کد خبر: 4342697
تاریخ انتشار : ۰۵ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۵
یادداشت

بررسی احتمال حمله زمینی آمریکا به ایران

غلامرضا کریمی، دانشیار روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمیبه قلم غلامرضا کریمی، دانشیار روابط بین‌الملل دانشگاه خوارزمی

مسئله‌ای که این روز‌ها به شدت افکار عمومی را به خود مشغول کرده این است که آیا آمریکا به ایران حمله زمینی محدود می‌کند؟ در سه هفته‌ای که از شروع جنگ گذشته تمرکز بر حملات هوایی بوده و آمریکا و اسرائیل تقریبا به اهداف تعیین شده خود نرسیدند. حالا یا باید آمریکا تنش را کاهش داده و پایان جنگ را اعلام کند که این به منزله شکست در جنگ خواهد بود و فقط می‌تواند روایت پیروزمندانه‌ای را ترسیم کند یا اینکه برای ادامه و بازگشایی تنگه هرمز، باید جنگ زمینی را شروع کند که این به معنای فرسایشی و طولانی شدن جنگ است. دیگر تقریبا برای همگان روشن شده که ایران نه شبیه عراق و افغانستان و نه شبیه ونزوئلا است. ایران پدیده‌ای منحصر‌به‌فرد است. سؤال این است که آیا آمریکا می‌خواهد دوباره تجربه تلخ ویتنام را تکرار کند یا تصور می‌کند مشابه عراق و افغانستان می‌تواند با حمله زمینی، نظام سیاسی ایران را ساقط کند.

آمریکا و اسرائیل قدرت تشدید تنش خود را در طول سه هفته جنگ از دست داده‌اند به طوری که ابتدا با سر بریدن یا حذف رهبری نظام (Decapitation) شروع کردند ولی ایران تسلیم نشد. سپس حمله به پدافند و مکان‌ها نظامی را در پیش گرفتند ولی ایران تسلیم نشد. در مرحله بعدی حمله به غیرنظامیان، مراکز اقتصادی و زیرساخت‌ها را شروع کردند که ایران هوشمندانه پاسخ‌هایی داد که از ادامه این مسیر منصرف شدند. ایران در پاسخ، با حمله موشکی و پهپادی به سیستم‌های راداری و پدافند هوایی مهاجمان بویژه پایگاه‌های امریکایی مستقر در کشور‌های عربی، توانسته میزان موفقیت پرتاب‌های موشکی و پهپادی را ارتقا بدهد و با کنترل تنگه هرمز، نبض اقتصادی جهان را تحت‌الشعاع جنگ قرار داد به نحوی که حتی امریکا مجبور شد تحریم‌های نفتی ایران را به مدت محدودی معلق کند تا مانع از افزایش ناگهانی قیمت انرژی شود.

حالا آمریکا چگونه باید تصاعد بحران را تشدید کند. آمریکا به ناچار برای ادامه جنگ هوایی تنها استفاده از سلاح‌های بیولوژیک و سلاح هسته‌ای تاکتیکی را دارد که بسیار بعید است که مورد استفاده قرار گیرند؛ بنابراین مجبور به وارد کردن نیروی زمینی برای تغییر شرایط جنگ و تحت کنترل قرار دادن تنگه هرمز است که ایران قبلا بار‌ها از این مرحله استقبال کرده و ساختار و استراتژی خود را برای این مرحله تنظیم کرده است.

اگر هدف آمریکا از جنگ را تغییر یا تضعیف نظام سیاسی ایران و کنترل بر تنگه هرمز بدانیم و هدف اسرائیل را تجزیه و تضعیف شدید ایران بدانیم و هدف ایران در جنگ را، تضعیف شدید اسرائیل، خارج کردن آمریکا از خاورمیانه و کنترل بر تنگه هرمز در نظر بگیریم تقریبا استراتژی ایران بهتر از دو مهاجم عمل کرده و اکنون اگر آمریکا بخواهد از نردبان تشدید تنش بالا برود چاره‌ای جز حمله زمینی ندارد.

ایران علی‌رغم بحران‌ها و تنش‌های امنیتی شدید داخلی که قبل از جنگ داشته توانسته از شروع جنگ تمرکز، وحدت و انسجامی خوبی را به نمایش بگذارد و عزم و اراده بالایی را برای گسیل کل امکانات کشور به سمت جنگ نشان دهد.

آمریکا می‌خواهد کنترل کامل نفت خاورمیانه را برای کنترل تجارت جهانی از طریق تنگه هرمز به دست بیاورد تا بتواند برای حفظ هژمونی جهانی مانع از اتحاد هارتلند شود و این تنها از مسیر نابودی و یا تضعیف شدید ایران می‌گذرد لذا حمله زمینی برای امریکا اجتناب‌ناپذیر است مگراینکه از هدف اصلی خود کوتاه بیاید. در مقابل ایران می‌خواهد تمامی پایگاه‌های امریکا از خاورمیانه خارج شوند و تنگه هرمز را تحت کنترل بگیرد که در این صورت تحقیر اسرائیل هم حاصل می‌شود؛ بنابراین تضاد شدیدی بین طرفین به لحاظ راهبرد‌ها وجود دارد.

در مورد ورود آمریکا به جنگ زمینی معادله بسیار پیچیده‌ای وجود دارد. اسرائیل تلاش می‌کند تا آمریکا وارد جنگ زمینی با ایران شود تا آمریکا و ایران درگیر جنگ فرسایشی شوند و اسرائیل بتواند در نهایت قدرت مسلط خاورمیانه شود. عربستان می‌خواهد این جنگ فرسایشی شود تا آمریکا از منطقه خاورمیانه نهایتا خارج شود و ایران و اسرائیل تضعیف شوند و زمینه برای ظهور عربستان در خاورمیانه به عنوان قدرت هژمون فراهم شود. ترکیه هم بی‌میل به تداوم و فرسایشی شدن جنگ نیست. ایران هم برای فرسایشی شدن جنگ و تضعیف شدید آمریکا از حمله زمینی استقبال می‌کند.

حال اینکه چرا باید آمریکا وارد جنگ زمینی شود بدین خاطر است که آمریکا باید از اتحاد هارتلند یعنی روسیه، چین، ایران و در نهایت اروپا و هند جلوگیری کند و برای جلوگیری از این اتحاد، باید حلقه ایران هارتلند را در اختیار بگیرد و این انگیزه، مهمترین دلیل حمله زمینی امریکا به ایران خواهد شد. البته اگر دوباره موفقیت‌های چشمگیری در سه مرحله اول جنگ که مهاجمان در آنها ناکام مانده‌اند حاصل شود عملیات زمینی منتفی می‌گردد.

ایران به خوبی می‌داند که واقعیت‌های میدان نبرد در خلیج فارس به ویژه در جزیره خارک، درس‌های عبرت‌آموزی برای امریکائی‌ها دارد. علمیات آبی _ خاکی آمریکائی‌ها شاید در چند روز اول با موفقیت‌هایی همراه باشد، اما به سرعت خلیج فارس را که در امتداد وجب به وجب ساحل آن موشک‌های ضدکشتی، هایپرسونیک، کروز و پهپاد‌های انهدامی شلیک می‌شود به جهنم تفنگداران امریکایی تبدیل خواهد کرد. اشغال جزایر ایرانی در خلیج فارس اگرچه مرحله متفاوتی از جنگ خواهد بود ولی نمی‌تواند تضمین‌کننده امنیت تردد کشتیرانی مطلوب آمریکا در تنگه هرمز و کنترل قیمت نفت گردد.

انتهای پیام
captcha