
برنامه تلویزیونی «محفل» در فصول گوناگون خود، کوشیده است تا جلوههای گوناگون اعجاز قرآن را به تصویر کشد. از تلاوتهای دلنشین قاریان گرفته تا روایت داستانهای شگفتانگیز کسانی که مسیر زندگیشان با کلام الهی دگرگون شده است، محفل توانسته است مخاطبان را با ابعاد ناشناخته و تأثیرگذار قرآن آشنا سازد.
محفل در فضل چهارم با رویکردی نو و نگاهی عمیقتر، پا در عرصههایی تازه گذاشته است. این بار، هدف تنها معرفی استعدادها یا نمایش مهارتها نیست، بلکه تلاش بر آن است تا نشان داده شود چگونه میتوان با زبان قرآن، دلها را تسخیر کرد و جامعهای قرآنیتر ساخت؟ در این میان، حضور شخصیتهایی، چون احمد ابوالقاسمی، قاری بینالمللی و میزبان برنامه، فرصتی شد تا بیشتر درباره این برنامه گفتوگو کنیم. گفتوگویی که نه تنها از ویژگیهای «محفل چهارم» پرده برمیدارد، بلکه به ما نشان میدهد چگونه عشق به قرآن میتواند جریانساز و تحولآفرین باشد.
محفل یک مسیر رو به رشدی را طی کرده است. اگر بخواهم ویژگیهای «محفل چهارم» را با سایر دورهها مقایسه کنم، باید بگویم که رویکرد ما در این فصل، بیشتر به سمت چگونگی جذب مردم به قرآن سوق پیدا کرده است. یعنی ما دیگر صرفاً به دنبال معرفی قرآن یا نمایش استعدادها نیستیم، بلکه میخواهیم نشان دهیم که چگونه یک اتفاق فرهنگی و قرآنی میتواند مردم را به سمت این کتاب آسمانی بکشاند. این برنامه در حال رفتن به این سمت است که چگونه میتوان از ظرفیتهای مردمی و قصههای واقعی برای نشان دادن تاثیرگذاری قرآن در زندگی افراد استفاده کرد.
تا دو سه سال پیش، زمانی که محفل هنوز پخش نشده بود، من هم تصوراتی از فعالیت قرآنی و تاثیرگذاری قرآن داشتم. اما در همین سوژههایی که به برنامه میآیند، متوجه شدم که دنیای قرآن بسیار بزرگ و عمیقتر از آن چیزی است که کسی بتواند فکر کند. نمونههایی که پیدا میشوند، گاهی شگفتیآفرین هستند. مثلاً سال گذشته فردی را داشتیم که تا انتها هم متوجه نشدیم چگونه آیات را پیدا میکرد و استخراج مینمود. ایشان، آقای موسیزاده نامی بودند که سوژهی بسیار عجیبی بود و فکر میکنم مستندش هم توسط دوستان در حال ساخت است. این نشان میدهد که قرآن ظرفیتهای کشف نشدهای دارد که میتواند ما را به شگفتی وادارد و این فراتر از تصورات ماست.
علاوه بر این، در محفل چهارم شخصیتهای بزرگی معرفی شد که شاید تا پیش از این، ما خبر نداشتیم چقدر ارادت قلبی به قرآن دارند. افرادی که صرفاً با شنیدن یک آیه، یک جمله یا یک عبارت قرآنی، چنان تحولی در وجودشان ایجاد شده که امروز از ما که سالها در حوزه قرآن فعال بودهایم، بهتر فکر میکنند و حس عمیقتری نسبت به قرآن دارند. این برای من به عنوان یک قاری قرآن، بسیار جذاب و درسآموز است. گاهی حسرت میخورم که چرا خودم این درک عمیق را زودتر نداشتم؟ اما بعد متوجه میشوم که این هم بخشی از برکت قرآن است که هرکس به فراخور حال خود، از آن بهرهمند میشود.
محفل برای خود من هم بسیار جذاب است. من اینجا که مینشینم، هر چند که ما سوژهها را از قبل کامل نمیشناسیم و لحظه به لحظه با آنها همراه میشویم، اما حس میکنم که وقتی این اتفاقات برای من که عمری در این حوزه کار کردهام، آنقدر جذاب است، قطعاً برای مخاطبان عام نیز میتواند جذاب باشد. این جذبه، ناشی از صداقت در بیان، واقعی بودن سوژهها و ارتباط عمیق آنها با کلام الهی است. امیدوارم که انشاءالله بینندگان عزیز از این زحمات راضی باشند.
نزدیک به دویست و یک نفر در این برنامه حضور دارند و یک سال تمام، در شهرها، استانها، روستاها، فضاهای مجازی و حتی سفرهای خارجی، به دنبال استعدادیابی و سوژهیابی هستند تا این نعمتهای قرآنی که در ایران و جهان وجود دارند، معرفی کنند. این گستردگی فعالیت، نشان از وسعت و عمق نگاه برنامه به مقوله قرآن و تاثیرگذاری آن دارد.
دستاوردهای این جستوجوها بسیار فراتر از تصور اولیه ما بوده است. فکر میکردیم شاید بتوانیم استعدادهای قرآنی را پیدا کنیم، اما با مواردی روبهرو شدیم که بسیار عمیقتر و تاثیرگذارتر بود. مثلاً در میان افرادی که ظاهراً در سطح عادی جامعه زندگی میکنند، شاهد درک و فهم بسیار بالایی از مفاهیم قرآنی بودیم. افرادی که با یک آیه، نه تنها زندگی خودشان، بلکه اطرافیانشان را نیز متحول کردهاند. این نشان میدهد که ظرفیتهای قرآنی در جامعه ما بسیار گسترده است و فقط نیاز به دیده شدن و شنیده شدن دارد.

درباره حاشیهها و چگونگی پرداختن به آنها، این یکی از نقاط قوت محفل چهارم است. میخواهیم نشان دهیم که این برنامه صرفاً یک سخنگاه برای تلاوت یا معرفی نیست، بلکه داستانی پشت آن است. داستان تلاشها، سختیها، امیدها و گاهی حتی چالشهایی که گروه با آنها روبهرو میشود. مثلاً همین سفر به روستاها؛ گاهی مسیرها بسیار صعبالعبور است، گاهی مردم در شرایط اقتصادی سختی زندگی میکنند، اما با این حال، عشقشان به قرآن، وصفناپذیر است. نمایش این حاشیهها، نه تنها برنامه را برای مخاطب جذابتر میکند، بلکه نشان میدهد که چقدر این نعمتهای قرآنی با تلاش و کوشش به دست آمدهاند. این صداقت در بیان، باعث جذب بیشتر مخاطب میشود، زیرا مردم با واقعیتها ارتباط برقرار میکنند. خود من بارها شاهد بودهام که وقتی یک داستان پشت صحنه برنامه یا یک چالش در روند ضبط مطرح میشود، مخاطب ارتباط عمیقتری با موضوع پیدا میکند.
این ریشه در درک صحیح از مفاهیم دینی و قرآنی دارد. وقتی ما به سیره بزرگان دین نگاه میکنیم، این موضوع روشنتر میشود. پیامبر اکرم (ص) با وجود جایگاه والایشان، تا جایی که به نمازشان لطمهای وارد نشود، با بچهها بازی میکردند. این نشانه تواضع و همراهی ایشان با لایههای مختلف جامعه، حتی کودکان بود. حضرت علی (ع) در زمانی که حاکم کشورهای اسلامی بودند، علاوه بر اطعام فقرا، به بازیهای کودکانه نیز میپرداختند؛ حرکاتی که شاید امروزه افراد عادی جامعه هم انجام ندهند، مانند خم شدن، بازی کردن با بچهها، سوار کردن آنها بر دوش یا چهار دست و پا رفتن. اینها نشانههایی است که بزرگی و عظمت یک انسان، نه در ظواهر و تشریفات، بلکه در نزدیکی به مردم و خدمت به آنان است.
نزد خداوند، ملاک اصلی، تقواست: «اِنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ اَتقاکُم». بزرگی و شرافت انسان به میزان تقوای اوست. این تواضع و فروتنی با تقوا هیچ تعارضی ندارد. ما گاهی دچار برداشتهای غلطی میشویم و عرفهایی را برای خودمان درست میکنیم که فکر میکنیم یک قاری قرآن باید مثلاً اینجوری راه برود یا آنجوری لباس بپوشد. اینها تصورات شخصی یا عرفهای جامعه هستند که گاهی با روح اصلی دین در تضاد قرار میگیرند. دین مبین اسلام، بر سادگی، خضوع و خدمت تاکید دارد. اگر قاری یا فعال قرآنی، در چارچوب دستورات شرع حرکت کند و خلاف شرعی مرتکب نشود، هیچ اشکالی ندارد که در زندگی عادی خود، حتی به شکل کودکانه رفتار کند یا در میان مردم و با مردم باشد.
اینکه کسی خودش را در قالب یک کودک درآورد تا بتواند یک مفهوم قرآنی را به درستی منتقل کند و بر روی شاکله فکری کودکی که تازه در حال شکلگیری است، تاثیر بگذارد، این بزرگ شدن است، نه کوچک شدن. این نشانه رشد معنوی و درک عمیق از رسالت قرآنی است. این یک توفیق الهی است و باید افتخار کنیم که در راه خدمت به قرآن، حتی اگر لازم باشد جانفشانی کنیم، باز هم کم است. این خدمت، بالاترین شأن است و افتخار میکنیم که توانستهایم تا حد اندکی مردم ایران را راضی نگه داریم و امیدواریم این مسیر ادامه یابد.
این سوال بسیار خوبی است و به بحث پیوستگی و توسعه برنامه برمیگردد. من نمیدانم که دقیقاً چه برنامهای برای آیندهی محفل ستارهها یا محفل بزرگسالان وجود دارد، اما چیزی که کاملاً مشخص است، این انرژی و عشقی است که در مردم نسبت به برنامه میبینیم. شما ببینید، تماشاگران ما در بیرون از استودیو، حرفهای زیادی برای گفتن دارند. حتی روزی که من برای یک لحظه کوتاه به بیرون رفتم، دیدم که حدود 10 سانتیمتر برف نشسته بود. واقعاً از این وضعیت خجالت کشیدم که در این سرما و شرایط، مردمی آمدهاند و در سالن حضور دارند. حتی برخی از این عزیزان از شهرستانها، مثلاً از کاشان حرکت کرده و هشت صبح به اینجا رسیدهاند. یعنی کی راه افتادهاند؟ چهار صبح! این عشق و علاقهای که ما در مردم میبینیم، نشان میدهد که محفل جا دارد که بسیار بهتر از این هم اجرا شود و بتواند بخشهای بیشتری از جامعه را پوشش دهد.
شاید بتوان گفت، محفل ستارهها میتواند برای جذب نسل جوان و نوجوان و ایجاد الگوهای مثبت قرآنی مفید باشد، در حالی که محفل بزرگسالان میتواند به عمق بخشیدن به مفاهیم و تعالیم قرآنی در میان اقشار مختلف جامعه کمک کند. ترکیب این دو، یا ایجاد برنامههای مکمل، میتواند تاثیرگذاری کلی محفل را چندین برابر کند. اصل قضیه، همین اشتیاق مردم است که باید آن را ارج نهاد و از آن به بهترین نحو بهره برد.
تصویر ذهنی من از این تلاشها، تصویری سرشار از عشق، خستگیناپذیری و خلاقیت است. همانطور که گفتم، نزدیک به دویست نفر به صورت مستقیم و غیرمستقیم درگیر این پروژه هستند. این افراد، فقط کارمند یا عوامل اجرایی نیستند؛ آنها افرادی دغدغهمند هستند که هر کدام به سهم خود، عاشق قرآنند و تلاش میکنند تا پیام اصلی قرآن را به بهترین شکل به مخاطب برسانند. شاهد بودهام که چگونه یک نفر، تمام شب را نخوابیده تا یک مستند کوتاه آماده کند، یا یک نفر دیگر، برای هماهنگی یک سفر، ساعتها پشت تلفن با سختیهای فراوان پیگیری میکند.
شما رفت و آمدها، جلسات متعدد، مشورتها، حتی گاهی بگو و مگوهای سازنده برای رسیدن به بهترین ایده را تصور کنید. گاهی یک سوژه، ممکن است در ظاهر ساده به نظر برسد، اما برای پرداختن به آن، گروه تحقیقاتی باید ساعتها، روزها و شاید هفتهها وقت بگذارد. باید به مناطق مختلف سفر کنند، با افراد گوناگون مصاحبه کنند، تحقیق کنند که آیا این سوژه، جنبههای قرآنی عمیقی دارد که بتواند مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد؟ آیا این داستان، پیام روشنی برای جامعه دارد؟ این حجم از انرژی، دقت و وسواسی که صرف میشود، واقعاً قابل تقدیر است. اینها فقط بخشی از تلاشهایی است که در پشت صحنه صورت میگیرد و حاصل آن، همان برنامهای است که شما روی آنتن میبینید. من واقعاً از این گروه پرتلاش، احساس غرور میکنم و این را موهبتی الهی میدانم که خداوند چنین فرصتی را برای خدمت به قرآن فراهم آورده است.
من هم از شما و خبرگزاری ایکنا تشکر میکنم. امیدوارم خداوند این توفیق را از ما نگیرد و بتوانیم با کمک هم، گامی در جهت ترویج فرهنگ قرآنی برداریم.
انتهای پیام