
خبرگزاری ایکنا، سلسله درسگفتار رمضانی با عنوان پای سخن رسول(ص)، را با بیان عبدالحسین طالعی، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده تهیه کرده است تا در قالبی کوتاه و منظم، نکاتی از سیره، اخلاق و درسهای زندگی پیامبر اکرم(ص) را مرور کند و میکوشد ما را به این حقیقت رهنمون سازد که اسلام ناب، بیش از آنکه در پی قدرتنمایی و کثرت ظاهری باشد، بر کیفیت ایمان، خلوص عمل و تربیت انسانهای اثرگذار تکیه دارد.آنچه در این مجال تقدیم میشود، بخشی از این تأملات است؛ نگاهی به تفاوت میان دینِ نمایشی و دینِ ریشهدار در جان و تأکید بر اینکه هدایت حتی یک انسان، ارزشی فراتر از همه جلوههای فریبنده دنیا دارد. در ادامه بخش سوم این درسگفتار را میخوانیم و میبینیم:
«السلام علیک یا رسولالله»
پیامبر خدا(ص) به هدایت میاندیشید، نه به جنبههای اجتماعیِ نمایشی و ظاهرسازی. توضیح این تفاوت را با مثالی ساده و عامیانه بیان میکنم. میتوان دو گونه «نان روغنی» داشت: یکبار میتوان نان بربریِ خشکی را که مانند چوب شده، برداریم و روی آن کره بمالیم و بگوییم این نان روغنی است. بار دیگر میتوان روغن را در خمیر نان قرار داد و خمیر را همراه با آن ورز داد، به اصطلاح نانواها. در شکل اول، تنها نمایشی از نان روغنی داریم؛ اما در واقع خوردنی و مطلوب نیست. در شکل دوم، نان، خوردنی، لذیذ، نرم و چرب میشود.
در اسلامی که بر پایه قدرتنمایی است ـ آنچه خلفا و حاکمان مسلمان غالباً به دنبال آن بودند ـ تنها ظواهری از دین وجود دارد. این ظواهر در هر زمان، شکل خاص خود را داشته و دارد که مجال بحث تفصیلی آن نیست.
اما پیامبر خدا(ص) میاندیشید که ایمان در درون افراد نفوذ کند؛ بهگونهای که انسان حتی در خلوت خود، خدا را حاضر و ناظر ببیند و کلام الهی را حقیقتاً در باطن خویش، سرلوحه زندگی قرار دهد. خلوص عمل یعنی همین.
در شکل نخست، یعنی آنجا که دین به صورت قدرتنمایی و نمایش ظاهری جلوه میکند، حتی زمینههای نفاق نیز تقویت میشود و افراد به ظاهرسازی دینی روی میآورند. اما در شکل دوم، که پیامبر(ص) تنها به هدایت میاندیشد، حتی یک نفر نیز جایگاهی بس مهم دارد.
از همین رو، هنگامی که پیامبر خدا(ص) امیرالمؤمنین(ع) را برای مأموریتی به یمن فرستاد، جملهای فرمود که تاریخی شد و سرلوحه گشت: «لَأَنْ يَهْدِيَ اللَّهُ بِكَ رَجُلًا وَاحِدًا خَيْرٌ لَكَ مِمَّا طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمْسُ»، یعنی اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند ـ نه آنکه تو هدایت کنی، بلکه تو وسیله باشی و فاعل حقیقی خداوند است ـ این برای تو بهتر است از تمام آنچه خورشید بر آن میتابد و روشن است که «تمام آنچه خورشید بر آن میتابد» یعنی همه سرمایههای دنیا، همه معادن و همه داراییها. هدایت یک نفر از همه اینها برتر است.
میبینیم که پیامبر اکرم(ص)، گرچه هدایت عمومی داشت، اما بر عدهای خاص که دل در گرو او سپردند، سرمایهگذاری عمیقتری کرد؛ مانند سلمان، ابوذر، مقداد و عمار و دیگرانی که به «ارکان اربعه» معروفاند و درباره آنان کتابها نوشته شده است.
سرمایهگذاری تربیتی پیامبر(ص) بر این افراد به گونهای بود که امروز نیز سیره آنان برای ما درسآموز است؛ حتی سیره سلمان فارسی، مقداد و عمار. با آنکه اینان معصوم نبودند ـ چرا که ما چهارده معصوم بیش نداریم ـ اما چون تربیتیافته خاص پیامبراعظم(ص) بودند، رفتار و سیرهشان برای ما الهامبخش و راهگشاست.
اینها همان «رجل واحد»هایی هستند که پیامبر خدا(ص) تربیت کرد. او به هدایت میاندیشید و اگر ما نیز بخواهیم سیره نبوی را درست دنبال کنیم، باید به هدایت بیندیشیم؛ به هدایت انسانها.
آن شاعر میگوید: «روشن شود هزار چراغ از فتیلهای» اگر یک شمع، درست و کامل و زیبا بسوزد و نور بتاباند، میتواند هزاران شمع دیگر را روشن کند. این نکتهای اساسی در کارهای تربیتی و برنامهریزیهای ماست. مبادا به کمیت بیندیشیم؛ بیش از هر چیز باید به کیفیت، عمق، خلوص و اخلاص توجه کنیم؛ به اینکه انسان در درون خود، خدا را حاضر و ناظر ببیند و رسولالله را هادی و راهنمای خویش بداند.
امیدوارم به عنایت صاحبالعصر و الزمان(عج)، در فهم این نکته روزبهروز جدیتر باشیم و برنامههای تربیتی خود را بر این اساس پیش ببریم و توفیق از خداست.