کد خبر: 4335791
تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۷
احمد معظمی مطرح کرد

روایت بدون شعار تاریخ معاصر در «دو نیمه ماه»

کارگردان سریال «دو نیمه ماه» گفت: در این مجموعه تلاش کردم تاریخ را بدون شعار و قضاوت بازگو کنم تا مخاطب خود بتواند از دل قصه واقعیت‌ها را درک کند؛ چون باور دارم اگر از شعار فاصله بگیریم، حقیقت بهتر دیده می‌شود.

ایکنا پیرامون سریال «دو نیمه ماه»، اهداف سازندگان، چالش‌های تولید، رویکرد روایی و بازخورد مخاطبان، گفت‌وگویی با احمد معظمی، کارگردان این مجموعه تلویزیونی، انجام داده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا ـ سریال «دو نیمه ماه» از معدود آثاری است که تلاش می‌کند چهار دهه از تاریخ معاصر ایران، از دهه ۴۰ تا دهه ۶۰ را در یک روایت پیوسته به تصویر بکشد؛ مسیری که از ساواک آغاز می‌شود و به درگیری‌ها، ترورها و فعالیت‌های سازمان منافقین می‌رسد. ایده چنین روایت گسترده‌ای چگونه شکل گرفت و چه ضرورتی دیدید که امروز، در این مقطع زمانی به سراغ بازخوانی این دوره تاریخی بروید؟

واقعیت این است که من از ابتدا نمی‌خواستم صرفاً یک سریال درباره دهه ۶۰ بسازم، چون اعتقاد دارم دهه ۶۰ بدون ریشه‌هایش قابل فهم نیست. اتفاقاتی که در آن سال‌ها رخ داد، نتیجه یک روند تاریخی طولانی بود که از دهه ۴۰ و ۵۰ آغاز شده بود؛ از شکل‌گیری ساختارهای امنیتی، نوع مواجهه حکومت پهلوی با مخالفان و فضایی که آرام‌آرام به انفجار اجتماعی منجر شد. برای همین تصمیم گرفتیم روایت را از نقطه‌ای شروع کنیم که مخاطب بتواند این پیوستگی را احساس کند و بفهمد چرا جامعه به آن نقطه حساس رسید.

از سوی دیگر، امروز بیش از هر زمان دیگری با تحریف تاریخ مواجه هستیم. فضای مجازی پر شده از روایت‌هایی که گذشته را بزک می‌کنند و واقعیت‌ها را یا حذف می‌کنند یا وارونه نشان می‌دهند. احساس کردم اگر قرار است کاری ساخته شود، باید بتواند با زبان قصه، نه با شعار، بخشی از این واقعیت‌ها را دوباره یادآوری کند. «دو نیمه ماه» برای من تلاشی بود برای ایجاد یک تصویر کامل‌تر؛ تصویری که هم سرگرم‌کننده باشد و هم مخاطب را وادار به فکر کردن کند.

ایکنا - شما بارها تأکید کرده‌اید که این سریال صرفاً یک اثر سیاسی یا امنیتی نیست و در بستر اجتماعی روایت می‌شود؛ بستری که زندگی مردم عادی را در کنار تحولات کلان تاریخی نشان می‌دهد. چگونه این تعادل میان روایت امنیتی و زندگی اجتماعی را حفظ کردید تا سریال به گزارش تاریخی خشک تبدیل نشود؟

اگر زندگی مردم عادی وارد قصه نشود، هر اثر تاریخی یا امنیتی خیلی زود به یک روایت شعاری یا گزارشی تبدیل می‌شود. از همان ابتدا برای ما مهم بود که تماشاگر، خودش را در دل قصه ببیند؛ نه فقط در کنار مأموران، سیاستمداران یا گروه‌های مسلح، بلکه در کنار خانواده‌ها، روابط انسانی، عشق‌ها، ترس‌ها و انتخاب‌های روزمره. اتفاقات بزرگ تاریخی وقتی تأثیرگذار می‌شوند که ببینیم چگونه زندگی یک آدم معمولی را زیر و رو می‌کنند. به همین دلیل، ما شخصیت‌هایی را طراحی کردیم که در دل جامعه نفس می‌کشند و ناخواسته درگیر تحولات می‌شوند. این نگاه اجتماعی باعث شد مخاطب احساس نکند یک کلاس تاریخ می‌بیند، بلکه حس کند داستان زندگی آدم‌هایی شبیه خودش را دنبال می‌کند. اینجاست که درام شکل می‌گیرد و روایت امنیتی هم معنا پیدا می‌کند، چون امنیت و سیاست جدا از زندگی مردم نیستند.

«دو نیمه ماه» تاریخ معاصر را بدون شعار روایت می‌کند

ایکنا - یکی از نکات پررنگ در صحبت‌های شما، مسئله آگاهی‌بخشی به نسل‌های دهه ۷۰، ۸۰ و ۹۰ است؛ نسلی که بخش زیادی از شناخت خود از تاریخ را از شبکه‌های اجتماعی می‌گیرد. چگونه تلاش کردید این آگاهی‌بخشی در «دو نیمه ماه» به دام شعارزدگی نیفتد و برای این نسل باورپذیر باقی بماند؟

مهم‌ترین اصل برای من، احترام به شعور مخاطب بود. جوان امروز اگر احساس کند قرار است به او درس داده شود یا چیزی به او تحمیل شود، خیلی سریع ارتباط خود را قطع می‌کند. برای همین به جای صدور حکم، موقعیت ساختیم. موقعیتی که در آن شخصیت‌ها تصمیم می‌گیرند و مخاطب پیامد این تصمیم‌ها را می‌بیند. قضاوت را به خود بیننده سپردیم، نه به دیالوگ‌های مستقیم و شعاری. نکته دوم، باورپذیری در اجرا بود. از طراحی صحنه و لباس گرفته تا ریتم روایت و شخصیت‌پردازی، همه باید واقعی به نظر می‌رسید. وقتی مخاطب حس کند قصه ساختگی یا اغراق‌شده نیست، راحت‌تر آن را می‌پذیرد. آگاهی وقتی ماندگار می‌شود که از دل تجربه احساسی بیرون بیاید، نه از دل نصیحت مستقیم.

ایکنا - ساخت سریالی که چند دهه تاریخی را پوشش می‌دهد، بدون پژوهش عمیق معمولاً به کاری سطحی و کلیشه‌ای منجر می‌شود. شما گفته‌اید «دو نیمه ماه» حاصل دو سال پژوهش و یک سال کار جدی روی متن بوده است. کمی درباره این فرآیند پژوهشی و نقش تیم نویسندگان توضیح دهید.

از همان ابتدا می‌دانستیم که بدون پژوهش جدی، این پروژه شکست می‌خورد. نزدیک به دو سال صرف تحقیق کردیم و حدود یک سال فقط روی فیلمنامه زمان گذاشتیم. متن بارها بازنویسی شد و حتی در طول فیلم‌برداری هم تغییراتی داشتیم. تاریخ معاصر شوخی‌بردار نیست و کوچک‌ترین خطا می‌تواند اعتماد مخاطب را از بین ببرد. این کار به‌صورت کاملاً تیمی انجام شد. یک گروه هشت‌ نفره از نویسندگان و پژوهشگران داشتیم که با هدایت آقای داوود دیده کار می‌کردند. از اسناد مکتوب و کتاب‌ها استفاده کردیم، تحقیقات میدانی داشتیم و سراغ روایت‌های شفاهی هم رفتیم. همین ترکیب منابع کمک کرد که روایت ما زنده، چندلایه و قابل لمس باشد.

ایکنا - برخی تصور می‌کردند زمان پخش سریال ممکن است باعث شود مخاطب کمتری داشته باشد، اما شما تأکید دارید که «دو نیمه ماه» بازخورد خوبی گرفت. واکنش‌ها و بازخوردهایی که دریافت کردید بیشتر در چه حوزه‌هایی بود و چه نکاتی برایتان پررنگ‌تر شد؟

خوشبختانه سریال خیلی بهتر از انتظار دیده شد و بازخوردهای مثبتی گرفت. چه در فضای رسمی و چه در واکنش‌های مردمی، مخاطبان با روایت ارتباط برقرار کرده بودند. خیلی‌ها می‌گفتند سریال را دنبال کرده‌اند چون قصه برایشان جذاب بوده و احساس نکرده‌اند با یک کار کلیشه‌ای طرف هستند. از نظر حرفه‌ای هم، کارگردانی، ساختار روایت و فضای کلی کار مورد توجه قرار گرفت. نکته مهم برای من این بود که مخاطب به مجموعه اعتماد کرده بود. این اعتماد یعنی بیننده احساس کرده با اثری مواجه است که سازندگانش آن را جدی گرفته‌اند و برایش وقت گذاشته‌اند.

ایکنا - این روزها بحث کم‌رنگ شدن حضور بازیگران مطرح در تلویزیون زیاد مطرح می‌شود. شما در این سریال با بازیگرانی کار کردید که هر کدام جایگاه حرفه‌ای مشخصی دارند. انتخاب بازیگر در «دو نیمه ماه» تا چه اندازه به فیلمنامه و شخصیت‌ها وابسته بود؟

اگر فیلمنامه خوب باشد، بازیگر حرفه‌ای می‌آید. بازیگر به دنبال نقش و قصه است، نه صرفاً اسم کارگردان یا تهیه‌کننده. این تصور که بازیگر را می‌شود با رابطه آورد، به نظرم اشتباه است. بازیگر دستمزدش را می‌گیرد، اما چیزی که او را نگه می‌دارد، کیفیت نقش است. در «دو نیمه ماه» هم همین اتفاق افتاد. بازیگرانی مثل حمید گودرزی، مهلقا باقری و دیگران با شناخت فیلمنامه وارد کار شدند. این نشان می‌دهد تلویزیون هنوز هم اگر متن قوی داشته باشد، می‌تواند بازیگران جدی را جذب کند و این مسئله ربطی به مهاجرت بازیگران به پلتفرم‌ها ندارد.

ایکنا - اگر بخواهید جمع‌بندی شخصی خودتان را از تجربه ساخت «دو نیمه ماه» بگویید و اشاره‌ای هم به عوامل و بازیگران داشته باشید، چه نکته‌ای برایتان پررنگ‌تر از همه است؟

مهمترین نکته برای من، صبوری و همراهی گروه بود. ساخت یک سریال تاریخی درباره تاریخ معاصر، آن هم با شرایط امروز، بسیار دشوار است. تغییرات معماری، فضاسازی، لوکیشن‌ها و محدودیت‌ها کار را سخت‌تر می‌کند، اما بازیگران و عوامل ما بیش از یک سال با صبوری کنار پروژه ماندند. واقعاً لازم می‌دانم از همه عوامل پشت و جلوی دوربین تشکر کنم؛ از نقش‌های اصلی تا کوچک‌ترین نقش‌ها. تلاش جمعی آن‌ها باعث شد «دو نیمه ماه» بتواند بین مردم جای خودش را باز کند و به‌عنوان یک کار قابل‌قبول و معتبر دیده شود. اگر امروز مخاطب راضی است، نتیجه همین همدلی است.

«دو نیمه ماه» تاریخ معاصر را بدون شعار روایت می‌کند

ایکنا - یکی از نقدهایی که همواره به آثار تاریخی ـ سیاسی وارد می‌شود، مسئله زاویه دید و احتمال یک‌سویه شدن روایت است. در «دو نیمه ماه» چگونه تلاش کردید روایت شما به دام ساده‌سازی، سیاه و سفید دیدن شخصیت‌ها و یا حذف لایه‌های پیچیده تاریخی نیفتد؟

از ابتدا آگاه بودیم که تاریخ، مطلقاً سیاه یا سفید نیست و اگر روایت را ساده‌سازی کنیم، هم به حقیقت خیانت کرده‌ایم و هم مخاطب را از دست می‌دهیم. برای همین سعی کردیم شخصیت‌ها را با همه تناقض‌های انسانی‌شان نشان دهیم؛ آدم‌هایی که در شرایط خاص تصمیم‌هایی می‌گیرند که گاهی درست و گاهی اشتباه است. این پیچیدگی، بخشی از واقعیت تاریخ است. در طراحی شخصیت‌ها نیز تلاش کردیم آن‌ها را صرفاً نماینده یک جریان یا ایدئولوژی نبینیم، بلکه انسان‌هایی با ترس‌ها، تردیدها و انگیزه‌های شخصی باشند. این نگاه کمک کرد روایت ما یک‌سویه نباشد و مخاطب بتواند با شخصیت‌ها همذات‌پنداری کند، حتی اگر با انتخاب‌هایشان موافق نباشد.

ایکنا - بازسازی فضای دهه‌های ۴۰، ۵۰ و ۶۰ از نظر طراحی صحنه، لباس و فضاسازی شهری یکی از دشوارترین بخش‌های تولید چنین آثاری است. در «دو نیمه ماه» با چه چالش‌هایی در این حوزه مواجه بودید و تا چه اندازه توانستید به فضای واقعی آن دوران نزدیک شوید؟

واقعیت این است که بازسازی این دوره‌ها بسیار سخت‌تر از آن چیزی است که در ظاهر به نظر می‌رسد. شهرها به‌شدت تغییر کرده‌اند و پیدا کردن لوکیشن‌هایی که کمترین نشانه‌های امروزی را داشته باشند، زمان‌بر و پرهزینه است. کوچکترین جزئیات، از تابلوها گرفته تا نوع خودروها و پوشش مردم، باید کنترل می‌شد. خوشبختانه تیم طراحی صحنه و لباس با وسواس و دقت زیادی کار کرد. بارها صحنه‌ها را بازبینی کردیم و حتی در مواردی لوکیشن‌ها تغییر داده شد تا حس و حال آن دوران حفظ شود. این سخت‌گیری‌ها شاید کار را دشوار کرد، اما در نهایت به باورپذیری سریال کمک کرد.

ایکنا - ریتم روایت در سریال‌های تاریخی معمولاً با خطر کند شدن یا طولانی شدن مواجه است. شما چگونه ریتم داستان را مدیریت کردید تا هم وفادار به جزئیات تاریخی بماند و هم برای مخاطب امروز خسته‌کننده نشود؟

کنترل ریتم یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های من در این پروژه بود. تاریخ پر از جزئیات است، اما همه جزئیات لزوماً درام‌ساز نیستند. مجبور بودیم انتخاب کنیم و بعضی اتفاقات را فشرده یا حتی حذف کنیم تا روایت ضرباهنگ خودش را حفظ کند. در کنار این، تلاش کردیم هر قسمت نقطه تعلیق داشته باشد؛ چیزی که مخاطب را وادار کند قسمت بعدی را ببیند. این تعادل میان وفاداری تاریخی و نیازهای درام، کار سختی بود، اما فکر می‌کنم نتیجه آن باعث شد سریال ریتم قابل قبولی داشته باشد.

ایکنا - اگر بخواهید «دو نیمه ماه» را نه فقط به‌عنوان یک سریال، بلکه به‌عنوان یک تجربه شخصی و حرفه‌ای برای خودتان تعریف کنید، این پروژه چه تأثیری بر نگاه شما به تاریخ معاصر و مسیر کاری‌تان گذاشته است؟

برای من «دو نیمه ماه» فقط یک پروژه کاری نبود، بلکه یک مسیر فکری و ذهنی طولانی بود. درگیر شدن عمیق با تاریخ معاصر، نگاه من را به بسیاری از اتفاقات تغییر داد و باعث شد بیش از قبل به پیچیدگی تصمیم‌های انسانی در بزنگاه‌های تاریخی فکر کنم. از نظر حرفه‌ای هم این سریال تجربه‌ای بود که به من یادآوری کرد کار تاریخی، اگر با تحقیق و صداقت همراه باشد، می‌تواند هم مخاطب داشته باشد و هم اثرگذار باشد. این تجربه قطعاً در انتخاب‌های بعدی من تأثیر خواهد گذاشت.

انتهای پیام
خبرنگار:
داوود کنشلو
دبیر:
فاطمه بختیاری
captcha