به گزارش ایکنا، در روزهایی که کشور درگیر یک نبرد تمامعیار ترکیبی و شناختی است و افکار عمومی زیر سنگینترین بمبارانهای رسانهای قرار دارد، نقشآفرینی خواص جامعه و بهویژه هنرمندان، اهمیتی حیاتی و استراتژیک پیدا میکند. با این وجود، در این مقطع حساس تاریخی که امنیت روانی، همبستگی ملی و تمامیت ارضی کشور از سوی دشمنان هدف قرار گرفته، شاهد سکوت تأمل برانگیز و انفعال بخش قابل توجهی از جامعه هنری هستیم؛ سکوتی که در تضاد با رسالت ذاتی «هنر متعهد» و ادعای وطندوستی است.
برای بررسی ریشههای این انفعال، تبیین جایگاه هنرمندان در خط مقدم دفاع رسانهای و بررسی ابعاد زیباییشناختی جنگ روانی دشمن، ایکنا در گفتوگویی به سراغ مرتضی گودرزی دیباج، نقاش، مجسمهساز و پژوهشگر هنر رفته است.
دیباج در این گفتوگو ضمن انتقاد از عافیتطلبی و محافظهکاری برخی چهرهها، با طرح ایده «بازی بدون توپ هنرمندان»، حضور میدانی، اعلام موضع روشن و دلگرمی دادن اهل هنر به جامعه را فراتر از خلق اثر هنری، یک ضرورت تاریخی و وظیفهای ملی میداند. او معتقد است در شرایطی که دشمن با استفاده از ابزار «هنر» در حال ساخت یک تونل وحشت رسانهای است، خالی کردن میدان توسط هنرمندان داخلی، ننگی ابدی در پی خواهد داشت.
مشروح گفتوگوی ایکنا با این نقاش، مجسمهساز و پژوهشگر هنر را در ادامه میخوانیم:
ایکنا - در شرایط کنونی که کشور درگیر یک تقابل جدی است و مردم بیش از هر زمان دیگری به همدلی و قوت قلب نیاز دارند، انتظار میرود جامعه هنری پیشگام باشد؛ اما تا حدودی شاهد نوعی انفعال هستیم. ارزیابی شما از این فضا چیست و هنرمندان چگونه میتوانند نقشآفرینی کنند؟
حضور هنرمندان در صحنه، حتی اگر در لحظه دست به خلق یک اثر هنری مستقیم نزنند، بسیار حیاتی است. این حضور را به «بازی بدون توپ» یک فوتبالیست در زمین تشبیه میکنم. درست است که در فوتبال، بازیکنی که پا به توپ است و گل میزند دیده میشود و شاهکار خلق میکند، اما بازیکنان بزرگی هم هستند که با فضاسازی و حرکت بدون توپ، روی کل جریان بازی، اقتصاد و فرهنگ آن ورزش تأثیر میگذارند. هنرمندان بزرگ ما دقیقاً چنین جایگاهی دارند.
حضور آنها در عرصه فرهنگ و اجتماع، یک بازی بدون توپ بسیار موثر است. اگر هنرمندان امروز در صحنه قرار نگیرند، به قول مرحوم نادر ابراهیمی (خداوند رحمتشان کند) این عدم حضور، یک «ننگ ابدی» خواهد بود. امروز مردم ما و نیروهای رزمنده ما در میدان، به شدت نیازمند همدلی و قوت قلب هستند.
پیشنهاد مشخص من این است که با تمهیداتی سنجیده، پای هنرمندان به رسانه ملی و خبرگزاریها باز شود. حتی اگر این حضور کوتاه باشد. ذهنیت خام من این است که مصاحبههای بسیار کوتاه، در حد ۳۰ ثانیه تا یک دقیقه از هنرمندان شاخص تهیه شود. این صحبتهای کوتاه میتواند در شبکههای پرمخاطب تلویزیون (مثل شبکه خبر، یک، دو و سه) که اکنون دائم اخبار جنگ را پوشش میدهند، پخش شود. یا حتی به صورت مکتوب در قالب زیرنویس شبکهها قرار گیرد و مشروح آن در فضای مجازی و خبرگزاریها منتشر شود. هر هنرمند باید در حد یک بیانیه، یا حتی فراتر از آن، در حد یک «وصیتنامه جانانه تاریخی» موضع خود را مشخص کند و بگوید در این مقطع حساس، کجای تاریخ ایستاده است.
ایکنا - نکتهای که وجود دارد این است که ما به عنوان رسانه با برخی از هنرمندان تماس میگیریم، اما گاهی از گفتوگو طفره میروند؛ این محافظهکاری را چگونه باید مدیریت کرد؟
این سکوت و ترس واقعاً زجرآور و دردناک است. روی صحبت من با آن دسته از هنرمندانی است که ادعای هنرمند متعهد بودن دارند؛ هنرمندان انقلاب و کسانی که همیشه ادعا میکردند ما ظلمستیز هستیم و زیر بار حرف زور نمیرویم؛ اکنون وقت عمل است. باید بیایند و بگویند: «علیالحساب تمام اختلافات داخلی، سیاسی و سلیقهای را کنار بگذارید؛ یک دشمن خارجی به کشور حمله کرده است».
هدف این دشمن این است که کشور را تکهتکه کند. دشمن کاری ندارد که شما دین دارید یا ندارید، مسلمان هستید یا نیستید، حتی کاری ندارد که وطنپرست هستید یا خیر؛ او فقط میخواهد ایران را تجزیه کند. ما تجربه تلخ سوریه، لیبی و سودان را در همین ۱۰ تا ۱۳ سال اخیر پیش چشم داریم. خود دشمنان رسماً بیانیه میدهند و اعلام میکنند که برای ما برنامه دارند.
بنابراین، وقتی دشمن بمب و موشک شلیک میکند، برایش تفاوتی نمیکند که چه کسی را میکشد؛ او میخواهد کل کشور را تخریب کند. هنرمندی که امروز میترسد، باید بداند که فاتحهاش خوانده است. در این شرایط، رسانهها باید با کلیدواژههای مشخص سراغ هنرمندان بروند. بعضی از هنرمندان شاید اهل سخنرانی نباشند، رسانه باید به آنها ایده بدهد، از آنها بخواهد صحبت کنند و سپس در تنظیم و ویرایش مکتوب، آن را به یک خوراک رسانهای تمیز و تأثیرگذار تبدیل کند.
ایکنا - برای شکستن این فضای سکوت و ایجاد یک موج رسانهای فراگیر، چه راهکارهایی پیشنهاد میدهید؟
دوران اینکه یک خبرگزاری بگوید «این خبر اختصاصی من است و به کسی نمیدهم» گذشته است. رسانهها باید اخبار و مصاحبهها را به یکدیگر پاس دهند. وقتی ایکنا بیانیهای از یک هنرمند دریافت میکند، باید آن را در اختیار سایر خبرگزاریها هم قرار دهد تا به صورت شبکهای منتشر شود.
شخصاً از زمانی که این درگیریها شروع شده، در رنج و عذابم که چرا جامعه هنری اینقدر ساکت است. البته بیانصافی نمیکنم؛ برخی از بچههای گرافیست در اقصینقاط کشور کارهای خودجوش انجام میدهند، طرح میزنند و موشنگرافی میسازند که بسیار ارزشمند است، اما این کافی نیست. خبرگزاریهای معتبری مثل شما، سکوهای قابل اعتنایی برای مردم هستید. مطلبی که از درگاه شما منتشر شود، حیثیت و اعتبار دارد.
نباید به یک بار مصاحبه بسنده کنید. باید دائم فعال باشید. از عکاس، نقاش، گرافیست و هنرمندان شهرستانی در شیراز، خرمآباد و… استفاده کنید. هر کدام از اینها اکنون میتوانند یک بلندگو برای دفاع از حقیقت باشند. به عنوان عضو کوچکی از این جامعه، آمادگی کامل دارم؛ حاضرم مقالههای کوتاه و متنهای یک یا دو صفحهای بنویسم تا در سکوهای شما منتشر شود. باید صراحتاً بیانیه بدهیم و خط قرمزهایمان را برای دفاع از کشور مشخص کنیم و سایر هنرمندان را هم به این میدان دعوت کنیم.
ایکنا - هنر چه جایگاهی در «جنگ رسانهای و تصویری» در سطح جهان دارد و چگونه میتواند نقش مؤثری ایفا کند؟
این نکته بسیار بسیار مهمی است. اخیراً جمله زیبایی از یکی از بزرگان که اشاره به فرمایشات حضرت آقا بود داشتند، شنیدم. ایشان فرمودند: «جهاد آنجایی معنا پیدا میکند که دشمن حضور داشته باشد».
امروز میبینیم که دشمن هم در عرصه جنگ سخت و هم با شدتی هزاران برابر بیشتر در عرصه جنگ نرم و رسانهای حضور دارد. اگر آنها یک موشک شلیک میکنند، در کنارش هزاران برابر کار تبلیغاتی و جنگ روانی انجام میدهند. رسانههای معاند تلاش میکنند یک «تونل وحشت» در ذهن مردم ایجاد کنند و بذر ناامیدی، یأس و ضعف را به جبهه ما تزریق کنند.
اینجاست که جایگاه هنر مشخص میشود؛ زیرا «قاب اصلی و فریم اصلی جنگ رسانهای، هنر است». شما شبکههای معاند را نگاه کنید؛ از گرافیک، نور، رنگ و فضاسازی گرفته تا نحوه تنظیم متن، پس و پیش کردن اخبار و کپسولی کردن اطلاعات. آنها با چنان مهارتی دروغ و راست را در هم میآمیزند و خیال را با واقعیت ترکیب میکنند که مخاطب حیرت میکند. تمام اینها استفاده از تکنیکها و شیوههای هنری (مانند اغراق، غلو و مبالغه) است که در خدمت اهداف رسانهای آنها قرار گرفته است.
بنابراین، اکنون مهمترین، خطیرترین و بهترین زمان برای حضور هنرمندان است. جنگ امروز، دستکمی از جنگ هشت ساله ایران و عراق که تمام جهان پشت سر صدام ایستاده بود، ندارد؛ بلکه از آن هم بدتر است. ما با یک جنگ جهانی جدید روبهرو هستیم که دشمن در آن هیچ ابایی از کشتن پیرمرد، پیرزن، کودک و نوجوان ندارد و صراحتاً اعلام میکند که قصد نابودی ما را دارد.
هنرمندان به هر طریقی که میتوانند باید به میدان بیایند؛ چه با تخصصشان (قلم، نقاشی، کاریکاتور) و چه با اعتبار اجتماعی و شهرتشان. همانطور که گفتم، گاهی این حضور، «بازی بدون توپ» است. مثلاً اخیراً دیدم یکی از بازیگران چهره و مشهور، شبانه رفته بود و کنار بچههای یکی از پایگاههایی که مشغول نگهبانی و تامین امنیت بودند نشسته بود. همین حضور ساده، بزرگترین دلگرمی برای آن مدافعان امنیت است.
هر هنرمندی از حوزه تخصصی خود شروع کند. اگر کسی فکر میکند نقاشی یا کاریکاتورش الان کارکرد ندارد (که من معتقدم همه هنرها کارکرد دارند)، حداقل به عنوان یک شهروند، یک ایرانی، یک هموطن و یک انسان آزاده به میدان بیاید. اگر واقعاً ادعا داریم که هنرمند حامی عدالت، آزادی و وطن است، امروز دقیقاً همان روزی است که باید این ادعا را در عمل و در کف میدان ثابت کند. یک مصاحبه کوتاه، یک خداقوت به نیروهای امنیتی، یا یک بیانیه، حداقل کاری است که میتوان انجام داد.
انتهای پیام