پس از توافق آتشبس موقت میان ایران و آمریکا، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی اعلام کرد که این توافق شامل لبنان نخواهد بود. پس از این واکنش نتانیاهو، رژیم صهیونیستی حملات سنگین و بسیار گستردهای به لبنان انجام داد و به مناطق زیادی از این کشور حمله کرد. در نتیجه این حملات، صدها تن از مردم لبنان کشته و زخمی شدند.
حملات شدید و سنگین رژیم صهیونیستی به حزبالله در جنوب بیروت و سایر مناطق لبنان دربردارنده چند نکته مهم و اساسی است. نخست، آمریکا و رژیم صهیونیستی که با هدف ساقطکردن نظام حاکم بر ایران، نابودی توانمندی هستهای و نظامی و بیثباتی ایران جنگ را آغاز کردند، با وجود اینکه به بعضی از زیرساختهای کشور آسیبهای جدی زدند و از همه مهمتر، مقامات بلندپایه سیاسی و نظامی کشور را ترور کردند، نهتنها به اهداف یادشده دست نیافتند، بلکه در نتیجه اقدامات تلافیجویانه نیروهای مسلح علیه منافع راهبردی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، جایگزینی سریع مقامات جدید به جای مقامات ترورشده، اتخاذ رویکرد قاطع و محکم مقامهای جایگزین در قبال سیاستهای ترامپ و نتانیاهو، استفاده از موقعیت راهبردی تنگه هرمز در راستای مقابله با آمریکا و متحدانش، حمایتهای مردمی در خیابانها و خالینکردن عرصه میدانی، حمایت گسترده مردم کشورهای گوناگون، بهویژه در عراق، پاکستان، کشمیر، بحرین، ترکیه و سایر کشورها از رویکرد ایران در قبال دشمنانش و از همه مهمتر، هماهنگی و انسجام بالای گروههای محور مقاومت در پاسخ به اقدامات خصمانه آمریکا و رژیم صهیونیستی در قبال ایران نشان داد که نظام جمهوری اسلامی نهتنها با ترور مقاماتش سرنگون نمیشود، بلکه همراه حامیانش در منطقه بهدلیل ایدئولوژی محکم خود قابلیتهای بسیاری دارد.
در این میان، حزبالله لبنان در جایگاه نزدیکترین بازیگر محور مقاومت به مرزهای رژیم صهیونیستی (شمال سرزمینهای اشغالی)، البته پس از حماس، اقدامات رزمی قابل توجهی در نبرد با این رژیم انجام داد، با وجود ضرباتی که در جریان جنگ غزه متحمل شده بود. این امر موجب غافلگیری برخی از مقامات صهیونیست شده است و از اینکه حزبالله توانسته بسیار سریع خود را بازسازی و پایداریاش را تثبیت کند، متعجب شدهاند و به اذعان یکی از مقامات صهیونیست، حزبالله تا یکصد سال دیگر هم از بین نخواهد رفت.
بنابراین، برآوردهنشدن خواستههای آمریکا و رژیم صهیونیستی در نبرد با ایران و به دنبال آن شگفتیهای حزبالله در این جنگ، باعث شد تا ارتش رژیم صهیونی پس از آتشبس موقت میان ایران و آمریکا، به سرعت و با شدت بالا علاوه بر مواضع حزبالله، بعضی از دیگر مناطق لبنان را مورد هدف قرار دهد تا بتواند به جبران و تلافی ناکامیهایی بپردازد که با ایران در طول نبرد چهل روزه داشته است.
دومین مورد به تمایلات سیاسی و جاهطلبانه شخص نتانیاهو مربوط میشود. وی برای آنکه بتواند موقعیت خود را در عرصه قدرت سیاسی تثبیت کند، نیازمند دستاوردهای مهم و قابل توجهی در مقابل دشمنانش است. از آنجا که در جنگ رمضان، او و ترامپ نتوانستند به اهداف مدنظرشان دست یابند و همانطور که اشاره شد، حزبالله نیز سریعاً توانست به بازسازی قابلیتهای رزمی خود بپردازد و ضرباتی در بخشهای شمالی به رژیم صهیونیستی وارد کند، این امر ممکن است بقای سیاسی نتانیاهو را بهدلیل نداشتن دستاوردهای میدانی چشمگیر کاهش دهد و ناچار شود قدرت را به رقبایش واگذار کند. بنیامین نتانیاهو بهدلیل جاهطلبیهای سیاسی خود و فرار از محاکم قضایی، خواهان مقابله هرچه بیشتر با مخالفان خود در منطقه برای جلب افکار عمومی جامعه صهیونیستی است و حملات گسترده ارتش رژیم به لبنان از این منظر قابل درک است.
آخرین دلیلی که باعث شدتیافتن تنشها در لبنان از سوی رژیم صهیونیستی شده، تلاش مقامات صهیونیست، بهویژه مقامات وابسته به جریانهای راست افراطی برای حفظ موجودیت این رژیم و به دنبال آن رسیدن به اهداف بلندپروازانه خود در خاورمیانه است. بنابراین، مقابله هرچه بیشتر با دشمنان خود در منطقه و عبور از تمامی خطوط قرمز در همین راستاست.
روی هم رفته، حملات سنگین رژیم صهیونیستی به لبنان پس از آتشبس با ایران، در ناکامیهای این رژیم در دستیابی به اهداف تعیینشده در جنگ با ایران، جاهطلبیهای سیاسی نتانیاهو برای تثبیت موقعیت خود و همچنین تلاش جریانهای راست افراطی برای حفظ موجودیت و تحقق اهداف بلندپروازانه در خاورمیانه ریشه دارد. این حملات نشاندهنده ادامه درگیریها و تنشها در منطقه در راستای اهداف اعلامشده رژیم صهیونیستی است.
انتهای پیام