بیش از ۱۶ روز از جنگ تحمیلی آمریکایی-اسرائیلی به کشور عزیزمان موسوم به جنگ رمضان سپری شد. جنگی که با فریب و نیرنگ در میانه مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، برنامهریزی شده و با شهادت مقام معظم رهبری و همزمان شهادت فرماندهان رده بالای کشور در صبح نهم اسفندماه آغاز شد.
برخلاف انتظار و تصور دشمنان که فکر میکردند با به شهادت رساندن رهبر معظم انقلاب و حملات سنگین به نقاط حساس کشور، زمینه برای اجرای نقشه ناتمام دیماه مبنی بر رژیم چنج یا اصطلاحا تغییر نظام جمهوری اسلامی فراهم خواهد شد و از درون کشور دچار آشوب و تزلزل میشود اما حضور بههنگام مردم در خیابانها و تصمیمات مناسب و صحیح مسئولین ارشد نظام و فرماندهان نظامی در پاسخ مقتضی و متناسب نظامی در کوتاهترین زمان ممکن گام به گام و طبق برنامه از پیش طراحی شده در قالب وعده صادق۴، به خوبی توانستند دشمن را دچار آشفتگی، استیصال و در هم ریختگی تاکتیکی و استراتژیک کنند.
در این راستا ایکنا با مهدی شکیبایی، کارشناس مسائل غرب آسیا، گفتوگو کرده که در ادامه میخوانیم:
ایکنا_ تحلیلتان از جنگ رمضان، تصور اشتباه ترامپ از قدرت دفاعی و وضعیت داخلی ایران که در چند روز تسلیم میشود، چیست؟
تا به امروز که بیش از ۱۶ روز از جنگ از جنگ تحمیلی آمریکایی ـ صهیونیستی گذشته است باید گفت، جمهوری اسلامی ایران، جنگ را حتمی میدید اما پنجرهای برای کار دیپلماسی باز کرده بود تا مانع از جنگ شود ولی طرف مقابل ایران در حین مذاکره به ایران حمله کرد.
با این وجود تا اینجای جنگ به نظر میرسد جنگ به سمتی پیش رفته که جمهوری اسلامی ایران در واقع آن را ارزیابی کرده بود و میخواست به این سمت برود؛ دلیلش هم این است که به هر حال میدانستیم آمریکاییها حمله خواهند کرد و میدانستیم که این حمله، پرفشار خواهد بود و سعی میکند یک شوک وارد کند. این جزو استراتژیهای آمريکا و همینطور رژیم صهیونیستی است؛ آنها در تهاجمات خود شوک وارد میکنند، آتش سنگینی میریزند و حتی ترور میکنند تا ایجاد رعب و وحشت کنند و انسجام داخلی را در آن کشور با هدف از هم فروپاشیدن از بین ببرند تا در نهایت، کشور هدف را تسلیم کنند.
قبلا هم، چنین سیستم تهاجمی را از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی در برخورد با کشورهای دیگر دیده بودیم و احتمال هم داده میشد که با ایران هم چنین برخوردی انجام دهند. منتها جمهوری اسلامی ایران به دنبال آن بود که میزان تابآوری کشور را در لحظات اول حمله یعنی روزهای اول و دوم که قطعا ما با شوک ترورهای زیادی روبرو بودیم، بالا ببرد و بعد مسیر جنگ را به سمت مد نظر خود پیش ببرد و تا امروز هم سیر تحولات جنگ در مسیری است که جمهوری اسلامی ایران میخواهد.
بنابراین هرچند ما جنگ را پدیده خوبی نمیدانیم و واقعا مشکلات زیادی را در همه حوزههای نظامی، امنیتی، اقتصادی و اجتماعی به وجود خواهد آورد ولی به هر حال این جنگ به ما تحمیل شده و نیاز بود که جمهوری اسلامی ایران برای آن طراحی داشته باشد. تا به امروز هم جنگ در چارچوب همان طراحیهایی بوده که ایران پیشبینی آن را انجام میداد تا بار فشار روانی این کار را در واقع کم کند و هرچقدر هم به سمت روزهای طولانیتر میرویم امید و آرزوی آنها در شکست ایران کمتر میشود؛ این همان چیزی است که ما میخواهیم و انشاءلله با دستان پرتوان رزمندگان ایران بتوانیم ضرباتی را با هدف وادار کردن آنها به تسلیم در برابر خواستههای جمهوری اسلامی ایران وارد کنیم و امتیازاتی بگیریم.
ایکنا _ پس شما با تحلیل تصور اشتباه ترامپ از قدرت دفاعی و وضعیت داخلی ایران که در چند روز تسلیم میشود، مخالف هستید؟
بله، معتقد نیستم که ترامپ تحلیل و تصور اشتباه از قدرت ایران داشت. اتفاقا معتقدم که ترامپ به خوبی از میزان قدرت دفاعی جمهوری اسلام ایران و همینطور میزان مزاج استشهادی ایران آگاهی دارد و می داند ایران برای دفاع از تمامیت ارضی خود، حتی آمادگی فدا کردن خود را دارد. لذا ترامپ و گروه او، از این توانمندیها اگاهی داشتند؛ در واقع نمیتوان تصور کرد وقتی یک دولت پس از سالها اسم وزارت دفاع خود را به وزارت جنگ تغییر میدهد در جنگی شرکت کند که از میزان مقاومت و توانمندی طرف مقابل خود برآوردی نداشته باشد!؟
حقیقتا من این را نمیپذیرم که ترامپ اشتباه کرده باشد. اتفاقاً ترامپ کاملاً به موضوع توانمندی جمهوری اسلامی آشنا بوده چون تجربه چهلوهفت ساله جمهوری اسلامی ایران، پیش روی اینهاست؛ آنها به اراده، توانمندیها و اعتقاد جمهوری اسلامی به راه و هدفی که دارد، کاملاً واقف بودند اما نکته اینجاست که ترامپ در چنبره تعدادی آمریکایی یهودیتبار گیر افتاد و بنا به مصالحی که یک بخشش در انتخاب مجدد او با کمک لابی یهودی و صهیونیستی به قدرت و یک بخش آن هم به واسطه آبروریزی در پرونده آپستین بود، او را وادار کردند تا در برابر ایران صف آرایی کند و به نوعی وارد جنگ با جمهوری اسلامی ایران شود.
بنابراین در این زمینه هم فکر میکنم که او کاملا میدانست جمهوری اسلامی ایران مثل سوریه، لیبی یا کشورهای دیگری نیست که در همان اولین فشار و شوک وارده، تسلیم شده و دستانش را بالا ببرد و ایران در اختیارش قرار گرد؛ منتها ترامپ مجبور شده بود وارد چنین جنگی شود و به عبارتی او را در یک عمل انجام شده قرار دادند.
ایکنا_ درباره راهبرد ایران در جنگ توضیح دهید علاوه بر اینکه در ۶۱ موج وعده صادق ۴ هربار دست برتر نظامی ایران به رخ جهانیان کشیده شد.
راهبرد جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی) و تا دوره زعامت امام خامنهای (ره)، مبتنی بر یک نوع صبر استراتژیک بوده است اما ایران بعد از جنایات رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه و بعد از آن هم در جنگ رمضان و شهادت مقام معظم رهبری و تعدادی از فرماندهان، بلافاصله در پاسخ به آن، صبر استراتژیک همیشگی خود را کنار گذاشت و به نوعی به تهاجم استراتژیک روی آورد اما معتقدم که در ماهیت دفاع خود در جنگ سوم یعنی جنگ اخیر هم تلاش کرد که صبر کند؛ صبری که به عنوان یک راهبرد برای جمهوری اسلامی محسوب میشود.
صبر استراتژیک هم درواقع به این شکل بود که با خوانش درست و صحیح از نحوه تهاجم غافلگیرانه دشمن، تلاش کرد که میزان تابآوری خود را بالا ببرد و در برابر شوک وارده، غافلگیر نشود و بعد هم هنگامی که در این زمینه موفق شد توانست خود را بازیابی کند و پاسخ چشم در برابر چشم را به رژیم منحوس صهیونیستی و آمریکا بدهد و آنها را از انجام جنایات دیگری پرهیز دهد که تا به امروز این کار به خوبی صورت گرفته است و دشمن به هر جایی که حمله کرده، بلافاصله جمهوری اسلامی ایران هم به منافع رژیم صهیونیستی و آمریکا در همان سطح و مقیاس ضربه زده است و شک نکنید که بعد از این نیز همین کار را انجام خواهد داد. یعنی پاسخ جمهوری اسلامی ایران در سطح و اندازهای خواهد بود که رژیم یا آمریکاییها علیه او استفاده میکنند. این راهبردی بود که تا امروز توانست دشمن را در مسیر خود برای تهاجم به جمهوری اسلامی ایران، منکوب کند و تمام برنامههای او را به نوعی بهم بریزد و او را مجبور کند تا در چارچوب برنامهها و طراحیهای جمهوری اسلامی ایران، پیش برود. نمونه آن هم بحث حملات موشکی است که هنگامی که دشمن تلاش کرد از نواحی دیگری وارد جنگ با جمهوری اسلامی ایران شود، به موضوع بستن تنگه هرمز روی آوردیم.
انتهای پیام