به گزارش ایکنا از همدان، حجتالاسلام والمسلمین حسین ثروتی، مدرس و پژوهشگر قرآن کریم در چندین شماره به تشریح و تفسیر سوره زمر پرداخته است که مشروح این سخنان و تفسیر آیات اول تا هفتم این سوره را در زیر میخوانیم:
سوره زمر، سیونهمین سوره قرآن کریم و در جزء 23 است، آیه اول این سوره میفرماید: «تَنْزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ؛ کتاب نازل شده از سوی خدای توانای شکستناپذیر و حکیم است.»
«تنزیل» به معنای نازل شده «کتاب» به معنای مجموعه، «عزیز» در زبان عربی به معنای شکستناپذیر و «حکیم» کسی است که رفتار و گفتار او سنجیده است. این آیه بیان میدارد که این کتاب همانند فرستنده آن شکستناپذیر است. یعنی مطالب آن نزد هیچ مکتبی مردود نیست. شکست یک کتاب این است که حرفهای آن را رد کنند، بنابراین زمانی که گفته میشود قرآن شکستناپذیر است یعنی هیچگاه نمیتوان آیات آن را رد کرد.
آیه دوم میفرماید: «إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَهُ الدِّينَ؛ بیتردید ما این کتاب را به حق و درستی بهسوی تو نازل کردیم، پس خدا را در حالی که اعتقاد و ایمان را برای او از هرگونه شرکی خالص میکنی، بپرست.»
«دین» سه معنا دارد؛ اول به معنای اطاعت که در این آیه منظور است، معنای دوم آیین و مذهب است، همچون آیه «لَكُمْ دِينُكُمْ وَلِيَ دِينِ» (سوره کافرون/ آیه 6) و معنای سوم جزاست، «مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ» (سوره حمد/ آیه 4).
در آیه اول سوره زمر که در بالا مطرح شد، آمده است که تو باید خالصانه خدا را عبادت و بندگی کنی. اطاعت از خدا وقتی خالص است که فقط برای او باشد. خداوند دین خالص را قبول میکند. اینکه عبادتی انجام دادیم که هم برای خدا بود هم دیگران این عبادت خالص نیست.
در آیه سوم این سوره میفرماید: «أَلَا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ ۚ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَىٰ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ، آگاه باشید که دین خالص ویژه خداست، و آنان که به جای خدا سرپرستان و معبودانی برگزیدهاند و میگویند: ما آنان را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کنند، نمیپرستیم. بیتردید خدا میان آنان و مؤمنان درباره آنچه که اختلاف میکنند و آن آیین توحید و شرک است داوری خواهد کرد؛ قطعاً خدا آن کس را که دروغگو و بسیار ناسپاس است، هدایت نمیکند.»
اینکه کنار خدا کسانی را بپرستی تا واسطه شوند برای نزدیک شدن به خدا مردود است و این نگاه مشرکان بود، در کنار خدا به کسی اظهار بندگی کنی تا به خدا نزدیک شوی، مردود است. برای بندگی خدا واسطه لازم نیست. در این آیه «كَاذِبٌ» مطرح شده است، دروغی که در این آیه منظور است این است که کسی که برای پرستش خدا واسطههایی را معرفی کند تا آنها را هم بپرستند، چنین دروغگویی را خداوند هدایت نمیکند.
در آیه چهارم این سوره نیز خداوند میفرماید: «لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ يَتَّخِذَ وَلَدًا لَاصْطَفَىٰ مِمَّا يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ سُبْحَانَهُ ۖ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ.» اگر به فرض خدا اراده کند که فرزندی بگیرد، قطعا برمیگزیند، از آنچه خلق میکرد، انتخاب میکرد، اما خداوند از هر نقصی مبراست و او خدای یگانه و غالب و مسلط بر هر چیزی است.»
هر عنوان و مسئلهای که در مورد فرزند داشتن خدا باشد غلط است، اینکه برخی فرشتگان را دختران خدا میدانستند یا پیامبری را فرزند او میدانستند، از نظر قرآن کاملاً مردود است.
آیه پنجم میفرماید: «خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ ۖ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهَارِ وَيُكَوِّرُ النَّهَارَ عَلَى اللَّيْلِ ۖ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ ۖ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى ۗ أَلَا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ؛ آسمانها و زمین را به حق آفرید. شب را به روز درمیپیچید، و روز را به شب درمیپیچید، و خورشید و ماه را برای بندگانش مسخر و رام کرد. هر کدام تا سرآمدی معین روانند. آگاه باشید او توانای شکستناپذیر و بسیار آمرزنده است.»
قرآن کریم بسیار بر این مسئله تأکید دارد که خلقت و آفرینش این دنیا بیهوده و الکی نیست. «يُكَوِّرُ» از مصدر تکویر است و پیچاندن بهصورت دایرهای را میگویند. خداوند شب را دور روز میپیچاند انگار شب نواری است که دور روز پیچیده میشود، به این معنا که شب شدن یکباره اتفاق نمیافتد، «یجری» به معنای حرکت سریع است، «اجل» نیز به معنای زمان و سررسید. آیه بیان میدارد زمانی فرامیرسد که بساط خورشید و ماه برچیده میشود. همین حالا هم مشخص است که این ماه و خورشید تا کی هستند و حرکت دارند.
بعد از بیان جلوههای قدرت خدا میفرماید بدانید او شکستناپذیر بخشنده است، نکته آیه این است که خود را با خدا درگیر نکنیم قطعاً کسی که خود را با خدا دربیندازد اوست که شکست میخورد، چراکه خدا شکستناپذیر است ضمن اینکه در کنار این شکستناپذیری بسیار بخشنده است و این ویژگی خداوند یک فرصت است که آیه به آن اشاره میکند.
آیه ششم میفرماید: «خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَأَنْزَلَ لَكُمْ مِنَ الْأَنْعَامِ ثَمَانِيَةَ أَزْوَاجٍ ۚ يَخْلُقُكُمْ فِي بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ خَلْقًا مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ فِي ظُلُمَاتٍ ثَلَاثٍ ۚ ذَٰلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ ۖ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ فَأَنَّىٰ تُصْرَفُونَ؛ شما را از یک تن(وجود) آفرید، ضمناً همسرش را از او پدید آورد، و از چهارپایان [شتر و گاو و گوسفند و بز به اعتبار یک نر و یک ماده] هشت تا (چهار جفت) آفرید، شما را در شکمهای مادرانتان میآفریند پس از خلقتی دیگر، در میان تاریکیهای سهگانه [شکم و رحم و مشیمه] بهوجود آورد. این است خدا، پروردگار شما که فرمانروایی ویژه اوست، معبودی جز او نیست، پس کجا و چگونه شما میروید و منحرف میشوید؟»
براساس آیات قرآن مشخص میشود آن یک تن که خلقت انسان از او ایجاد شده و در آیه بالا نیز مطرح شده، حضرت آدم(ع) است. معنای «زوج» در عربی با فارسی متفاوت است، در فارسی دو تا را زوج میگویند، اما در عربی به هر طرف (مذکر و مؤنث) زوج میگویند، زوج در فارسی معادل واژه همسر است.
این آیه میفرماید که حضرت آدم(ع) و همسرش را جدا جدا نیافریده بلکه یک تن(آدم) را آفریده و همسرش را نیز از او آفریده است. چگونگی این خلقت در قرآن کریم نیامده، اما در اصل ما انسانها همه به یک وجود برمیگردیم. «ثم» در این آیه به معنای سپس نیست بلکه به معنای ضمناً است.
آیه هفتم این سوره میفرماید: «إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ ۖ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ ۖ وَإِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ ۗ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَىٰ ۗ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ۚ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ؛ اگر به این خدا کفر بورزید، پس بهدرستی که خدا از شما بینیاز است و نسبت به بندگان خودش به کفر راضی نیست (یعنی صلاح ما این نیست و از باب مهربانی خداوند است که با وجود اینکه به بندگی ما نیازی ندارد راضی به کفر ورزیدن ما نیست) بر خلاف انسان که وقتی حرص و طمعی دارد که کاری پیش برود به خاطر نیازهای خودش است، ادامه آیه نیز میفرماید خداوند از شکر شما راضی است و دوست دارد شکرگزار و قدردان خداوند باشید و این صلاح انسانهاست، و هیچ حملکنندهای بار گناه دیگری را به دوش نمیکشد.
«وزر» بار سنگین است، این عبارت در قرآن کریم پنج بار تکرار شده است که هیچکس گناه دیگری را به دوش نمیکشد. ادامه آیه میفرماید: «سپس بهسوی پروردگار خود باز میگردید پس پروردگارتان به هر آنچه که عمل کردید به شما خبر میدهد، بهدرستی که او بسیار داناست و به ته دلها آگاه است.» گاهی شاید رفتار خوبی داشتیم اما ته دل برای خدا نبوده است، خدا از این خبر میدهد.
خدا فقط به رفتارهای ظاهری ما کار ندارد بلکه به آنچه انجام میدادیم و در دل داشتیم و در دل میگذرد هم آگاه است و از آن خبر میدهد، یعنی نیت و فکر ما هم مورد محاسبه قرار میگیرد. در این باره در آیه 284 سوره بقره میفرماید: «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، فقط در سیطره مالکیت و فرمانروایی خداست، و اگر آنچه از نیتهای فاسد و افکار باطل در دل دارید آشکار کنید یا پنهان کنید، خدا شما را به آن محاسبه میکند؛ پس هر که را بخواهد میآمرزد، و هر که را بخواهد عذاب میکند؛ و خدا بر هر کاری تواناست.»
انتهای پیام