قرآن کریم، انسان را به تفکر در آفرینش و نشانههای خداوند در جهان هستی فرامیخواند و نوروز میتواند فرصتی مغتنم برای تأمل در این جلوههای الهی باشد. یکی از مفاهیم کلیدی در قرآن، «قدرت خداوند بر احیای مردگان و زنده کردن زمین پس از مرگش» است. آیه پنجم سوره مبارکه «حج» «وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ» گواه این مدعاست. نوروز با شکوفایی دوباره طبیعت، نمادی از این قدرت احیاگری خداوند است.
همچنین، قرآن کریم در آیه 114 سوره «نحل»، بر لزوم شکرگزاری نعمتهای الهی تأکید دارد. «فَكُلُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ حَلَالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ»؛ نوروز، فرصتی است که بندگان در برابر نعمات بیشمار خداوند، از جمله زیباییهای طبیعت و آغاز فصلی نو، شاکر باشند. مفهوم «تغییر و تحول» نیز در قرآن مورد توجه قرار گرفته است. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»، در سوره «رعد»، آیه 11 نوروز یادآور این نکته است، که تحولات بزرگ، گاه از تغییرات کوچک در درون آغاز میشوند و آغاز سال نو میتواند زمانی برای بازنگری در درون و تلاش برای بهبود باشد. علاوه بر این، فلسفه نوروز با مفاهیم قرآنی همچون نظافت و پاکیزگی که در اسلام بسیار مورد سفارش است، صله رحم و دید و بازدید، که از تأکیدات دین مبین اسلام است و بخشش و گذشت، همخوانی دارد. در نهایت، نوروز میتواند بهانهای برای تجدید عهد با خداوند، تأمل در هدف خلقت و تلاش برای زندگیای پربار و هدفمند، در پرتو آموزههای قرآنی باشد. این جشن باستانی، اگر با نگاهی الهی نگریسته شود، میتواند سرآغاز تحولی معنوی در زندگی انسان باشد.
در این خصوص خبرنگار ایکنای خراسان رضوی با حجتالاسلاموالمسلمین حسین ابراهیمی، مسئول روابط عمومی حوزه علمیه گفتوگویی کرده است که مشروح آنرا در ادامه میخوانیم:
یکی از کلیدیترین مفاهیم و پرتکرارترین آموزههایی که در تار و پود آیات الهی تنیده شده است، موضوع «یاد مرگ»، توجه به «جهان پس از مرگ» و ایمان قلبی به مسئله «معاد» است. این تذکار دائمی، نه برای ایجاد ایستایی، بلکه برای پویایی و جهتدهی به حیات انسانی است. در کلام معصومین(ع) و بزرگان دین نیز بارها بر این پیوند ناگسستنی میان پدیدههای طبیعی و حقایق اخروی تأکید شده است، چنانکه در روایتی مشهور از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «إِذَا رَأَیْتُمُ الرَّبِیعَ فَأَکْثِرُوا ذِکْرَ النُّشُورِ»، یعنی هرگاه بهار را دیدید، بسیار از رستاخیز و زنده شدن مردگان یاد کنید. بهار، عروس فصلها، در کنار تمام زیباییهای خیرهکننده و لذت وافری که با نسیم جانبخش خود به کالبد انسان میدمد، آموزشگاهی بزرگ و سرشار از درسهای هستیشناسانه است. حضور در طبیعت نباید صرفاً به تفرجی گذرا محدود شود، بلکه چشم بینا باید در پس هر شکوفه و هر جوانه، پیامی از تدبیر الهی را دریافت کند.
امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) در کلامی تکاندهنده میفرمایند: «مَا أَکْثَرَ الْعِبَرَ وَ أَقَلَّ الِاعْتِبَارَ»، چه بسیارند عبرتها و چه اندکاند عبرتگیرندگان، این سخن، دعوتی است به فرارفتن از لایه ظاهری طبیعت و رسیدن به مغز معنا. نگاهی به سالی که گذشت، گویای حقیقتی گریزناپذیر است، بسیاری از عزیزانی که در نوروز پیشین در کنار سفرههای سین ما بودند، امروز اسیر خاکاند و تنها یادشان در خاطرهها باقی است.
از چهرههای آشنای خانواده تا شهدای والامقامی که جان خود را فدای آرمانها کردند، همگی نشاندهنده شتاب قطار عمر هستند. این واقعیت که شاید این بهار، آخرین فرصت تماشای شکوفهها برای ما باشد، نباید منجر به یأس، افسردگی یا خانهنشینی شود، برعکس، این آگاهی باید موتور محرکی باشد برای «زیستن مؤمنانه» و بهرهمندی حداکثری از لحظات حیات. وقتی به درختانی مینگریم، که تا چندی پیش چوبی خشک و بیجان بودند و اکنون به ناگاه قبای سبز بر تن کرده و غرق در شکوفه شدهاند، درواقع شاهد ملموسترین تصویر از قدرت لایزال الهی در برانگیختن مردگان هستیم. این دگرگونی عظیم، تلنگری است به ما تا از «اهل حسرت» نباشیم.
فرهنگ غنی و دیرینه ایرانزمین، همواره با معنویت و آموزههای آسمانی پیوندی ناگسستنی داشته است. نوروز برای ایرانیان، صرفا یک تغییر فصل ساده نیست، بلکه بزنگاهی است که در آن «آیین» با «دین» گره میخورد. حضور مصحف شریف قرآن کریم در صدر سفره هفتسین و طنین دلانگیز تفأل به دیوان حافظ، گواهی بر این مدعاست. لسانالغیب، همانگونه که از نامش پیداست، حافظ کل قرآن بود و نبض آیات وحی در رگهای اشعار او میتپد، بنابراین حافظخوانی در لحظه تحویل سال، در حقیقت بازخوانی مفاهیم قرآنی در جامه ادبیات فاخر پارسی است. این نشان میدهد که نوروز در بنمایه خود، همواره با توحید و ستایش پروردگار عجین بوده است. اما نوروز امسال، رنگ و بویی متمایز و ویژه به خود گرفته است. ما در شرایطی به پیشواز بهار میرویم، که از یک سو سایه شرایط خاص و حماسی بر کشور حاکم است و از سوی دیگر، تقارن مبارک ماه بندگی خدا با عید باستانی، جلوهای مضاعف از روحانیت را پدید آورده است. امسال، عید نوروز ما با عید سعید فطر همآغوش شد. اتفاقی که شادی معنوی روزهداران را با سرور ملی ایرانیان پیوند میزند. عید فطر برای مؤمنانی که یک ماه صبوری و بندگی را مشق کردهاند، سرشار از «فرح درونی» و ابتهاج روحی است.
آن زمان که بنده در قنوت نماز عید، دستان تضرع به آسمان میبرد و از خداوند میخواهد، «أَنْ تُدْخِلَنِی فِی کُلِّ خَیْرٍ أَدْخَلْتَ فِیهِ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ»، درواقع بهدنبال دریافت پاداش یک ماه ضیافت الهی است. در این میان، نسیم جانبخش بهاری و رستاخیز سبز طبیعت را میتوان بهمثابه جایزهای الهی و موهبتی از جانب پروردگار دانست، که به پاس ایستادگی و بندگی، به بندگان ارزانی شده است. این تلاقی، فرصتی است تا دریابیم که شکوفایی درختان، تمثیلی از شکوفایی روح انسان پس از یک ماه تزکیه است. یکی از زیباترین جلوههای نوروز که ریشه در اعماق دستورات قرآنی دارد، سنت حسنه «صله رحم» است. خداوند متعال در آیات متعددی به پیوند با خویشاوندان فرمان داده و آن را از واجبات دینی برشمرده است. ما ایرانیان، روز اول سال را با بوسه بر دستان بزرگترها و دیدار با اقوام آغاز میکنیم، این رفتار که در ظاهر یک سنت ملی است، در باطن اجابت دعوت الهی و عمل به تکلیف شرعی است.
در سپیدهدم هر تغییر و تحولی، بهویژه در آستانه سال نو، بازخوانی مفاهیم بنیادینی همچون «ایمان» و «عقلانیت» ضرورتی اجتنابناپذیر است. ایمان در ژرفنای معنایی خود، به معنای زیستن در یک چارچوب مستحکم الهی است و عقلانیت، چیزی جز شناخت خط قرمزهای انسانی و الهی در مسیر زندگی نیست. انسان خردمند میداند که مواهب جهان، رها و بیهدف نیستند، بلکه هر نعمتی که از سوی پروردگار ارزانی میشود، مسئولیتی خطیر بر دوش صاحب آن مینهد. گاه ما گمان میکنیم، که رعایت حدود، تنها در دایره قوانین مدنی و نظارتهای بیرونی معنا مییابد. برای مثال، اگر در مصرف آب یا منابع طبیعی اسراف نکنیم، شاید تنها به دلیل ترس از جریمههای قانونی یا محدودیتهای دولتی باشد. اما نگاه توحیدی، افقی فراتر را ترسیم میکند. در پیشگاه حضرت حق، ما نه تنها در برابر قانون، بلکه در برابر اصلِ «نعمت» مسئولیم. شکرانه حقیقی نعمت، نه در لقلقه زبان، بلکه در مصرف درست و بهجای آن نهفته است.
هدر دادن مواهب الهی، نوعی ناسپاسی است که پیوند انسان را با مبدأ هستی سست میکند. هنگامی که در طلیعه بهار به یکدیگر نوید «سال نو مبارک» میدهیم، درواقع در حال قرائت یک دعای عمیق هستیم. «مبارک» از ریشه برکت، به معنای خیری است که ثابت، ماندگار و روینده باشد. ما با این عبارت، آرزو میکنیم که زمان و زندگی طرف مقابل، لبریز از خیر کثیر و رشد معنوی و مادی شود. اما باید به یاد داشت که «سالی که نکوست، از بهارش پیداست»؛ اگر بخواهیم سالی سرشار از برکت داشته باشیم، نباید آغاز آن را با ناسپاسی، اسراف و تبذیر بیالاییم. کلامالله مجید با لحنی تکاندهنده و صریح، اسرافکاران را «برادران شیطان»، «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ» نامیده است. این تعبیر نشاندهنده آن است، که عمل اسراف، تنها یک خطای ساده نیست، بلکه نوعی همسویی با مسیر شیطان در جهت ضایع کردن نعمات و دور شدن از رحمت واسعه الهی است.
کسی که برکت را با اسراف نابود میکند، در واقع راه ورود رحمت به زندگی خود را مسدود کرده است. در شرایط ویژه امروز، که مردم با چالشهای خاصی روبهرو هستند، اقتضای ایمان و انسانیت این است، که برنامههای ما با «درد مردم» همراستا باشد. نمیتوان مدعی ایمان بود، اما نسبت به رنج همنوع بیتفاوت ماند. انسانیت حکم میکند که درد مردم، درد ما باشد. برکت واقعی زمانی در زندگی جاری میشود، که ما زندگی خود را اصلاح کنیم و در کنار شکر فردی، به مسئولیتهای اجتماعی خود نیز پایبند باشیم. اگر میخواهیم رحمت خدا بر سفرههای ما جاری شود، باید دستگیر کسانی باشیم که در سختی هستند.
انتهای پیام