به گزارش ایکنا از همدان، همزمان با ماه مبارک رمضان خبرگزاری ایکنا درصدد است، یک نکته بارز قرآنی که متناسب با شرایط فعلی جامعه باشد را روزانه براساس هر جزء، در گفتوگو با اساتید مورد بررسی قرار دهد از همین رو برای بررسی یک آیه کاربردی در جزء شانزدهم قرآن کریم، با حجتالاسلام والمسلمین جلال سبحانی، مسئول نهاد رهبری دانشگاه صنعتی همدان، گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانيم؛
موضوع نبوت حضرت موسی(ع) و دعوت فرعون به پذیرش آئین الهی از سوی آن پیامبر والامقام، یکی از مهمترین داستانهای قرآن کریم است که در سوره طه و اعراف، به گونهای نسبتا مفصل به آن اشاره شده است.
این داستان، نمادی از مبارزه حق و باطل و در نهایت پیروزی ایمان بر کفر و ظلم است.
در زمان فرعون، قوم یهود در مصر تحت ستم و شکنجه قرار داشتند. فرعون، که خود را حاکم مطلق، بلکه خدا میدانست، دستور داد تا تمام نوزادان پسر یهودی کشته شوند، زیرا از ظهور کسی که قدرت او را به چالش بکشد، در هراس بود.
در این شرایط بحرانی، موسی(ع) متولد شد. مادرش، برای نجات او، او را در یک صندوق گذاشت و به رود نیل سپرد. خداوند او را حفظ کرد و صندوق به نزدیکی کاخ فرعون رفت. همسر فرعون، آسیه، صندوق را پیدا کرد و از موسی(ع) خوشش آمد و او را به فرعون نشان داد. فرعون قصد کشتن موسی(ع) را داشت، اما آسیه او را از این کار بازداشت و فرعون به ناچار او را به فرزندی پذیرفت.
موسی(ع) در کاخ فرعون بزرگ شد و از بهترین امکانات و آموزشها بهرهمند شد. با این حال، او همواره احساس میکرد که با این زندگی اشرافی بیگانه است و بهدنبال حقیقت است.
روزی، موسی(ع) شاهد آن بود که یک مصری در حال ظلم به یک یهودی است. او برای دفاع از یهودی، مصری را به قتل رساند. از ترس فرعون، موسی(ع) از مصر هجرت کرد و به مدین رفت. در مدین، با دختری از فرزندان شعیب(ع) ازدواج کرد و مدتی به چوپانی مشغول شد.
در حالی که موسی(ع) در کوه طور به چوپانی مشغول بود، خداوند به او وحی کرد و او را به پیامبری برگزید. خداوند به موسی(ع) دستور داد تا به مصر بازگردد و با فرعون برای آزادی قوم یهود گفتوگو کند.
در ملاقات با فرعون وی از حضرت موسی تقاضای معجزه کرد و آن پیامبر خدا هم به اذن الهی معجزه خویش (تبدیل عصا به اژدها) را به فرعون نشان داد، اما فرعون به جای تسلیم و پذیرش حق نه تنها زیر بار نرفت بلکه موسی را به جادوگری متهم نمود.
در نهایت قرار شد با پیشنهاد فرعون در موعدی معین، ساحران دربار فرعون و حضرت موسی رقابت کرده تا معلوم شود کدام بر دیگری پیروز خواهد شد.
در روز مقرر، ساحران عزم خود را جزم کردند که با موسى(ع) به مبارزه برخیزند، هنگامى که گام به میدان نهادند، «گفتند: اى موسى اول تو وسائل سحرت را مىافکنى یا ما نخستین باشیم»؟! قالُوا یا مُوسى إِمّا أَنْ تُلْقِیَ وَ إِمّا أَنْ نَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَلْقى (طه/۶۵).
ولى موسى(ع) بى آنکه عجلهاى نشان بدهد: به آنها «گفت: شما اول بیفکنید»! (قالَ بَلْ أَلْقُوا). بدون تردید، این دعوت موسى(ع) از آنها به مبارزه، مقدمهاى براى آشکار شدن حق بود.
ساحران، نیز پذیرفتند و آنچه عصا و طناب براى سحر کردن با خود آورده بودند، یک باره به میان میدان افکندند، و اگر روایتى را که مىگوید آنها هزاران نفر بودند بپذیریم، بدین معنا خواهد بود که در یک لحظه هزاران عصا و طناب که مواد مخصوصى در درون آنها ذخیره شده بود، به وسط میدان ریخته شد و ترس و هیجانى بر پا نمود.
«ناگهان طنابها و عصاهایشان به خاطر سحر آنها، چنان به نظر مىرسید که دارند حرکت مىکنند» «فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِیُّهُمْ یُخَیَّلُ إِلَیْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى» (طه/۶۶).
آرى، آن ریسمانها به صورت مارهایی کوچک و بزرگ، رنگارنگ در اشکال مختلف به جنب و جوش درآمدند، آیات دیگر قرآن در این زمینه مىگوید «آنها چشم مردم را سحر کردند، آنها را در وحشت فرو بردند و سحر عظیمى به وجود آوردند» «سَحَرُوا أَعْیُنَ النّاسِ وَ اسْتَرْهَبُوهُمْ وَ جاؤُ بِسِحْر عَظِیم».(اعراف/ ۱۱۶)
آرى، آنان ریسمانها را به صورت مارهائى کوچک و بزرگ، رنگارنگ و در اشکال مختلف به جنب و جوش درآوردند و به تعبیر آیه ۴۴ سوره شعراء، «ساحران صدا زدند که به عزت فرعون ما پیروزیم» «قالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنّا لَنَحْنُ الْغالِبُونَ».
بسیارى از مفسران، نوشتهاند: آنها موادى همچون «جیوه» در درون این طنابها و عصاها قرار داده بودند که با تابش آفتاب، و گرم شدن این ماده فوق العاده فرار، حرکات مختلف و سریعى به آنها دست داد.
این حرکات مسلماً راه رفتن نبود، ولى با تلقینهایى که ساحران به مردم کرده بودند، و صحنه خاصى که در آنجا به وجود آمده بود، این چنین در چشم مردم مجسم مىشد که این موجودات جان گرفتهاند و مشغول حرکتند! تعبیر «سَحَرُوا أَعْیُنَ النّاسِ» یعنى چشم مردم را سحر کردند، نیز اشاره به همین معنى است و همچنین تعبیر «یُخَیَّلُ إِلَیْهِ» یعنى در نظر موسى(ع) چنین منعکس شد، نیز ممکن است اشاره به همین معنى باشد.
به هر حال، صحنه بسیار عجیبى بود، ساحران که هم تعدادشان زیاد بود و هم آگاهیشان در این فن، و طرز استفاده از خواص مرموز فیزیکى و شیمیایى اجسام و مانند آن را به خوبى مىدانستند، توانستند آن چنان در افکار حاضران نفوذ کنند که این باور براى آنها پیدا شود که این همه موجودات بىجان، جان گرفتند.
غریو شادى از فرعونیان برخاست، گروهى از ترس و وحشت فریاد زده، خود را عقب مىکشیدند!. «در این هنگام موسى احساس ترس خفیفى در دل کرد» «فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَةً مُوسى».
«أَوْجَسَ» از ماده «ایجاس» در اصل از «وجس» بر وزن حبس به معنى صداى پنهان گرفته شده است، بنابراین «ایجاس» به معنى یک احساس پنهانى و درونى است، و این تعبیر نشان مىدهد که ترس درونى موسى(ع)، سطحى و خفیف بود تازه آن هم بهخاطر این نبود که براى صحنه رعب انگیزى که بر اثر سحر ساحران به وجود آمده بود اهمیتى قائل شده باشد.
بلکه از این بیم داشت که نکند مردم تحت تأثیر این صحنه واقع شوند، آن چنانکه بازگرداندن آنها آسان نباشد. و یا پیش از آن که موسى(ع) مجال نشان دادن معجزه خود را داشته باشد جمعى صحنه را ترک گویند، یا از صحنه بیرونشان کنند و حق آشکار نگردد.
چنان که در خطبه ۴ نهجالبلاغه مىخوانیم: «لَمْ یُوجِسْ مُوسى خِیفَةً عَلى نَفْسِهِ بَلْ أَشْفَقَ مِنْ غَلَبَةِ الْجُهّالِ وَ دُوَلِ الضَّلالِ: «موسى(ع) هرگز بهخاطر خودش در درون دل احساس ترس نکرد، بلکه از آن ترسید که جاهلان غلبه کنند و دولتهاى ضلال، پیروز شوند».
به هر حال، در این موقع، نصرت و یارى الهى به سراغ موسى(ع) آمد و فرمان وحى وظیفه او را مشخص کرد، قرآن میفرماید: «به او گفتیم: ترس به خود راه مده، تو مسلماً برترى قُلْنا لاتَخَفْ إِنَّکَ أَنْتَ الْأَعْلى».
این جمله، با قاطعیت تمام، موسى(ع) را در پیروزیاش دلگرم میسازد، کلمه «إِنَّ» و تکرار «ضمیر» هر یک تأکید مستقلى است بر این معنى، و همچنین اسمیه بودن این جمله و به این گونه موسى، قوت قلبش را که لحظات کوتاهى متزلزل شده بود، باز یافت.
درس بزرگ این آیات این است که دشمن غدار هر چند قوی و قدرتمند باشد، اگر جبهه حق ترس و بیمی به دل راه ندهد و با اراده قوی و تکیه و اعتماد بر قدرت لایزال الهی با جبهه باطل درگیر شود، قطعا پیروز نهایی میدان نبرد خواهد گردید و این وعده صادق الهی است که تخلف ناپذیر و غیرقابل تردید است کما اینکه فرجام فرعون و لشکریانش چیزی جز غرق و نابود شدن نبود. امروز نیز بر اساس سنت الهی و به گفته قرآن کریم، سرانجام فرعونیان زمان که صهیونیست و حامیان آن از جمله آمریکا سرنوشتی جز نابودی نخواهند داشت.
انتهای پیام