کد خبر: 4337750
تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۱
انگیزش زیست اخلاقی/۳

زیست اخلاقی در کلام قرآن خدمت به انسان است

عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: اخلاقی زیستن، در منطق قرآن، پیش از هر چیز خدمت به خود انسان است، خدمتی که به شکوفایی هویت، ساخت شاکله وجودی و پرورش جان می‌انجامد و ثمره این ساخت در قیامت ظاهر می‌شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا آل‌بویه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامیقرآن کریم به عنوان کتاب آسمانی مسلمانان، منبع الهام و راهنمایی برای زندگی انسان است. در این کتاب، علاوه‌بر بیان احکام و قوانین به موضوعات اخلاقی و تربیتی نیز پرداخته شده است. یکی از مهمترین موضوعات در قرآن، فضایل اخلاقی و نقش آنها در زندگی انسان است.

از همین‌رو، خبرنگار ایکنا از قم درباره انگیزش زیست اخلاقی از منظر قرآن با حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا آل‌بویه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت‌وگو کرده است که بخش سوم این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانیم و می‌بینیم.


بیشتر بخوانید:


ایکنا- قرآن کریم فضایل اخلاقی را چگونه تحلیل می‌کند و نقش آن‌ها در زندگی انسان چیست؟

در ادامه تبیین نگاه قرآنی به اخلاق، قرآن کریم در کنار بیان رذایل اخلاقی، تصویری عمیق از فضایل اخلاقی نیز ارائه می‌دهد؛ تصویری که به‌ گفته مفسران، دقت در آن می‌تواند به‌تدریج آثار تربیتی و وجودی خود را در جان انسان آشکار کند. یکی از آیات شاخص در این زمینه، آیه ۲۱۶ سوره مبارکه بقره است که می‌فرماید: «مَّثَلُ ٱلَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَٰلَهُمْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنبُلَة مِّاْئَةُ حَبَّة وَٱللَّهُ يُضَٰعِفُ لِمَن يَشَآءُ وَٱللَّهُ وَٰسِعٌ عَلِيمٌ؛ مَثَل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى كنند، مانند دانه اى است كه هفت خوشه بروياند، در هر خوشه صد دانه باشد؛ و خدا براى هر كه بخواهد چند برابر مى كند و خدا بسيار عطا كننده و داناست.»

در نگاه نخست، ممکن است چنین برداشت شود که این آیه وعده بازگشت مادی و چندصدبرابری مال انفاق‌شده را می‌دهد؛ گویی اگر انسان از دارایی خود انفاق کند، خداوند همان مال را به‌صورت عددی و کمّی، هفتصد برابر یا حتی بیشتر به او بازمی‌گرداند. 

با این حال، تجربه زیست مؤمنانه در طول تاریخ نشان می‌دهد که چنین افزایشی به‌صورت مستقیم و عددی، آن‌گونه که این برداشت القا می‌کند، به‌طور عمومی مشاهده نشده است. هرچند اصل افزایش برکت مال با انفاق، هم در آیات و روایات مورد تأکید قرار گرفته به گونه‌ای که در آیه ۱۶۰ سوره مبارکه انعام آمده است:«مَن جَآءَ بِٱلْحَسَنَةِ فَلَهُۥ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَآءَ بِٱلسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ؛ هر كس كار نيك بياورد، پاداشش ۱۰ برابر آن است، و آنان كه كار بد بياورند، جز به مانند آن مجازات نيابند و مورد ستم قرار نمى گيرند.» و هم در تجربه برخی مؤمنان گزارش شده، اما ۷۰۰ برابر شدن ظاهری و مالی، به‌تنهایی نمی‌تواند معنای دقیق آیه را توضیح دهد.

نکته اساسی در فهم این آیه، توجه به این پرسش است که قرآن دقیقاً چه چیزی را به دانه تشبیه کرده است. اگر آیه چنین می‌فرمود که «مالی که انفاق می‌کنید مانند دانه‌ای است که ۷۰۰ برابر می‌شود»، این برداشت مادی قابل دفاع بود اما آیه چنین نمی‌گوید. در ساختار آیه، آنچه مورد تشبیه قرار گرفته، خودِ «انفاق‌کننده» است، نه مال او. به بیان دیگر، قرآن نمی‌فرماید مالِ انفاق‌شده رشد می‌کند بلکه می‌گوید کسی که انفاق می‌کند، همانند دانه‌ای است که رشد می‌یابد و چندین برابر می‌شود.

براساس این تحلیل، آنچه در فرآیند انفاق گسترش می‌یابد، وجود انسان است. انفاق، پیش از آنکه افزایش دارایی بیرونی به‌همراه داشته باشد، موجب بسط وجودی انفاق‌کننده می‌شود؛ جان او را وسعت می‌بخشد و حقیقت درونی‌اش را رشد می‌دهد، آن‌هم در مقیاسی که با معیارهای معمول انسانی قابل محاسبه نیست. از این منظر، انفاق یک کنش صرفاً اقتصادی یا اجتماعی نیست، بلکه فرآیندی عمیقاً وجودی و انسان‌ساز به شمار می‌رود.

همین معنا، با بیانی دیگر، در آیه ۷ سوره مبارکه ابراهیم بیات می‌شود: «وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِن شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُم وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيد؛ و (نيز ياد كنيد) هنگامى را كه پروردگارتان اعلام كرد كه: اگر سپاس گزارى كنيد، قطعاً (نعمتِ) خود را بر شما مى‌افزايم، و اگر ناسپاسى كنيد، بى‌ترديد عذابم سخت است.»

در این تعبیر، سخنی از افزایش نعمت به‌میان نیامده بلکه خود انسان موضوع افزایش قرار گرفته است. شکر، چه در سطح زبانی، چه قلبی و چه عملی، حقیقتی است که پیش از آنکه تغییری در بیرون ایجاد کند، تحولی در درون انسان پدید می‌آورد و موجب رشد و وسعت وجودی او می‌شود.

بر این اساس، فضایل اخلاقی نیز همچون رذایل، دارای دو ساحت‌اند؛ ساحت ظاهر و ساحت باطن. ظاهر انفاق، سیر کردن شکم گرسنه یا پوشاندن بدن برهنه و در نتیجه، تأثیرگذاری اجتماعی است اما باطن آن، رشد جانِ انفاق‌کننده و شکوفایی وجود اوست. اخلاق، صرفاً سازوکاری برای سامان‌بخشی به جامعه نیست بلکه هویت انسان را شکل می‌دهد و فرآیند «خودسازی» را رقم می‌زند. 

همان‌گونه که یک مهندس با ساختن یک بنا، ساختمان را می‌سازد، انسان با زیست اخلاقی، در حقیقت در حال ساختن خویشتن است.

اگر این حقیقت به‌درستی درک شود، روشن می‌شود که اخلاقی زیستن، در منطق قرآن، پیش از هر چیز خدمت به خود انسان است؛ خدمتی که به شکوفایی هویت، ساخت شاکله وجودی و پرورش جان می‌انجامد. ثمره این ساخت در کجا به‌طور کامل آشکار می‌شود؟ در قیامت؛ همان‌جا که نه مال و نه فرزند سودی نمی‌رساند و تنها «قلب سلیم» کارساز است.

در پایان این بحث، این نکته نیز مورد تأکید قرار می‌گیرد که بسط وجودی انسان، آثار بیرونی خود را نیز به‌دنبال دارد. انسانی که از درون رشد می‌کند، به‌طور طبیعی به عزت نفس می‌رسد و این عزت، در رفتار اجتماعی و نقش‌آفرینی او در جامعه نیز نمود پیدا می‌کند. از این‌رو، اثر درونی و اثر اجتماعی اخلاق از یکدیگر جدا نیستند، بلکه به‌هم پیوسته و درهم‌تنیده‌اند؛ رشدی که از جان انسان آغاز می‌شود، در نهایت به جامعه نیز سرریز خواهد شد.

انتهای پیام
خبرنگار:
هانیه محمدنژاد
دبیر:
محدثه نعیمی فرد
captcha