همیشه بر این باور بودهام که در زندگی، تنها دو چیز است که انسان را دلگرم میسازد: نخست یاد خدا و دیگر، مصاحبت و همنشینی با آنهایی که قلبهایمان برایشان میتپد؛ همانهایی که زندگی با حضورشان معنا میگیرد و اگر روزی نباشند، دنیا در برابر چشمانمان تیره و تار میشود و در گردابی سهمگین گرفتار خواهیم شد.
در همین نقطه است که مفهوم سرشار از عاطفه خانواده، یعنی پدر و مادر، جلوه پیدا میکند؛ تا در این دنیای شلوغ و پر از گرفتاری، پناهگاه و ملجأ دردهایی باشند که انسان را به ستوه میآورد. اما همانقدر که پدر و مادر مظهر عشق و عاطفهاند، فرزندان نیز گلهایی هستند که هر یک با وجود تمام کاستیها، رنگ و بوی خاص خود را دارند و برای هر پدر و مادری اگر تمام خارهای دنیا را داشته باشند باز هم زیباتر و خوشبوتر از هر گلی خواهند بود.
فرزندان، روح و بهار زندگی والدین خویشاند؛ والدینی که به عشقشان زندگی میکنند و از دیدنشان غرق شور و شعف میشوند. و اگر روزی در کنارشان نباشند، قلبهایشان همچون تلی از خاکستر، سرد و بیروح میشود و زندگیشان رنگ زمستان میگیرد.
امروز در حرم نورانی امام هشتم، مراسمی خاص برپا بود؛ مراسم اهدای قلکهای ریحانه و مهدی ذاکری دو دانشآموز شهید میناب، به بارگاه نورانی امام رضا (ع). ریحانه و مهدیای که با رفتنشان، بهار برای والدینشان برای همیشه به زمستان بدل شد؛ چرا که وجودشان تمام آرزوهای پدر و مادری جوان بود که در یک لحظه و با اصابت موشکی در یک روز سرد زمستانی، دود شد و به آسمان رفت.
همان کودکانی که تمام سال در انتظار تابستان مینشستند تا فصل تموز از راه برسد، دست در دست والدینشان به حرم بیایند؛ کودکانی که تمام عشقشان در خریدن قلکهای رنگی کوچکی خلاصه میشد که بتواند عیدیها و پول توجیبیهایشان را در خود جای دهد تا پس از سفر به مشهد، تقدیم امام رضا(ع) کنند. قلکهایی که اگرچه کوچک بودند، اما به وسعت روح بزرگ و قلب مهربانشان معنا پیدا میکردند.
اما امسال، آرزوهای پاک و کودکانه مهدی و ریحانه به ثمر ننشست و تقدیرشان، رسیدن به نرسیدن بود؛ چرا که آنهایی که هر سال قلکهایشان را برای عرض ارادت به بارگاه امام هشتم میآوردند، این بار جانشان را آورده بودند.
اکنون پدر و مادر مهدی و ریحانه، یادگاریهایشان را به حرم امام رضا(ع) آوردهاند تا در روزهایی که هیچ چیز نمیتواند جای خالی جگرگوشههایشان را پر کند، لحظهای آرام بگیرند. آری، آنها دیگر نیستند تا با اصرار از پدرشان بخواهند برای سال آینده برایشان قلک تهیه کند؛ اما روحشان همینجاست، چرا که قلکهایی که نشانه پاکی و صداقتشان بوده، اینجاست و بیتردید، روح یک عاشق همانجایی خواهد بود که قلبش در گذشتهای نهچندان دور، در آنجا جا مانده است.
انتهای پیام