حجتالاسلام والمسلمین حمید احمدی، عضو گروه انقلاب اسلامی دانشگاه معارف اسلامی در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار گرفته است، گفت: آن پیر هوشیار، متأله و عارف صمدانی، او را از نادر مردانی دانست که چو خورشید روشنی میبخشید و در وصفش فرمود: ازجمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی میدهید.
رهبر شهید خورشید تابنده آسمان علم، دیانت، شجاعت و فرزانگی ایران و انقلاب اسلامی و اسلام معاصر بود که کس جز خمینی کبیر نتوانست او را به درستی بشناسد و به زیبایی توصیف کند. معالاسف بودند کسانیکه انگشت بر چشمان نهادند و عالمرا از آفتاب خالی میدیدند و یا آنانکه به حِقد و حسد چشم بستند تا درخشش نورش را نبینند، هر دو در کنار دشمنان چون خفّاشکانی منکر وجود روشنی بخش او شدند و زبان به یاوه گشودند و نامه سرگشاده نگاشتند و آنچه خود بدان سزاوار بودند در حق او به ناحق روا داشتند.
بیزاریشان از خورشید روشنابخش وجودش چو بیزاری مشرکان و جاهلان از پیامبرخدا بود که عِرض خود بردند و زحمت حضرت افزودند. اما آنچه خداوند اراده کرده بود که «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُون»، عالمگیر شدن نور و نامش بود که در فرازین قله شرافت درخشید و عزت بخش ملک و امت گشت.
چقدر ابله بودند آنان که به هنگام درخشش خورشید از آفتاب گواهی میطلبیدند.
اگر بصیر بودند و پاک سرشت، روزِ روشن خود گواهِ کافی بود. آنکه خورشید نمیبیند، نابیناست. آنکه دل بینایی ندارد از درک حقیقت عاجز است.«خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ.» و ای کاش مینگریستند!
اما کم نبودند بزرگ مردانی که در شعاع تابش آن خورشید، وجودی نورانی یافتند و چون او، خود را فانی در حق ساختند و در میدان جهاد پایمردی کرده و جمعی به شهیدان پیوستند و مردان زیادی چون کوه استوار به صف در انتظار ایستادهاند.
مجاهدانی جان برکف از سپاه و ارتش، عالمان و دانشمندانی بزرگ، شیردلانی از جوانان غیرتمند که همه وجودشان را در معرض تابش نور آن نادره مردِ دوران و خورشید تابان قرار داده و به جهاد با دشمن برخاستند و رستگار شدند. آنان که به او عشق ورزیدند و در پرتو نورش زنده و جاودانه ماندند.
آن رهبر شجاع، عارف و عالم ربانی، فرزانه و پاک، وجودش را در راه حق قرار داد و در خورشید الهی فانی شد و جزئی از آن حقیقت شد و بقا یافت و به قاعده حق هر کس که در شعاع روشنی بخش آن قرار بگیرد، زنده و پاینده ماند. چنانکه شهدا با فانی کردن خویش در حق تعالی و بازگشت به سوی او، به مقام بقا نائل شدند. آن قائد عظیمالشانِ شهید، چون فانی در حق بود، بقا یافت و با روشنی و تابش خویش به ملت، نظام و ارزشها بقا داد و به دلها و اندیشهها روشنی بخشید.
چون نورش از منبعی بالاتر و نابتر ساطع بود، به هیچ تاریکی ناپاک مستور و محجوب نماند و لذا هر جانی که با او آشنا میشد، از محضرش نور میگرفت، روشن و نورانی میشد و آلوده به غبار و تاریکی نمیشد.
چون هرکس یک بار طلوع خورشید را مشاهده کند، غرق در نور شود و هر کجا که رود، نور با خود برد. در سنگر علم، در سنگر جهاد با دشمن و در سنگر سیاست و خدمت.
شکوه جوانان پاک اندیش و نورانی که این ایام و شبها در کنار پرتابگرها به جهاد ایستاده و غیور مردانی که بر قایقها در مقابل دشمن قرار گرفته و مردانی که در ایستگاههای امنیت، به دفاع از نوامیس، ملک و ملت قیام کردند و آنانکه در جای جای این ملک در تولید دانش و علم و فناوریها میدرخشند و همه زنان و مردانی که نزدیک به چهل شب خیابانها را برای تکمیل حلقه دفاع رها نکردند، همه از روشنی خورشید وجود درخشان آن مرد الهی و به یُمن خون پاکش، چنین توفیق یافتند. چون وجودش را فانی در نور حق و زندگیاش را وقف خدمت به خلق کرد و از خویش گذشت، در جان و دل همه مردمان این سرزمین و همه آزادگان جای گرفت و مانا شد.
حضرت حق او را در پروازی خونین در ماه ضیافتش به جوار خویش میهمان ساخت که شرقها بر مغرب او رشک برند و مردان و زنانی سرشار از نور از مشرق او بدرخشند.
امروز طلوع آفتاب او از مشرقها برون است، چون آنان که طلوع آفتاب عشق او را مشاهده کردهاند، خورشیدی شدهاند که در عالم، آفتاب بیفانیاند. وجودش خورشیدی بود که در نیم شب بر جهان تاریک سرزد تا التیام بخش درد جانکاه و تنهایی شب تاریک مظلومان و اهل ایمان باشد. چون تنها از دل شب است که خورشید ازلی و جاویدان عشق میتواند برآید.
امروز ما ماندیم و دور شدن آفتاب از دیده زمین و چو شب؛ سیاه جامه ز فراق بر تن کرده که خود از تعزیه و اندوه بیشمار ما دارد نشان.
اما در نماندهایم، چون امید داریم که دگر بار در پرتو تابش نور حق و در سایه سار درخشش خلف صالحاش، خور به صبح سر زند و جامه سپید کند.
انتهای پیام