کد خبر: 4336171
تاریخ انتشار : ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۰
یادداشت

رمضان؛ فرصتی برای بازخوانی نسبت انسان با نیاز

ماه رمضان فراتر از مناسبتی عبادی، مجالی برای بازاندیشی در سبک زیست انسان معاصر است؛ ماهی که با تمرین امساک و گرسنگی آگاهانه، زمینه‌ای برای تقویت صبر، افزایش همدلی اجتماعی و بازگشت انسان به ساحت تأمل و خودآگاهی فراهم می‌کند و نقش آن را از آیینی فردی به تجربه‌ای تربیتی و اجتماعی ارتقا می‌دهد.

ماه رمضانرمضان در نگاه نخست، مجموعه‌ای از احکام و مناسک است؛ ساعت‌هایی برای نخوردن و نیاشامیدن، زمان‌هایی برای دعا و شب‌هایی برای بیداری؛ اما اگر این ماه را فقط در چارچوب بایدها و نبایدهای فقهی خلاصه کنیم، بخش بزرگی از حقیقت آن را نادیده گرفته‌ایم. رمضان پیش از آنکه یک تکلیف باشد، یک دعوت است؛ دعوت به دیدن آنچه در هیاهوی مصرف، عادت و روزمرگی از چشم ما پنهان مانده است.

در جهان امروز که انسان مدام در حال پر کردن خلأهاست، با غذا، تصویر، خبر، سرعت و هیجان؛ رمضان به‌مثابه توقفی آگاهانه عمل می‌کند. گویی این ماه آمده است تا بگوید: «کم کن تا ببینی.» گرسنگی در این معنا، صرفاً خالی‌بودن معده نیست؛ بلکه خالی‌شدن میدان ادراک از اضافات است. انسانی که همیشه سیر است، کمتر می‌بیند؛ نه به این دلیل که چشم ندارد، بلکه چون فرصت تأمل را از خود گرفته است.

گرسنگی؛ از رنج جسم تا بیداری جان

آنچه روزه را از یک تمرین ساده جسمانی متمایز می‌کند، معنا و جهتی است که به گرسنگی داده می‌شود. گرسنگی بی‌معنا فقط فرسایش جسم است؛ اما گرسنگی آگاهانه به زبان جان تبدیل می‌شود. در رمضان، انسان به‌طور داوطلبانه از ابتدایی‌ترین نیازهای خود فاصله می‌گیرد تا نسبت تازه‌ای با وجود خویش برقرار کند. این فاصله، شکافی می‌سازد میان من عادت‌کرده و من در حال کشف. در این شکاف، پرسش‌ها زاده می‌شوند: چرا تا این اندازه وابسته‌ام؟ چرا نبود یک وعده غذا می‌تواند من را عصبی، بی‌قرار یا خشمگین کند؟ و مهم‌تر از همه، چه چیزهایی در زندگی من جای ضرورت نشسته‌اند، در حالی که صرفاً عادت بوده‌اند؟

رمضان با همین پرسش‌ها آغاز می‌شود. روزه، آینه‌ای است که ضعف‌ها، وابستگی‌ها و بی‌صبری‌های ما را عیان می‌کند. بسیاری از انسان‌ها در این ماه، بیش از آنکه با گرسنگی مواجه شوند، با خودشان روبه‌رو می‌شوند و این مواجهه، اگر درست فهمیده شود، می‌تواند نقطه آغاز یک دگرگونی باشد.

در این نگاه، بدن دشمن روح نیست؛ بلکه گذرگاه آن است. بدن با گرسنگی، آرام‌تر می‌شود و وقتی بدن آرام گرفت، صداهای ظریف‌تری شنیده می‌شود؛ صداهایی که در شلوغی سیر بودن، هرگز به گوش نمی‌رسند. رمضان تمرین شنیدن این صداهاست؛ شنیدن ندایی که انسان را از سطح به عمق دعوت می‌کند.

رؤیت؛ دیدنی فراتر از چشم

رمضان، ماه رؤیت است؛ اما نه رؤیت هلال در آسمان، بلکه رؤیت حقیقت در درون. دیدنی که با چشم سر آغاز نمی‌شود، بلکه با چشم دل ممکن می‌شود. وقتی انسان از مصرف مداوم فاصله می‌گیرد، ظرفیت دیدن در او فعال می‌شود. گویی حجاب‌ها کنار می‌روند و جهان، ساده‌تر و شفاف‌تر خود را نشان می‌دهد.

در این ماه، مفاهیمی مانند صبر، شکر، توکل و حضور، از حالت شعار خارج و به تجربه زیسته تبدیل می‌شوند. صبر، دیگر واژه‌ای اخلاقی نیست؛ لحظه‌ای است که انسان تشنه است و می‌تواند بنوشد، اما نمی‌نوشد. شکر، دیگر صرف گفتن «الحمدلله» نیست؛ فهم این حقیقت است که بسیاری از داشته‌ها، بدیهی نبوده‌اند و توکل، یعنی اعتماد به نظمی که فراتر از میل‌های لحظه‌ای ما عمل می‌کند.

رؤیت در رمضان، به‌تدریج رخ می‌دهد. ابتدا انسان خود را می‌بیند، سپس دیگران را. گرسنگی، حس همدلی را بیدار می‌کند. کسی که طعم امساک را چشیده است، دیگر نمی‌تواند به‌راحتی از کنار رنج محرومان عبور کند. به همین دلیل است که رمضان، ماه انفاق و توجه اجتماعی نیز هست. این توجه، نه از سر ترحم، بلکه از جنس فهم مشترک است؛ فهم اینکه انسان‌ها بیش از آنچه تصور می‌کنیم، به یکدیگر شبیه‌ هستند.

رمضان همچنین فرصتی برای بازتعریف نسبت ما با زمان است. در روزهایی که ساعت‌ها کش‌دارتر می‌شوند و شب‌ها معنای تازه‌ای می‌یابند، انسان درمی‌یابد که زمان فقط ابزاری برای مصرف نیست؛ ظرفی برای حضور است. سحرها و افطارها، نقاط مکث‌ هستند؛ لحظه‌هایی که می‌توان در آن‌ها ایستاد و از خود پرسید: «من در این جهان، دقیقاً کجا ایستاده‌ام؟»

رمضان اگر به‌درستی فهم و زیسته شود، فقط یک ماه در تقویم نیست؛ تجربه‌ای است که می‌تواند تا ماه‌ها و سال‌ها در جان انسان باقی بماند. تجربه کم‌کردن برای بیشتر دیدن، تجربه سکوت برای عمیق‌تر شنیدن و تجربه گرسنگی برای رسیدن به سیری‌ از جنس معنا. رمضان می‌آموزد که انسان بیش از آنکه موجودی مصرف‌کننده باشد، موجودی بیناست؛ به شرط آنکه گاهی چشم از سفره بردارد تا افق را ببیند.

انتهای پیام
خبرنگار:
مریم فلاحتی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha