کد خبر: 4335922
تاریخ انتشار : ۰۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۲
حجت‌الاسلام جوادی آملی:

عقل چراغ هدایت انسان در پرتو وحی است

عقل همواره یکی از ارکان اساسی در فهم دین و زندگی انسانی بوده است و نقشی محوری در هدایت انسان به سوی حقیقت ایفا می‌کند. رئیس بنیاد بین‌المللی اسراء در سخنان خود به مناسبت ماه مبارک رمضان، اهمیت عقل را به ویژه در پرتو وحی برجسته ساخته و تأکید می‌کند که تنها عقل وحیانی است که می‌تواند انسان را از خطا و انحراف در مسیر دین و معرفت مصون دارد. از این منظر، عقل نه تنها در فهم نقل‌های دینی بلکه در زندگی فردی، اجتماعی و تربیتی نیز چراغ راه است و ضرورت دارد که در حوزه و دانشگاه بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

ارسال/

به گزارش ایکنا، حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، رئیس بنیاد بین‌المللی اسراء و استاد حوزه، دوم اسفندماه و در مباحث روزانه به مناسبت ماه مبارک رمضان، به بررسی جایگاه عقل در پرتو وحی، ضرورت تطبیق آن با آموزه‌های دینی و نقش آن در اصلاح جامعه و زندگی انسانی  پرداخت. مشروح سخنان این استاد حوزه را در ادامه می‌خوانیم:  

عقل؛ مشعل فروزان هدایت انسانی

باید مسیر آیت‌الله العظمی جوادی آملی را در بحث عقل دنبال کنیم؛ مسیری که ایشان در آن از عقل سخن گفتند و عقل را در جایگاه اصلی خود نشاندند، به‌ ویژه عقل وحیانی را. عقل مشعلی فروزان است که خداوند به بشر عنایت کرده است، بنابراین باید به‌ ویژه در حوزه و دانشگاه به آن توجه داشته باشیم.

عقل باید بیش از آنچه در جامعه وجود دارد، وارد میدان عمل و معرفت شود. بخش قابل توجهی از انحرافاتی که گاهی در جامعه مشاهده می‌کنیم، ناشی از بی‌توجهی و بی‌اهتمامی به حقیقت عقل است. هیچ تردیدی نیست که نقل شریف روشنگر راه است، اما خدا نکند انسان بدون عقل سراغ نقل برود.

عمده انحرافاتی که در فضای دین ایجاد شده، ناشی از آن است که انسان‌ها سراغ نقل می‌روند، اما چراغی که بتواند مطلق و مقید، عام و خاص و دیگر امور در فضای نقل را بشکافد، جز عقل نیست. کسانی که بدون عقل سراغ نقل رفته‌اند، نه تنها از نقل بهره نبرده‌اند، بلکه گرفتار انحراف و کج‌فهمی شده‌اند.

برای مثال، قوت بینایی عقاب در حدی است که می‌تواند از اوج آسمان یک ماهی را در درون آب ببیند و شکار کند، در حالی که انسان چنین چشمی ندارد. اما عقل انسان قادر است دستگاهی مانند دوربین بسازد که صدها برابر قدرت دید عقاب را داشته باشد. عقل می‌تواند بد و خوب، زشت و زیبا را از هم متمایز کند. چیزی شریف‌تر و عزیزتر از توحید نداریم، و در کنار آن، شرک به عنوان گناهی بزرگ وجود دارد. اگر ایمان این‌قدر ارزشمند و عزیز است، آن چیزی که در برابر ایمان باعث روسیاهی می‌شود و چهره ایمان را پنهان می‌کند، همان کفر است.

ما دو مشکل عمده داریم: یکی شبهه علمی و دیگری شهوت عملی. شبهه علمی را باید با عقل نظری و شهوت عملی را با عقل عملی پوشش دهیم. عقل، کامل و جوهر مجرد تام نیست که از هر خطایی منزه باشد. ابتدا وحی می‌آید و عقل را پاک، منقح و سالم می‌کند و آن را از شواهد دروغین جدا می‌سازد، سپس به عقل فرمان حرکت می‌دهد. اگر این عقل برخاسته از وحی نباشد، خود می‌تواند باعث گمراهی انسان شود. ما عقل را منزه از هر خطا نمی‌دانیم؛ اما اگر به عقل الهی بنگریم، او مجرد تام و حقیقت محمدیه(ص) است.

عقل وحیانی و عقل بشری: تمایز و اهمیت

اگر رسول‌الله(ص) فرمود «اول ما خلق الله، العقل» و خداوند فرمود «اول ما خلق الله نوری» (یعنی نور پیامبر)، این نشان می‌دهد که نور وجود پیامبر(ص) حقیقت عقل مجرد و کامل و تام است و از هر نقصی مصون است. وقتی عقل تنزل پیدا می‌کند و در حد عقل بشری قرار می‌گیرد، چگالی و خلوص خود را ندارد و ناب بودن عقل تنها در سایه وحی تحقق می‌یابد؛ بنابراین عقل وحیانی تنها نجات‌بخش است.

اگر عقل در پرتو وحی دیده نشود، در اسارت هوا و هوس قرار خواهد گرفت. جهاتی در عقل وجود دارد که تنها وحی می‌تواند آن را خالص کند. در نظام امکان، بالاتر از وحی چیزی وجود ندارد که بتواند عقل را از ضعف‌ها و کاستی‌ها منقح و منزه کند و عقل ناب و خالص به انسان عطا کند. مادون عقل، یعنی حواس، اوهام و خیالات، قادر به منزه کردن عقل نیستند و مافوق عقل نیز چیزی جز وحی نیست که بر آن سلطه داشته باشد. بنابراین باید عقل را به خدمت وحی بریم، نه صرفاً نقل، زیرا روایات فراوانی داریم که تا عقل به لبه عصمت وحی نرسد، نمی‌توان از آن بهره برد.

خداوند عقل و جانی را به کلینی در کتاب شریف کافی عطا کرده است؛ او هزار سال پیش اولین فصل کتاب خود را «کتاب العقل و الجهل» نام گذاشت و جایگاه عقل را به ما فهماند. ما باید هم جنود هفتادگانه عقل و هم جنود هفتادگانه جهل را به خوبی بشناسیم تا با روشن کردن آن در نفس خود، حقایق را درک کنیم.

مرحوم دشتی که نهج‌البلاغه را براساس نسخه نهج‌البلاغه صبحی صالح تنظیم کرده بود، روزی به دماوند خدمت والد ما آمد. حاج‌آقا به ایشان فرمودند: «نهج‌البلاغه صبحی صالح توسط یک عالم سنی تنظیم و تبویب شده است.» آقای دشتی بعدها گفت که پیش از این متوجه این مسئله نبودم و وقتی با این نگاه به نهج‌البلاغه صبحی صالح توجه کردم، تفاوت زیادی با آثار دیگری که توسط عالم شیعی نوشته شده بود مشاهده کردم.

نقش عقل در تبیین توحید، نبوت و امامت

هیچ معرفتی بالاتر از معرفت توحید نیست. اقتضاء داشت که ابتدا توحید و سپس نبوت، امامت و خلافت تنظیم شود، اما چیزی که می‌تواند توحید و رسالت و نبوت و امامت را بفهماند عقل است. عقل باید مجهز باشد و خالی از هر هوای نفسی تا بتواند رسالت، توحید و نبوت را درک کند؛ بنابراین ابتدا کتاب «العقل» نوشته شد.

امام(ره) که اسلام‌شناس حقیقی و دارای فهم اصیل از اسلام بود، شرح حدیث عقل و جهل را نوشت. کتاب کلینی افقی روشن برای ما گشود تا بدون عقل در سرزمین وحی، توحید و نبوت حرکت نکنیم. علامه طباطبایی(ره) آورده است که ۷۲ ملت که گمراه شدند، بدون عقل سراغ قرآن رفته‌اند و گرفتار شدند. بسیاری بدون عقل به قرآن مراجعه کردند، اما گرفتار متشابهات آن شدند. فخر رازی کتاب «تفسیر کبیر» را نوشت و جبر را در آن نهادینه کرد، در حالی که زمخشری از ابتدا تا انتها بر تفویض تأکید داشت. تنها عقل وحیانی است که می‌تواند قرآن را برای ما به درستی تبیین کند.

اگر عقل را مورد توجه قرار دهیم، در امور عادی زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... به کار می‌آید. مشکلات امروز ناشی از آن است که جهل به جای عقل نشانده شده و عقل ناب در فهم مسائل اجتماعی و تربیتی مغفول مانده است. چند درصد جامعه از عقل ناب بهره دارند؟ عقل باید از طریق حوزه به جامعه معرفی شود و چراغ آن در زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی فروزان گردد. حتی صبوری کردن می‌تواند عقل را در جایگاه خود بنشاند.

کلینی عقل را قطب معرفی کرده است؛ همه امور جامعه و افراد باید بر مدار آن بچرخد. عقل باید در معاش، تربیت، اداره خانواده و... محور باشد. آیا امروز عقل به آن اندازه که باید در جامعه حاکم است؟ اگر چنین بود، چرا این همه ناهنجاری در خانه و جامعه و در بین همسران مشاهده می‌کنیم؟ صله رحم، که از توصیه‌های محکم خداوند است، کجا مورد توجه ما قرار دارد؟ از خدایی بترسید که درباره صله رحم از شما سؤال خواهد کرد. تأکید بر صله رحم برای ایجاد انسجام و هماهنگی در زندگی اجتماعی است.

ما باید بیش از پیش به عقل توجه کنیم؛ انسان با این عقل در پیشگاه خداوند احتجاج می‌کند، بنابراین جایگاه آن را باید شناخت. اگر قرار است ثوابی به انسان برسد، از طریق عقل است و اگر عقابی هم باشد، به خاطر تمرد از عقل است.

انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha