کد خبر: 4344845
تاریخ انتشار : ۱۷ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۲
استاد فلسفه دانشگاه شریف نوشت:

خانه‌ام سوخت، کتاب‌هایم سوخت

ابراهیم آزادگان، عضو هیئت علمی گروه فلسفه علم دانشگاه شریف، در یادداشتی که پس از حمله به مرکز داده این دانشگاه منتشر کرده، از سوختن کتابخانه شخصی‌اش نوشت، کتابخانه‌ای که حاصل جمع‌آوری بیش از 30 سال عشق به فلسفه، ادبیات و عرفان بود.

خانه‌ام سوخت، کتاب‌هایم سوخت

به گزارش ایکنا، ابراهیم آزادگان، عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، در یادداشتی از نابودی کامل کتابخانه شخصی‌اش خبر داده است. کتابخانه‌ای که شامل نسخه‌های نایابی از شروح ابن‌ عربی، آثار کلاسیک فلسفه غرب و حتی دست‌نوشته‌ای تاریخی از دوران قاجار بود. در این یادداشت آمده است:

«خانه‌ام سوخت، کتاب‌هایم سوخت»

در طول بیش از 30 سال دانه‌دانه کتاب‌ها جمع شده بود. هر کدام در حال و هوایی خاص خریداری شده، یک وقت عاشق نیچه بودم، چنین گفت زرتشت، غروب بت‌ها، بعد داستایوفسکی، برادران کارامازوف، جنایت و مکافات، تولستوی، جنگ و صلح، نویسنده‌های روس، لهستان، آلمان، گونتر گراس، یک قرن، فرانسوی، آمریکایی، کلاسیک، جدید، نظریه تکامل، بعد اشعار عرفانی، رابطه حافظ با کیش مهر، تاریخ ایران باستان، مهرداد بهار، خرده اوستا، هندوییسم، بودایسم، آبای کلیسای مسیحی، سنت آگوستین و شهر خدا، اعترافات او، بوئسیوس، کافکا، هگل، فلسفه دین، فنومنولوژی، درباره افکار هگل، کانت، اخلاق کانتی، درباره صلح، ملاصدرا، تفسیر سوره یاسین ملاصدرا، ابن‌ عربی، تمام شروح ابن‌ عربی، قیصری، پارسا، شیخ حر عاملی، شفای ابن‌سینا، سهروردی، سیدحسین نصر، علامه طباطبایی، فلسفه تحلیلی، ده‌ها کتاب در معرفت‌شناسی و فلسفه دین و اخلاق، ون‌اینواگن، پلنتینگا، فلسفه سیاسی و لیبرالیزم رالزی، نظریهٔ عدالت، چقدر کتاب از آکسفورد خریدم، از دست‌فروش‌های دو پوندی، از دست‌فروش‌های جلوی دانشگاه تهران، ایرج میرزا.

خانه‌ام سوخت، کتاب‌هایم سوخت

 دست‌نوشته حاج صدرالسلطنه برای پدربزرگم را که بر دیوار زده بودم و قرآن کلام خدا هم سوخت.

کتاب‌هایی که نازشان کردم، بوسشان کردم، کتاب‌هایی که حال‌ و هوای دوران‌های مختلف فکری و درونی من با آن‌ها طی شده. کتاب‌هایی که حاشیه نوشته بودم، کتاب‌هایی که بخشی از وجود من شده بود. کتاب‌هایی که شب‌های زیادی مرا بیدار نگه داشته بود. کتاب‌هایی که با آن‌ها اشک ریختم. کتاب‌هایی که فکر من را و جهان‌بینی‌ام را تغییر دادند؛ همه‌اش سوخت.

اخوان! بیا برادری کن و یک بار فریاد بزن که «خانه‌ام آتش گرفته است، آتشی جان‌سوز» به جای شمعدانی‌ها و فرش‌های خانه اما این بار کتاب‌های خانه دلم سوخت. آه اخوان، سایه، سعدی، فردوسی، بهار! بیدار شو ببین چه آتشی بر جان وطن افتاده است. چه آتشی بر جان ما افتاده است.

یقیناً دیگر آن کتابخانه ساخته نمی‌شود، اصلا قابل خرید نیست. تمام خاطرات و حال و هوا و زندگی و تفکر و خیال‌ها را که نمی‌توان خرید. امیدوارم که این آخرین جنگ این وطن باشد. غم آخرت باشد ایران. دوستدارت و همه چیزم فدای خاک پاک تو، ایرانم!
ابراهیم آزادگان

انتهای پیام
سردبیر:
معصومه صبور
captcha