
به گزارش خبرنگار ایکنا از قزوین، مسعود جانبزرگی، استاد روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در وبینار آموزشی ویژه ماه مبارک رمضان که شب گذشته ۱۶ اسفند به همت دپارتمان درمان معنوی مرکز طلیعه سلامت و مرکز دانشبنیان گسترش و آزمایش روانشناسی معنوی جانبزرگی برگزار شد، گفت: فراز دوم از دعای ابوحمزه ثمالی به ما خودآگاهی میدهد و خودآگاهی، نتیجه تبادل شناخت درون و بیرون است. انسان عاقل باید از خود آگاه باشد، بیرون را بنگرد و سپس رفتار خود را تنظیم کند؛ اینگونه به خودنظمپویی میرسیم.
بیشتر بخوانید:
وی در ادامه بیان کرد: مسیر شناخت، بر اساس آنچه از این دعا درمییابیم، شامل دو بخش شناختِ مکشوف و شناختِ مصنوع است، شناخت مکشوف با خلوت کردن حاصل میشود؛ با تفکر درونی انسان درست و نادرست مسائل را درمییابد و شناخت مصنوع از شناخت پدیدههای بیرونی شکل میگیرد.
استاد روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اظهار کرد: مشکل از زمانی آغاز میشود که شناخت بیرونی بر شناخت درونی غلبه کند. شناختی که از درون میآید، با حقیقت همراه است؛ اما شناخت بیرونی اگر غالب شود، ممکن است انسان را از مسیر حقیقت دور کند.
وی خاطرنشان کرد: هنگامی که شناخت شهودی را مبنا قرار دهیم، این شناخت با شناخت بیرونی تعامل دارد و از آن با عنوان «شناخت واقعی و تعقل» یاد میشود. نکته دیگر اینکه شناختهای درونی باید مبنا باشند که منبع آنها فطرت ماست.
جانبزرگی با اشاره به اینکه شناخت بیرونی نیاز به راستیآزمایی دارد، اما شناخت درونی خود معتبر است، ادامه داد: شناخت درونی و ظرفیت انسان محدود است و خداوند خود را در معرض شناخت قرار داده است؛ ما از طریق اسماء الهی، خدا را میشناسیم و با او مواجهه وجودی پیدا میکنیم. انسان به واسطه ارتباط با خدا این شناخت را تجربه میکند و میبیند که با واقعیت همسوست و انسجام روانی پیدا میکند.
وی بیان کرد: شناخت مصنوع ممکن است آسیبزا شود، آنگاه که شناخت فطری ما را بیاعتبار سازد. مثلاً انسان شناختی دارد از پدری حمایتگر، اما تجربههای کودکی و ترسها باعث میشود به تدریج تصورش از خدای واقعی تغییر کند که در جلسات بعد درباره شکستن این شناخت نادرست صحبت خواهیم کرد.
این استاد روانشناسی گفت: انسان موجودی نیازمند است و وجودش بر اساس درخواست و تعامل شکل گرفته است، تا زمانی که پردازشها در ارتباط با انسانهاست، تعامل دوطرفه است. در نیاز متقابل، وقتی یک طرف نیاز طرف دیگر را برطرف میکند، در ذهن نوعی درخواست شکل میگیرد که جنسش اطاعت اجباری است.
وی ادامه داد: همین مدل را گاهی به خدا نیز نسبت میدهیم و احساس میکنیم نماز خواندن صرفاً اطاعت امر است. در حالیکه خداوند به عبادت ما نیاز ندارد؛ این ما هستیم که به بندگی نیاز داریم. نوع ارتباط انسان با خداوند با تبادلات انسانی متفاوت است.
استاد روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: وقتی از کسی قرض میگیریم، نسبت به او احساس مقاومت داریم و اگر در موعد مقرر پرداخت نکنیم، فاصله پیدا میکنیم؛ اختیارمان را با اجبار جایگزین میکنیم.
جانبزرگی گفت: حال ما با خدا باید تغییر کند و از حالت انساننمایی در عبادت خارج شویم، اینکه چرا در عبادات خود شوق نداریم، ریشه در خداپندارههای نادرست دارد، اگر این تصورها زدوده شود، انسان عاشقانه خدا را عبادت خواهد کرد بنابراین باید از خدا بخواهیم ذهن ما را از خداپندارههایی که خود ساختهایم، پاک کند.
انتهای پیام