حجتالاسلام علیرضا محمدلو، کارشناس رسانه در گفتوگو با ایکنا درباره نقش رسانه در جنگ، یا آنچه میتوان از آن با عنوان «رسانه جنگ» یاد کرد، گفت: امروز، رسانه به عنوان ضلع چهارم جنگ محسوب میشود. اگر به تعبیر کلاوزویتس توجه کنیم که
دولتها، ارتشها و مردم را سه ضلع اصلی جنگ میداند، در شرایط امروز میتوان گفت رسانه به عنوان ضلع چهارم به این مثلث افزوده و به عنصری بسیار مهم و اثرگذار تبدیل شده است.
وی افزود: در جنگ فعلی، نیز بهروشنی میبینیم که چگونه دشمن با بهرهگیری از راهبردهایی مانند
سانسور خبری، بایکوت رسانهای و حتی اعمال محدودیت و جریمه برای ثبت و انتشار تصاویر مردمی، تلاش میکند روایت جنگ را کنترل کند. در واقع لنز دوربینهای مردم و قابهایی که ملتها میخواهند از وضعیت کشور و جامعه خود به جهان ارائه دهند، هدف این محدودیتها قرار میگیرد. هدف از چنین اقداماتی آن است که تصویری از کشورشان که مطلوب آنان نیست، به جهان مخابره نشود. به نوعی میتوان گفت؛ نوعی دکترین رسانهای در حال اجراست که میکوشد با مدیریت روانشناسی جنگ و جامعهشناسی جنگ، ضعفها و فرسایشهای خود را پنهان کرده و سطح تابآوری خود را حتی بهصورت نمایشی افزایش دهد. از این رو به نظر میرسد در مدیریت رسانه در شرایط جنگی باید به چند محور اساسی توجه داشت. از نگاه من، این محورهای کلان را میتوان در سه لایه تعریف کرد که از آنها با عنوان «دین، داده و دانش» یاد میکنم.
تبیین الهیات جنگ
حجتالاسلام محمدلو تصریح کرد: در لایه نخست، یعنی حوزه دین، جامعه در شرایط جنگ نیازمند معنا و معنویت است. جامعه جنگ نیاز دارد که مفاهیم دینی برای آن تبیین شود و نوعی «الهیات جنگ» برای مردم شکل گیرد. مفاهیمی همچون نصرت الهی، اجر مجاهدت، ایثار و دیگر ارزشهای دینی میتوانند به جامعه معنا بخشند و سطح تابآوری آن را افزایش دهند. در واقع تکیه بر این مفاهیم میتواند به جامعه کمک کند تا شرایط سخت جنگ را بهتر درک و تحمل کند.
وی در ادامه به محور دوم یعنی حوزه دادهها اشاره کرد و گفت: دادههای جنگ بسیار اهمیت دارند. اطلاعاتی که در میدان جنگ رد و بدل میشود، نقاط قوتی که در عرصههای مختلف، اعم از نظامی، اجتماعی و سیاسی به دست میآید و جزئیاتی که نشاندهنده برتری یا دستاوردهاست، همگی باید بهعنوان عناصر قدرت بازتولید، بازنشر و قاببندی شوند. همچنین بازتاب تحلیلها، مواضع و حمایتهایی که در داخل و خارج از کشور به نفع ایران مطرح میشود، از جمله تحلیلهای مثبت کارشناسان خارجی، راهپیماییها و تجمعات حمایتی در کشورهای مختلف جهان یا حتی اعتراضهایی که در داخل کشورهای دشمن علیه سیاستهای آنها شکل میگیرد، میتواند در تقویت ذهنیت جامعه بسیار مؤثر باشد. چنین دادههایی به جامعه این احساس را منتقل میکند که در موقعیت برتری نسبت به دشمن قرار دارد و این مسئله از نظر روانی اهمیت فراوانی دارد.
این کارشناس رسانه با اشاره به محور سوم دانش جنگ ادامه داد: در میان انبوه دادهها و در شرایطی که اطلاعات بهصورت مداوم دچار نوسان میشوند، جامعه نیازمند تحلیلهای دقیق و راهبردی است. این تحلیلها باید بتوانند دادهها را در یک چارچوب معنادار قرار دهند و از نوسانهای ذهنی جامعه جلوگیری کنند. به بیان دیگر، تحلیلهای راهبردی میتوانند سینوسهای روانی جامعه را تثبیت کنند و تصویر روشنتری از روند جنگ ارائه دهند. در اینجا نقش استراتژیستها، سیاستمداران و تحلیلگران اجتماعی بسیار مهم است؛ کسانی که بتوانند ابعاد پنهان جنگ و دادههای موجود را در حوزههای نظامی، اجتماعی و سیاسی تحلیل کنند و ژئوپلیتیک جنگ را برای افکار عمومی تبیین کنند تا نوعی آرامش ذهنی در جامعه شکل گیرد.
روایت قدرت در میدان نظامی
حجتالاسلام محمدلو با بیان اینکه این سه رویکرد، در حوزه روایت نیز باید در قالب پنج محور اصلی بازتاب پیدا کند، تأکید کرد: نخست، روایت قدرت در میدان نظامی جنگ است. رسانه باید بتواند قدرت را در میدان نظامی روایت کند. در شرایطی که دشمن میکوشد ضربات خود را بزرگنمایی کند و در مقابل ضربات ما را کوچک جلوه دهد، ضروری است که رسانه با روایتی دقیق، منطقی و متوازن از واقعیت میدان، این تصویرسازی را اصلاح کند و گزارش قدرت را به شکل صحیح به جامعه منتقل کند. دوم، روایت اعتماد در میدان سیاسی جنگ است. در اینجا اهمیت دارد که اکوسیستم تصمیمگیری و تصمیمسازی کشور برای مردم بهدرستی تبیین شود و نشان داده شود که میان مردم، دولت و نیروهای نظامی اعتماد و هماهنگی وجود دارد. این همان سه ضلع اصلی جنگ، «ولت، ارتش و ملت» هستند که باید در روایت رسانهای بهصورت منسجم نمایش داده شوند. همچنین لازم است نظم و انضباط موجود در ساختارهای سیاسی و نظامی کشور برجسته شود تا دشمن نتواند از طریق القای ضعف، بر افکار عمومی اثر بگذارد.
وی تصریح کرد: سوم، روایت انسجام در میدان اجتماعی جنگ است. جامعه نیاز دارد که تصویر انسجام ملی را در رسانهها ببیند. قاببندی حضور مردم از اقشار، طیفها و سلیقههای مختلف ـ حتی با وجود تفاوتهای فرهنگی و سیاسی ـ نشان میدهد که همگی در دفاع از ایران همدل و همراه هستند. در این میان، شکلگیری یا بازآفرینی روحیه ضدآمریکایی و ضداسرائیلی در جامعه نیز قابل مشاهده است؛ گفتمانی که به نوعی بازآفرینی و بازنشانی شده و شعارهایی مانند «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» را به استعارههایی درونیشده در ادبیات اجتماعی تبدیل کرده است.
روایت نظم شهری در جنگ
این کارشناس رسانه ادامه داد: چهارم، روایت نظم در میدان فرهنگی و اجتماعی است. در حوزه فرهنگ شهری، رسانه باید تصویری از ثبات، نظم و تداوم زندگی اجتماعی ارائه دهد. نمایش جریان عادی زندگی، فعالیت کسبوکارها، استمرار خدمات عمومی و آرامش نسبی در فضای شهری میتواند احساس ثبات و امنیت را در جامعه تقویت کند. این بخش نقش مهمی در حفظ آرامش ذهنی مردم دارد؛ و در نهایت محور پنجم، روایت امید در میدان رسانهای جنگ است. رسانه باید بتواند با تکیه بر همان سه رویکرد اصلی ـ دین، داده و دانش ـ چشماندازی امیدوارکننده از آینده ترسیم کند.
وی تأکید کرد: اگرچه مسیر جنگ ممکن است دشوار باشد، اما برآیند آن باید برای جامعه امیدآفرین تصویر شود. به تعبیر دیگر، اگر فرایند جنگ با قدرت همراه است، نتیجه و برآیند آن باید با امید و آیندهنگری برای جامعه همراه باشد. به نظر میرسد توجه به این اصول میتواند به رسانه کمک کند تا در میدان روایت، نقشی مؤثر ایفا کرده و در نهایت نقطه برتری را به نفع مردم ایران در عرصه رسانهای رقم بزند.
انتهای پیام