
به گزارش ایکنا،
حجتالاسلام والمسلمین جواد قلیپور، استاد و پژوهشگر حوزه علمیه، در نشست علمی «
قرآن و مبانی علم» به تبیین مفهوم علم در فضای اسلامی و مدرن پرداخت.
وی با اشاره به تکثر معانی علم، تصریح کرد: مراد از علم در بحث «رابطه علم و قرآن»، همان مفهوم «ساینس» است؛ دانشی که ریشه در انقلاب علمی غرب (۱۵۴۳ تا ۱۶۸۷ میلادی) دارد و توسط دانشمندانی چون کپلر، کوپرنیک، دکارت و نیوتن پایهگذاری شد. به گفته وی، این علم که در ابتدا شامل فیزیک و اخترشناسی بود، از بدو شکلگیری، مسئله رابطه میان علم و دین را بهعنوان یک بحث کلان مطرح کرده است.
قلیپور در ادامه نشست با تبیین رویکردهای مختلف به رابطه قرآن و علم، اظهار کرد: غالباً در این بحث، ذهنها معطوف به نسبت میان نظریات علمی (نظیر تکامل و بیگبنگ) با قرآن میشود؛ اما رویکردی مبناییتر نیز وجود دارد که به بررسی رابطه قرآن با «پیشفرضها» و «روشهای علمی» میپردازد.
وی با اشاره به چهار نظریه غالب در حوزه علم و دین (تعارض، استقلال، تعامل و اتحاد)، «نظاممندی جهان» را یکی از پیشفرضهای بنیادینِ شکلگیری علم دانست و تاکید کرد: بدون پذیرش نظم و قاعده در آفرینش، علم اساساً ایجاد نمیشود. این استاد حوزه با اشاره به ریشههای این نگاه، به جایگاه محوری «نظم» در قرآن پرداخت و خاطرنشان کرد که آیات کیهانشناسی قرآن بر نظمی مثالزدنی در طبیعت دلالت دارند.
وی با استناد به آیاتی همچون «إِنَّا كُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ» و آیه دوم سوره فرقان، بر «اندازه و تقدیر مشخص» در خلقت تاکید کرد. همچنین با بازخوانی آیاتی از سورههای ملک و حجر، به فقدان تفاوت و شکاف در خلقت رحمانی و وجود تناسب و وزن معین در پدیدهها اشاره داشت. به گفته وی و با استناد به تفسیر علامه طباطبایی، این دسته از آیات ناظر بر «نظم مکانی» و تناسب دقیق در نظام آفرینش هستند که هماهنگ با پیشفرضهای ضروری علم تلقی میشوند.
نظم زمانی آفرینش
قلیپور در ادامه سخنان خود، به تبیین «نظم زمانی» در قرآن پرداخت و آن را با قوانین ثابت طبیعت (مانند نقطه جوش آب یا ثبات در طلوع و غروب خورشید) مقایسه کرد. وی با استناد به آیاتی نظیر «لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَهَا أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ...» و آیات مربوط به منازل ماه، تاکید کرد که قرآن کریم به صراحت بر نظم خللناپذیر زمانی و محاسباتی در نظام هستی صحه گذاشته است؛ نظمی که امکان سنجش زمان و حساب را برای بشر فراهم میآورد.
این پژوهشگر حوزه علمیه در بخش دیگری از سخنان خود، به پیشفرض «روش ریاضی» در علم مدرن اشاره کرد و افزود: انقلاب علمی (ساینس) پیوندی ناگسستنی با ریاضیات دارد. از گالیله که ابزارهای رصدی خود را بر این مبنا بنا کرد تا نیوتن که ریاضی را «زبان طبیعت» نامیدند، همگی بر این باورند که بدون ریاضیات، علومی چون فیزیک اساساً شکل نمیگیرند.
وی در پایان با طرح پرسشی در خصوص نگاه قرآن به ریاضیات، تصریح کرد: تأیید ریاضیات در قرآن را میتوان از دو منظر بررسی کرد: نخست، «تأثیر غیرمستقیم» قرآن بر شکوفایی ریاضیات در تمدن اسلامی، و دوم، «رابطه مستقیم» که در آن آیات قرآن نه تنها مباحث ریاضیاتی را به تصویر کشیده، بلکه با نگاهی عمیق میتوان گفت مشوقِ بهکارگیری این دانش نیز بودهاند.
علت رشد اخترشناسی در اسلام
وی به نقش پیشرانِ قرآن در شکوفایی اخترشناسی و فیزیک اشاره کرد و اظهار کرد: انگیزه اصلی اندیشمندان مسلمان در طول قرون متمادی برای انجام دستاوردهای بزرگ علمی، از جمله نقد نظریه زمینمرکزی، متاثر از آموزههای قرآنی بوده است. وی با استناد به پژوهشهای یک تاریخنگار ایتالیایی در حوزه اخترشناسی اسلامی، خاطرنشان کرد که رشد چشمگیر این دانش در جهان اسلام و تأثیر متعاقب آن بر علم غرب، ریشه در متون اسلامی دارد.
ایشان تصریح کرد: نیازهای عبادی و دینیِ مطرح شده در قرآن و سنت، مانند تعیین دقیق اوقات نماز، استهلال (رؤیت هلال ماه)، یافتن جهت قبله و محاسبات مربوط به نماز آیات (کسوف و خسوف) و اعیاد دینی، محرک اصلی مسلمانان برای ابداع روشهای علمی نوین در اخترشناسی بوده است. در واقع، مسلمین برای خدمت به دیانت خود، به کشف و توسعهی ابزارهای علمی روی آوردند.
استاد حوزه علمیه با بازخوانی آیات ۵ سوره یونس و ۱۹۰ سوره آلعمران، بر جنبه «سودمندی» اجرام آسمانی در زندگی بشر تأکید کرد.
وی افزود: طبق تصریح قرآن، خداوند خورشید و ماه را مایه روشنایی و ابزاری برای سنجش زمان و حساب قرار داده است تا انسان بتواند مسیر خود را در دریا و خشکی بیابد. این آیات نه تنها بر نظم حاکم بر شب و روز تاکید دارند، بلکه مطالعه خلقت آسمانها و زمین را نشانهای برای خردورزان (اولیالالباب) معرفی میکنند.
قلیپور در ادامه تبیین پیوند میان قرآن و علم، اظهار کرد: مطالعه اخترشناسی بدون تسلط بر ریاضیات امکانپذیر نیست؛ از آنجا که قرآن مسلمانان را به سوی نجوم سوق داد، بهطور طبیعی انگیزهی آنها را برای فراگیری ریاضیات افزایش داد. وی تصریح کرد که قرآن نهتنها بهطور غیرمستقیم، بلکه بهصورت مستقیم نیز با بهرهگیری از عملیات چهارگانه (جمع، تفریق و...) و مفاهیمی چون کسرها، به ریاضیات توجه کرده است. به باور ایشان، اشاره قرآن به این مباحث، حتی اگر در ظاهر ساده به نظر برسد، نشاندهنده تشویق به بهرهگیری از این دانش است؛ چرا که قرآن جهان را دارای «مقادیر معین» و دارای «توازن» میبیند و در نتیجه، آن را مطالعهپذیر با فرمولهای ریاضی میداند.
این پژوهشگر حوزه علمیه در مورد یکی دیگر از مبانی بنیادین ساینس، یعنی «روش تجربی» (Empiricism)، اظهار کرد: این روش به ویژه در زیستشناسی، رکن اصلی شکلگیری علم است و قرآن نیز صراحتاً آن را تأیید کرده است. وی در این راستا به دو دسته از آیات اشاره کرد: نخست، آیاتی که بر خلق ابزارهای حسی و ادراکی (چشم، گوش و قلب) تأکید دارند؛ ابزارهایی که خداوند برای انتقال انسان از جهل بدوی به معرفت، در اختیار او قرار داده است تا از طریق آنها به شناخت جهان و آفریدگار دست یابد.
دسته دوم، آیاتی هستند که انسان را به کشف رموز پدیدهها و مشاهده دقیق طبیعت فرا میخوانند؛ نظیر آیه «أَفَلَا يَنْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَيْفَ خُلِقَتْ...» (آیا به شتران نمینگرند که چگونه آفریده شدهاند...).
وی تأکید کرد: دستیابی به شناخت این موجودات و اشیاء، بدون بهکارگیری روش تجربی ممکن نیست. همچنین وی با اشاره به آیه «أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا»، بیان کرد برخی مفسران این آیه (که به جدایی آسمان و زمین از یکدیگر اشاره دارد) را با نظریه «بیگبنگ» مرتبط دانستهاند.
استاد حوزه علمیه در پایان سخنان بیان کرد: نگاه قرآن به مبانی علوم، از جمله ریاضیات، نگاهی «تعاملگونه» و «تأییدکننده» است. وی با رد نظریات «اتحاد»، «تعارض» یا «استقلال»، تأکید کرد که ادعای وجود تضاد میان قرآن و علم، براساس این مبانی نادرست است و در واقع، قرآن همواره مشوق و یاریرسان پیشرفت علم بوده است.
انتهای پیام