کد خبر: 4344328
تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۶:۰۵
در گفت‌وگو با ایکنا مطرح شد

امیدواری و معناگرایی؛ دو ستون تاب‌آوری در بحران

یک روانشناس و مدرس دانشگاه ضمن برشمردن مصادیق تاب‌آوری در مواجهه با بحران جنگ گفت: خود را امیدوار نگه‌داشتن و به دیگران امید‌دادن در شرایط جنگی بسیار مهم است؛ چراکه معنا در کنار امید ما را به هدف می‌رساند.

غلام‌عباس کوچکی روانشناسبیش از ۳۰ روز از تجاوز دشمنان به کشورمان می‌گذرد و ملت ایران درگیر جنگی تمام‌عیار با مستکبران جهان است. در چنین شرایطی، اولین گام ادامه‌دادن، تحمل مشکلات و پیش‌شرط حمایت از کشور، تاب‌آوری و حفظ روحیه است که تکنیک‌ها و عملکردهای خاص خود را دارد. می‌دانیم که سلامت‌ روان و حفظ آرامش در دشوارترین شرایط و در اوج سختی‌ها، اصلی‌ترین شاخصی‌ است که می‌تواند به ایستادگی افراد و سپس ایستادگی یک جامعه کمک کند. با توجه به اهمیت حفظ سلامت روان و افزایش تاب‌آوری در مواجهه با بحران جنگ، خبرنگار ایکنا از اصفهان با غلام‌عباس کوچکی راوندی، روانشناس و مدرس دانشگاه گفت‌وگو کرده است که متن آن را در ادامه می‌خوانیم.

ایکنا ـ تاب‌آوری به چه معناست و در شرایط جنگی، مصادیق آن برای عموم مردم چیست و چگونه می‌توانند آن را در خود تقویت کنند؟

اصطلاح تاب‌آوری در تناسب با شرایط جنگی، به معنای توانایی سازگاری موفقیت‌آمیز فرد یا گروه با شرایط دشوار استرس‌زا، بحرانی و آسیب‌زاست. تاب‌آوری یعنی ایستادن در طوفان. بنابراین، در شرایط جنگی، حفظ سلامت روان و عملکرد، مؤثر و تجربه هیجاناتی مانند ترس و اضطراب طبیعی و بدیهی است. در نتیجه، تصمیم‌گیری درست در چنین شرایطی به‌ معنای شجاعت است. برخی شجاعت را مترادف بی‌باکی و نترسیدن می‌دانند، در حالی‌که انسان شجاع در عین ترسیدن، درست عمل می‌کند.

از جمله مصادیق تاب‌آوری می‌توان به حفظ امیدواری و به یاد آوردن روشنایی در تاریک‌ترین شرایط اشاره کرد. همچنین، حفظ روابط اجتماعی و حفظ و تقویت ارتباط با خانواده، دوستان و افراد جامعه نیز از جمله مصادیق تاب‌آوری است؛ زیرا می‌توان حمایت عاطفی و عملی از آنان دریافت کرد. فعالیت هدفمند نیز باعث افزایش تاب‌آوری در شرایط دشوار می‌شود؛ چراکه بیکاری، محور تمامی بیماری‌های روحی و روانی است.

ادامه‌دادن فعالیت‌های روزمره، شغلی و اجتماعی اهمیت ویژه‌ای دارد. بسیاری از افراد در شرایط جنگی که در آن قرار داریم، در طول روز به کار و اشتغال فعالیت دارند و شب نیز در میدان مبارزه، همراه دیگران حضور می‌یابند که یکی از بهترین شیوه‌های زندگی در شرایط کنونی به‌شمار می‌رود. مدیریت هیجانات نیز در عرصه تاب‌آوری بسیار مهم است، به‌طوری که بتوان هیجانات خود را پذیرفت و آن‌ها را به‌درستی هدایت کرد.

استفاده از شوخ‌طبعی که از جمله سازوکارهای دفاعی سالم در شرایط بحرانی است نیز یکی از مصادیق تاب‌آوری به‌شمار می‌رود. این سازوکار در صورتی که در موقعیت مناسب به‌‌کار رود، باعث کاهش تنش و افزایش روحیه تاب‌آوری می‌شود.

ایکنا ـ مردم چگونه باید با اضطراب حاصل از جنگ مقابله کنند تا منتشر و فراگیر نشود؟

طولانی‌شدن جنگ می‌تواند فرسودگی روانی، اضطراب مزمن و ناامیدی به‌دنبال داشته باشد. اولین اقدام برای پیشگیری از چنین حالاتی، مدیریت اطلاعات است؛ به این معنا که اطلاعات را از یک منبع دنبال یا منابع درست را پیگیری کنیم. براساس پژوهش‌ها، اگر مخاطب خبری را بازنشر نکند، بعد از یک ساعت واقعیت یا شایعه‌بودن آن مشخص می‌شود؛ چراکه شایعه در مدت کوتاهی از بین می‌رود.

در نتیجه، باید به منبع دریافت اطلاعات خود دقت کنیم. از هر منبعی به‌دنبال دریافت خبر و اطلاعات نباشیم و احساس نکنیم که صرفاً دانستن اخبار به ما کمک می‌کند؛ زیرا مغز یکی از اعضای تنبل بدن است و خودبه‌خود برای بررسی اطلاعات تلاش نمی‌کند، بلکه ترجیح می‌دهد اولین اطلاعات دریافتی را بپذیرد و از آن عبور کند؛ به‌ویژه اگر چند نفر خبری را که واقعیت یا شایعه‌بودن آن مشخص نیست، تأیید کنند، کار برای مغز راحت‌تر می‌شود.

همه افراد باید مدتی را صرف تمرینات آرام‌سازی عضلانی‌ بدن و مدیتیشن کنند. به همه افراد جامعه در شرایط جنگ توصیه می‌کنم که روال‌های عادی زندگی خود یا روتین‌ها را حفظ کنند. همه باید برای حفظ برنامه روزانه خود تلاش کنیم، به‌طوری که زمان مشخصی برای خواب، استراحت، کار و... در نظر داشته باشیم. به برخی افراد که تعطیل‌شدن کلاس‌های مجازی را به‌دلیل حضور شبانه دانش‌آموزان و دانشجویان در تجمعات پیشنهاد می‌دهند، می‌گویم که خروج از مدار تحصیل و یکنواخت‌شدن جریان زندگی می‌تواند یکی از عوامل تقویت افسردگی باشد.

می‌توان فعالیت لذت‌بخشی را به‌طور روزانه برای خود تعریف کرد؛ فعالیت دلخواهی که کاملاً شخصی است، مانند کتاب‌خواندن، موسیقی گوش‌دادن، قرائت دعایی خاص، حتی می‌توانیم دعایی را که تاکنون نخوانده‌ایم، بخوانیم و تجربه جدیدی کسب کنیم که برای شرایط کنونی هم مناسب باشد. صحبت‌کردن درباره احساسات با افراد امن و مورد اعتماد در شرایط جنگی باعث کاهش بار روانی منفی می‌شود و بسیار کاربردی است؛ البته بسیاری از افراد این تکنیک را رد می‌کنند که لازم است به آنان تذکر داد.

قابل اعتماد بودن و آگاهی شخص مقابل برای سخن‌گفتن از احساسات بسیار اهمیت دارد؛ زیرا برخی افراد احساسات ما را با بیان جملاتی از قبیل «مگر بچه‌ای که می‌ترسی؟» بی‌اعتبار می‌کنند؛ در حالی‌که شخص آگاه می‌داند همه انسان‌ها در چنین شرایطی می‌ترسند و هیجانات ما را تأیید می‌کند. در کنار هم بودن در این شرایط باعث افزایش احساس امنیت می‌شود.

در نهایت می‌توان به واقع‌بینی در شرایط اضطراب اشاره کرد. باید پذیرفت که احساس اضطراب در شرایط جنگ کاملاً طبیعی است. هدف ما از بین بردن کامل این هیجان نیست؛ بلکه برای مدیریت آن تلاش می‌کنیم تا عملکرد را مختل نکند.

ایکنا ـ جنگ را برای کودکان چگونه باید توصیف کرد تا برداشت صحیحی از آن پیدا کنند و آسیب روانی نبینند؟

تاب‌آوری کودکان از سه ضلع تشکیل می‌شود که یکی از آن‌ها، حضور حداقل یک بزرگسال امن در زندگی کودک است. بهتر است بزرگسال امن به ترتیب مادر، پدر و فرزند اول خانواده باشد. اگر این افراد، به‌ویژه مادر بتوانند هیجانات خود را در این شرایط تنظیم کنند، دیگر اعضای خانواده احساس امنیت می‌کنند و محیط خانه نیز امن خواهد شد. تجربه عشق بی‌قید و شرط نیز برای کودکان لازم است؛ به‌طوری که کودک را در آغوش می‌گیریم، دستش را به‌گرمی می‌فشاریم و یادآوری می‌کنیم که در کنار یکدیگر هستیم تا زمانی که شرایط به حالت عادی بازگردد.

از سوی دیگر، باید به معناداشتن رنج اشاره کرد. باید معنای رنجی را که امروز تجربه می‌کنیم، برای کودکان توضیح دهیم؛ به این معنا که متناسب با سن و سطح درک کودک جنگ را برای او توصیف کنیم، زیرا هدف آگاه‌کردن او از شرایط موجود است و قرار نیست ترس و وحشت غیرضروری در کودک ایجاد کرد. صداقت در کلام باید با سن کودک متناسب باشد، به‌طوری که لازم نیست جزئیات را بیان کنیم. برای نمونه، می‌توان گفت افراد در جای بسیار دوری از ما با یکدیگر اختلاف دارند و صداهای بلند مربوط به آن است، ولی ما در کنار یکدیگر امنیت داریم. تأکید بر امنیت و حضور اعضای بزرگتر خانواده بسیار اهمیت دارد.

برای بچه‌های ۷ تا ۱۲ سال می‌توان جزئیات بیشتری بیان کرد. برای نمونه، می‌توان گفت کشور ما با کشور دیگری درگیر شده و دلیل آن را با سطح درک آنان بیان کرد. خوب است که برای سخن‌گفتن با کودکان درباره این شرایط ابتدا از محتوای ذهن آنان آگاه شویم. بنابراین، می‌توان سؤالات آنان را با سؤال پاسخ داد تا تفکرات و احساسات خود را بیان کنند، سپس بخش‌های نادرست محتوای ذهن کودک را اصلاح و آن را تکمیل کنیم.

از جمله نکاتی که خانواده‌ها باید در این شرایط به آن توجه داشته باشند، این است که در مشاجرات میان فرزندان دخالت نکنند؛ آنان می‌توانند به‌خوبی مسائل خود را حل کنند. در میان بزرگسالان، کسانی که می‌گویند زمانی برای توجه به خانواده ندارند، به‌ویژه مردان باید از نظر عاطفی توجه بیشتری به همسر خود داشته باشند و بدانند که کیفیت ارتباط عاطفی از کمیت آن بسیار مهم‌تر است. حتی بیان جمله‌ای دلگرم‌کننده می‌تواند بسیاری از مشکلات را حل کند.

ایکنا ـ چنانچه خانواده‌ای در اثر حملات دشمن دچار سانحه فقدان عزیزان شد، چگونه باید آرامش را به آن‌ها بازگرداند؟

از دست دادن عزیز، یکی از تجربه‌های عمیقاً آسیب‌زننده به روحیه افراد و بازگرداندن آرامش، فرآیندی طولانی است که به حمایتی همه‌جانبه نیاز دارد؛ اما می‌توان برای کاهش رنج این مصیبت راهکارهایی ارائه داد. اولین راهکار، فرمایش رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است که در پیام عید نوروز بر دیدار با خانواده شهدا تأکید کردند. اولین و مهم‌ترین گام برای تسکین رنج از دست‌ دادن در علم روانشناسی، حضور فیزیکی، همدلی و در کنار خانواده شهید بودن است.

اصلاً لازم نیست که با خانواده عزادار صحبت مفصلی داشته بشیم؛ گاهی یک آغوش، دستی نوازشگر، حتی صرفاً نشستن کنار آنان کافی است. احساس همدلی و درک عمق غم آنان اهمیت فراوانی دارد. اجازه دهیم افراد عزادار ابراز احساسات کنند که می‌تواند شامل گریه، خشم، سکوت و گیج‌بودن باشد؛ زیرا هیچ احساسی در این شرایط اشتباه نیست. توصیه به گریه‌نکردن، فروخوردن احساسات و تلاش برای قوی‌بودن می‌تواند آسیب‌های روحی به‌دنبال داشته باشد.

خانواده عزادار با همه دشواری‌ها و تمایل به فاصله‌گرفتن از دیگران، باید خود را از تنهایی بیش از حد نجات دهند و ارتباطات خود را با دیگران حفظ کنند. پذیرش و اعتباربخشی به هیجانات نیز باید مورد توجه قرار گیرد. غم و اندوه فرد عزادار باید با عباراتی از جمله «می‌دانم که تحمل این رنج چقدر دشوار است، درک می‌کنم که دلتنگ عزیز از دست رفته خواهی شد و رنجی که تحمل می‌کنی، بسیار بزرگ است» تأیید شود.

نهایتاً، حمایت عملی نیز اهمیت فراوانی دارد. احتمالاً خانواده سوگوار توانایی پیگیری و انجام امور روزمره را نداشته باشد. در چنین شرایطی اطرافیان می‌توانند با انجام امور اداری، خریدکردن، مراقبت از فرزندان خردسال و... از آنان حمایت کنند. دو جوان بسیجی که دوستشان در ماه مبارک رمضان به شهادت رسیده بود، در منزل او افطاری دادند که اقدامی بسیار پسندیده بود. به آنان پیشنهاد دادم که در این محفل خاطرات خوب شهید را بیان کنند تا یاد و خاطره او گرامی داشته شود و تسلی‌بخش خانواده باشد.

ایکنا ـ سطح مواجهه مردم با اخبار جنگ و محتوای رسانه‌ها باید چگونه و به چه میزان باشد که هم از اخبار جنگ مطلع شوند و هم موجب تشدید نگرانی و استرس آن‌ها نشود؟

رسانه ملی باید بر این مسئله بسیار تأکید داشته باشد؛ زیرا اکنون بسیاری از افراد جامعه ایرانی حجم زیادی از اخبار را از منابع متنوع دریافت می‌کنند. این افراد در هر کانالی که بیابند، عضو می‌شوند و همه‌چیز را رصد می‌کنند. این عملکرد می‌تواند افراد را از نظر ذهنی با چالش روبه‌رو کند؛ زیرا مدیریت حجم زیاد مطلب در ذهن امری دشوار و مدیریت اطلاعات در دوران جنگ، حیاتی است.

از جمله عوامل مدیریت اطلاعات، محدودیت زمان و دفعات مطالعه اخبار است، به‌طوری که حداکثر یک یا دو نوبت به مدت ۲۰ دقیقه در طول شبانه‌روز برای بررسی اخبار کافی است. رصد مداوم اخبار درست نیست. در اطراف خود افرادی را می‌بینیم که دائماً اخبار را رصد و با صدای بلند اعلام می‌کنند. همچنین، باید منابع معتبر و بی‌طرف را برای بررسی اخبار دنبال کنیم. منابعی که می‌دانیم سوگیری دارند، بیشتر به ملتهب‌کردن و برافروخته‌کردن هیجانات مخاطب می‌پردازند و اطلاع‌رسانی، اولویت بعدی آنان است.

تمرکز ما باید بر دریافت اطلاعات کلیدی باشد. درواقع، مطالعه یا شنیدن خلاصه اخبار یا مصاحبه‌های تحلیلی از افراد کارشناس کافی است. مشاهده انواع کلیپ‌ها و مطالب در فضای مجازی، فرصت پردازش اطلاعات و شناخت هیجانات را از شخص می‌گیرد. در شرایطی که با دریافت اخبار مضطرب می‌شویم، می‌توان از اخبار درمانی کمک گرفت؛ به‌طوری که برای مدت یک یا دو روز، اتصال خود به اخبار را قطع کنیم و به فعالیت‌های روزمره بپردازیم.

باید این نکته را نیز تذکر دهم که بحث‌کردن با همه افراد لازم نیست؛ برخی دوست دارند دیده شوند و بحث‌کردن با آنان به‌منزله مهم جلوه‌ دادنشان است که خطرات خود را به‌دنبال دارد. در این شرایط می‌توان سخن طرف مقابل را تأیید کرد یا با دلیلی زیبا که باعث کدورت نشود، از او فاصله گرفت.

ایکنا ـ زندگی در روزگار جنگ چگونه باید باشد؟ به‌گونه‌ای که فرد هم وظایف فردی و شغلی خود را انجام دهد و هم برای حوادث احتمالی آماده و گوش‌به‌زنگ باشد؟

زندگی در شرایط جنگی به تعادلی بسیار ویژه میان ادامه‌دادن به روند زندگی روزمره و آمادگی برای شرایط دشوار نیاز دارد. از جمله راهکارهای ایجاد تعادل در این عرصه، حفظ روال‌ها و روتین‌هاست که پیش‌تر به آن اشاره شد. کارکردن در شرایط سخت، به‌منزله سپر محافظ روان است. در کنار آن می‌توان به آمادگی عملی، مانند بستن کیف ویژه شرایط اضطراری، جعبه مواد خوراکی ضروری، جعبه کمک‌های اولیه، مدارک مهم و داروهای ضروری اشاره کرد. البته این لوازم باید در جایی امن و در دسترس قرار داشته باشند.

شرکت در دوره‌های کمک‌های اولیه یا آموزش‌های آمادگی برای شرایط دشوار بسیار کمک‌کننده است. مدیریت انرژی نیز از جمله راهکارهای اصلی در شرایط جنگی محسوب می‌شود؛ زیرا زندگی معمولی در این شرایط، به‌تنهایی انرژی بسیاری لازم دارد. در نتیجه، استراحت کافی برای کسانی که شب تا صبح در سطح شهر حضور دارند، ضروری است. این افراد باید در عملکرد خود تجدید نظر کنند؛ به‌طوری که زمان مشخصی از شبانه‌روز را برای حضور در میدان‌ها در نظر بگیرند و بدانند با حضور محدود آنان، میدان خالی از افراد نمی‌شود. همچنین، از فعالیت‌های غیرضروری بپرهیزیم.

نکته آخر، حفظ امید است. خود را امیدوار نگه‌داشتن و به دیگران امید‌دادن در شرایط جنگی بسیار مهم است؛ چراکه معنا در کنار امید ما را به هدف می‌رساند. تشکیل گروه‌های کوچک حمایتی متشکل از اطرافیان نزدیک نیز در این شرایط بسیار کمک‌کننده است. در نهایت همگی باید بدانیم که روزهای زندگی ما شبیه به یکدیگر نیستند؛ بعضی روزها کوهستانی و دشوارند و پیمودن آن‌ها زمان‌بر است. بعضی روزها نیز سراشیبی‌هایی است که می‌توان با سرعت و سرخوشی، آن‌ها را پشت‌سر گذاشت. اگر ایمان و معنویت به‌طور واقعی در انسان ایجاد شود، به‌طوری که همه اعمال، از جمله امور روزمره مانند راه‌رفتن، آشپزی، توجه به خانواده و... را مقدس بدانیم، تحمل همه‌چیز آسان‌تر می‌شود.

انتهای پیام
خبرنگار:
زهرا سادات مرتضوی
دبیر:
محبوبه فرهنگ
captcha