
به گزارش خبرنگار ایکنا از قزوین، حجتالاسلاموالمسلمین عباس پسندیده، رئیس پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث در تحلیل روانشناختی در وبینار آموزشی ویژه ماه مبارک رمضان که یکشنبه شب، 24 اسفندماه، به همت دپارتمان درمان معنوی مرکز طلیعه سلامت و مرکز دانشبنیان گسترش و آزمایش روانشناسی معنوی جانبزرگی برگزار شد، با اشاره به فرازهای دعای ابوحمزه ثمالی گفت: دعا را با «إِلٰهِى لَاتُؤَدِّبْنِى بِعُقُوبَتِكَ، وَلَا تَمْكُرْ بِى فِى حِيلَتِكَ...» آغاز کردیم و مطالبی مطرح شد که شروع جالبی بود. در فراز دوم درباره معرفت خداوند متعال صحبت شد و موضوع این است که خدایا من تو را میشناسم و با ویژگیهای تو آشنا هستم و امام سجاد(ع) خدا را به خاطر این ویژگیها شکر میکند و در پایان این فراز امام میفرماید که خدای من خیلی خدای خوبی است و شایسته است که من فقط او را ستایش کنم.
وی اظهار کرد: در فراز سوم مسئله راه ارتباط با خدا مطرح میشود و امام سجاد(ع) درباره باز بودن راههای رسیدن به خدا سخن گفته و فرموده است خدا برای آنها که «آه» دارند در موضع اجابت است تا زود پاسخ و فریادرس آنها باشد، در فراز چهارم این دعا نیز امام سجاد(ع) درباره کارهایی که میخواهد در مسیر رسیدن به خدا انجام دهد سخن میگوید.
رئیس پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث بیان کرد: دعا به معنای درخواست و حاجت نیست بلکه دعا یعنی صحبت کردن با خدا و خود این گفتوگو سازنده است، بنابراین لازم نیست ما گرفتاری داشته باشیم و بعد به سراغ خداوند برویم بلکه ما نیاز داریم با خداوند صحبت و درددل کنیم.
بیشتر بخوانید:
وی ادامه داد: در این بخش امام سجاد(ع) میگوید خدایا خیلی راحت میتوان با تو ارتباط گرفت از طریق راههایی که برای برقراری ارتباط وجود دارد، اما من چگونه میخواهم با تو ارتباط برقرار کنم. در این بخش چند نکته وجود دارد: «وَقَدْ قَصَدْتُ إِلَيْكَ بِطَلِبَتِى، وَتَوَجَّهْتُ إِلَيْكَ بِحاجَتِى» این دو جمله یک منطق مشترک دارند اولاً میفرمایند که من قصد تو را میکنم، من انتخاب میکنم چه چیزی را قصد کنم و به سمت کجا متمایل شوم، در این فراز میفرماید من به سوی تو قصد میکنم یعنی قطبنمای ما، رویکرد و جهتگیری ما بهسوی خداوند است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: این امر موضوع مهم و تعیینکنندهای است که ما در زندگیهای خود به چه سمتی جهتگیری می کنیم، امام سجاد(ع) خطاب به خداوند میفرمایند من بهسوی تو قصد میکنم به سبب طلبهایم یعنی همین که خواستهها و حاجاتم را به سمت تو میآورم یعنی قصد تو را دارم و رویکرد من در بیان نیازهایم ابزار مادی، آدمها و امکانات نیست بلکه به سمت توست.
وی با اشاره به این بخش از فراز «وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتِى، وَبِدُعائِكَ تَوَسُّلِى» افزود: این دو جمله نیز در یک محدوده قرار میگیرند، ما غیر از قصد و رویکرد امری به نام استغاثه داریم و انسان در زندگی حتماً با استغاثه مواجه میشود. این استغاثه مربوط به زندگی اهل ایمان و متقیان نیست بلکه همه آدمها به جایی میرسند که استغاثه دارند ولی مهم این است که آن را کجا ببرند.
پسندیده ادامه داد: آدمها در زندگی خود نیاز به توسل دارند، توسل یعنی وسیلهجویی کردن و انسان باید یک سری ابزارها را برای رسیدن به خواستههایش باید وسیله قرار دهند؛ بهطور نمونه در همین ایام که گرفتار جنگافروزانی بدتر از شمر هستیم توصیه به توسلجویی شده است بنابراین آدمها به دنبال وسیله هستند و امام سجاد(ع) در این دعا میفرماید خدایا همه وسیلههای من تویی، استغاثه و توسلم هم برای توست و همه این موارد نشان میدهد که ما چهطور باید فرآیندهای روحی و روانیمان را مدیریت کنیم.
وی با اشاره به نکته عبارت «وَجَعَلْتُ بِكَ اسْتِغاثَتِى، نیاز خواهیام را فقط به پیشگاه تو قرار دادم»، گفت: در ادبیات عرب معمول این است که میگویند «وَجَعَلْتُ اسْتِغاثَتِى بِكَ» اما وقتی «بِكَ» قبل از «اسْتِغاثَتِى» به کار برده میشود؛ نشان دهنده تأکید است یعنی «فقط» و معنای بسیار عظیمی دارد؛ مثل وقتی که میگوییم «إِیّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیّاکَ نَسْتَعینُ» یعنی «پروردگارا! فقط تو را مىپرستیم و فقط از تو یارى مىجوییم» و این «فقط» معنای بسیار بزرگی دارد.
رئیس پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث اظهار کرد: در این بخش از دعا امام سجاد(ع) میفرماید خدایا فقط به تو استغاثه و توسل میکنم. از این بخش به بعد دعا وارد فاز دیگری میشود؛ تا اینجا قصد مربوط به خدا بود، توسل و استغاثه هم فقط برای خدا بوده اما یک مبنا میخواهد، اینجا دو دیدگاه وجود دارد، دیدگاه توحیدی در این بخش تعیین کننده است.
وی بیان کرد: یک دیدگاه مربوط به استحقاق است، به این صورت که خدایا منِ نوعی استحقاقش را دارم که بیایم در خانه تو و درددل کنم و تو پاسخم را بدهی و اجابت کنی، حضرت در این بخش از دعا میفرماید «وَبِدُعائِكَ تَوَسُّلِى مِنْ غَيْرِ اسْتِحْقاقٍ لِاسْتِماعِكَ مِنِّى، وَلَا اسْتِيجابٍ لِعَفْوِكَ عَنِّى» یعنی خدایا این امر استحقاقی نیست بلکه مبتنی بر کرامت توست یعنی این طور نیست که من استحقاق و شایستگی داشته باشم و تو حتماً به حرفهای من گوش بدهی و استحقاق ندارم که تو حتماً مرا ببخشی.
این استاد دانشگاه ادامه داد: جز امام سجاد(ع) کسی نمیتواند این چنین با قطعیت سخن بگوید، میگوید «بَلْ لِثِقَتِى بِكَرَمِكَ» من به کرم تو اطمینان دارم؛ یعنی خدایا تو کرمی داری که من قصد تو را میکنم، حاجات و استغاثههایم را برای تو میآورم، از تو طلب ندارم ولی به کرم تو اعتماد دارم، در ادامه میفرماید: «وَسُكُونِى إِلىٰ صِدْقِ وَعْدِكَ» یعنی من دلم آرام است، خیلی معاشقه عجیبی بین امام و خداوند است. آیا ما هم واقعاً به کرم خدا اعتماد داریم آیا واقعاً به وعدههای خدا اطمینان داریم؟ این کلید واژه «سُكُونِ» و«ثِقَه» خیلی مهم است.
وی اظهار کرد: در ادامه امام میفرماید: «وَلَجَإِى إِلَى الْإِيمانِ بِتَوْحِيدِكَ» یعنی چرا من این کار را میکنم؟ چون به توحید و یگانگی تو پناه برده و ایمان دارم که خدایا هیچ کسی جز تو وجود ندارد و من به تو پناه آوردهام، اینکه شما میبینید رهبران دینی ما در برابر قدرتها قرار میگیرند و میگویند آنها هیچند به دلیل است که جز خدا به هیچکس باور ندارند.
پسندیده تصریح کرد: «وَيَقِينِى بِمَعْرِفَتِكَ مِنِّى أَنْ لا رَبَّ لِى غَيْرُكَ» و فقط امام سجاد(ع) میتواند بگوید و من یقین دارم به معرفت تو از خودم که هیچ ربی غیر از تو وجود ندارد، هیچ اربابی، هیچ صاحب اختیاری جز تو در این دنیا وجود ندارد. «وَلَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ وَحْدَكَ لَاشَرِيكَ لَكَ» یعنی هیچ الهی جز تو وجود ندارد، «اله» یعنی کسی که پرستیده میشود و امام سجاد(ع) میفرماید من مبدأ پرستشی را جز تو نمیبینم چون وجود ندارد و خدایا تو تنها هستی و هیچ شریکی هم برای تو نیست.
رئیس پژوهشکده اخلاق و روانشناسی اسلامی پژوهشگاه قرآن و حدیث در پایان این فراز از دعا بیان کرد: در دعا موضوع خواستهها و حاجات انسان مطرح نیست بلکه دعا گفتوگویی سازنده میان انسان و خداست انگار ما نیاز داریم که با خداوند متعال گفتوگو داشته باشیم تا وجود خودمان جلا پیدا کند.
انتهای پیام