
به گزارش ایکنا، به نقل از روابط عمومی دانشگاه جامع انقلاب اسلامی، در حالی که سالها از کنوانسیونها و منشورهای بینالمللی مانند کنوانسیون لاهه ۱۹۵۴ و سند نارا ۱۹۹۴ بهعنوان چارچوبهای حفاظت از میراث فرهنگی یاد میشود، جنگهای معاصر پرسشهایی جدی درباره کارآمدی و مبانی فکری این اسناد مطرح کردهاند؛ پرسشی که این یادداشت با نگاهی انتقادی به نسبت اندیشه غرب مدرن و نهادهای بینالمللی میراث فرهنگی به آن میپردازد.
سالهاست که به منشورها و معاهدات یونسکو، ایکوموس و سازمانهای بینالمللی به وقت بیان «اصول حفاظت و مرمت بناها و بافتهای تاریخی» استناد مینماییم؛ اما امروز و در جنگ علیه ایران نه خبری است از کنوانسیون «لاهه» ۱۹۵۴ و نه از سند «نارا» ۱۹۹۴ و ...
«در عصر جدید صورت نوعی انسان غربی مدرن در مقام سوژگی دائرمدار گردیده و بدینسان سوبژکتیویته صورت نوعی بشر مدرن حجاب میان انسان غربی و حق گردیده است (برگرفته از کتاب سیری در تاریخ غرب)».
پس تعجب برانگیز است که برخی از ما در مقام بشر متعلق به عالم ایرانی اسلامی و در ساحت الهی، داعی احقاق حق و حقوقمان از کنوانسیون میراث جهانی و سازمان حقوق بشری هستیم که اساساً بر پایه نسبت سوبژکتیویستی با هستی بنا شده است؛ مبانی اندیشهای غرب مدرن به این کنوانسیونها و سازمانهای جهانی مشروعیت بخشیدهاند که در شرایط جنگی بند بند قطعنامههای خود را نقض مینمایند و خاموش هستند.
سوال اینجاست توسط چه کسانی و بر پایه تکیه بر کدام اندیشه، این اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی تنظیم شده است؟
لازم است مبانی اندیشهای و نفس مدبر عالم غرب مدرن که به چنین سازمانهایی در ساحت خود بنیادانگارانه نفسانی مشروعیت میبخشند را در جهان زیر سوال ببریم.
انتهای پیام