به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد. اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه و نخبگان جامعه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود.
ایکنا بنابر رسالت رسانهای خود در سلسله گزارشهای «میراث فکری رهبر شهید» به بازخوانی اندیشههای رهبر شهید در موضوعات و مسائل مختلف میپردازد. دومین شماره این گزارش در خصوص یکی از حیاتیترین و راهبردیترین مفاهیم در ادبیات انقلاب اسلامی، یعنی مسئله «جوان و جوانی» است. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی، عمیق و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره جایگاه جوانان، رسالتهای آنان، و خطرات پیشروی این نسل است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
جوان مرکز نوآوری است
در نگاه جامعهشناختی و تاریخی رهبر شهید، انقلاب اسلامی یک اتفاق ساده در بستر زمان نبود؛ بلکه دگرگونی بنیادین و یک جهش بیسابقه در تمامی ساحتهای حیات بشری به حساب میآمد. در این مکتب فکری، عامل اصلی این جهش، نه ابزارهای مادی و نه معادلات پیچیده قدرتهای جهانی، بلکه «نیروی انسانی جوان» تعریف میشود. ایشان با نگاهی عمیق به ماهیت تحولات، جوان را نه صرفاً یک رده سنی که «مفهوم انرژیبخش» و کانون جوشان خلاقیت میدانستند.
رهبر شهید انقلاب اسلامی با تبیین این حقیقت که جوان پیشران توسعه و پیشرفت است، میفرمایند: «انقلاب در کشور جهش ایجاد کرد… شما در زمینه سیاسی این جهش را میبینید، در زمینه علمی میبینید، در زمینه فناوری میبینید، در زمینه اخلاق اجتماعی این جهش را میبینید؛ در همه این جهات، انقلاب جهش ایجاد کرد. انقلاب را چه کسی به وجود آورد؟ نیروی انسانی، عمدتاً هم جوان؛ یعنی نقش نیروی انسانی این است».
در این منظومه فکری، فیزیک جوان در پیوند با متافیزیک اراده او معجزه میآفریند. رهبر شهید با استناد به متون عالیه ادعیه شیعه، این پیوند را اینگونه کالبدشکافی میکنند: «و هر چه این جوان بیشتر اهل فکر و اهل تصمیم و عزم راسخ باشد، این تأثیر عمیقتر و بیشتر خواهد شد. شما در دعای کمیل میخوانید: قَوِّ عَلىٰ خِدمَتِکَ جَوَارِحی؛ اولش این است. خب جوان جوارح محکمتری دارد دیگر. وَ اشدُد عَلَى العَزیمَةِ جَوانِحی؛ دل من را با قدرت تصمیمگیری محکم کن. قدرت تصمیمگیری در جوان بیشتر است. … جوان اینجوری است. شماها میتوانید کشور را تغییر بدهید، میتوانید در جهت خوب حرکت بدهید».
این نگاه، خط بطلانی است بر تفکرات انفعالی که جوان را عنصری خام و نیازمند قیمومیت میدانند. از دیدگاه ایشان: «حضور قشر جوان، بخصوص دانشجو، موتور حرکت یک جامعه است» و در جای دیگر با صراحت و قاطعیت میفرمایند: «جوان مرکز نوآوری است، مرکز خلاقیت و ابتکار است». این تعابیر نشان میدهد که رهبر شهید، سپردن سکان تحولات به دست جوانان را نه یک تعارف سیاسی که ضرورتی قطعی برای بقای تمدن میدانستند. ایشان هشدار میدهند که اگر این موتور محرکه دچار سستی شود، کل ارکان جامعه از حرکت باز خواهد ایستاد: «جوان یک کشور اگر بخواهد مثل موتور پیشبرندهای آن ملت را پیش ببرد، احتیاج دارد به اینکه سر حال، بانشاط، تندرست، قوی و دلبسته ی به کار و پیشرفت باشد».

معنویت جوان در مسلخ جهان مادی
وقتی نظام سلطه با ابزارهای خوشرنگ و لعاب، تلاش میکند تا فطرت پاک انسانی را به ابزاری برای کامجویی تقلیل دهد، رهبر شهید با نگاهی طبیبانه به روح و روان نسل جوان، راهکار را در بازگشت به اصالت معنوی میدانند. یکی از زیباترین و عمیقترین مفاهیم در ادبیات ایشان، توصیف «دل جوان» است.
رهبر شهید انقلاب اسلامی با درکی شگرف از روانشناسی جوانی میفرمایند: «راه جذب جوانها تصرف دل جوان است. دل جوان یک قیامتی است، اوضاعی است. گرایش جوان به معنویت یکی از آن رازهای بزرگ الهی است». در این نگاه توحیدی، ذات جوان متمایل به نور است و اگر گرد و غبار گناه بر آن ننشیند، مستقیماً به سمت مبدأ هستی پرواز میکند.
ایشان با قلبی آکنده از مهر پدرانه، اینگونه جوانان را به مراقبت از این گوهر ناب فرامیخوانند: «شما جوانید. بزرگترین سرمایه جوان، دل پاک و نورانی اوست. عزیزان من! از این دل نورانی استفاده کنید. رابطهتان را با خدای متعال مستحکم کنید. اگر جوان که آمادگی دارد، بتواند با خشوع، با ذکر، با تضرع، با توسل، دل خود را با خدای متعال آشنا کند، همان چیزی خواهد شد که مصداق «نورٌ علی نور» است؛ نور معرفت الهی به دلهای شما خواهد تابید».
رهبر فرزانه انقلاب، برای تبیین خطر از دست رفتن این طهارت روحی، به سراغ روایات و زبان نمادین میروند تا تصویری روشن از آسیبشناسی گناه ارائه دهند: «این دل نورانی و پاکیزه را که در شما هست، قدر بدانید… در طول زمان، گرفتاریها، غبارها، لجنها و زنگارها دل را میپوشاند. در روایت دارد که وقتی گناهی میکنید، یک نقطهی سیاهی در قلب شما به وجود میآید… گناه دوم را که میکنید، این نقطه سیاه دو برابر میشود. هرچه گناه بکنید، این نقطهها هی اضافه میشود، تا اینکه همه قلب را سیاهی میگیرد. یعنی شما الان دل و جان و روح آمادهای دارید، به مرور گناهان، گرفتاریها و مشکلات فراوانی که در مسیر مبارزات زندگی انسان به وجود میآید… چنانچه انسان از حالا تمرین نکرده باشد، اینها گرفتاریها را زیاد میکند، دل را تاریک میکند».
در مکتب فکری این رهبر شهید، جوانی حقیقی به معنای لذتجوییهای مادی و غرق شدن در شهوات نیست. ایشان با نقد خوانشهای سطحی از مفهوم جوانی، الگوی پیامبر اعظم را معرفی میکنند: «پیغمبر اکرم از جوانی از صحابهی خودشان خوششان آمد و برای او دعائی کردند و فرمودند: «اللّهمّ امتعه بشبابه»؛ یعنی پروردگارا! او را از جوانیِ خود متمتع کن، بهرهمند کن. خطاست اگر خیال کنیم بهرهمندی از جوانی به معنای لذت بردن از شهوات مادی جوانی است… در یک بیان دیگری پیغمبر اکرم فرمودند: «ما من شابّ یدع لذّة الدّنیا و لهوها و اهرم شبابه فی طاعة الله الّا اعطاه الله اجر اثنین و سبعین صدّیقا»؛ یعنی جوانی که دامن خودش را پاک نگه میدارد، از شهوات مادی دوری میگزیند، در پیش خدای متعال اجر صدیق را دارد.»
جوان در میانه بمباران رسانهای و مضلات الفتن
رهبر شهید با نگاهی آسیبشناسانه و ژئوپلیتیک به عرصه فرهنگ، پرده از یک جنگ تمامعیار و پنهان برمیدارند؛ جنگی که در آن ذهن و قلب جوانان مورد هدف قرار گرفته است. ایشان ابعاد این شبیخون فرهنگی را ترسیم کرده و نشان میدهند که چگونه امپراتوری رسانهای غرب تلاش میکند تا هویت جوان مسلمان را تهی کند.
«در دنیای رسانههای صوتی و تصویری، صدها رسانه، و با یک اعتبار هزارها رسانه، در حال بمباران افکار جوانهای ما هستند. این جوانها همان جوانهایی هستند که شبانهروز بهوسیله رسانههای صوتی و تصویری و اینترنتی، در زیر بمباران تخریب قرار دارند؛ غوغایی است در دنیا؛ در دنیای مجازی. این بمباران بهطور دائم بر روی سر جوانهای ما و بهوسیله همین دستگاهها و رسانههای صوتی و تصویری و اینترنتی در حال انجام است».
این هشدار تاریخی، نشاندهنده عمق دغدغه ایشان نسبت به «مسلخ شناختی» فضای مجازی است. این رهبر شهید از تعبیر قرآنی و روایی عمیقی استفاده میکنند و میفرمایند: «اینهمه جوانِ خوب در کشور هست؛ شما ببینید الان در فضای مجازی چه خبر است! چقدر «مُضِلّاتُ الفِتَن» در این فضای مجازی و در ماهوارهها و در این تشکیلات وجود دارد و جوان در معرض همهی اینها است.»
اما شگفتی و عظمت اندیشه ایشان در این است که در برابر این تصویر هولناک از تهاجم دشمن، هرگز به ورطه ناامیدی و انفعال نمیافتادند و با بینشی عمیق، به رویشهای معنوی در دل همین طوفان اشاره کرده و آن را یک معجزه جامعهشناختی میدانستند. مقایسه اثرگذاری میلیاردها دلار هزینه رسانهای غرب با حضور پرشور جوانان در مراسمهای مذهبی، یکی از آن سیلیهای محکم استدلالی است که بر صورت تحلیلگران مادیگرا مینوازند: «در عین حال شما ببینید راهپیمایی اربعین چهجوری است، اعتکاف چهجوری است، نمازجماعتهای دانشگاهها چهجوری است. اینها خیلی مهم است؛ چرا ما اینها را نباید ببینیم؟ اینها نشاندهندهی این است که حتّی معنویّت که سختترین [بخش] است -آن بخش معنویِ فرهنگ- دارد پیشرفت میکند. جلسات ماه رمضان را شما ملاحظه کنید… میروند گزارش میآورند؛ انسان واقعاً حیرت میکند از این پیشرفت، از این حرکتِ رو به جلو».
ایشان این حضور متناقض با خواستههای نظام سلطه را، نشانه شکست پروژه اغفال میدانند و میفرمایند: «درعینحال شما نگاه میکنید میبینید دهها میلیون از همین جوانها در سرتاسر کشور در روز بهمن میآیند و شعار میدهند و ابراز احساسات میکنند و نسبت به امام، نسبت به اسلام، نسبت به نظام اسلامی ابراز ارادت میکنند؛ این چیز کوچکی نیست، این فرصت بسیار بزرگی است» و در تبیین استراتژی دشمن تصریح میکنند: «اغفال جوان و سست کردن جوانها، به معنای عقب نگهداشتن ملت است».

جوان به مثابه عطیه الهی و پادزهر یأس
یکی از شکوهمندترین بخشهای اندیشه رهبر شهید، مبارزه بیامان ایشان با هیولای یأس و ناامیدی است. در مکتبی که ایشان مفسر آن بودند، جوانان نه یک بحران، نه یک تهدید جمعیتی که یک «عطیه الهی» و شکرانهای برای استمرار تمدن اسلامی هستند.
این رهبر شهید با ادبیاتی سرشار از عشق و ارادت به نسل جوان میفرمایند: «من همیشه وقتی در بین جوانها هستم ــ بخصوص جوانهای نخبه ــ در درجه اول، احساس شکر میکنم؛ شکر خدای متعال؛ ما بِکُم مِن نِعمَةٍ فَمِنَ اللّه؛ شما نعمت خدا هستید برای ما؛ عطیه الهی برای دلسوزان نظام محسوب میشوید. برای ما ــ کسانی که عمر طولانی گذراندهاند ــ شما جوانها حقیقتاً یک لطف الهی و نعمت الهی هستید».
این نگاه امیدوارانه، صرفاً یک تسلای خاطر روانی نیست و یک استراتژی کلان برای حفظ پویایی سیستم است. دشمن بهخوبی میداند که اگر بخواهد یک ملت را از پای درآورد، ابتدا باید افق آینده را در چشم جوانان آن ملت تیره و تار سازد. رهبر شهید فرزانه انقلاب با شناخت دقیق این حربه، به جوانان هشدار میدهند: «شما جوان هستید، مواظب باشید نگاهتان به آینده، نگاه امیدوارانه باشد، نه نگاه بدبینانه و نومیدانه. اگر نگاه نومیدانه و بدبینانه شد، نگاه «چه فایدهای دارد» شد، به دنبالش بیعملی، بیتحرکی و انزواء است؛ مطلقاً دیگر حرکتی وجود نخواهد داشت؛ همان چیزی است که دشمن می خواهد».
آیندهسازی و افقگشایی، ترجیعبند بیانات ایشان خطاب به جوانان است. این رهبر شهید با سپردن امانت تاریخ به دست این نسل، حس مالکیت و مسئولیت را در آنها بیدار میکنند: «جوانهای عزیز! این كشور مال شماست، فردا متعلق به شماست. یک نظام مقتدر - چه اقتدار علمی، چه اقتدار سیاسی، چه اقتدار اقتصادی، چه اقتدار اطلاعاتی، چه اقتدار تحرک در مناطق گوناگون جهان و اقتدار بینالمللی - مایه عزت و افتخار شماست» و در جای دیگر میفرمایند: «امیدهای آینده کشور شما جوانان هستید و در میان جوانان کشور، پرانگیزهترینها و با ایمانترینها بیشترین امیدها را برای این کشور و برای این ملت به وجود میآورند و یقیناً مجموعه بسیج از این قبیلند».
پرچمداران بصیرت، عدالت و مسئولیتپذیری تاریخی
در هندسه فکری رهبر شهید، معنویت و امید، مقدمهای است برای ورود به میدان عمل و پذیرش مسئولیتهای سنگین اجتماعی و سیاسی. جوانی که ایشان تصویر میکنند، یک جوان منزوی و گوشهنشین در محراب عبادت نیست که یک عنصر فعال، مطالبهگر، عدالتخواه و دارای «بصیرت» است.
بصیرت، کلمهکلیدی این منظومه است؛ قطبنمایی که جوان را در هزارتوی فتنهها و غبارهای سیاسی نجات میدهد. ایشان با افتخار به تکامل سطح آگاهی جوانان امروز نسبت به نسلهای گذشته میفرمایند: «امروز بصیرت جوانهای ما از جوانان آن روزگار اول انقلاب و در اثنای انقلاب، یقینا بیشتر است» و نتیجه این بصیرت را مصونیت سیستم در برابر تهاجمات میدانند: «ملتی که بصیرت دارد، مجموعه جوانان یک کشور وقتی بصیرت دارند، آگاهانه حرکت میکنند و قدم برمیدارند، همه تیغهای دشمن در مقابل آنها کند میشود».
این بصیرت، زمانی به تکامل میرسد که با «احساس مسئولیت» و «عدالتخواهی» پیوند بخورد. رهبر شهید، فروپاشی طاغوت را نتیجه همین احساس مسئولیت میدانند: «احساس مسئولیت جوانها، این معجزهی بزرگ تاریخی را آفرید كه سنگر و قلعهی مستحكم استكبار در این منطقه - یعنی رژیم پادشاهی ایران - را همین دستهای استوار و مؤمن فروریختند و ی نظام مردمی و اسلامی برپا كردند».
ایشان رسالت امروز جوانان را استمرار همان مسیر میدانند و بر این باورند که جوان نباید منتظر ناجی بماند، بلکه خود باید در قامت یک منجی ظاهر شود: «شما جوانها خودتان باید احساس کنید نقشآفرینید؛ منتظر این نباشید که حالا در جاهای دیگر اتفاق خاصی بیفتد.» و با تأکید بر آرمانخواهی نسل نو میفرمایند: «جوان و دانشجو و مومن شأنش همین است که عدالت را بخواهد».
در این مسیر سخت، تزکیه و پیوند با منابع لایزال الهی، تنها راه نجات و مصون ماندن از انحرافات است. ایشان قرآن را مهمترین سلاح در این نبرد میدانند: «هر باری كه شما جوانان با قرآن نشست و برخاست كنید، یك پرده از پردههای جهالت شما برداشته میشود؛ یك چشمه از چشمههای نورانیت در دل شما گشایش پیدا میكند و جاری میشود.» و در نهایت فرمول موفقیت جوان مسلمان را در یک جمله طلایی خلاصه میکنند: «هرچه جوان ما بیشتر متعبد و متدین باشد و بیشتر به یاد خدا بوده و بیشتر به خدا احساس نیاز کند و دست نیاز به سوی او دراز کند، عمل، رفتار و فکر او از آسیب کمتری برخوردار خواهد بود و جامعه از او بهره ی بیشتری خواهد برد».

پاسداری از امانت انقلاب در دست نسلهای پیدرپی
مرور و بازخوانی دقیق این منظومه فکری، ما را به این حقیقت مسلم رهنمون میسازد که از منظر رهبر شهید، انقلاب اسلامی یک موجود زنده و جاری در شریان تاریخ است و حیات این موجود زنده، در گرو اتصال نسلهای جدید به مبانی معرفتی آن است. ایشان با تأکید بر این استمرار تاریخی میفرمایند: «طبقه جوان، نسلهای پیدرپی نسبت واحدی با انقلاب دارند؛ همه در انقلاب و در تكلیف حفظ امانت این انقلاب سهیماند»
امروز، اگرچه جسم آن متفکر حکیم و آن رهبر الهی در میان ما نیست، اما «حجت» بر نخبگان، رسانهها، مسئولان و بیش از همه بر خود جوانان تمام شده است. صدای رسای ایشان هنوز از لابهلای تاریخ به گوش میرسد که: «جوانهای امروز ما، جوانهای نسل معاصر ما و جوانهایی كه در آینده خواهند آمد، بدانند راه انقلاب، راهی است كه به عزم، ایمان و ثبات قدم احتیاج دارد».
رسالت عظیم جامعه امروز، حفظ این ثبات قدم و صیانت از آن «دلهای نورانی» است که رهبر شهید با تمام وجود نگران آنها بودند. جوانان عزیز ایران اسلامی، همانگونه که ایشان فرمودند، نقطه امید اصلی کشور و وارثان این شجره طیبه هستند و آینده این تمدن نوین، با دستهای استوار آنان و در پرتو همین اندیشههای ناب، به فتح قلههای رفیع پیشرفت و عدالت نائل خواهد آمد. این مانیفست انسانساز، راهنمای عمل همه آنانی است که دل در گرو اعتلای ایران و اسلام دارند و چراغی است که تا همیشه، مسیر عبور از تاریکیها را روشن نگاه خواهد داشت.
انتهای پیام
سلام. شماره یک رو هم خوندم. کار ارزشمندی میکنید . لطفا سعی کن به حوزه های متعدد فکری حضرت اقا ورود کنید .. قدردان نبودیم و نعمت از دست ما رفت