کد خبر: 4339034
تاریخ انتشار : ۱۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۹
یادداشت

توصیه‌ای به شیعیان در دوران طوفان‌ها

به قلم ناجی علی امهز، نویسنده و تحلیلگر سیاسی لبنانی

برای شروع، هر کسی که آثار من را خوانده باشد، می‌داند که در آنچه که مورد بحث قرار داده‌ام، بسیار دقیق بوده‌ام، حتی در عجیب‌ترین مقالات و تحلیل‌هایی که برای ذهن غیرقابل قبول بودند. بر همین اساس، نصیحتی صریح به ویژه برای شیعیان و به‌طور کلی برای لبنانی‌ها می‌نویسم.

شیعیان، مانند همه گروه‌های دیگر هنگام مواجهه با یک آزمون وجودی، به مرحله‌ای رسیده‌اند که جمعی احساس می‌کنند خطر از سیاست فراتر می‌رود و به هسته وجودی آنها می‌رسد. این احساس، چه با توصیف آن موافق باشیم و چه مخالف، یک احساس واقعی در میان شیعیان امروز است و قبلاً توسط مسیحیان منطقه احساس می‌شد. اما این به معنای ضعف نیست و همچنین شکست اجتناب‌ناپذیر را پیش‌بینی نمی‌کند. وقتی گروه‌های مذهبی به گروه‌هایی نگران سرنوشت خود تبدیل می‌شوند، ممکن است دچار سردرگمی شوند؛ اما این سردرگمی می‌تواند خود را در سطحی عمیق‌تر نیز کشف کند.

با این حال، مهمترین سؤال این نیست که: امروز چه اتفاقی می‌افتد؟

 بلکه این است: شیعیان فردا کجا خواهند بود، در لبنان، در خاورمیانه و در معادله بین‌المللی در حال تغییر؟

در لحظاتی مانند این، اولین فضیلت، خویشتن‌داری و حفظ سکوت مطلق تا زمانی است که خون از لب‌ها جاری شود.

سکوت در اینجا از سر ترس نیست، بلکه به منزله خرد است. یک کلمه کنترل نشده می‌تواند آسیب بیشتری از یک موشک ایجاد کند.

شیعیان نباید تحت تأثیر رسانه‌ها قرار گیرند، چه تشویق کنند، چه تحریک یا اغراق کنند. کلمات در جنگ‌های بین‌المللی واقعیت‌ها را ایجاد نمی‌کنند؛ بلکه فقط پیامدهای آنها را تقویت می‌کنند. واقعیت‌ها توسط موازین قوی، ظرفیت صبر و ضرورت‌های بقا شکل می‌گیرند.

نکته اصلی ماجرا اینجاست:

شیعیان در لبنان موجودیتی خارج از دولت نیستند، بلکه ستونی از حاکمیت و استقلال آن هستند. دولت، صرف نظر از اختلاف نظرهای افراد با آن یا اقداماتش، تنها چارچوبی است که قادر به محافظت از همه است. در علوم سیاسی، جنگ‌ها صرفاً بر اساس منطق ایدئولوژی انجام نمی‌شوند، بلکه بر اساس منطق به حداقل رساندن خسارات و مهار درگیری نیز صورت می‌گیرند. حفظ یک پناهگاه امن در خاورمیانه‌ای بی‌ثبات یک دستاورد است، نه یک عقب‌نشینی. اگر دولت موضعی اتخاذ کند که به دنبال جلوگیری از یک جنگ تمام‌عیار باشد، مسئولیت اصلی خود را انجام داده است و به آرمان یا مردم خیانت نکرده است. 

دولت‌ها نمی‌توانند محاصره مطلق یا جنگ بی‌پایانی را که فرجامی در چشم‌انداز ندارد، تحمل کنند. آن‌ها باید حداقل مایحتاج زندگی، از نان گرفته تا دارو و سوخت را تأمین کنند. در جنگ‌های بزرگ، انعطاف‌پذیری سیاسی به یک ضرورت وجودی تبدیل می‌شود. همیشه یک موضع سفت و سخت یا یک پیروزی قاطع لازم نیست. گاهی اوقات، برای یک جامعه کافی است که از زلزله با حداقل خسارات جان سالم به در ببرد.

شیعیان در لبنان، نمایندگان، وزرا، اعضای پارلمان و نهادهای خود را دارند. آن‌ها ابزارهای قانونی برای مدیریت بحران در چارچوب‌های ملی را در اختیار دارند. مسئله بزرگ‌تر از هر حزب یا فرقه‌ای است. این درباره خاورمیانه‌ای است که اگر همه آرامش خود را حفظ نکنند، در حال فروپاشی است.

در سطح شیعیان، تاریخ نشان می‌دهد که وقتی فرقه‌ها با انتخاب‌های بزرگی روبرو می‌شوند و وقتی درگیری به اوج خود می‌رسد، گزینه‌های آنها به یک مصالحه دردناک یا یک رویارویی تمام‌عیار محدود می‌شود. در چنین لحظاتی، چهره‌ها از رهبران به نمادها تبدیل می‌شوند و حضور آنها از سیاست فراتر می‌رود و وارد قلمرو وجدان می‌شود. برخی از رهبران، شهادت را انتخاب می‌کنند، حتی اگر اگر می‌خواستند به زندگی ادامه دهند، می‌توانستند زنده بمانند، اما این مسیر را برای تضمین تداوم پیروان خود طی و انتخاب را به آنها واگذار می‌کنند تا مرگشان معنادار و به یک میراث ماندگار تبدیل شود.

جهان در حال ورود به مرحله‌ای است که می‌توان آن را «مرحله وضوح سخت» نامید. موازنه‌های شکننده در حال فروپاشی هستند و صف‌بندی‌ها آشکارتر می‌شوند. با این حال، یک چیز ثابت در این منطقه این است که هیچ جزئی را نمی‌توان حذف کرد. شیعیان، مانند دیگران، برای معادله منطقه ضروری هستند. هر پروژه‌ای که مبتنی بر حذف باشد، موقتی است، زیرا تاریخ بر نفی هیچ بخشی از خود استوار نیست.

آخرین و فوری‌ترین توصیه:

هرگز علیه دولت شورش نکنید، هر چقدر هم که اوضاع تلخ باشد. به آن بچسبید، زیرا تنها چارچوبی است که در هنگام طوفان‌ها از همه محافظت می‌کند. رهبران ملی گاهی با انتخاب‌های تلخی روبرو می‌شوند، اما سیاست، هنر ایجاد تعادل بین ممکن و غیرممکن است. در طول تاریخ، جنبش‌های مقاومت هرگز مورد پذیرش جهانی قرار نگرفته‌اند و جوامعی که تجربیات سختی را تحمل کرده‌اند ـ از جمله مارونی‌ها دهه‌ها پیش ـ نجات خود را تنها از طریق اقدام آرام و تلاش‌های مکرر یافته‌اند.

این جنگ، هر چقدر هم شدید، پایان تاریخ نیست. ممکن است آغاز یک تحول عمیق باشد. با این حال، تحول از طریق شعارها مدیریت نمی‌شود، بلکه با درک جهان آنگونه که هست، نه آنگونه که ما آرزو داریم باشد، مدیریت می‌شود. کسانی که نتوانند با آگاهی و دانش با تغییر سازگار شوند، خود را با یک بحران وجودی واقعی روبرو خواهند یافت.

لبنان نمی‌تواند در برابر این تغییرات بزرگ مقاومت کند، اما هر چقدر هم که آینده تاریک به نظر برسد، با عقل و منطق آرام ساخته می‌شود، نه با خشم.

در این دوران پرآشوب، بیایید همگی به وحدت ملی پایبند باشیم، زیرا با وجود چندپارگی آن به دلیل فشارهای نظامی و سیاسی عظیم بر منطقه، این وحدت همچنان آخرین بازمانده هویت مشترک ماست.

انتهای پیام
captcha