در شرایطی که تحولات منطقهای و بینالمللی با سرعتی چشمگیر در حال وقوع است، مسئله «جنگ روایتها» بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. در چنین فضایی، رسانهها و ابزارهای هنری نقشی تعیینکننده در شکلدهی افکار عمومی، تقویت روحیه اجتماعی و ایجاد امید در جامعه دارند. تجربههای تاریخی نشان داده است که در بزنگاههای حساس، هنر توانسته است فراتر از ابزارهای دیگر عمل کرده و با زبان تأثیرگذار خود، پیام مقاومت و ایستادگی را به نسلهای مختلف منتقل کند.
از سوی دیگر، گسترش فناوریهای نوین ارتباطی و حضور فعال رسانههای مختلف، ضرورت توجه به تولید محتوای دقیق و اثرگذار را دوچندان کرده است. امروز نهتنها انتقال پیام اهمیت دارد، بلکه سرعت روایت و صحت آن نیز نقشی کلیدی در موفقیت جریانهای فرهنگی ایفا میکند. در چنین شرایطی، هنر در قالب سینما، تلویزیون، موسیقی و سایر شاخهها میتواند با ایجاد روایتهای امیدبخش، انگیزه اجتماعی را تقویت کرده و فرهنگ مقاومت را در میان اقشار مختلف جامعه نهادینه سازد. همچنین تجربههای موفق گذشته، بهویژه در دوران دفاع مقدس، نشان میدهد که هنر و رسانه میتوانند در کنار یکدیگر، جریانساز باشند و مفاهیم ایثار، همبستگی و حماسه را به سرمایهای فرهنگی تبدیل کنند. این ظرفیت همچنان وجود دارد و با بهرهگیری از ابزارهای جدید رسانهای میتوان آن را متناسب با نیازهای امروز بازتولید کرد. توجه به ثبت و مستندسازی رویدادهای جاری نیز از جمله موضوعاتی است که میتواند در آینده، مبنای تحلیلها و روایتهای دقیق تاریخی قرار گیرد.
در همین راستا، خبرگزاری ایکنا پیرامون نقش هنر در امیدآفرینی و ضرورت تولید محتوای اثرگذار در شرایط کنونی، گفتوگویی با محمدرضا شرفالدین، تهیهکننده سینما و تلویزیون انجام داده است که در ادامه با آن همراه میشویم.
ایکنا ـ با توجه به شرایط امروز منطقه و کشور و همچنین گسترش جنگ روایتها، بسیاری از صاحبنظران بر نقش تعیینکننده هنر و رسانه در ایجاد امید و تقویت فرهنگ مقاومت تأکید دارند. به نظر شما سینما، تلویزیون، موسیقی و دیگر شاخههای هنری در چنین شرایطی چگونه میتوانند به عنوان ابزارهایی مؤثر در ایجاد روحیه حماسی، امیدآفرینی در جامعه و تقویت فرهنگ مقاومت عمل کنند و چه ظرفیتی در این حوزه دارند؟
شاید هیچ وسیله، ابزار یا حتی نرمافزاری به اندازه هنر توانایی امیدبخشی به جامعه را نداشته باشد. هنر میتواند هم به مردم امید بدهد، هم به رزمندگان و هم به خانوادهها و در عین حال مسیر آینده را روشن کند. در واقع هنر این قابلیت را دارد که در شرایط سخت، روحیه جمعی را بازسازی کرده و نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کند. حتی سیاستمداران نیز اگر بخواهند جامعه را تقویت و متحد کنند، نخستین ابزاری که باید به آن رجوع کنند، هنر است. هنر به شکلهای مختلف از شعر و ادبیات گرفته تا فیلم، عکس، موسیقی و نقاشی میتواند پیام
مقاومت را منتقل کند. این هنرها هر کدام زبان خاص خود را دارند، اما در مجموع میتوانند یک جریان امیدآفرین ایجاد کنند. وقتی جامعه با بحران مواجه میشود، هنر میتواند این بحران را به یک روایت الهامبخش تبدیل کند. همین تبدیل بحران به حماسه، یکی از مهمترین کارکردهای هنر است. بنابراین در شرایط فعلی، هنر باید نقش فعالتری در تولید محتواهای امیدبخش و حماسی ایفا کند تا جامعه بتواند با قدرت بیشتری مسیر خود را ادامه دهد.
اگر به تاریخ نگاه کنیم، میبینیم بسیاری از حوادث بزرگ بشری به واسطه هنر ماندگار شدهاند. نمونه بارز آن قیام امام حسین(ع) و واقعه عاشورا است. آنچه این حماسه را جاودانه کرد، صرفاً خود حادثه نبود، بلکه روایت هنرمندانه آن بود. حضرت زینب(س) با خطابههای خود، در واقع اولین رسانه این حماسه شدند و با بیانی هنرمندانه، آن را در تاریخ ثبت کردند. همان جمله معروف که «کربلا در کربلا میماند اگر زینب نبود» دقیقاً به همین موضوع اشاره دارد. این نشان میدهد که هنر چگونه میتواند یک واقعه را به یک جریان ماندگار تبدیل کند و امروز نیز همین نقش را در فرهنگ مقاومت ایفا میکند.
ایکنا ـ شما به تجربههای تاریخی اشاره کردید. با توجه به اینکه در دوران دفاع مقدس نیز شاهد شکلگیری آثار هنری فراوانی در حوزه مقاومت بودیم، در شرایط فعلی چقدر میتوان از آن تجربهها الهام گرفت و این میراث هنری را برای پاسخ به نیازهای امروز جامعه و تقویت فرهنگ مقاومت به کار گرفت؟
جوهره هنر مهمترین نکتهای است که باید به آن توجه کنیم. هنر در هر مقطع تاریخی با توجه به شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خود، شکل متفاوتی پیدا میکند، اما ماهیت آن ثابت است. در دوران
دفاع مقدس، هنر توانست پیام ایثار و مقاومت را به خوبی منتقل کند و آثار ماندگاری خلق شد. امروز نیز میتوان از همان جوهره الهام گرفت، اما با ابزارهای جدید و متناسب با شرایط روز. در واقع هنر دفاع مقدس یک سرمایه بزرگ فرهنگی است که میتواند راهنمای ما در تولید آثار جدید باشد.
امروز ابزارهای نوینی در اختیار هنرمندان قرار دارد که در گذشته وجود نداشت. رسانههای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و فناوریهای نوین، ظرفیتهای گستردهای برای انتقال پیام ایجاد کردهاند. در چنین شرایطی، هنر و سیاست وقتی در کنار هم قرار میگیرند، رسانه را شکل میدهند و رسانه تبدیل به ابزاری قدرتمند برای فرهنگسازی میشود. اگر از این ظرفیتها به درستی استفاده کنیم، میتوانیم پیام مقاومت را با سرعت و گستره بیشتری منتقل کنیم و نسل جدید را نیز با این فرهنگ آشنا سازیم.
نکته مهم این است که رسانههای امروز، امتداد همان روایتهای تاریخی هستند. همانطور که حضرت زینب(س) یک رسانه بودند و توانستند پیام عاشورا را منتقل کنند، امروز نیز رسانهها میتوانند نقش مشابهی ایفا کنند. بنابراین باید از ابزارهای جدید برای شکوفایی هنر استفاده کنیم و پیامهای فرهنگی و اجتماعی را به شکلی جذاب و مؤثر ارائه دهیم. این موضوع در شرایط فعلی اهمیت بیشتری دارد، زیرا جامعه نیازمند روایتهای امیدبخش و انگیزهآفرین است.
ایکنا ـ در شرایط کنونی شاهد جنگ روایتها و فعالیت گسترده رسانههای معاند برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی هستیم. به نظر شما رسانه داخلی چگونه میتواند در این عرصه موفق عمل کند و نقش مؤثری در تقویت فرهنگ مقاومت و ایجاد انگیزه در جامعه داشته باشد؟
رسانه در این حوزه نقش بسیار مهمی دارد و باید به سرعت عمل کند. همانطور که رهبر شهید نیز تأکید داشتند، روایت اول بسیار اهمیت دارد. اگر بتوانیم راوی اول حوادث باشیم و با استفاده از ابزارهای مختلف مانند تصویر، تحلیل و تولید محتواهای اثرگذار، روایت درست را ارائه دهیم، قطعاً موفق خواهیم بود. رسانه باید فعال، سریع و دقیق باشد تا بتواند در جنگ روایتها نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
امروز دشمن تلاش میکند با استفاده از ابزارهای رسانهای و حتی فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، واقعیتها را تحریف کند. بنابراین باید تولید محتوا را جدی بگیریم و با سرعت بیشتری اقدام کنیم. رسانه نه تنها از نظر فرهنگی، بلکه حتی از نظر راهبردی نیز اهمیت دارد و میتواند تأثیرات عمیقی بر افکار عمومی داشته باشد. به نظر من رسانه در شرایط فعلی حتی از برخی ابزارهای سختافزاری نیز مؤثرتر است، زیرا مستقیماً با ذهن و روح مردم ارتباط برقرار میکند. برای موفقیت در این عرصه، باید تمرکز ویژهای بر تولید محتواهای مستند و دقیق داشته باشیم. این محتواها علاوه بر تأثیرگذاری در زمان حال، برای آینده نیز اهمیت دارند. جنگ روایتها ممکن است در کوتاهمدت فروکش کند، اما در بلندمدت این محتواها مبنای تحلیلها و قضاوتها قرار میگیرند. بنابراین باید امروز با دقت و برنامهریزی، اسناد و روایتهای صحیح را ثبت کنیم تا در آینده بتوانیم از آنها برای تقویت فرهنگ مقاومت استفاده کنیم.
ایکنا ـ با توجه به تأکید شما بر تولید محتوا و ثبت روایتهای صحیح، نقش رسانهها در مستندسازی وقایع امروز و تبدیل آنها به سرمایه فرهنگی برای آینده چیست و چگونه میتوان این مسیر را به شکلی مؤثر دنبال کرد؟
یکی از مهمترین وظایف رسانهها در شرایط فعلی، ثبت دقیق وقایع و تولید محتوای ماندگار است. آنچه امروز اتفاق میافتد، در آینده مبنای تحلیلها و قضاوتها خواهد بود. بنابراین اگر رسانهها بتوانند این رویدادها را به شکل صحیح مستندسازی کنند، در واقع یک سرمایه فرهنگی ارزشمند برای نسلهای آینده ایجاد کردهاند. این مستندسازی باید شامل گزارشهای میدانی، روایتهای مردمی، زندگی شهدا و حتی تحلیلهای اجتماعی باشد.
در این مسیر باید به جزئیات توجه ویژهای شود. هر تصویر، هر گزارش و هر روایت میتواند بخشی از تاریخ را شکل دهد. اگر این محتواها با دقت جمعآوری شوند، در آینده به عنوان منابع معتبر مورد استفاده قرار خواهند گرفت. در واقع امروز بذرهایی را میکاریم که در آینده به درختان تنومند فرهنگی تبدیل خواهند شد. بنابراین لازم است رسانهها با برنامهریزی دقیق، تولید محتوا را به صورت مستمر دنبال کنند. همچنین باید توجه داشت که این مستندسازی تنها برای امروز نیست، بلکه برای آینده جامعه اهمیت دارد. وقتی جنگ روایتها در آینده شدت میگیرد، این اسناد و روایتها میتوانند حقیقت را روشن کنند. بنابراین رسانهها باید با نگاه بلندمدت، محتوای دقیق و مستند تولید کنند و آن را حفظ و آرشیو نمایند. این اقدام نه تنها به تقویت فرهنگ مقاومت کمک میکند، بلکه موجب ایجاد امید و انگیزه در جامعه نیز خواهد شد.
ایکنا ـ با توجه به اهمیت مستندسازی و تولید محتوای ماندگار، به نظر شما رسانههای داخلی چگونه میتوانند نسل جوان را درگیر روایتهای مقاومت کنند و حس مسئولیت فرهنگی در آنها ایجاد نمایند؟
نسل جوان امروز با ابزارهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی بهطور گستردهای در ارتباط است، بنابراین رسانهها باید روایتهای مقاومت را به شکلی جذاب، تصویری و داستانی ارائه کنند تا تأثیر واقعی بر مخاطب ایجاد شود. روایتهایی که مبتنی بر واقعیت، ارزشهای فرهنگی و هویت ملی باشند، میتوانند جوانان را با تاریخ و فرهنگ مقاومت آشنا کرده و حس تعلق و مسئولیت اجتماعی در آنها شکل دهند. وقتی روایتها ملموس و قابل درک باشند، جوانان صرفاً مخاطب نخواهند بود، بلکه همراه و مشارکتکننده فعال در ترویج فرهنگ مقاومت میشوند.
علاوه بر این، رسانهها میتوانند با بهرهگیری از ابزارهای نوین دیجیتال، بازیهای تعاملی، فیلم کوتاه و محتوای شبکههای اجتماعی، روایتها را به تجربهای زنده و قابل لمس برای نسل جدید تبدیل کنند. این نوع محتوا نه تنها اطلاعات منتقل میکند، بلکه احساس تعلق، انگیزه و علاقهمندی به حفظ و گسترش فرهنگ مقاومت را در جوانان برمیانگیزد. به این ترتیب، رسانهها میتوانند پل ارتباطی مؤثری میان گذشته، حال و آینده فرهنگی جامعه ایجاد کنند و نسل جوان را در مسیر آگاهی، تعهد و مشارکت فعال هدایت نمایند.
انتهای پیام