به قلم حجتالاسلام محمد ملکزاده؛ عضو هیئت علمی گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی

فارغ از مسائل ایدئولوژیک، در منطق دیپلماسی و قواعد سیاسی روابط بین الملل، مذاکره میان دو کشور زمانی معنا پیدا میکند که طرفین مذاکره به حداقل قواعد ابتدایی مذاکرات احترام گذاشته و به تعهدات خود پایبند باشند.
ایران بارها عدم پایبندی آمریکا به تعهدات خویش و نقض پیمانها را آزموده است.
وقتی آمریکا در حالی که مذاکرات در جریان است، بههمراه متحدانش دست به اقدام نظامی علیه طرف مذاکره یعنی ایران میزند، در واقع اصل مذاکره را از بنیاد بیاعتبار ساخته است.
در چنین شرایطی سخن گفتن از ادامه گفتوگو یا مذاکرات مجدد، بیش از آنکه نشانه عقلانیت سیاسی باشد، نوعی نادیده گرفتن واقعیتهای صحنه و قواعد سیاسی و بین المللی است.
مذاکره در منطق روابط بینالملل ابزار حل اختلاف است، نه پوششی برای اعمال فشار و تحمیل اراده. اگر طرفی از میز مذاکره بهعنوان ابزاری برای خرید زمان، ایجاد غافلگیری یا تکمیل فشارهای نظامی استفاده کند، ادامه دادن همان روند به معنای پذیرفتن بازی در زمینی است که قواعد آن از پیش علیه ما طراحی شده است.
از سوی دیگر، هر مذاکرهای زمانی میتواند نتیجهبخش باشد که توازن نسبی قدرت و احترام متقابل برقرار باشد. وقتی کشوری همزمان با گفتوگو، حمله نظامی را در دستور کار قرار میدهد، پیام روشنی ارسال میکند مبنی بر اینکه او مذاکره را نه راهحل، بلکه ابزاری برای تسلیمسازی میبیند.
در چنین شرایطی طبیعی است که هرگونه مذاکره با آمریکا، به جای تأمین منافع ملی، به تضعیف موقعیت کشور در معادلات منطقهای و بینالمللی منجر شود.
تجربههای گذشته نیز بسیار هشداردهنده است. در سالهای اخیر بارها مشاهده شده است که وعدهها و توافقهای آمریکا و اروپا به ایران به سادگی نقض شده و حتی در اوج گفتوگوها، فشارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی افزایش یافته است.
برجام نمونه روشنی از این تجربه تلخ است. بنابراین عقل سیاسی حکم میکند که بازگشت به میز مذاکره، به معنای تسلیم در برابر زورگوییها و فشارهای ظالمانه آمریکا و زیر پا نهادن منافع ملی ایران است.
امروز مسئله اصلی، حفظ اقتدار و امنیت ملی است. ایران بهعنوان کشوری که در معرض حمله و تجاوز آمریکا و اسرائیل و همپیمانان آنها قرار گرفته، قبل از هر چیز باید توان بازدارندگی و انسجام داخلی خود را تقویت کند. با وجود تمام فشارها و تهدیدها امروز ایران دست برتر را در میدان نبرد دارد. مذاکره در چنین شرایطی که طرف مقابل تصور میکند میتواند با مذاکره به تمام اهدافی که از طریق نظامی نتوانسته بدست آورد خواهد رسید و خود را از باتلاق جنگ با ایران رها خواهد ساخت، به دور از عقلانیت سیاسی است.
به بیان دیگر، پیششرط هر مذاکرهای بازگشت به منطق احترام و توقف فشار و تجاوز است. تا زمانی که چنین تغییری در رفتار طرف مقابل مشاهده نشود، طرح دوباره مذاکره بیش از آنکه یک راهحل باشد، نوعی سادهانگاری در برابر واقعیتهای سخت سیاست بینالملل خواهد بود.
بنابراین سخن گفتن از مذاکره در چنین شرایطی نه تنها کمکی به حل بحران نمیکند، بلکه پیام ضعف را به طرف مقابل منتقل میکند. در این شرایط آمریکای متجاوز باید هزینه تجاوز به ایران را بپردازد تا بار دیگر خیال تجاوز به ایران نداشته باشد و چرخه مذاکره - جنگ - آتشبس تکرار نگردد.
انتهای پیام