به گزارش ایکنا از همدان، همزمان با ماه مبارک رمضان خبرگزاری ایکنا درصدد است، یک نکته بارز قرآنی که متناسب با شرایط فعلی جامعه باشد را روزانه براساس هر جزء، در گفتوگو با اساتید مورد بررسی قرار دهد، از همینرو برای بررسی این نکته قرآن کریم در جزء چهاردهم قرآن، با حجتالاسلام والمسلمین مهدی سلطان احمدی، مدرس حوزه علمیه همدان، گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانيم:
جزء چهاردهم قرآن کریم مجتمع بر دو سوره مبارکه حجر و نحل است، در ابتدا به فضای نزول سوره مبارکه حجر اشاره میکنیم.
در سالهای هفتم و هشتم بعثت عناد و لجاجت مشرکان نسبت به پيامبر(ص) و قرآن بيشتر از قبل شده بود و مشرکان در آن برهه از جانب آن حضرت(ص) و معجزه همراهشان یعنی قرآن کریم، شديداً احساس خطر میکردند.
آنها سعی داشتند با آوردن کلماتی شبيه به کلمات قرآن از اعتبار و اتقان قرآن بکاهند. آنان هر موقع فرصت میيافتند پيامبر(ص) و آيات نازله را مسخره میکردند و تمام سعیشان بر اين بود که با هر وسيلهای که بتوانند توجهها را از سمت آن حضرت برگردانند.
سوره حجر در چنين فضايی نازل شده است و با توجه دادن به مسئله خلقت، معاد انسان، اهميت قرآن و حفظ آن از هرگونه تحريف و تعرض متجاوزان، به امتهای گذشته و سرنوشت آنان نيز اشارهای دارد تا مايه تسکين و دلداری حضرت باشد.
محتواى سوره حجر را شاید بتوان در هفت بخش خلاصه كرد آيات مربوط به مبدأ عالم هستى و ايمان به او از طريق مطالعه در اسرار آفرينش، آيات مربوط به معاد و كيفر بدكاران، اهميت قرآن و عظمت اين كتاب آسمانى، داستان آفرينش آدم و سركشى ابليس و سرانجام كار او، بهعنوان يک هشدار و بيدارباش براى همه انسانها، اشاره به سرگذشت اقوامى همچون قوم لوط(ع) و صالح(ع) و شعيب(ع)، براى تكميل اين هشدار، انذار و بشارت و اندرزهاى مؤثر و تهديدهاى كوبنده و تشويقهاى جالب، دعوت از پيامبر اکرم(ص) به مقاومت و دلدارى او در برابر توطئههاى شديد مخالفان كه خصوصاً در محيط مكه بسيار زياد و خطرناک بود.
محتواى سوره نحل را امور زير تشكيل مىدهد كه به شكل جالب و متناسبى با هم آميخته شده است، بيش از همه بحث از نعمتهای خداوند در اين سوره به ميان آمده و آنچنان ريزهكاریهاى آن تشريح شده كه حس شكرگزارى هر انسان آزادهاى را بيدار مىكند، و از اين راه او را به آفريننده اين همه نعمت و موهبت نزديک مىکند. اين نعمتها شامل نعمتهاى مربوط به باران، نور آفتاب، انواع گياهان و ميوهها و مواد غذايى ديگر، و حيواناتى كه خدمتگزار انسانها هستند و منافع و بركاتى كه از اين حيوانات عائد انسان مىشود و انواع وسایل زندگى و حتى نعمت فرزند و همسر، و خلاصه شامل انواع طيبات مىشود و درست به همين علت است كه بعضى آن را سوره النعم (نعمتها) ناميدهاند. ولى مشهور و معروف در نامگذارى اين سوره همان سوره نحل است، چراكه ضمن برشمردن نعمتهاى گوناگون الهى اشارهاى كوتاه و پر معنى و عجيب به زنبور عسل كرده، مخصوصا روى ماده غذايى مهمى كه از آن عاید انسانها مىشود، و نشانههاى توحيدى كه در زندگى اين حشره وجود دارد تكيه کرده است.
بخش ديگرى از آن از دلایل توحيد و عظمت خلقت خدا، و معاد، و تهديد مشركان و مجرمان بحث مىكند.
قسمت ديگرى از آن از احكام مختلف اسلامى همانند دستور به عدل و احسان و هجرت و جهاد و نهى از فحشا و منكر و ظلم و ستم و پيمانشكنى و همچنين دعوت به شكرگزارى از نعمتهای او سخن مىگويد و در همين رابطه از ابراهيم قهرمان توحيد بهعنوان يک بنده شكرگزار در چند آيه نام مىبرد، بخش ديگرى نيز از بدعتهای مشركان سخن مىگويد و در همين رابطه، مثلهاى حسى جالبى ذكر مىكند. بالاخره در قسمت ديگرى انسانها را از وسوسههاى شيطان برحذر مىدارد.
با توجه به شرایط فعلی، یعنی نعره مستکبران و شیاطین عالم و جنایت عظیمی که مرتکب شدند، شاید مناسب باشد به برخی از آیاتی که در مقام معرفی شیطان در این جزء مطرح شده، توجه داشته باشیم؛ همچون آیات شریفه ۲۸ تا ۴۴ سوره مبارکه حجر.
در این آیات شریفه خداوند تبارک و تعالی ضمن اشاره به زمینهها و دلایل ادعایی و غیرحقیقی شیطان برای عدم انجام دستور(سجده) و درنتیجه طرد آن، به این مهم اشاره میکند که شیطان ضمن عدم تنبه و علاج ریشههای کفر خود بهدنبال تسویه حساب با عامل طغیان کفر خود یعنی اشرف مخلوقات(انسان) و در حقیقت خالق میشود. و البته برای نیل به این مقصد شوم، سلاحِ ترویج زینت و دنیاگرایی و اغوا را برمیگزیند و آنچنان در این مسیر خود مصمم است که از خدا طلب فرصت میکند. در قرآن کریم خداوند اینگونه در سوره حجر آیه ۳۶ میفرماید: «قَالَ رَبِّ فَأَنظِرْنِي إِلَىٰ يَوْمِ يُبْعَثُونَ.»
غرض رشد الهی و در نتیجه امتحان که لازمه آن است، شاید دلیلی میشود تا به او فرصتی گسترده و در عین حال محدود، داده شود تا در چارچوب حفظ ارادههای انسان برای انتخاب خیر و صلاح، کششسازی نیز از سوی مقابل وجود داشته باشد، چراکه انتخاب خوبیها وقتی رشددهنده است که در مسیر درگیری و غلبه بر باطل بهوجود بیاید.
در این مجال درگیری شیطان و استکبار، این مبغوض درگاه الهی با انسان، مخلوقی که فرصت محبوب بودن درگاه الهی را پیدا کرده است آغاز میشود، اما جدالی که پایانش مشخص است، چراکه آن انسانهایی که مسیر خضوع و خشوع و فرمانبری الهی را میپیمایند در اردوگاهی قرار میگیرند که رهبری آن خالصشدگانی هستند که خود او(شیطان) اعتراف بر عدم غلبه و شکست از آن دارد. خداوند در سوره مبارکه حجر، آیه شریفه ۴۰ اینگونه ميفرمايد: «إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» و انسانهایی که بهواسطه جهل و استغنای کاذب از فرامین الهی، مسیر تکبر و طغیان را در پیش میگیرند و در نتیجه تسلیم کششهای نفسانی میشوند؛ اساساً خود از مصادیق انسی شیاطین هستند و تسلط بر آنان موفقیتی محسوب نمیشود.
این مسیر غوطهوری در سپاه شیطنت و تسلیم شدن در مقابل کششها و دعوتهای سیاه آنچنان با افزایش زمینه آن یعنی تکبر بالا میرود که متکبرترین انسانها به مقام استاد تمامی شیاطین و شیطنت نائل میشوند؛ رو در روی سپاه اخلاص و ایمان؛ آنگونه که خداوند درآیه شریفه ۸۳ سوره مبارکه مائده میفرماید: «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِّلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا... که با همان نتیجه از پیش وعده داده شده است»؛ همچنین در آیه شریفه ۴۰ سوره مبارکه حجر میفرماید: «إِلَّا عِبَادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ» و این قصه رویارویی دیروز و امروز سپاه ظلمت و روشنایی است.
انتهای پیام