کد خبر: 4337766
تاریخ انتشار : ۱۱ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۰:۱۸
جزء به جز با زندگی / ۱۲

بیان الگوهای تکرار شونده در تاریخ در جزء دوازدهم قرآن کريم

عضو هیئت علمی گروه معارف دانشگاه بوعلی سینا نکات اخلاقی جزء دوازدهم قرآن کریم را بیان کرد و الگوهای تکرار شونده در تاریخ را شرح داد.

قرآن کریمبه گزارش ایکنا از همدان، همزمان با ماه مبارک رمضان ایکنا درصدد است، یک نکته بارز قرآنی که متناسب با شرایط فعلی جامعه باشد را روزانه براساس هر جزء، مورد بررسی قرار دهد؛ از همین‌رو برای بررسی یک آیه کاربردی در جزء دوازدهم قرآن کریم، با معصومه ریعان، عضو هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا گفت‌وگویی کرده است که مشروح آن را در زیر می‌خوانیم:

جزء دوازدهم قرآن کریم که از آیه 6 سوره هود تا آیه 52 سوره یوسف ادامه دارد و یکی از غنی‌ترین بخش‌های قرآن کریم از نظر رویدادهای اجتماعی است؛ در این جزء علاوه بر سرگذشت تمدن‌ها، جنبه‌هایی از روابط قدرت، اخلاق جمعی، اقتصاد و مدیریت بحران در جوامع باستانی مورد توجه آیات الهی قرار گرفته است. 

سوره هود شامل 123 آیه و سوره یوسف 111 آیه را به خود اختصاص داده است که از این میان در هر دو سوره 170 آیه متعلق به جزء دوازدهم است. آیات آغازین سوره هود آیات اول تا پنجم که پیش از جزء دوازدهم قرار گرفته است، ارتباط قطعی با سایر آیات و خصوصاً ارتباطی وزین با آیات نهایی این سوره دارد.

همچنین سوره یوسف از آیه اول تا ۵۲ در ادامه روند برخورد قدرت‌ها با مردم و اصلاح‌گران و ادامه معنایی سوره هود با مصداقی متفاوت در جزء دوازدهم است که الگوهای رفتار اجتماعی، سوء ظن رقابتی، اخلاق حذف رقیب، کسب آگاهانه جایگاه قدرت، و اجرای عدالت را توسط نبی خدا (یوسف) به تصویر می‌کشد.

آیات ۱ تا ۲۴ سوره هود درباره ماهیت وحی، منطق دعوت رسول خدا(ص)، مسئولیت تاریخی انسان و در نتیجه به مثابه یک «بیانیه بنیادین» در ابتدای سوره است که با رسول خدا سخن می‌گوید؛ آیات 25 تا 100 که در بخش میانی سوره قرار دارد، متنی جامعه‌شناختی _ تاریخی است که شامل گزارشی از اخبار انبیاء پیشین نوح، هود، صالح، ابراهیم، لوط، شعیب و طرح واکنش اقوامی مانند عاد، ثمود، قوم لوط و شعیب در برابر آنان است، در انتهای سوره، آیات 101 تا 123 به عنوان نتیجه تحلیلی تمام سوره ارائه شده است.

بنابراین در طرحواره هندسی سوره هود باید گفت آیات اول تا 24 «مانیفست نظری» سوره (وحیِ مُحکَم، توحید عملی، استغفار جمعی و پاسخگویی)، آیات 25 تا 100 «جامعه‌شناسی سقوط تمدن‌‌ها» و آیات ۱۰۱ تا ۱۲۳ نیز جمع‌بندی «قانون و سنت‌های قطعی تاریخ» است.

این سوره با تمرکز بر آیات 25 تا 100، در 6 الگو قابل بحث و بررسی است الگوی اول آیات ۲۵ تا ۴۹ در این آیات ورود نوح به عنوان مصلح اجتماعی، با مقاومت نخبگان قدرت «ملأالذین کفروا» در مقابل ندای اصلاحگری و نجات‌بخشی پیامبر زمانه طرح شده و دوگانه «ملأ» و «اصلاح‌گر اجتماعی» (یعنی نوح نبی) در تقابل پی در پی و شکننده قرار دارند.

ملأ در آیه «فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا…» (۲۷) طبقه قدرتمند و مرجع اجتماعی است که با اعتراض «ما تو را جز بشری مانند خود نمی‌بینیم» و «جز اراذل، از تو پیروی نکرده‌اند»، به دنبال مشروعیت‌زدایی از نوح(ع) است که با حربه تنزل کاریزما و عادی‌سازی پیام‌آور آسمانی و تحقیر پایگاه اجتماعی او در تلاش برای فروکاست قدرت رهبری نوح می‌باشند.

در مقابل، نوح (ع) با عدم وابستگی مالی به ملأ و کرامت‌بخشی به فرودستان، ابزار نجات مردم را تدارک دیده و در نهایت کشتی را به عنوان میزان و معیار نجات‌یافتگی به ایشان عرضه می‌کند و در نهایت آن کشتی با معیارهای الهی و نه اکثریت عددی، اقلیت هدایت یافتگان را در خود محفوظ نموده و در انتها دعوت صبورانه و مستمر نوح با قلع فساد و نجات بخشی انسان‌های صالح به ثمر می‌رسد. 

الگوی دوم در آیات ۵۰ تا ۶۰، عاد است در این آیات مقاومت متکبّران و صاحبان اندیشه‌های ایدئولوژیک و اقتدارگران لجباز در مقابل هود قرار دارند که با مطالبه بینه اما با نیتِ تعلیق اصلاح و انکارِ روشمند هود، پیوند توده‌های مردم را با پیامبر خدا گسیخته و انحطاط آنان را پی‌ریزی می‌کنند و پیامد نهایی سرنوشتشان را «أُتْبِعُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً…» (۶۰) قرار داده و سقوط می‌کنند و همچنان اقلیت صالح از نجات‌یافتگان معرفی می‌گردند.  

الگوی سوم نیز در آیات (۶۱ تا ۶۸، صالح قرار دارد. در این مقطع از آیات، جامعه مصرف‌زده ثمود با عادی‌سازی تخلف اقتصادی در میان مردم، صالح نبی(ع) را که مامور عمران و آبادی سرزمین و گشایش اقتصادی آنهاست، «هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا…» (۶۱) و طراح توسعه سرزمینی به عنوان تکلیف و نه امتیاز است، به جدال کشانده و در نهایت مانند اقوام پیشین خود را از رهبری خردمندانه پیامبرشان محروم و جامعه را از رشد طبیعی به انحطاط می‌رسانند. صالح نبی(ع) با نشانه و آزمون الهی شتر در میان آنان «هَذِهِ نَاقَةُ اللَّهِ لَكُمْ آيَةً…» مرزهای اخلاقیِ بهره‌برداری از منابع را برایشان مشخص نموده اما آنان با عقر ناقه از مسئولیت جمعی و خط قرمز مشترکی که به هنجار تبدیل شده بود تخلف کرده و کیفر جمعی را برخود تحمیل می‌نمایند. 

الگوی چهارم در آیات ۶۹ تا ۸۳، ابراهیم و لوط مطرح است. در این مقطع که با تمرکز بر آیات 77 تا 83، بر قوم لوط طرح‌ریزی شده، نشان می‌دهد فروپاشی اخلاق خانوادگی با هنجار نمودن ناهنجاری اخلاقی و نفسانی، جامعه را از امنیت فردی و اجتماعی خالی کرده و با فسادی که به رفتار علنی تبدیل شده است، «إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ…»، و انحرافی که به هویت جمعی بدل گردیده و جرمی که به افتخار ارتقاء یافته، جامعه را به آستانه گسست و فروپاشی می‌کشانند اما در مقابل بیان می‌کند‌ اقلیتِ سالم (لوط نبی و مؤمنان) می‌توانند در سایه فطرت پاک و اخلاقمدارانه و تثبیت بنیاد خانواده، از سقوط نجات یافته و از تاریکی ضلالت با همراهی با اصلاح‌گران به نور صبح نائل آیند. (81)

الگوی پنجم نیز در آیات ۸۴ تا ۹۵ شعیب مطرح است‌ در این مقطع طرح اقتصادِ فاسد و بحران اعتماد در جامعه طرح‌ریزی شده است. در این الگو با فرمان عدالت اقتصادی«أَوْفُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ…» و «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ…»(85) بیان شده که کم‌فروشی، صرفاً تقلب فردی نیست بلکه تخریب اعتماد عمومی در عرصه اقتصاد و فروپاشی قطعی نظام گسترده اجتماعی است. در ادامه این آیه بیان می‌ شود جداسازی اخلاق از بازار و اقتصاد، آغاز بحران ساختاری است که پیامدی جز فروپاشی ناگهانیِ نظامی که اعتمادش تهی شده است، ندارد آیه «وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ…» (۹۴) سونوشت آنان را معلوم می‌دارد.

الگوی ششم نیز در ادامه این آیات است‌ این دسته از آیات به عنوان الگوی نهایی قانون کلان تاریخ (۹۶ تا ۱۰۰) روایتی از موسی و فرعون است «وَاتَّبَعُوا أَمْرَ فِرْعَوْنَ… وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ» نشان می‌دهد رهبریِ استبدادی، با تمرکز قدرت و حکمرانی جاه‌طلبانه موجب اضمحلال توده‌ها گردیده و پیروِی از مقامات اجتماعی بی‌خرد، دلیل قطعی خسارت جمعی و فروپاشی تمدنی آنها گردیده است.

پیام اجتماعی این الگوهای ششگانه در سوره هود صرفاٌ تاریخی نیست بلکه نشانگر سنت‌های اجتماعی خداوند و قانون قطعی افول و ظهور تمدن‌هاست. آیه 100 «ذَلِكَ مِنْ أَنبَاءِ الْقُرَى…» نتیجه این سنت‌های تاریخی بوده و بیان می‌کند سقوط تمدن‌ها تصادفی نیست و الگوهای طرح شده، دقیق و تکرار شونده‌اند که به عنوان مدل حیات قدرتها (25 تا 100) استخراج گردیده و بیان می‌دارند انحراف حاکمان، تحقیر اصلاح‌گران، عادی‌سازی تخلف و شکستن خطوط قرمز مشترک، به فروپاشی اعتماد عمومی منجر می‌گردد. همچنین بیان می‌دارد پیوند نخبگان و حتی توده‌های مردم با استبدادگران، پیامدی جز سقوط جمعی نداشته و هیچ تمدنی با ظلم ساختاری و سکوت نخبگانی، پایدار نمی‌ماند و شرط بقاء جوامع از یک طرف، رهبری اخلاقی، عدالت اقتصادی و مقاومت اصلاح‌گران در برابر بحران‌های فساد است و از طرف دیگر، رویگردانی از اخلاق و میل به تبعیض اقتصادی، و به‌کارگیری استبداد سیاسی و بی‌عدالتی اجتماعی زمینه فروپاشی (عذاب) هر جامعه‌ای را فراهم آورده و هیچ جامعه‌ای گریزی از آن نخواهد داشت.  

انتهای پیام
خبرنگار:
عاطفه ابرار پیراسته
دبیر:
اکرم یوسفی پارسا
captcha