
به گزارش ایکنا،
زهرا داورپناه؛ عضو هیئت علمی پژوهشکده زن و خانواده، شامگاه 9 فروردین ماه در نشست علمی «
فهم تاریخی از ولایت فقیه» تأکید کرد: بسیاری از اوقات ما در گفتوگو با اطرافیان یا حتی در ذهن خودمان طوری از
ولایت فقیه سخن میگوییم که گویی یک مسئله تاریخی پیچیده و پا در هواست اما در نگاه رهبر شهید و روایت امام خمینی(ره)، این موضوع اینگونه نیست و یک زاویه تاریخی جدی و غیر پیچیده دارد.
متن سخنان وی به شرح زیر است:
در طول تاریخ اسلام، در بین جریانات مختلف شیعه مانند یک جریان آب باریک تداوم پیدا کرده است در حالی که فضای اختناق و تهدید و ... همیشه وجود داشته است. در کتاب سازمان وکالت که نویسنده آن آقای جباری است توضیح میدهد از مهمترین ویژگی ائمه(ع) از دوره امام صادق(ع) تأسیس سازمان وکالت است، یعنی هر منطقه یک وکیل از سوی امام وجود دارد که امور مالی و معنوی شیعه را اداره میکند و این سازمان در دوران برخی ائمه(ع) مهمتر هم بوده است و ائمه(ع) به تدریج بر مستقلشدن و خودگردانی مناطق تأکید داشتهاند؛ البته خودگردانی به معنای اینکه دائما نیاز نباشد که به امام مراجعه شود و این مسئله در دوره غیبت صغری هم تداوم دارد و در حقیقت، سازمان وکالت همان فقاهت امروزین است. در دوره حضور خود ائمه(ع) هم بنا بر این بوده است که در هر منطقه یک عالم و فقیه و وکیلی وجود داشته باشد تا سعی کنند امورات شیعه را با تفقه و تدبیر خودشان حل کنند و ائمه(ع) دستورالعملهای کلی را ارائه فرمودهاند.
یکی از مقاطع مهم در این بحث، مشروطه است؛ این دوره بسیار مهم است، زیرا جامعه ایران قرار است به صورت نرم و قانونی از دیکتاتوری پادشاهان فاصله گیرد و تحت تأثیر غرب، قانون و مجلس داشته و شاه هم در چارچوب مشروط، اختیارات داشته باشد.
تصویر رهبر شهید این است که اتفاقا جریان روحانیت در مشروطه پیشتاز بود و با خیانت جریانات غربزده مسیر مشروطه تغییر کرد، لذا روحانیت با آن به مخالفت برخاستند نه اینکه روحانیت بیدلیل بخواهد با مشروطه مخالفت کند. مثال بارز آن میرزای نائینی است که در کتاب تنبیه الامه و تنزیه المله در مورد اینکه مجلس مبعوثان و مجلس قانونگذاری داشته باشیم یا خیر و اینکه باید یکسری علما هم بر قوانین مجلس نظارت داشته باشند، مثل چیزی که امروز با عنوان مجلس و شورای نگهبان داریم، سخن گفته است. البته میرزای نائینی بعدا خودش هزینه زیادی کرد و کتابهایش را خرید و از بازار جمع کرد چون احساس کرد مسیر اندیشه وی که تأکید بر قانون بود به انحراف رفت و انگلیس در مجلس نفوذ کرد و رضاخان را حاکم کردند.
بنابراین فهم تاریخی و تبیین تاریخی برای طلاب ما مهم است و رهبری شهید هم بسیار بر این موضوع تأکید داشت اما متأسفانه این نوع نگاه در حوزه کمتر وجود دارد. رهبری شهید معتقد بود که در طول تاریخ همیشه روحانیون متعهدی بودند که جریان جنبش مردم را در برابر استعمار حفظ کنند و در مقاطعی چون جنبش تنباکو موفقیت زیادی کسب کردند و در مقاطعی چون حمله شوروی به ایران و ... هم موفقیت زیادی نداشتند و بخشهایی از کشور اشغال شد یا فتاوای متعدد از فقها برای دفاع از کشور داریم که وقتی به بوشهر حمله شد، فقها فتوای جهاد دادند و مردم انگلیس را از کشور بیرون کردند.
نظر امامین انقلاب در مورد ولایت فقیه
ولایت فقیه از منظر امام خمینی(ره) و رهبری شهید امری بدیهی است که تصور آن موجب تصدیق آن است، یعنی از منظر امامین انقلاب یک جامعه که متشکل از مسلمین است باید اداره آن توسط کسی باشد که اسلامشناس باشد و این حرف برای همه کسانی که اسلام را قبول دارند حل شده است.
نکته مهم دیگر امام و رهبری، پیوند قلبی بین امام و شیعیان است که از آن به ولایت تعبیر میکنیم؛ ولایت در لغت به معنای پیوندزدن دو گیاه با همدیگر است، یعنی پیوند بین امام و پیروان ایشان همانند پیوند بین دو درخت است که از این پیوند محصول جدید به دست میآید. رهبر شهید هم بر این پیوند عمیق و تنگاتنگ تأکید زیادی میفرمودند.
اینکه انسان قرآن بخواند و مسلمان باشد، کفایت ندارد و باید پیوند محکمی بین امام و پیرو باشد و در در ولایت فقیه هم تداوم این مسئله وجود دارد؛ در این نگاه، ولایت فقیه میراثدار امام معصوم است و البته امام، معصوم نیست لذا در اینجا نظر مردم هم مهم است یعنی مردم باید ولی فقیه را بخواهند و قبول داشته باشند وگرنه ولی هر قدر هم خوب باشد و مانند علی ابن ابیطالب(ع) باشد باز ولایت و امامت تحقق نخواهد یافت. ولایت یک رابطه طرفینی است و هم مردم باید او را بخواهند و هم فقیه باید شرایط آن را داشته باشد.
یکی از مهمترین نکات این است که ما گاهی در تبیین مسائل اسلامی طوری حرف میزنیم که ریشه تاریخی ندارد و صرفا باید طرف مقابل ایمان بیاورد؛ مثلا باید به ولی فقیه معتقد شود در حالی که این موضوع پیشینه تاریخی دارد و تجربه ولایت فقیه هم در کشور جواب داده است و فقط در طول انقلاب است که کشور ما از بسیاری مخاطرات حفظ شده است.
ولایت فقیه را به مسائل معنوی خلاصه نکنیم
بنده تأکید دارم که در فضای تبلیغی سعی نکنیم افراد را صرفا در فضای معنوی قانع کنیم؛ برخی افراد ذهنشان با شبکههای اجتماعی و اینترنشنال و ... مادی شده است و مسائل معنوی را خیلی نمیپذیرند. در برابر این افراد سخن از کشف ولی فقیه و عدم نصب او خیلی جواب نمیدهد. نظریات مختلف و خوانشهای متفاوتی از ولی فقیه وجود دارد.
برخی مطرح میکنند خدا اجازه نمیدهد مسلمین رها باشند و در دوره غیبت هم امام مردم را رها نمیکنند و کمک میکند تا یک شخص به عنوان ولی فقیه کشف شود. این نوع استدلال خیلی نیاز به اثبات مقدماتی دارد که ممکن است برخی افراد جامعه آن را قبول نکنند اما وقتی بگوییم ولی فقیه و رهبر منتخب خود مردم است و از تاریخ عملکرد فقها در طول تاریخ سخن بگوییم تأثیر بیشتری دارد.
نباید طوری سخن بگوییم و بنویسیم که گویی علما ولایت فقیه را از درون کتب عتیقه تاریخی بیرون آوردند؛ بلکه مردم باید بدانند کسانی چون هیتلر و موسولینی و ... فاشیست و دیکتاتور بودند و بعدا هم نظریات مارکسیستی و کمونیستی بیرون آمد و در ایران هم خیلی رایج بود؛ این نظریات سیاسی طرفداران زیادی داشت و اجرا هم شد ولی شکست خورد و اکنون هم نظریات لیبرالیستی رایج است و نتایج آن را میبینیم و امام در این بازار شلوغ نظریات سیاسی نظریه ولایت فقیه را مطرح و اجرا کرد.
ولایت فقیه بازگشت به عقب نیست
بنابراین ولایت فقیه، حرف نو و جدیدی است نه بازگشت به گذشته یعنی ما میبینیم دنیا پر از مدعیان قدرت است و هر کدام هم عملکردهایی دارند و نتایج آن هم مشخص است. جامعه مبتنی بر نظریه ولایت فقیه آزادی و استقلال را با معنویت و اخلاق میخواهد، زیرا این جامعه میداند سیاست به تعبیر رهبر شهید همیشه در معرض آسیب است؛ اولین آسیب نبود معنویت و کمرنگ شدن آن است و ولی فقیه اجازه این کار را نمیدهد؛ لذا ولی فقیه در کنار آگاهی سیاسی و مهارت مدیریتی باید عدالت و تقوا در حد بالا داشته باشد. اکنون غرب معترض است که چرا رؤسای جمهورهایشان اینقدر اهل فسادهای اخلاقی و... هستند که نمونه مهم آن اپستین است.
خطای برداشت در مور ولایت مطلقه
در مورد کلمه مطلقه هم که بعد از ولایت فقیه میآید برخی برداشت میکنند یعنی استبداد رأی از سوی ولی فقیه، در حالی که این خطاست زیرا مطلقه به معنای دایره اختیارات است یعنی کسی که رهبر میشود دستش باید باز باشد تا اگر در جایی نیاز شد اعمال حکم کند. بلاتشبیه لاتشبیه همین ترامپ ملعون برای جنگ علیه ایران از اختیارات وسیعتر از قانون که داشت استفاده کرد.
رهبری شهید بارها تأکید کردند که قانون برای همگان است و همه ملزم هستند رعایت کنند؛ همچنین فرمودند بنده برخی قوانینی را که وجود دارد خوب نمیدانم اما از آن تخطی نمیکنم و علنا هم نمیگویم و البته در جایی که احساس میکردند یک قانون باعث خروج کشور از ریل اسلام و دین است تذکر میدادند، لذا استفاده از حکم حکومتی هم در طول دوران زعامت ایشان به چند مورد محدود بود و از بسط یدشان به ندرت استفاده کردند.
نسبت حوزه با ولایت فقیه
حوزه باید دست ولی فقیه را از نظریات و فرایندها و دانشهایی که او به آن نیاز دارد پر کند، مثلا حوزه باید در مورد رمزارز و فلان مسئله سیاسی نظر دهد و اگر این کار را نکند خلا ایجاد خواهد شد و این خلا با اندیشه و نظریات رقیب پر خواهد شد و آسیب زیادی وارد میکند و باید دائما به نقد این اندیشهها بپردازیم. باید به سمت کشور و جامعه و تمدن اسلامی حرکت کنیم و این مستلزم ارائه نظریه است نه صرفا نقد.
انتهای پیام