
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین مجید دهقان؛ عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، 27 اسفندماه در وبینار تبیینی تحلیلی
«از غرب فلسفی تا غرب اخلاقی؛ تحلیلی از زیرساختهای فکری و اخلاقی جزیره اِپستین» که از سوی این دانشگاه برگزار شد گفت: برخی ممکن است که حادثه اپستین را به بنیادهای فلسفی و غیراخلاقی موجود در دانشهای غرب مرتبط کنند و نتیجه بگیرند محصول علوم انسانی غربی است. به نظر بنده زندگی روزمره آمریکاییها را علم اخلاق و فلسفه نمیسازد گرچه بیتأثیر هم نیست، لذا فقط نباید از عینک دانشهای نظری به این حوادث بنگریم بلکه آن چه زندگی روزمره مردم در آمریکا را جلو میبرد مورد توجه قرار دهیم.
وی افزود: رویکردهای فلسفی در غرب و آمریکا و یا علم اخلاق هیچکدام این نوع فجایع غیرانسانی مانند اپستین را توجیه نمیکند؛ در هیچ مکتب پوزتیویستی فلسفی و اخلاقی ارتباط با یک کودک قابل توجیه نیست و همگی هم محکوم میکنند و البته باز جای این سؤال وجود دارد که چرا این همه شخصیت سیاسی و فرهنگی و هنری و ورزشی و ... در این ماجرا دخیل هستند؟
دهقان بیان کرد: برخی میگویند یک استثنا بوده است و نباید آن را به جامعه غرب و آمریکا تعمیم دهیم شبیه ماجرایی که سالیان غرب در ایران توسط یک فرد با عقدههای روانی رخ داد و زنان و دخترانی از ایران توسط یک مرد مبتلا به بیمار روحی کشته شدند. پس اپستین هم یک استثنا در فرهنگ و زندگی و اخلاق غربی است و نگوییم اخلاق غربی به قهقرا و انحطاط رفته است.
وی افزود: این تحلیل، خوب هست اما نمیتوان به راحتی پذیرفت، زیرا در ایران، یکنفر به دلیل اختلال روانی نگرش خاصی به زنان داشت و چند نفر را کشت اما افراد درگیر در اپستین و نوع شخصیت اجتماعی و تنوع افراد حاضر گستردگی زیادی دارد. افراد درجه یک فیزیک و سیاست و ورزش و هنر و ... درگیر این ماجرا هستند که مسئله را از استثناء بیرون میبرد بنابراین انتخاب فردی نیست.
این پژوهشگر تصریح کرد: چه بستری در غرب و فرهنگ غربی ایجاد شده است که چنین ماجرایی رخ میدهد؟ رویدادهایی در حقوق و اخلاق غربی هست که جرم تلقی نمیشود، زیرا اراده طرفین در رابطه جنسی وجود دارد ولی اپستین با این موضوع تفاوت دارد. ما سقط جنین را حرام میدانیم و در پارلمان برخی کشورهای غربی هم سقط جنین را نمیپذیرند اما منوط به این است که شما بتوانید ثابت کنید جنین، انسان است یا اگر طرفین با رضایت کامل عمل جنسی انجام دهند و زیر سن قانونی هم نباشند خلاق قانون و اخلاق تلقی نمیشود. البته جزیره اپستین شامل هیچکدام از این موارد نیست.
وی با بیان اینکه حوالی سال 1950 بحثی در مورد به رسمیت شناختن حقوق همجنسگرایان مطرح شد، گفت: اما یکی از قضات(دلبی) به شدت با آن مخالفت کرد چون بسیاری از مردم آمریکا که مسیحی و خانواده دوست بودند از این کار متنفر بودند اما کسی چون هارت از فلاسفه آمریکایی پاسخهایی به این قاضی داد از جمله اینکه اگر مردم از امری بدشان آمد چه دلیلی بر نفی حق بخش دیگری از جامعه مانند همجنسگرایان است یعنی از کجا میتوان نشان داد که تنفر از همجنسگرایی باید باعث نفی حقوق دیگران شود؟
وی افزود: در بحث همجنسگرایی ماجرا را به اراده انسان همجنسگرا تقلیل دادند یعنی انسان در غرب به اراده تقلیل داده شده است و وقتی انسان تربیت نشد که در چه نسبتی با مرزهای اخلاقی زندگی کند هر آن ممکن است به این مرز تعدی شود.
آمارهای عجیب فساد جنسی در غرب
دهقان بیان کرد: در جوامع غربی مسائل جنسی حتی در بحث ارتباط با حیوانات آمارهای عجیبی وجود دارد؛ در زندان ابوغریب هم رفتارهای غیراخلاقی و زشتی هم با مردان و هم زنان در زندان عراق رخ داد که انسان از گفتن آن ابا دارد و این هم چیزی شبیه اپستین بود.
وی افزود: تقلیل انسان به اراده در نگاه لیبرالیستی با توجه به اینکه انسان دارای تمایلات غریزی است به سمت طمع و ثروتاندوزی و ارضای غرایز بی نهایت پیش ببرد و فقط تربیت است که میتواند جلوی آن را بگیرد.
اپستین؛ نتیجه نگاه لیبرالی
استاد دانشگاه ادیان و مذاهب تصریح کرد: در نگاه
لیبرالیستی تربیت چون به معنای اعمال اراده افراد است و نه القای یک رویکرد تربیتی اخلاقی، لذا میتواند از افراد انسانهای طماع و حریص و خشن بسازد؛ کسانی که در اپستین مرتکب این جنایات شدند در بیرون از آن هم این صفت را داشتهاند اما اینجا مجالی برای آنان ایجاد شده است یا کسی که از سوزاندن انسان دیگری لذت میبرد نشان میدهد تربیت نشده است.
وی افزود: اگر در شرق و ایران چنین مسائلی در این سطح رخ نمیدهد، زیرا ما معتقدیم که انسان به اراده تقلیل پیدا نمیکند بلکه انسانها نفس اماره دارند که باید تربیت شود و به نفس مطمئنه برسد، لذا شاهد این حجم از مسالئل غیر اخلاقی نیستیم.
دهقان در پایان گفت: قرآن فرموده است: ان الانسان لیطغی، انسان اگر خود را مستغنی ببیند و خود را به یک منبع بالاتر ملتزم نداند طغیان خواهد کرد؛ انسانی که آتوریته اخلاقی، سیاسی و ... را قبول ندارد فقط انسان است و آنچه خودش به آن میرسد. این انسان فقط یک صفحه خالی نیست، لذا میل به طغیان در همه عرصهها دارد.
انتهای پیام