
به قلم عدنان عبدالله الجنید، نویسنده لبنانی
خون او زلزلهای استراتژیک است... رهبری که با خون خود، فداکاری برای قدس شریف را مهر و موم کرد.
در زمانهای که عدالت مفهوم و معنایی ندارد، خداوند کسانی را به سوی بندگانش میفرستد که تاریخسازند، نه صرفاً مفسر آن.
این روش خداوند برای انتخاب رهبران هدایتشده الهی است که امانت را به دوش میکشند و با استبداد مقابله میکنند، بهطوری که شهادت پایان درخشان سفر آنها است.
در اندیشه شهید امام خامنهای، فلسطین یک مسئله سیاسی نبود، بلکه جوهره پروژه و محور همسویی و اتحاد بود. او معتقد بود که آزادسازی این خاک، وظیفهای بینالمللی است، بنابراین آن را قطبنمای زندگی خود و رهبری قرار داد که با فلسطین آغاز شد و با فداکاری برای قدس به پایان رسید.
امام خامنهای قبل از شهادت هم «شهید زنده» بود. او در سال ۱۹۸۱ دست راستش را در راه جهاد برای میهن تقدیم کرد و چهار دهه از عمر خود را در راه خدا با استقامت و پایداری گذراند. پس از آن، سفر او در ماه رمضان به شهادت ختم شد و رهبری خود را با رضایتمندی از مشاهده ثمرات یک عمر جهاد و در نهایت پیوستن به صالحان «مبارک» ساخت.
او در اوج جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، ریاست جمهوری را بر عهده گرفت، سپس به مدت ۳۶ سال به عنوان رهبر معظم، سکاندار انقلاب اسلامی بود.
او قاطعیت استراتژیک را با انعطافپذیری تاکتیکی، ترکیب و پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران را هوشمندانه مدیریت کرد: یک حق حاکمیتی همراه با فتوایی مبنی بر ممنوعیت سلاحهای هستهای، و در نتیجه به ایران، مشروعیت اخلاقی در کنار قدرت مذاکره بخشید.
او در حوزههای علمیه مشهد، قم و نجف تحصیل کرد و به یک دانشمند جامعالاطراف تبدیل شد. اما به خاطر ذات خداترس و متقیاش متمایز بود: او مربی نسلها، پاککننده روح و با مردم فروتن بود.
او «ولایت فقیه» را به عنوان مراقبت از ملت، نه قیمومیت بر آن، به کار گرفت و منبع اقتدار قاطع با عزت و احترام بود.
پس از درگذشت امام خمینی(ره)، او مشعل را به دست گرفت و بدون هیچ مصالحهای آن را توسعه داد.
او اقتصاد مقاومتی و رستاخیز علم و فناوری را آغاز و ایران را به یک قدرت منطقهای دارای فناوری نانو، تحقیقات سلولهای بنیادی و صنایع نظامی و هوافضایی پیشرفته تبدیل کرد.
شهادت او با شهادت امام علی(ع) تلاقی دارد چراکه رمضان، ماه کمال سرنوشت او بود؛ رهبری که در محراب وظیفه، هدف قرار گرفت. اگر دشمن امام علی(ع) استبداد دیروز (ابن ملجم) بود، دشمن امروز او، استکبار جهانی است. آرمانش حمایت از مظلوم بود؛ از یتیمنوازی گرفته تا تشکیل محور مقاومت برای فلسطین.
او به مانند امام حسن(ع)، حکمت، آرامش و وحدت بدون سازش را پیشه خود کرد و همچون حسین(ع) پایداری، استقامت و فداکاری را آیینه مسلک خویش ساخت.
و از خمینی کبیر آموخت که در این مکتب، یک مبارز انقلابی، سازش نمیکند و فقه از سیاست جدا نیست.
او نبرد برای حاکمیت هستهای را رهبری کرد، قابلیتهای موشکی و ذخایر استراتژیک پهپادهایی را ایجاد کرد که قوانین نزاع و درگیری در منطقه را تغییر داد و یک رنسانس علمی جامع را به پیش برد. او تهدیدها را به فرصتهایی برای قدرت تبدیل کرد.
او قدس شریف را قطبنما، مظلومان را آرمان خود و عادیسازی با رژیم صهیونیستی را خیانت میدانست.
امام خامنهای دکترین اقتصاد مقاومتی را به عنوان یک عامل بازدارنده استراتژیک ایجاد کرد که توانایی مقابله با تحریمها را افزایش میدهد و فشارهای اقتصادی را به فرصتهایی برای قدرت ملی و منطقهای تبدیل میکند.
این منطق، الگوی تمدنی مورد حمایت رهبر شهید بود که قدرت نظامی باید در خدمت ارزشها باشد، نه برعکس. موشک در دست مقاومت، بازدارندگی ایجاد و از مظلومان محافظت میکند، پهپاد در آسمان منطقه، نقشه آزادی را ترسیم میکند، نه نقشه تجاوز و یک کلام: قدرت بدون استبداد، و بازدارندگی بدون تکبر معنا دارد.
و در نهایت او معمار محور مقاومت بود. تحت رهبری او، محوری منسجم شکل گرفت که از تهران تا بیروت، صنعا، غزه و بغداد امتداد داشت، با هماهنگی کامل بین همه متحدان برای مقابله با نفوذ آمریکا و رژیم اشغالگر اسرائیل؛ اتحادی ایدئولوژیک، نه صرفاً سیاسی، که محاسبات دشمن را تا به امروز بر هم زده است.
انتهای پیام