به گزارش ایکنا از قم، در شرایطی که کشور عزیزمان ایران مورد آماج حملات متجاوزانه صهیونیستی _ آمریکایی قرار دارد، حفظ آرامش، کنترل هیجانات و اضطراب، حفظ انسجام، وحدت و همبستگی ملی، ایستادگی و مقاومت امری حیاتی و رسیدن به درک عمیق این مفاهیم برای جامه عمل پوشاندن به آن نیز ضروری است.
از اینرو، مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم سلسله یادداشتهایی با عنوان «حماسه» ویژه ایام شرایط جنگ صهیونیست _ آمریکایی علیه کشورمان، تهیه و آنرا در اختیار ایکنای قم قرار داده است که بخش سوم آن از نظر میگذرد:
در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ و همزمان با آغاز تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، دبستان و پیشدبستانی دخترانه «شجره طیبه» در شهر میناب (استان هرمزگان) هدف حمله هوایی قرار گرفت که شمار کشتهشدگان آن که اکثر قریب به اتفاق آنها دانشآموز بودند به بیش از 180 نفر رسید یعنی حمله مستقیم به یک مرکز و تأسیسات غیرنظامی که علاوهبر غیرانسانی بودن از منظر حقوق بینالملل نیز، مصداق کامل جنایت جنگی است.
سؤال این است که چرا آمریکا و اسرائیل علیرغم اینکه میدانند این کار غیرانسانی و غیرحقوقی است باز نسبت به انجام آن اقدام میکنند، چنانکه به بیمارستان هم حمله میکنند، چنانکه به مراکز امدادی و خدماتی حمله میکنند، چنانکه محل زندگی مردم عادی را مورد حمله قرار میدهند؟
جواب آن است که سران رژیم صهیونیستی سالهاست روشی را در پیش گرفتهاند که با همین روش درصدد دستیابی به اهداف خود هستند؛ این روش یا نظریه که به «دکترین ضاحیه» معروف است از سال 2006 در جنگ با مردم جنوب لبنان و بعد در غزه بهکار گرفته شد؛ صهیونیستها بر این باورند که این روش تنها راهحل مشروع برای از بین بردن دشمنانشان است.
این روش که با سیاست کشتار جمعی و وارد کردن بیشترین خسارت ممکن به غیرنظامیان, تخریب زیرساختها و تأسیسات حیاتی اعم از ساختمانهای مسکونی، جاده، پل، مراکز عمومی مثل مراکز خدماتی، درمانی و آموزشی صورت میگیرد با هدف جداسازی و ایجاد شکاف بین مردم و نظام و مسئولان طراحی و اجرا میشود؛ درواقع آنها با این کارها میخواهند این پیام را به مردم بدهند که آنها بهای حمایت خود از نظام را میبپردازند و با ایجاد رعب و وحشت و یأس در مردم، پایگاه و جایگاه مردمی نظام را به چالش بکشند. بنابراین، چنین اقداماتی دور از انتظار نبوده و احتمال بروز مجدد آن در مورد منطقه یا تأسیسات غیرنظامی دیگری وجود دارد.
جالب است که راهبرد مواجهه با این نظریه، مقابله اثربخش و بازدارنده است یعنی زمانی میتوان دشمن را از این اقدام و روش خود پشیمان کرد که علاوهبر اقدامات نظامی، امنیتی و دیپلماتیک یعنی زدن ضربههای سخت به افراد و مراکز نظامی آنها، مردم نیز با حمایت آشکار و حضور همیشگی خود دشمن را مأیوس کنند.
درواقع رمز تکرار و تأکید هزاران باره حضرت امام خمینی(ره) و رهبر معظم شهید بر «بودن مردم» در صحنهها و تصمیمگیریها، جلوگیری از تحقق نقشهها و اهداف دشمنان بوده است. مبانی این تأکید بر حضور مردم نیز برگرفته از معارف دین است؛ چنانکه ایشان فرمودند: «اینجا یک اصل اسلامی را مایلم متذکر بشوم و آن عبارت است از نقشآفرینی مردمی در نظام اسلامی و اساساً در حیات اسلامی. مردم، در نگاه اسلام، در نگاه قرآن، با توجه به مجموعه احکام اسلامی، خیلی مورد توجهند در تحرک جامعه اسلامی، مجتمع اسلامی و حیات مجتمع اسلامی؛ نقش برجستهای دارند. شما ملاحظه کنید در فرمایش امیرالمؤمنین(ع) در آن جمله معروف که «لَو لا حُضورُ الحاضِرِ وَ قِیامُ الحُجَّةِ بِوُجودِ النّاصِر ... لَاَلقَیتُ حَبلَها عَلى غارِبِها»، هم نقش مردم مورد تذکر قرار گرفته است، هم حق مردم.
«نقش مردم» یعنی اگر مردم نیایند سراغ آن کسی که خود را صاحب حق میداند و میخواهد مسئولیتی قبول کند، بر او واجب نیست دنبال آن حق برود: «لَاَلقَیتُ حَبلَها عَلىٰ غارِبِها؛ مردم نبودند، من وظیفهای نداشتم، تکلیفی نداشتم.» نقش مردم اینقدر مهم است. حتی کسی مثل امیرالمؤمنین، علی بن ابیطالب(ع)، اگر مردم با او نباشند، اطراف ایشان نباشند، میگوید من تکلیفی ندارم. اگر چنانچه مردم آمدند، آنوقت بر او واجب است که مسئولیت را بپذیرد، بنابراین حضرت مسئولیت را قبول کرد؛ مردم آمدند، فشار آوردند، اصرار کردند که شما بیایید خلافت را قبول کنید، ایشان هم قبول کرد. نقش مردم اینقدر مهم است.
انتهای پیام