فضیلت امامت در امام حسین(ع)
وی ادامه داد: علامه جعفری فرمود اگر بپرسید امام حسین(ع) مجبور بود یا مختار بود به کربلا برود، میگفتم مجبور بود؛ البته نه اجبار کلامی، بلکه اجبار از ناحیه فضایل درونی. زیرا امام حسین(ع) فضیلتِ امامبودن را داشت و برای اینکه امام بماند، نباید با یزید بیعت میکرد. اگر امام به کربلا نمیرفت، مانند دیگر افرادی بود که تسلیم یزید شدند.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب بیان کرد: برخی تضمینها از بیرون میآیند، نه از درون انسان؛ مانند دوربینهایی که سرعت اتومبیلها را کنترل میکنند یا نگاه مردم و جامعه که سبب میشود افراد خود را کنترل کنند که به آن «بازدارندگی اجتماعی» گفته میشود. هرقدر تراکم اخلاقی جامعه بیشتر باشد، امکان بازدارندگی آن نیز بیشتر است؛ از اینرو جوامع روستایی به علت تراکم اخلاقی، بازدارندهتر از جوامع شهریاند.
صادقنیا با بیان اینکه جوامع سنتی بیشتر براساس تضمینهای درونی عمل میکردند، گفت: روحانیون و منبریها مردم را دعوت میکردند که نماز شب بخوانند و اهل ذکر باشند، زیرا معتقد بودند اگر مردم خود را اصلاح کنند، سایر امور نیز اصلاح خواهد شد و دزدی، اختلاس و مانند آن رخ نخواهد داد. جامعه مدرن میگوید دوهزار سال از دوره مسیح میگذرد و روحانیون کلیسا و مسیحیت بر فضایل اخلاقی تأکید کردهاند، اما هیچگاه شاهد جامعه دینی بدون جرم نبودهایم؛ از اینرو در دوره مدرن بر فضیلتمندی ساختارها تأکید میشود و گفته میشود بازدارندگی را باید بر عهده ساختارهای جامعه گذاشت.
وی بیان کرد: در این شرایط، حتی اگر افراد فضیلتهایی مانند عدالت و صداقت و ... را نداشته باشند، ناگزیرند رفتار فضیلتمندانه داشته باشند. اگر سیستمها فضیلتمندانه باشند، بهصورت طبیعی افراد نیز فضیلتمند خواهند شد؛ اما اگر افراد فضیلتمند باشند و درون سیستمی غیرفضیلتمند قرار گیرند، مجرم خواهند شد و حتی توجیه میکنند که سیستم از آنان خواسته است فلان کار را انجام دهند.
غرامت باید بازدارنده باشد
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب با بیان اینکه مجرم چون به جامعه آسیب زده است باید غرامت بدهد، افزود: این غرامت باید به حدی باشد که مجرمان بالقوه مرتکب چنین جرمی نشوند که به آن «تضمین غرامتمندانه» میگویند. برای مثال، اگر کسی شیشه فرد دیگری را بشکند، علاوه بر پرداخت غرامت، باید خسارتی نیز به شهرداری بپردازد تا جنبه بازدارندگی داشته باشد؛ به این مسئله «غرامت تشفیگرایانه» نیز گفته میشود.
وی اضافه کرد: مدل دیگر از تضمین، «تضمین ترمیمی» است؛ یعنی فردی که مرتکب جرم شده، هم به جامعه آسیب زده و هم خود دچار آسیبی بوده که زمینه ارتکاب جرم را فراهم کرده است. در این شرایط گفته میشود ابتدا باید فرد را ترمیم کرد تا بتواند به جامعه بازگردد؛ ازاینرو در گذشته گفته میشد زندان باید دانشگاه شود.
صادقنیا اظهار کرد: برخی تضمینهای بازدارنده، آیندهنگرند؛ یعنی هدف آنها جلوگیری از تکرار جرم در آینده است. جری پنتاون از مهمترین نظریهپردازان این دیدگاه است. اما نوع ترمیمی ناظر به گذشته است؛ یعنی فرد با جرمی که مرتکب شده، خود را از جامعه بیرون انداخته و باید ترمیم شود تا دوباره به جامعه بازگردد.
وی با طرح این پرسش که تضمینهای قرآن در کدام دسته قرار میگیرد، افزود: در قرآن دستوراتی مانند اقامه نماز، پرداخت زکات، وعده به بهشت، انذار و هشدار نسبت به جهنم و مانند آن آمده است. اکنون سؤال این است که این تضمینها درونیاند یا بیرونی و یا غرامتخواهانه و بازدارنده؟ تضمینهای قرآنی گاه ماهیت بازدارنده دارند و گاه ماهیت ترمیمی. برای مثال، درباره شلاق زدن زانی و زانیه تصریح شده است که گروهی از مردم باید اجرای آن را ببینند تا مجرمان بالقوه در آینده این رفتار را تکرار نکنند. در اینجا پرهیز از زنا صرفاً بر فضیلت درونی مبتنی نشده، بلکه جنبه بیرونی و بازدارنده نیز دارد.
وی افزود: در برخی آیات آمده است: «سیروا فی الارض...»؛ یعنی در زمین سیر کنید تا از سرنوشت اقوام گذشته عبرت بگیرید. این نیز نوعی تضمین آیندهنگر، بازدارنده و غرامتخواهانه است.
صادقنیا افزود: در عین حال، در قرآن تضمینهای درونی و ترمیمی نیز وجود دارد. برای مثال، در آیه قصاص دستور به اجرای قصاص داده شده، اما در ادامه تأکید میکند اگر اولیای دم گذشت کنند، بهتر است. قرآن میخواهد فردی که مرتکب جرم شده، ترمیم شود و به جامعه بازگردد. هدف قرآن صرفاً قصاص نیست، بلکه حفظ انسجام جامعه است. همچنین با وجود آیات فراوان درباره جهنم، راه توبه همواره باز گذاشته شده است؛ یعنی خداوند برای تشفی خاطر خود یا مؤمنان قصد عذاب دیگران را ندارد، بلکه منطق الهی بر توبه و ترمیم استوار است. آیاتی نیز وجود دارد که انسان را به فضیلتهایی چون ایمان و مانند آن دعوت میکند. بنابراین، تضمینهای قرآنی هم درونیاند، هم بیرونی و هم در مواردی ترمیمی و گاه غرامتخواهانه.
بازدارندگی قرآن در دو سطح
صادقنیا بیان کرد: قرآن بازدارندگی را در دو سطح ارائه کرده است؛ در یک سطح، مخاطب انسانهای کامل و افراد هدایتیافتهاند. این افراد اخلاق را رعایت میکنند، زیرا شأن و فضیلتی برای خود قائلاند و خداوند نیز این شأن را برای آنان قرار داده است. برای این گروه، عذاب جهنم یا وعده بهشت نقش بازدارنده ندارد و مرتبه آنان فراتر از این سطح است.
وی ادامه داد: منطق قرآن، تربیت انسانهای صحیحالایمان و دارای اعتقاد درست است؛ ایمان بیاور و هر چه میخواهی بکن، زیرا طبیعی است اگر کسی ایمان حقیقی داشته باشد، دیگر مرتکب هر کاری نخواهد شد. آگوستین نیز میگوید: عشق بورز و هر چه میخواهی بکن. البته تأکید میکنم این دیدگاه به معنای نفی شریعت یا رویکردی صوفیانه نیست.
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب اضافه کرد: منطق میگوید اگر کسی ایمان آورد، نیازی به پلیس و کنترل بیرونی ندارد؛ این وضعیت، صورت ایدهآل است. البته قرآن میداند که همه افراد امکان رسیدن به این مرحله را ندارند؛ ازاینرو برای این دسته، تضمینهای غرامتخواهانه و بازدارنده نیز در نظر گرفته شده است. قرآن این افراد را با هشدار نسبت به جهنم، عذاب و نیز سازوکارهای اجتماعی کنترل میکند که همان قدرت بازدارندگی اجتماعی در منطق قرآن است.
اهمیت مفهوم امت در قرآن