری جدی با بخش خصوصی، این ضعف‌ها را جبران کرد، می‌توان به آینده تولید آثار دینی امیدوارتر بود.
 
ایکنا - تجربه سینمای جهان در بازنمایی ایمان و اخلاق را تا چه حد قابل استفاده برای تولیدات داخلی می‌دانید و چشم‌انداز آینده این حوزه را با توجه به تحولات فناورانه چگونه ارزیابی می‌کنید؟
 
پاسخ به این پرسش، نسبی است و نمی‌توان حکم مطلق صادر کرد. سینمای جهان، چه در حوزه اسلامی و چه در غرب، آثاری درباره پیامبران الهی، مفاهیم منجی‌گرایانه و مسائل اخلاقی تولید کرده است که برخی از آن‌ها قابل تأمل و الگوبرداری هستند. این تجربه‌ها نشان می‌دهند که ایمان و اخلاق، موضوعاتی جهانی‌اند و می‌توان از زبان مشترک سینما برای بیان آن‌ها استفاده کرد. در عین حال، باید توجه داشت که هر الگوبرداری نیازمند بومی‌سازی است. می‌توانیم از تکنیک‌ها، ساختارهای روایی و تجربه‌های موفق دیگران استفاده کنیم، اما محتوا و معنا باید ریشه در فرهنگ و معارف خودمان داشته باشد. این تلفیق، شرط موفقیت است.
 
 
نسبت به آینده سینما و تلویزیون ایران خوش‌بین هستم. ورود هوش مصنوعی می‌تواند تحولی جدی در ایده‌پردازی، تولید و مدیریت هزینه‌ها ایجاد کند. حتی در جشنواره فجر نیز شاهد آثاری بوده‌ایم که با اتکا به هوش مصنوعی تولید شده‌اند. این فناوری، اگر درست به‌کار گرفته شود، می‌تواند بسیاری از مشکلات تولیدی و مالی را مدیریت کرده و افق‌های جدیدی پیش‌روی هنر دینی بگشاید.
 
ایکنا - با توجه به اینکه مخاطب امروز بیش از گذشته با حجم بالایی از تصویر، روایت و محتوای رسانه‌ای مواجه است، آثار نمایشی دینی چگونه می‌توانند بدون افتادن به دام تکرار، کلیشه یا شعارزدگی همچنان برای این مخاطب اقناع‌کننده، اثرگذار و الهام‌بخش باقی بمانند و اعتماد فکری و عاطفی او را حفظ کنند؟
 
نخستین نکته این است که مخاطب امروز، مخاطبی آگاه و مقایسه‌گر است و آثار نمایشی دینی دیگر نمی‌توانند صرفاً با تکرار الگوهای گذشته یا بازتولید کلیشه‌های اخلاقی، او را جذب کنند. اگر اثر دینی نتواند مسئله واقعی انسان معاصر را بشناسد و آن را در متن روایت خود قرار دهد، حتی اگر نیت خیر داشته باشد، با بی‌اعتمادی مخاطب مواجه می‌شود. بنابراین نقطه آغاز، فهم درست انسان امروز و پرسش‌های واقعی او درباره ایمان، اخلاق و معنای زندگی است.
 
دومین مسئله، پرهیز از زبان مستقیم و خطابی است. هرجا که اثر نمایشی به جای روایت، به موعظه تبدیل شود، مخاطب فاصله می‌گیرد. هنر دینی موفق، مفاهیم اخلاقی را در دل موقعیت، کنش و انتخاب شخصیت‌ها نشان می‌دهد، نه در قالب جملات صریح و آموزه‌محور. مخاطب باید خودش به نتیجه برسد و این رسیدن، ارزش تربیتی و معرفتی اثر را چند برابر می‌کند. درضمن نوآوری در فرم و روایت اهمیت اساسی دارد. تکرار ساختارهای مشابه، حتی اگر محتوای دینی داشته باشند، باعث فرسودگی می‌شود. استفاده خلاقانه از روایت‌های غیرخطی، شخصیت‌پردازی پیچیده و موقعیت‌های چندلایه می‌تواند به آثار دینی طراوت ببخشد و آن‌ها را برای مخاطب امروز همچنان زنده و اثرگذار نگه دارد.
 
ایکنا - یکی از انتقادهای جدی به آثار نمایشی دینی، فاصله آن‌ها با زندگی واقعی مردم است؛ به نظر شما چگونه می‌توان میان مفاهیم بلند دینی و زیست روزمره مخاطب پل زد تا دین در آثار نمایشی به امری دست‌نیافتنی و آرمانی صرف تبدیل نشود؟
 
این نقد وارد است و اگر به آن توجه نشود، آثار دینی به‌تدریج از جامعه فاصله می‌گیرند. دین، در اصل، برای زیست انسان آمده است و اگر در آثار نمایشی نتواند با زندگی واقعی مردم پیوند برقرار کند، کارکرد خود را از دست می‌دهد. هنر دینی باید نشان دهد که ایمان، در متن تصمیم‌های روزمره، روابط خانوادگی، مناسبات اجتماعی و حتی بحران‌های فردی معنا پیدا می‌کند. برای ایجاد این پیوند، لازم است شخصیت‌های آثار دینی، انسان‌هایی واقعی با ضعف‌ها، تردیدها و تناقض‌ها باشند. مخاطب با انسان معصومِ نمایشی همذات‌پنداری نمی‌کند، اما با انسانی که در مسیر انتخاب اخلاقی دچار چالش است، ارتباط برقرار می‌کند. اینجاست که مفاهیم دینی از حالت انتزاعی خارج می‌شوند و در قالب تجربه انسانی قابل لمس درمی‌آیند. همچنین توجه به مسائل معاصر جامعه، از فقر و عدالت گرفته تا بحران معنا و هویت، می‌تواند آثار دینی را به زندگی امروز نزدیک کند. اگر اثر نمایشی بتواند نشان دهد که دین درباره همین مسائل حرف دارد و پاسخ‌هایی معنادار ارائه می‌دهد، مخاطب احساس نمی‌کند با مفاهیمی دور از واقعیت مواجه است، بلکه دین را به‌عنوان راهنمای زیست می‌بیند.
 
ایکنا - نقش پژوهش دینی و حضور مشاوران فکری و معرفتی را در فرآیند تولید آثار نمایشی رمضانی چگونه ارزیابی می‌کنید و نبود این پشتوانه علمی چه پیامدهایی برای کیفیت و اعتبار چنین آثاری به همراه دارد؟
 
پژوهش دینی، ستون پنهان اما حیاتی آثار نمایشی دینی است. بدون پژوهش عمیق و بدون اتکا به منابع معتبر، اثر نمایشی در بهترین حالت سطحی و در بدترین حالت دچار خطاهای معرفتی می‌شود. این خطاها نه‌تنها اثر را تضعیف می‌کنند، بلکه می‌توانند به باور مخاطب نیز آسیب بزنند. حضور مشاوران دینی آشنا با زبان هنر، یک ضرورت غیرقابل انکار است. نکته مهم این است که مشاور دینی نباید صرفاً نقش ناظر یا ممیز داشته باشد. او باید از ابتدای شکل‌گیری ایده و فیلمنامه در کنار گروه نویسندگی باشد و به غنای فکری اثر کمک کند. تعامل فعال میان نویسنده، کارگردان و مشاور معرفتی می‌تواند به خلق روایتی منسجم و عمیق منجر شود که هم از نظر هنری قابل دفاع باشد و هم از نظر دینی معتبر. نبود این پشتوانه پژوهشی، معمولاً به تولید آثاری منجر می‌شود که یا دچار ساده‌سازی مفرط مفاهیم دینی هستند یا به برداشت‌های شخصی و غیرمستند تکیه دارند. این وضعیت، در بلندمدت اعتماد مخاطب را نسبت به آثار دینی کاهش می‌دهد و باعث می‌شود رسانه نتواند نقش مرجعیت معنوی خود را حفظ کند.
 
ایکنا - با توجه به تحولات فناورانه و ورود جدی هوش مصنوعی به عرصه تولید محتوا، این فناوری را تا چه حد می‌توان در خدمت ارتقای کیفیت آثار نمایشی دینی و اخلاقی دانست و چه ملاحظاتی باید در استفاده از آن مدنظر قرار گیرد؟
 
هوش مصنوعی می‌تواند از منظر فنی و اجرایی، تحولی جدی در تولید آثار نمایشی ایجاد کند. کاهش هزینه‌های تولید، تسهیل طراحی صحنه، جلوه‌های ویژه و حتی کمک به ایده‌پردازی روایی، از جمله ظرفیت‌هایی است که می‌تواند موانع مالی و پروداکتی تولید آثار دینی را تا حد زیادی کاهش دهد. این مسئله به‌ویژه برای آثار تاریخی و فاخر اهمیت بالایی دارد. با این حال، نباید فراموش کرد که هوش مصنوعی، جایگزین اندیشه انسانی و عمق معرفتی نمی‌شود. اگر محتوای فکری اثر ضعیف باشد، فناوری پیشرفته نیز نمی‌تواند آن را نجات دهد. هوش مصنوعی ابزار است، نه منبع معنا. معنا همچنان باید از دل پژوهش، تفکر و مواجهه عمیق با مفاهیم دینی استخراج شود. ملاحظه مهم دیگر، نحوه هدایت این فناوری است. اگر هوش مصنوعی صرفاً در خدمت سرعت و کمیت قرار گیرد، خطر سطحی‌سازی محتوا افزایش می‌یابد. اما اگر آگاهانه و هدفمند به کار گرفته شود، می‌تواند فرصتی تازه برای تولید آثار عمیق، خلاق و اثرگذار فراهم کند و افق‌های جدیدی پیش‌روی هنر دینی بگشاید.
انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha