
خبرگزاری ایکنا، سلسله درسگفتار رمضانی با عنوان پای سخن رسول(ص)، را با بیان عبدالحسین طالعی، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده تهیه کرده است تا در قالبی کوتاه و منظم، نکاتی از سیره، اخلاق و درسهای زندگی پیامبر اکرم(ص) را مرور کند. در هشتمین نکته این مجموعه، بحثی عمیق درباره صحابه و جایگاه والای آنان در مسیر هدایت و ترویج آموزههای نبوی مطرح میشود؛ موضوعی که فراتر از محدودیتهای زمانی و مکانی، معنا و مصداق پیدا میکند و به فهم دقیقتر مسیر ایمان و پیروی از پیامبر(ص) کمک میکند. در ادامه بخش هشتم این درسگفتار را میخوانیم و میبینیم:
در هشتمین نکته از نکات مربوط به رسول الله(ص) میرسیم به آموزه و پدیدهای به نام صحابه. از اسمشان پیداست؛ یعنی یارانی که از محضر رسول الله(ص) درس آموختند. طبیعی است که خود این کلمه نشان میدهد که صحابه جایگاه بالایی دارند. معلوم است کسانی که شاگرد مستقیم پیامبر(ص) بودند، طبیعتاً جایگاه والایی دارند و این جایگاه والا باعث میشود که احترام و حرمت آنها واجب شود.
در حدیثی امام رضا(علیه السلام) فرمودند: احترام گذاشتن به صحابهای که از پیامبر خدا(ص) مطالبی آموختند و از راه پیامبر(ص) منحرف نشدند، واجب است. حتی در تعبیر روایات آمده که قبول ولایت و محبت این صحابه واجب است. این مطلب روشن و بدیهی است، اما نکتهای دارد که باید به آن توجه کرد.
در مورد شخص رسول الله(ص)، هدایت ایشان نه به لحاظ مکانی محدود به مکه و مدینه بود و نه به لحاظ زمانی، یعنی محدود به ۲۳ سال نبوت نبود. بنابراین بحث صحابه نیز نه محدود به آن ۲۳ سال است و نه محدود به مکه و مدینه. ممکن است کسی بعد از پیامبر(ص) بیاید و همچنان صحابی باشد، مانند اویس قرنی، حتی اگر حضرت رسول(ص) را ندیده باشد، اما مروج مکتب حضرت رسول(ص) بوده و خود پیامبر(ص) نیز او را تأیید کرده باشد.
از طرف دیگر، بنای ایمان بر قبول قلبی است و قبول مبتنی بر اختیار است. بنابراین ممکن است کسی پیامبر(ص) را در زمان حیات ایشان ببیند، اما قبول قلبی نداشته باشد، یا قبول قلبی داشته باشد اما پس از پیامبر(ص) در فتنهها یا امتحانات مختلف دچار انحراف شود. پس داستان صحابه باید به این شکل فهمیده شود که محوریت صحابی بودن محدود به زمان ۲۳ سال و مکان مکه و مدینه نیست؛ بلکه در تمام زمین و تمام زمانها، فردی را که جریان پیامبر(ص) را دریافت و منتقل کرده است، میتوان بهعنوان صحابی قبول کرد.
دیدن پیامبر(ص) به صرف دیدن، کفایت نمیکند. طبیعتاً در زمان پیامبر(ص)، افرادی مانند ابوجهل و ابوسفیان ایشان را دیدند، اما مشرکانی بودند که علیه ایشان شمشیر میکشیدند. این دیدن، بدون روی آوردن به هدایت، سودی برای آنان نداشت.
گاهی پیش میآید که برخی صاحبنظران صرف صحابی بودن را دلیل بر حجیت عمل آنها میدانند. اما ما به تاریخ نگاه میکنیم: آیا در تاریخ نبوده که صحابه با یکدیگر اختلاف کنند؟ بوده است. برای مثال در جریان محاصره خانه خلیفه سوم، برخی صحابه علیه او تجمع کردند و نسبت به او بدبین بودند. همچنین در جنگ جمل، گروههایی از صحابه در دو طرف مقابل هم قرار گرفتند. بنابراین نمیتوان صرفاً به دلیل صحابی بودن، اقتدا به همه آنها را واجب دانست.
در مکتب اهل بیت(ع)، محوریت صحابه براساس همراهی با امام زمان خود است، حتی اگر کسی پیامبر(ص) را ندیده باشد. برخی روایات نشان میدهند که پیغمبر(ص) فرمودند: «ای کاش برادران خودم را میدیدم» و این برادران کسانی هستند که پیامبر(ص) را ندیدهاند، اما با براهین و ادله نبوت و هدایت، ایمان آوردهاند. اینان همان کسانی هستند که امروز منتظران امام عصر(علیه السلام) هستند و فردا یاران ایشان در زمان ظهور خواهند بود. امیدواریم که خداوند ما را در شمار این بزرگان و بزرگمردان قرار دهد، انشاءالله.