با توجه به جنایات یهود و صهیونیست در قبال بشریت، بهویژه مسلمانان چه در غزه، لبنان، سوریه و اخیراً با جنگی که علیه ایران راه انداخته است، برآن شدیم بهطور مفصل برخی دیدگاهها، اعتقادات و تفکر این قوم را براساس آیاتی از قرآن کریم، بررسی کنیم، به این منظور خبرنگار ایکنا از همدان، با حجتالاسلام والمسلمین محمد طبرسی، معاون تبلیغ حوزه علمیه همدان، گفتوگویی کرده است که مشروح آن را در زیر میخوانیم:
ملاک تمام مبانی قانونگذاری یهود برعکس مسیحیت و اسلام و بسیاری از مکاتب فکری و سیاسی دیگر، اینگونه است که همه امور باید بر مبنای دستور و فرمان الهی و وحی باشد تا خوب و بد برای آنها مشخص شود.
در مسيحيت ملاک امور، عشق و علاقه است و عقل بهعنوان معیار و سنجش قوی مورد توجه قرار نمیگیرد. در اسلام هم دستور الهی، هم عقل و هم علاقه و عشق، ملاک امور زندگی و اجتماعی است. در یهود هر چه از روی احساس باشد یا عقل آنها بگوید اما در دستورات دینی آنها نیامده باشد، مردود است.
یهود مکتبی است که خود را برتر میداند و خود را برترین قوم عالم میداند، البته این خودبرتر پنداری مربوط به عصر حاضر نیست بلکه این قوم در زمان حضرت رسول اکرم(ص) نیز خود را برتر میدانستند و در اصل ریشه آن به زمان بنیاسرائیل و حضرت موسی(ع) بر میگردد.
این قوم برتربودن را با این موضوع که وحی فقط بر آنها نازل میشود و فقط یهود است که میداند فرمان و دستور الهی چیست، هر کاری که انجام میدهد به آن یک مشروعیت و ملاک دینی، الهی و معنوی میدهد و یک توجیح قوی برای امور غلطی که میخواهند انجام دهند، میآوردند.
امروز یهود و بهویژه صهیونیست تمام اقوام و قومیتهای دیگر را برده خود یا موجودات و حیواناتی میدانند که باید در خدمت یهود باشند چراکه که خود قوم برتر هستند. این مسئله در آیه ۶ سوره جمعه آمده است که «قُلْ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ بگو: ای یهودیان! اگر گمان میکنید که فقط شما دوستان خدایید نه مردم دیگر، پس آرزوی مرگ کنید اگر راستگویید [چون دوستان خدا برای رسیدن به لقای او مشتاق مرگ هستند».
این آیه در اصل نوعی احتجاج است که از آنها میخواهد اگر واقعاً قوم برتر هستند، از خداوند مرگ خود را طلب کنند. وقتی پیامبر(ص) این آیه را میخوانند و این مبارزه را شروع میکنند، قوم یهود جا میزنند چرا که میدانند اگر در این مبارزه اتفاقی بیفتد و مرگ به سراغ آنها بیاید آنها آماده نیستند، آیه میفرماید اگر برتر هستید باید برای مرگ آماده باشید و چون آماده نیستند و درخواست مرگ نمیکنند نشان از برتری نداشتن آنهاست. از اینرو در این آیه برتری اسلام مشخص میشود و بر یهود پیروز میشود.
از آنجا که این دين، دینی تحریف شده است، فرمانهایی که ذهن بشر به آن رسیده را وارد کتاب و دین اصلی خود کردند و خروجی آن چیزی است که امروز میبینیم؛ عالمی را به خاک و خون کشیده و تمام فتنهها خونریزیها و مسائل و مشکلات به دست آنها رقم میخورد.
در این زمینه دو روش وجود دارد؛ مقایسه آثار، افکار، مبانی، کتب و آنچه که از آنها وجود دارد و همچنین خروجی رفتار آنها را بررسی کنیم که در بین ادیان، گروهها، نحلهها و مکاتب مختلف کدام گروه بیشترین جنایت، خونریزی و وحشیگری را از خود نشان میدهند، این نشان از ميزان حقانیت آن تفکر است.
وقتی از این منظر بررسی کنیم هیچ مکتب و دینی جز یهود و بهویژه صهیونیست را پیدا نمیکنیم که قتل، انواع ترور، تهدید، تطمیع و گمراهی برای سایر مکاتب و جریانهای سیاسی و کشورهای دیگر ایجاد کرده باشند.
با این روش مقایسهای میبینیم این مکتب و تفکر چطور تصمیم میگیرد. خروجی یک مکتب، انسانهای آن و گفتمان آن نشان میدهد که مکتبی درست و به حق است یا شیطانی.
راه دیگر نیز بررسی منابع و آثار آنهاست که آنها را با عقل بسنجیم، در قرآن کریم از عقل بهعنوان یک معیار سنجش حق و باطل و میزان نام برده شده است.
روش دیگر این است که به سراغ قرآن کریم برویم و بررسی کنیم این مکتب در قرآن چگونه معرفی شده است. قرآن کریم به قوم یهود نسبتها و اوصاف زیادی داده و آیات زیادی نسبت به آن بیان شده است.
یکی از این اوصاف که بهعنوان یک صفت مذموم بیان شده است، شتاب در کفر است؛ در آیه ۴۱ سوره مائده خطاب به رسول خدا(ص) میفرماید: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ ۛ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا ۛ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ ۖ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ ۖ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَٰذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا ۚ وَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۚ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ ۚ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ ۖ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ» بنابراین آیه خداوند میفرماید این قوم کسانی هستند که تکذیب میکنند، همچنین از دیگر نکات منفی این قوم که در آیه بیان شده این است که منافق هستند و جاسوسی دیگران را میکنند و مهمترین صفت آنها شتاب در کفر است.
در آیه ۵۱ سوره بقره نیز به گوسالهپرستی این قوم اشاره میکند که «وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَنْتُمْ ظَالِمُونَ و [یاد کنید] زمانیکه [برای نازلکردن تورات] چهل شب با موسی وعده گذاشتیم، سپس شما بعد از [غایبشدن] او گوساله را معبود خود گرفتید، در حالیکه [به سبب این کار بسیار زشت] ستمکار بودید.» یهود اولین قومی بود که گوسالهپرستی کرد و آن را رواج داد.
یهود به ظاهر یک دین ابراهیمی است اما قرآن کریم آنها را بهعنوان مشرک معرفی میکند و از وادی دین نیز خارج میکند.
یکی دیگر از مواردی که در قرآن بيان میدارد که این دین مذموم است و مورد نقد قرار گرفته است این است که آنها معتقد هستند که خداوند فرزند دارد که این دیدگاه منافی وحدت وجودی خداوند است. این قوم قائلاند که عزیر فرزند خداست که در آیه ۳۰ سوره توبه میفرماید «وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ اللَّهِ وَقَالَتِ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ۖ ذَٰلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْوَاهِهِمْ ۖ يُضَاهِئُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ ۚ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ و یهود گفتند: عُزیر، پسر خداست. و نصاری گفتند: مسیح، پسر خداست. این گفتاری [بی دلیل و برهان] است که به زبان می آورند، و به گفتار کسانی که پیش از این [به حقایق] کفر ورزیدند، شباهت دارد؛ خدا آنان را نابود کند، چگونه [از حق به باطل] منحرف می شوند.»
یکی دیگر از مسائلی که قوم یهود را از وادی ایمان خارج میکند این نگاه است که دست خداوند بسته است، با توجه به آیه ۲۴۵ سوره بقره «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا» این قوم قائلند که دست خدا بسته است و چون در این آیه به بندگان دستور میدهد به خدا قرض دهید او را نیازمند میدانند، آنها به ظاهر این امر بسنده کردند و فلسفه قرض و کمک به نیازمندان را نمیدانند. اینکه خدا میفرماید اگر کمک کردید گویی به خدا کمک کردید نه اینکه منظور نیاز خداوند باشد، بلکه به این معنا که ثواب و پاداش آن را خدا میدهد و در اصل نوعی ایجاد انگیزه برای رواج قرض است. در آیه ۶۴ سوره مائده میفرماید «وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ ۚ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا ۘ بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ و یهود گفتند: دست [قدرت] خدا [نسبت به تصرف در امور آفرینش، تشریع قوانین و عطا کردنِ روزی] بسته است. دست هاشان بسته باد و به کیفر گفتار باطلشان بر آنان لعنت باد؛ بلکه هر دو دست خدا همواره گشوده و باز است [به هر چیز و به هر کس] هر گونه بخواهد، روزی میدهد.» لذا براساس این آیه یهود از رحمت الهی دور شدند و قادر مطلقبودن خدا را متوجه نشدند.
امروز رفتاری که یهود از خود نشان میدهد با هیچ مبنای توحیدی و تفکر خداشناسانهای تطابق ندارد و کاملاً شیطانی است.
انتهای پیام