
میرقاسم مؤمنی، کارشناس مسائل سیاسی، در گفتوگو با ایکنا، درباره اظهارات اخیر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر بازگرداندن ایران به «عصر حجر» اظهار کرد: آمریکاییها اساساً تمام اقدامات خود، اعم از نظامی و اقتصادی را بر مبنای منافع ملی خود تعریف میکنند و این موضوع یکی از شعارهای اصلی دونالد ترامپ نیز بوده است.
وی گفت: راهبرد کلان ایالات متحده «آمریکا برای آمریکاییها» است و در این چارچوب، حفظ منافع این کشور به هر قیمت و در هر شرایطی دنبال میشود؛ بنابراین همراهی با رژیم صهیونیستی برای حمله به ایران و هدف قرار دادن زیرساختهای اقتصادی و صنعتی کشور نیز در همین راستا قابل تحلیل است.
مومنی افزود: آمریکاییها برای توجیه اقدامات خود در سطح افکار عمومی داخلی و بینالمللی نیازمند یک بهانه هستند و در این مسیر از «کلیدواژههای تبلیغاتی» استفاده میکنند که در مقطع فعلی، موضوع «بمب اتم» بهعنوان رمز عملیات روانی علیه ایران به کار گرفته شده است.
وی ادامه داد: ادعای اینکه ایران دارای سلاح هستهای است یا میتواند جهان را تهدید کند، همان مسیری است که پیشتر در سال ۲۰۰۳ درباره عراق و به بهانه وجود سلاحهای شیمیایی طی شد؛ در حالی که پس از اشغال عراق مشخص شد چنین سلاحهایی اساساً وجود نداشته است.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: امروز نیز موضوع سلاح هستهای بیشتر یک ابزار برای ایجاد اجماع جهانی علیه ایران و اقناع افکار عمومی است تا یک واقعیت میدانی.
وی با اشاره به ادعای مقامات آمریکایی درباره حمایت از مردم ایران گفت: این ادعا یک مفهوم کلی و فاقد مصداق عینی است؛ چراکه اساساً مردم ایران چه نیازی به چنین حمایتی دارند و آمریکا قرار است کدام مشکل را برای مردم ایران حل کند؟
مومنی افزود: در همه کشورهای جهان، از جمله آمریکا و کشورهای اروپایی، اختلافات سیاسی، حزبی و اجتماعی وجود دارد، اما آنچه اهمیت دارد، حفظ تمامیت ارضی و انسجام ملی است که موضوعی فراتر از جناحبندیهای سیاسی محسوب میشود.
وی ادامه داد: در ایران نیز با وجود همه نقدها و اختلافنظرها، هیچ جریان سیاسی یا حتی معترضان، خواهان خدشه به تمامیت ارضی یا فروپاشی ساختار کشور نیستند و این نشاندهنده یک وحدت بنیادین در سطح ملی است.
این کارشناس مسائل سیاسی با بیان اینکه جنگ برای آمریکا یک پروژه اقتصادی است، اظهار کرد: هرگونه تنش و درگیری در منطقه، منافع قابلتوجهی برای ایالات متحده به همراه دارد؛ چراکه کشورهای منطقه را به خرید بیشتر تسلیحات و انعقاد قراردادهای نظامی سوق میدهد.
وی گفت: علاوه بر این، هزینههای جنگ نیز بهطور غیرمستقیم از کشورهای منطقه دریافت میشود و در نهایت، شرکتهای تسلیحاتی و پیمانکاران آمریکایی بیشترین سود را از این وضعیت میبرند.
مومنی افزود: حتی در مرحله بازسازی نیز این شرکتهای آمریکایی هستند که وارد عمل شده و قراردادهای جدیدی منعقد میکنند؛ به بیان دیگر، هم از تخریب سود میبرند و هم از بازسازی.
وی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به موضوع تنگه هرمز اظهار کرد: برخلاف برخی ادعاها، ایران این تنگه را نبسته، بلکه تنها محدودیتهایی برای کشورهای متخاصم اعمال شده که امری طبیعی در چارچوب منافع ملی است.
مومنی افزود: با این حال، یکی از ضعفهای موجود این است که تاکنون سازوکار مشخصی برای دریافت حق ترانزیت یا هزینه تأمین امنیت از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز تعریف نشده است؛ در حالی که در نمونههایی مانند کانال پاناما چنین هزینههایی دریافت میشود.
وی ادامه داد: تعیین یک چارچوب حقوقی و اقتصادی در این زمینه میتواند به تأمین منافع ملی کمک کند.
این کارشناس مسائل سیاسی درباره اظهارات ترامپ مبنی بر بازگرداندن ایران به «عصر حجر» گفت: این سخنان را میتوان در قالب یک سناریوی اقتصادی تحلیل کرد؛ به این معنا که ابتدا زیرساختهای کشور تخریب شده و سپس همان بازیگران خارجی برای بازسازی وارد عمل میشوند.
وی افزود: این روند شبیه تخریب یک ساختمان و ساخت مجدد آن است که در هر دو مرحله برای پیمانکاران سودآور است و در اینجا نیز شرکتهای آمریکایی از چنین فرآیندی بهرهمند میشوند.
مومنی تأکید کرد: در این میان، بیشترین آسیب متوجه مردم ایران و کشورهای منطقه خواهد بود که باید هزینههای سنگین این تحولات را بپردازند.
وی در ادامه اظهار کرد: به نظر میرسد آمریکا در ارزیابی خود از توان و میزان مقاومت مردم ایران دچار اشتباه محاسباتی شده و تصور نمیکرده که این مقاومت تا این حد ادامهدار و پرهزینه باشد.
مومنی افزود: این خطای محاسباتی در ادامه روند تحولات بیشتر نمایان خواهد شد و حتی میتواند فشارهای داخلی بر دولت آمریکا را افزایش دهد.
وی گفت: تشدید اقدامات از سوی ترامپ نیز میتواند ناشی از همین فشارها، بهویژه از سوی افکار عمومی و جریانهای سیاسی داخلی آمریکا باشد.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان تصریح کرد: برای آمریکا تفاوتی ندارد که با چه فرد یا جریانی در ایران مذاکره کند؛ آنچه اهمیت دارد، تأمین منافع این کشور است.
وی افزود: در شرایط کنونی، هدف اصلی آمریکا نه مذاکره، بلکه وادار کردن ایران به تسلیم و پذیرش شرایط تحمیلی است تا بتواند ساختارهای اقتصادی و سیاسی کشور را مطابق با منافع خود بازآرایی کند. با توجه به مواضع موجود، بعید به نظر میرسد که مسئولان و جریانهای وفادار به نظام چنین شرایطی را بپذیرند و این موضوع، تداوم چالشها را در پی خواهد داشت.
انتهای پیام