کد خبر: 4358829
تاریخ انتشار : ۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۰
در گفت‌وگویی مطرح شد

آیا اشک‌های ما پیام عاشورا را پنهان کرده است

آیین‌های سوگواری در محرم، همواره یکی از قدرتمندترین ابزارهای حفظ هویت جمعی و پیوند عاطفی با آرمان‌های عدالت‌خواهانه بوده است. امروزه در حالی که شاهد گسترش کمّی هیئت‌های مذهبی و حضور میلیونی مردم در مراسمات هستیم، چالشی بنیادین در پیش روی ماست: آیا این شور و اشتیاق، تنها به ابراز احساسات محدود می‌ماند یا می‌تواند به یک «سرمایه اجتماعی» کارآمد برای حل گره‌های جامعه تبدیل شود؟ بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که اگر عزاداری از مسیر «معرفت» خارج شده و به «عادت» تبدیل شود، پیام‌های اصیل نهضت حسینی در پسِ اشک‌ها گم خواهند شد. بنابراین، ضرورت گذار از یک «عزاداری سنتی» به سوی «عزاداری اندیشمندانه» بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود؛ رویکردی که در آن، اشک نه به عنوان یک نقطه پایان، بلکه به عنوان کاتالیزوری برای تغییرات اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در برابر مظلومان عصر حاضر عمل کند.

مصاحبه/ کاهش رنج انسان‌ها و تقویت امید و عدالت؛ مهمترین کارکرد هیئت موفقدر این راستا در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی ایازی؛ قرآن‌پژوه و استاد دانشگاه آزاد اسلامی به دنبال پاسخی برای این پرسش هستیم که چگونه می‌توانیم از «مخاطب بودن» در مراسمات مذهبی خارج شویم و به «مشارکت‌کننده‌ای» تبدیل شویم که با تخصص، زمان و مهارت خود، پیام عاشورا را در خیابان‌ها، محله‌ها و زندگی روزمره جاری کند؟ در ادامه مشرح  گفت‌وگو را با هم می‌خوانیم:

ایکنا ـ آیا خطر «مراسمی‌شدن» و «عادت‌شدن» عزاداری، باعث شده است که پیام‌های نهضت عاشورا در پسِ اشک‌ها گم شوند؟

این پرسش، طی دهه‌های اخیر به یکی از دغدغه‌های جدی متفکران و نواندیشان دینی تبدیل شده است. برای تحلیل این موضوع، باید از دو منظر به مسئله نگریست: «ظرفیت‌های معنوی آیین» و «آسیب‌های کارکردی آن».

۱. دیدگاه موافقان (آسیب‌شناسی غلبه‌ی صورت بر محتوا):
بسیاری از اندیشمندان بر این باورند که خطر «عادت‌شدگی» و «مراسمی‌شدن»، تهدیدی جدی برای اضمحلال و بی‌اثر شدن آیین است. از نظر آنان، هنگامی که عزاداری صرفاً به یک آیین تکراری و مناسکی بدل شود، جنبه‌های «عبرت‌آموزی» و «الگوسازی» آن کمرنگ می‌گردد.

در این دیدگاه، اگر گریستن به جای آنکه «وسیله‌ای» برای پالایش روح و آمادگی برای عمل باشد، خود به «هدف» تبدیل شود، به‌جای ایجاد شور انقلابی، نوعی آرامش کاذب یا تخدیر ایجاد می‌کند؛ حالتی که در آن فرد با گریستن، گمان می‌کند دینداری‌اش کامل شده و نیازی به کنش اجتماعی یا مبارزه با ظلم ندارد.

تحدی دیگر در دوران اخیر، غلبه‌ی «مداحی‌محوری» بر «اندیشه‌محوری» است. در گذشته، شالوده مجالس عزاداری بر سخنرانی‌های علمی و خردگرا استوار بود و مداحی نقش مکمل (چاشنی) را داشت؛ اما امروز شاهد گذار از منبرهای استدلالی و تبیینی به سوی جلساتی هستیم که صرفاً بر سوگواری احساسی متمرکزند. این جریان باعث شده است تا «فلسفه قیام» (شامل عدالت‌خواهی، اصلاح جامعه، امر به معروف و نهی از منکر) در برابر ذکر «مصائب» قرار گیرد؛ آن هم گاه با تعابیری بی‌معنا یا روایت داستان‌های غیرمستند و تحریف‌شده که اندیشمندانی چون شهید مطهری در کتاب «حماسه حسینی» نسبت به آن‌ها اعتراض کرده‌اند. این روند، منجر به کمرنگ شدن پیام‌های اصیل مجالس حسینی شده است؛ چرا که وقتی مخاطب تنها در پی دریافت «حس و حال» باشد، پیام‌های سیاسی و اخلاقی عاشورا که چالش‌برانگیز هستند، به حاشیه می‌روند.

۲. دیدگاه مخالفان (کارکرد زنده نگه‌داشتن آیین):
در مقابل، دیدگاه دیگری معتقد است که «مراسمی‌بودن» لزوماً مانع انتقال پیام انقلابی نیست، بلکه در واقع بستر آن است. نخست اینکه این مراسم موجب همبستگی و شکل‌دهی به هویت جمعی می‌شود؛ زیرا آیین‌ها در واقع «ظرفی» برای انتقال پیام هستند و بدون این ظرف (مراسم)، محتوا و پیام عاشورا به‌سختی می‌توانست در طول تاریخ باقی بماند. عزاداری‌ها باعث شده است تا حتی کسانی که در لایه‌های سطحی دین‌داری قرار دارند، سالانه با نام و یاد امام حسین (ع) پیوند برقرار کنند.

عاطفه؛ موتور محرک اجتماع

از سوی دیگر، عاطفه را می‌توان به مثابه «موتور محرک» در نظر گرفت؛ یافته‌های روان‌شناسی دینی نشان می‌دهد که شناخت به تنهایی برای حرکت‌آفرینی کافی نیست، بلکه این «عاطفه» است که انگیزه لازم برای کنش را ایجاد می‌کند. در این راستا، اشک ریختن می‌تواند پیوندی عاطفی و عمیق ایجاد کند که فرد را برای فداکاری و پذیرش پیام‌های دشوارتر عاشورا آماده سازد. بنابراین، اشک ریختن به خودی خود «خطر» نیست، بلکه «بستری» برای تعالی است؛ خطر اصلی، «توقف در مقام اشک» است، نه خودِ این عمل.

به نظر اینجانب در داوری میان این دو نگرش، اگر عزاداری «هدف‌محور» باشد، در صورتی که گریستن تنها هدف نهایی باشد، هیچ تحولی در رفتار فرد نسبت به جامعه رخ نخواهد داد و در این حالت، عزاداری به یک «عادت» یا «مراسم صرف» بدل می‌شود که پیام تربیتی را به حاشیه می‌راند. اما اگر عزاداری «وسیله‌محور» باشد—به این معنا که اشک‌ها در خدمت «تجدید میثاق» با آرمان‌های حسینی (همچون استقامت، مبارزه با باطل و آزادگی) قرار گیرند—در این صورت، عزاداری نه تنها پیام اصیل را گم نمی‌کند، بلکه آن را به پیشرانی برای تحول جامعه تبدیل می‌نماید.

البته خطر «عادی‌شدن»، تهدیدی دائمی برای هر سنت دینی است. حتی در مناسکی چون نماز، عالمان و عارفان همواره ابراز نگرانی کرده‌اند که اگر توجه و حضور قلب نباشد، عبادت به «عادت» تبدیل شود. لذا برای جلوگیری از گم‌شدن اهداف و پیام‌های نهضت حسینی، نیاز به یک «موازنه» دقیق است: عزاداری باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که «شور» و احساس، هرگز جایگزین «شعور» (معرفت و تحلیل) نگردد.

در نهایت، اگر جامعه‌ای در مراسم عاشورا شرکت کند اما نسبت به بی‌عدالتی‌های زمانه خود بی‌تفاوت باشد، نشان‌دهنده آن است که آیین از معنای اصلی خود تهی شده است. به تعبیر برخی بزرگان، «عزاداری واقعی» آن است که خروجی‌اش، افزایش «حساسیت اخلاقی و اجتماعی» فرد باشد.

ایکنا ـ هدف اصلی از «گریه» در مکتب اهل بیت(ع) چیست؟ چگونه اشک می‌تواند به عنوان یک «کاتالیزور» برای ایجاد تغییرات اجتماعی عمل کند؟

با توجه به تبیینات پیش‌گفته، در مکتب اهل بیت(ع)، «اشک» هرگز کنشی صرفاً عاطفی یا ابزاری برای تسلای شخصی نیست. برای درک این مسئله که چگونه یک واکنش فردی می‌تواند به «کاتالیزوری اجتماعی» تبدیل شود، باید کارکردهای چندلایه آن را مورد بررسی قرار داد:
نخست: واکنش در برابر حق؛ اشک، پاسخی است به درک عظمت یک فاجعه (شهادت الگوی انسانیت). این گریستن گواه آن است که قلب فرد، نسبت به حقیقتِ رنج و مظلومیت، «خاموش» و «بی‌تفاوت» نیست.

دوم: هم‌ذات‌پنداری؛ هدف از این کنش آن است که گریه‌کننده از جایگاه «تماشاگر منفعل» خارج شده و با آرمان‌های امام، احساس یگانگی کند. در واقع، تشویق به عزاداری در روایات، نوعی تمرینِ مبتنی بر معرفت و آگاهی است؛ تمرینی برای آنکه فرد اراده‌ی خود را با اراده‌ی امام هماهنگ سازد، حتی اگر در ابتدای مسیر، این حس را به طور کامل تجربه نکرده باشد.
 
سوم: پالایش و آمادگی؛ اشک، زنگار خودخواهی و روزمرگی را از آیینه دل می‌شوید تا حقیقت پیام عاشورا با شفافیت بیشتری در آن منعکس شود. پس از این «تخلیه هیجانی»، فرد به تعادلی روانی دست می‌یابد که او را برای «پذیرش حق» و «اقدام عملی» آماده‌تر می‌کند.

بنابراین تأکید می‌شود که «گریه» در مکتب اهل بیت(ع)، به تنهایی ابزار زنده نگه داشتن نهضت حسینی نیست. این نهضت از دو رکن «عاطفه» و «عقلانیت» تشکیل شده است؛ فقدان هر یک از این دو رکن، منجر به توقف حرکت دینی و معنوی شده و در نهایت، مانع از تحقق تغییرات اجتماعی خواهد شد.

ایکنا ـ اگر بخواهیم «عزاداری اندیشمندانه» را تعریف کنیم، چه جایگاهی برای «تولید محتوا»، «تحقیق» و «خدمت به مظلومان» در دل مراسمات محرم می‌بینید؟

اگر بخواهیم «عزاداری اندیشمندانه» را تعریف کنیم، باید آن را فراتر از یک آیینِ صرفاً عاطفی دانست؛ به گونه‌ای که این سوگواری در کنار ابراز ارادت، به شناخت، آگاهی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و در نهایت، اصلاح جامعه منجر شود. در این رویکرد، «تولید محتوا»، «پژوهش» و «خدمت به مظلومان»، سه رکن بنیادین در عمق‌بخشی به مراسم محرم هستند که در ادامه، هر یک به‌طور مختصر تبیین می‌شوند:

۱. تولید محتوا: این رکن با هدف انتقال پیام‌های نهضت عاشورا به زبان نسل امروز است؛ از روایت‌های مستند تاریخی و تحلیل‌های فکری گرفته تا آثار هنری، رسانه‌ای و آموزشی. تولید محتوای اثرگذار کمک می‌کند تا عاشورا تنها در حافظه تاریخی باقی نماند، بلکه به گفتمانی زنده و پویا درباره عدالت، آزادگی و مسئولیت اجتماعی تبدیل شود.

۲. تحقیق و پژوهش: پژوهش، شالوده و پایه اصلی عزاداری آگاهانه است. شناخت دقیق سیره و وقایع عاشورا، بررسی نقادانه منابع تاریخی، پرهیز از نقل روایت‌های غیرمستند و درک زمینه‌های اجتماعی و سیاسی آن دوران، باعث می‌شود عزاداری از سطح احساسات گذری عبور کرده و به سطح معرفت و بصیرت ارتقا یابد.

خدمت به مظلوم؛ محور اصلی عزاداری

خدمت به مظلومان: این محور، یکی از بنیادی‌ترین پیام‌های عملی نهضت عاشورا است. چنانچه عزاداری به همدلی، یاری رساندن به نیازمندان، حمایت از اقشار محروم، فعالیت‌های خیرخواهانه و صیانت از کرامت انسانی منجر گردد، روح عدالت‌خواهی قیام امام حسین(ع) در کالبد جامعه تجسم می‌یابد.

در نتیجه، می‌توان «عزاداری اندیشمندانه» را رویکردی تعریف کرد که در آن، اشک با آگاهی، شور با شعور و سوگواری با مسئولیت‌پذیری اجتماعی پیوند می‌یابد؛ به گونه‌ای که ایام محرم، نه صرفاً یادآوری یک واقعه تاریخی، بلکه فرصتی برای پرورش انسان‌هایی آگاه، متعهد و دغدغه‌مند باشد.

ایکنا ـ عزاداری محرم یک «سرمایه اجتماعی» عظیم است. چگونه می‌توان این تجمع میلیونی را به « تجمعاتی برای حل گره‌های اجتماعی» مثلاً حمایت از یتیمان یا  مبارزه با فقر و یا بیکاری تبدیل کرد؟

عزاداری محرم به دلیل گستره‌ حضور مردم، سطح بالای اعتماد اجتماعی، ظرفیت‌های داوطلبانه و پیوندهای انسانی که ایجاد می‌کند، می‌تواند به یک «سرمایه اجتماعی» کارآمد برای حل مسائل واقعی جامعه تبدیل شود. البته تحقق این امر مستلزم آن است که این ظرفیت‌ها از مرحله‌ی «احساس و همدلی»، به مرحله‌ی «سازمان‌دهی و اقدام مؤثر» ارتقا یابند؛ امری که نیازمند هدایت عالمان و فرهیختگان جامعه و حمایت سازمان‌یافته‌ی رسانه‌ها است.

در این راستا، راهکارهای زیر برای تبدیل این ظرفیت به نتایج ملموس پیشنهاد می‌شود:

۱. تحول کارکردی هیئت‌ها: تبدیل هیئت‌ها از مراکز صرفاً مراسمی به «پایگاه‌های خدمت اجتماعی». هر هیئت می‌تواند در کنار برنامه‌های سوگواری، واحدی را به شناسایی و حل مسائل محلی اختصاص دهد؛ اقداماتی نظیر شناسایی خانواده‌های نیازمند، حمایت تحصیلی از کودکان محروم، کمک به درمان بیماران یا ایجاد شبکه‌های کارآفرینی محلی.

۲. طراحی پویش‌های هدفمند: جایگزینی کمک‌های پراکنده با پویش‌هایی دارای اهداف روشن، از جمله:
- حمایت پایدار از کودکان یتیم و خانواده‌های کم‌برخوردار.
- تسهیل در تأمین جهیزیه و کمک به ازدواج جوانان نیازمند.
- آموزش مهارت‌های شغلی و معرفی فرصت‌های اشتغال.
- حمایت از زندانیان جرائم غیرعمد و تلاش برای آزادی آنان.
- ترویج اخلاق اجتماعی در حوزه‌هایی چون حفظ محیط زیست، پیشگیری از مزاحمت‌های خیابانی و فرهنگ صرفه‌جویی.
- آموزش کودکان و ترویج رویکردهایی در جهت همبستگی اجتماعی، مدارا و گذشت.

۳. بازتعریف مفهوم نذر: گسترش مفهوم نذر از شکل سنتی (توزیع غذا)، به «نذر تخصص، زمان و مهارت». در این الگو، متخصصانی همچون پزشکان، معلمان، کارآفرینان یا تکنسین‌های فنی، بخشی از توانمندی‌های حرفه‌ای خود را در خدمت نیازمندان قرار می‌دهند.

۴. بهره‌گیری از ظرفیت جوانان و فناوری: استفاده از توانمندی جوانان در هیئت‌ها برای ایجاد سامانه‌های دیجیتال جهت شناسایی دقیق نیازمندان، مدیریت شبکه‌های داوطلبی و تولید محتوای اجتماعی، تا فعالیت‌ها شفاف‌تر، دقیق‌تر و اثربخش‌تر شوند.
 
۵. تقویت فرهنگ مسئولیت اجتماعی در منبرها: بازخوانی پیام عاشورا به گونه‌ای که فراتر از سوگواری برای یک حادثه تاریخی باشد و بر محور «ایستادگی در برابر ظلم، حمایت از حق و صیانت از کرامت انسانی» متمرکز شود. برجسته‌سازی این مفاهیم در سخنرانی‌ها، خدمت اجتماعی را به بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت عزاداری تبدیل می‌کند.

در نهایت می‌توان گفت، «هیئت موفق» در عصر حاضر، هیئتی است که در کنار برگزاری مراسم، «مسئله‌شناس» و «مسئله‌حل‌کن» باشد؛ یعنی همان‌طور که مردم برای عزاداری گرد هم می‌آیند، برای کاهش رنج انسان‌ها، تقویت امید و ساختن جامعه‌ای عادلانه‌تر نیز در کنار یکدیگر هم‌افزایی کنند.

ایکنا ـ به عنوان پرسش پایانی، یک «عزادارِ کنش‌گر» در محرم امسال چه تفاوتی با یک «عزادار سنتی» دارد و این تغییر رویکرد چه تأثیری بر آینده جامعه می‌گذارد؟

یک «عزادار کنش‌گر»، ضمن حفظ احترام به سنت‌ها و آیین‌های محرم، عزاداری را با مفاهیمی چون مسئولیت‌پذیری، آگاهی و اقدام اجتماعی پیوند می‌زند. تفاوت بنیادین او با «عزادار سنتی»، در نوع نگرش و پیامدی است که از این مراسم دریافت می‌کند. در حالی که عزادار سنتی عمدتاً بر حضور در مراسم، اجرای آیین‌ها و ابراز احساسات دینی تمرکز دارد، عزادار کنش‌گر در کنار این موارد، می‌کوشد پیام‌های اصیل عاشورا — نظیر عدالت‌خواهی، مقابله با ظلم، حمایت از محرومان و رعایت حقوق انسان‌ها — را در زندگی فردی و اجتماعی خود به فعلیت درآورد.

در این راستا، می‌توان به چهار تفاوت کلیدی میان این دو رویکرد اشاره کرد:

۱. گذار از عاطفه‌گراییِ صرف به آگاهیِ عمیق: عزادار کنش‌گر به دنبال شناخت ژرف‌تر تاریخ و پیام‌های نهضت حسینی است و تلاش می‌کند تا عزاداری‌اش با مطالعه، گفتگو و تولید اندیشه همراه شود.

۲. تبدیل کمک‌های مقطعی به راهکارهای پایدار: او به جای اکتفا به کمک‌های گذرا و مناسبتی، در پی ایجاد راهکارهای ماندگار برای حل معضلاتی چون فقر، بیکاری، محرومیت و آسیب‌های اجتماعی است.

۳. تغییر جایگاه از «مخاطب» به «مشارکت‌کننده»: عزادار کنش‌گر خود را صرفاً دریافت‌کننده یا مصرف‌کننده‌ی برنامه‌های مذهبی نمی‌بیند، بلکه در تولید محتوا، فعالیت‌های فرهنگی، کارهای داوطلبانه و اصلاحات اجتماعی نقش فعال ایفا می‌کند.

۴. گذار از فردگرایی به مسئولیت‌پذیری جمعی: او موفقیت عزاداری را تنها در تجربه و تعالی شخصی نمی‌بیند، بلکه اثرگذاری آن را در بهبود وضعیت جامعه و کاهش رنج‌های جمعی جست‌وجو می‌کند.

تأثیر این تغییر پارادایم بر آینده‌ی جامعه بسیار حیاتی است؛ زیرا اگر میلیون‌ها نفری که در محرم گرد هم می‌آیند، بخشی از این انرژی معنوی را به فعالیت‌های علمی، فرهنگی، اخلاقی و ترویج حقوق انسانی اختصاص دهند، محرم می‌تواند به موتور تقویت‌کننده‌ی اعتماد اجتماعی، همبستگی، امید و مشارکت مدنی تبدیل شود.
 
در چنین نگاهی، عزاداری نه فقط یادآوری یک واقعه تاریخی، بلکه تمرینی برای ساختن جامعه‌ای است که در آن انسان‌ها نسبت به درد و مشکلات یکدیگر بی‌تفاوت نباشند؛ جامعه‌ای که در آن ارزش‌های عاشورا از فضای مراسم به رفتار روزمره‌ی مردم منتقل شود. متأسفانه در حال حاضر، شاهد شکافی عمیق میان این ارزش‌ها و رفتارهای اجتماعی هستیم؛ به‌طوری که در بسیاری از موارد، رعایت حقوق دیگران در محیط‌های عمومی، نظافت و بهداشت شهری نادیده گرفته می‌شود.
انتهای پیام
خبرنگار:
علی فرج زاده
دبیر:
سلما آرام
captcha