کد خبر: 4345741
تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۷:۳۰
میراث فکری رهبر شهید/ ۱۴

مسئله جمعیت تأثیر زیادی در اقتدار ملی دارد

«یکی از پُرفایده‌ترین ثروت‌های یک کشور، جمعیت جوان در یک کشور است که ما بحمدالله از اوایل انقلاب تا امروز برخوردار بوده‌ایم ‌و اگر بنا باشد بعداً برخوردار نباشیم، یقیناً عقب خواهیم ماند‌».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیایدبه گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.

اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره نهاد حیاتی و بنیادین «فرزندآوری» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.

مسئله جوانی جمعیت که یک مسئله حیاتی است...

اولین گام در فهم دیدگاه رهبر شهید درباره فرزندآوری، درک جایگاه این مسئله در طبقه‌بندی نیازهای کشور است. ایشان پیش و بیش از آنکه این مقوله را یک امر سیاسی تقلیل دهند، آن را یک ضرورت وجودی و زیستی برای پیکره اجتماع می‌دانند. در نگاه ایشان، مسائلی وجود دارند که فراتر از رقابت‌ها و گفتمان‌های رایج سیاسی، مستقیماً با «بقاء» و «نَفَس کشیدن» یک جامعه ارتباط دارند. رهبر شهید این گزاره را با صراحت این‌گونه تبیین می‌کنند: «در داخل جامعه خودمان مسائلی داریم که جنبه سیاسی ندارد، امّا برای جامعه جنبه حیاتی دارد؛ فرض ‌کنید مسئله زاد و وَلد یا مسئله جوانی جمعیّت که یک مسئله حیاتی است... جوان‌ها ــ چه دختر، چه ‌پسر ــ تا آنجایی که ممکن است، در وقت خود و به موقع خود ازدواج کنند».

این نگاه حیاتی، ریشه در یک جهان‌بینی الهی و توحیدی دارد که در آن، ترس از فقر نباید مانع از تشکیل خانواده و امتداد نسل شود. ایشان با ارجاع به منطق قرآنی می‌فرمایند: «این آیه شریفه «ان یَکونوا ‌فُقَراءَ یُغنهمُ اللَهُ من فَضله وَ اللَهُ واسعٌ عَلیم»($۱$) برای ما است، خطابش به ما است، حرف خدا است؛ ما باید ‌این را به مردم بگوییم. این‌ها مسائل اجتماعی است، این‌ها موعظه است. «موعظه اجتماعی» که گفته می‌شود، یعنی این‌ها». بر این اساس، تأخیر در ازدواج و پرهیز از فرزندآوری به بهانه‌های اقتصادی، در تضاد با نصّ صریح وعده‌های الهی است. ایشان در همین راستا تأکید می‌کنند: «ازدواج بهنگام و بدون تأخیر یکی از کارهای لازم و واجب است؛ فرزندآوری و تکثیر نسل یکی از آن وظایف مهم و اساسی است که ‌بایستی انجام بگیرد که هر دو این‌ها جزو نیازهای حیاتی امروز کشور و فردای کشور است‌». در جای دیگری نیز با ادبیاتی مشابه این ضرورت را تکرار می‌کنند: «فرزندآوری و تکثیر نسل یکی از آن وظایف مهم و اساسی است که بایستی انجام بگیرد که... جزو نیازهای حیاتی امروز کشور و فردای کشور است».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

بایستی از پیری جمعیّت ترسید

یکی از پرتکرارترین و پرحرارت‌ترین بخش‌های ادبیات رهبر شهید در این حوزه، مربوط به هشدارهای تکان‌دهنده ایشان درباره عواقب سهمگین و جبران‌ناپذیر «سالمندی عمومی» است. ایشان با نگاهی آسیب‌شناسانه، وضعیت موجود را رضایت‌بخش نمی‌دانند و گلایه می‌کنند که چرا با وجود تأکیدات فراوان، هنوز این خطر در اذهان عمومی و ساختارهای مدیریتی آن‌گونه که باید، درک نشده است: «مسئله فرزندآوری و مسئله نسل بسیار مهم است؛ این موضوعی است که بنده بارها در این چند سال اخیر تکیه کرده‌ام و تأکید کرده‌ام، [ولی] متأسّفانه حالا که انسان نتایج را نگاه می‌کند، معلوم می‌شود که خیلی این تأکیدها تأثیر زیادی نداشته».

دردناک‌ترین بخش این ماجرا برای ایشان، عادی‌انگاری این تهدید خاموش توسط برخی در داخل کشور است. ایشان با تعجب و انذار می‌فرمایند: «حالا خارجی‌ها را کار نداریم؛ دشمن، دشمن است؛ اما بعضی کج‌سلیقگی‌ها را متأسفانه آدم در داخل مشاهده می‌کند -یک جایی خواندم- که می‌گویند «آقا! پیری جمعیت اشکالی ندارد»! چطور اشکالی ندارد؟» اینجاست که رهبر شهید به عنوان یک دیده‌بان بیدار تمدنی، یک گزاره صریح را مطرح می‌کنند: «بایستی بجدْ مسئله فرزندآوری را مهم دانست و از پیری جمعیت ترسید». کلمه «ترسیدن» در اینجا، نه به معنای انفعال، بلکه به معنای درک عمق فاجعه و بیدار شدن برای اقدام است. ایشان تحول در این حوزه را یک الزام می‌دانند و تصریح می‌کنند: «پیری جمعیّت کشور [یکی از] حوزه‌های لزوم تحول است».

این هشدارها زمانی بُعدی آخرالزمانی و عمیقاً نگران‌کننده به خود می‌گیرد که ایشان عمق فاجعه را فراتر از محاسبات روی کاغذ توصیف می‌کنند: «یکی از خطراتی که وقتی انسان درست به عمق آن فکر می‌کند، تن او می‌لرزد، این مسئله جمعیت است... مسئله جمعیت را جدی بگیرید؛ جمعیت جوان کشور دارد کاهش پیدا می‌کند. یک جایی خواهیم رسید که دیگر قابل علاج نیست». خاصیت بحران جمعیت در نگاه ایشان، «بی‌بازگشت بودن» آن پس از گذشت زمان طلایی است؛ لذا قاطعانه تذکر می‌دهند: «مسئله جمعیت از آن مسائلی نیست که بگوییم حالا ۱۰ سال دیگر فکر می‌کنیم؛ نه، اگر چند سال بگذرد، وقتی نسل‌ها پیر شدند، ‌دیگر قابل علاج نیست‌».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

نگذاریم جمعیت جوان کاهش پیدا کند

در ادبیات جمعیت‌شناسی، مفهومی به نام «پنجره جمعیتی» وجود دارد؛ دوران طلایی و گذرایی که در آن نسبت جمعیت در سن کار و فعال، به حداکثر خود می‌رسد. رهبر شهید با اشراف کامل بر این مفاهیم علمی، مکرراً جامعه و نخبگان را به ضیق وقت و فرصت محدودی که برای خروج از تله جمعیتی باقی مانده است، توجه می‌دهند. ایشان با اشاره به این موهبت زمان‌دار می‌فرمایند: «یکی از مزیّت‌های بزرگ کشور عبارت است از فرصت جمعیّت جوان کشور... به تعبیر این جمعیّت‌شناس‌ها «پنجره جمعیتی». ما امروز در دل این فرصت قرار داریم».

اما این فرصت ابدی نیست و زمان به سرعت در حال سپری شدن است. رهبر شهید با دقت روی اعداد و بازه‌های زمانی دست می‌گذارند و می‌فرمایند: «[طبق] آنچه به من گزارش دادند، آدم‌هایی که تخصّصی در این کار دارند و کارشناس این کارند می‌گویند این فرصت تا بیست سال دیگر ادامه خواهد داشت؛ ما بیست سال این فرصت را داریم؛ اگر در این بیست سال توانستیم پایه‌های کار خودمان را محکم کنیم که بُرد کردیم؛ اگر غفلت کردیم و این بیست سال فرصت از دستمان رفت و کشور وارد عرصه سالمندی و فرسودگی شد، دیگر کاری نمی‌شود کرد. خب در این بیست سال از این فرصت چه استفاده کنیم؟ ... نگذاریم جمعیت کاهش پیدا کند، نگذاریم جمعیّت جوان کاهش پیدا کند، موالید را افزایش بدهیم».

ایشان تصویرسازی دقیقی از آینده ناشی از غفلت ارائه می‌دهند. آینده‌ای که در آن جامعه به دلیل کاهش موالید، پویایی خود را از دست می‌دهد. ایشان با لحنی هشدارآمیز تأکید می‌کنند: «اگر چنانچه به مسئله موالید و فرزندآوری بی‌توجّهی بشود و این بی‌توجهی ادامه پیدا کند و همه به فکر فرزندآوری نیفتند و این ‌حرکت عظیمی که در کشور لازم است انجام بگیرد، انجام نگیرد، بیست سال آینده وارد یک مسیری خواهیم شد که دیگر کار ‌برایمان بسیار مشکل خواهد شد‌». در بیانی دیگر و در تکمیل همین مفهوم می‌فرمایند: «اینکه بنده نسبت به موالید و مسئله فرزندآوری و مانند این‌ها این همه اصرار می‌کنم، معنایش این است؛ یعنی اگر چنانچه به این مسئله بی‌توجهی بشود -که متأسفانه در بُرهه طولانی‌ای بی‌توجهی شده- اگر این بی‌توجهی ادامه پیدا کند و همه به فکر فرزندآوری نیفتند و این حرکت عظیمی که در کشور لازم است انجام بگیرد، انجام نگیرد، بیست سال آینده -که مثل برق خواهد آمد؛ بیست سال زمان زیادی نیست- وارد یک مسیری خواهیم شد که دیگر کار برایمان بسیار مشکل خواهد شد».

این نگاه زمان‌محور نشان می‌دهد که چرا ایشان این‌چنین بر روی مسئله موالید اصرار می‌ورزند. ایشان هشدار می‌دهند که اگر زنجیره تولید نسل قطع شود، جبران آن ناممکن خواهد بود: «اگر چنانچه موالید در ایران به قدر لازم و کافی تولید نشوند چند صباح دیگر، چند سال دیگر نسل جوان در کشور کمیاب خواهد ‌شد‌». این کمیابی جوانان، مقدمه فروریختن ساختارهای پیشرفت کشور است.

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

یکی از پُرفایده‌ترین ثروت‌های یک کشور، جمعیت جوان است

در تبیین ایجابی مسئله جمعیت، رهبر شهید به تشریح کارکردهای شگرف نیروی انسانی جوان در موتور محرکه کشور می‌پردازند. از دیدگاه ایشان، جوانان تنها یک گروه سنی نیستند، بلکه مظهر انرژی، ابتکار، نشاط و جسارت یک ملت محسوب می‌شوند. ایشان به صراحت می‌فرمایند: «یکی از پُرفایده‌ترین ثروت‌های یک کشور، جمعیت جوان در یک کشور است که ما بحمدالله از اوایل انقلاب تا امروز برخوردار بوده‌ایم ‌و اگر بنا باشد بعداً برخوردار نباشیم، یقیناً عقب خواهیم ماند‌».

پیشرفت، توسعه، ایستادگی در برابر فشارها و فتح قله‌های علم و فناوری، همگی نیازمند نیرویی است که تنها در کالبد جوانان یافت می‌شود. رهبر شهید در تمثیلی زیبا، رابطه نسل‌ها در پیشبرد اهداف کشور را چنین توصیف می‌کنند: «جامعه پیر نمی‌تواند به آن قله‌ها برسد؛ همه پیشرفت‌های ما تا امروز به برکت حضور جوان‌ها بوده. بنده گفته‌ام که پیرها بلاشک نقش ایفا می‌کنند، اما موتور، جوان‌هایند. اگر این جامعه محروم بماند از یک جمعیّت قابل جوان، دشمن بر این جامعه مسلط خواهد شد».

این «موتور محرکه» بودن، مستقیماً با مسئله امنیت ملی و اقتدار گره خورده است. ایشان تأکید می‌کنند: «مسئله جمعیت تأثیر زیادی دارد در اقتدار ملی». و در جای دیگر می‌فرمایند: «افزایش نسل جوان و بزرگ بودن کشور از لحاظ جمعیت، خیلی تأثیر دارد در ایجاد اقتدار‌». اقتداری که در گرو حفظ اکثریّت جوان است: «امروز حفظ جمعیّت جوان کشور یکی از ابزارهای قوت است؛ اینکه بنده زیاد روی موالید تکیه می‌کنم، به خاطر این است. کشور ما امروز کشور جوانی است؛ اگر چنانچه موالید در این کشور به قدر لازم و به قدر کافی تولید نشوند -که الان به قدر کافی نیست- چند صباح دیگر، چند سال دیگر نسل جوان در کشور کمیاب خواهد شد. آن وقت کشوری که در آن جوان کم است، پیشرفتش [هم] کم است. یکی از ابزارهای قدرت حفظ اکثریّت جوان در جامعه است».

ایشان با اشاره به وضعیت مطلوب فعلی که حاصل فرزندآوری دهه‌های گذشته است، آماری قابل تأمل ارائه می‌دهند: «ما الان از لحاظ نیروی انسانی و از جهت دارا بودن نیروی جوان در بهترین وضعیتیم؛ یعنی الان بیش از ۳۱ درصد جمعیت ما بین پانزده سال تا بیست‌ونه سال سن دارند؛ این وضعیت عالی است، فوق‌العاده است. البته اگر آنچه من مکرر توصیه کردم در مورد نسل، مورد توجه قرار نگیرد، این امتیاز را در آینده‌ای نه‌چندان دور از دست خواهیم داد».

در اقتصاد و ژئوپلیتیک، واردات کالا و تکنولوژی ممکن است، اما واردات «جوان بومی معتقد به آرمان‌های ملّی» محال است. رهبر شهید با درک این واقعیت استراتژیک می‌فرمایند: «اینکه من اصرار می‌کنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده‌ها باید فرزنددار بشوند -فرزندهای بیشتری- برای این است که فردای این کشور به همین جوان‌ها احتیاج دارد و جوان و نیروی انسانی چیزی نیست که انسان بتواند از خارج وارد کند؛ بایستی خود کشور آن را تأمین بکند. این موج جمعیّتی یکی از امکانات است». و در بیانی مشابه بار دیگر تأکید می‌کنند: «اینکه من اصرار می‌کنم که حتماً بایستی تکثیر نسل بشود، خانواده‌ها باید فرزنددار بشوند برای این است که فردای این کشور به ‌همین جوان‌ها احتیاج دارد و جوان و نیروی انسانی چیزی نیست که انسان بتواند از خارج وارد کند؛ بایستی خود کشور آن را تأمین ‌بکند».

این موج جمعیتی، نعمتی است که نباید کفران شود. ایشان با توصیف این نعمت می‌گویند: «وجود انبوه جوانان -میلیون‌ها جوان- در کشوری که این همه ظرفیّت کار و تلاش دارد، یک نعمت بزرگی است... سیاستی وجود دارد که این نعمت را از ملّت ایران سلب کند؛ نعمت وجود جوانان انبوه و فراوان را. نتیجه این مسئله تحدید نسل، ده سال دیگر، پانزده سال دیگر این خواهد بود که شما دیگر کشور را متراکم از نسل جوان مشاهده نخواهید کرد... کثرت جمعیت جوان یکی از امتیازات کشور است و در صورت استمرار سیاست‌ها و اقدامات نادرستی که منجر به تحدید نسل و کاهش شدید جمعیت جوان کشور در طول سال‌های آینده خواهد شد، دچار ضربه بسیار بزرگی بنام «سالمندی عمومی» خواهیم شد. کشور بدون جمعیت جوان، یعنی کشور بدون ابتکار و پیشرفت و هیجان و شور و شوق، بنابراین، برنامه حیاتی تکثیر نسل باید بطور جدی دنبال و پیگیری شود».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

غربی‌ها با افزایش عدد مسلمان‌ها مخالفند

در تحلیل رهبر شهید، بحران کاهش جمعیت در ایران صرفاً محصول فرآیندهای طبیعی نوسازی یا تغییرات سَبک زندگی نیست؛ بلکه یک ردپای پررنگ از اراده‌های خصمانه و سیاست‌های استعماری غرب نیز در آن دیده می‌شود. غربی‌ها که خود با کاهش شدید نیروی انسانی مواجه شده‌اند، نسخه‌ای مسموم برای کشورهای اسلامی پیچیده‌اند تا مانع از ظهور قطب‌های قدرت جدید در جهان شوند. رهبر شهید با افشای این تزویر تاریخی می‌فرمایند: «سیاست جمعیّتی غربی‌ها که «فرزند کمتر، زندگی بهتر»، سیاست اروپایی است، سیاست غربی است؛ خودشان هم عمل کردند و امروز دچار مشکلند؛ دارند جایزه می‌دهند که خانواده‌ها فرزنددار بشوند؛ می‌خواهند جبران کنند عقب‌ماندگی را، فایده هم ندارد». و در جای دیگر تصریح می‌کنند: «سیاست جمعیّتی غربی‌ها که «فرزند کمتر، زندگی بهتر»، سیاست اروپایی و سیاست غربی است؛ خودشان هم عمل کردند و امروز ‌دچار مشکلند».

این نسخه‌نویسی مزورانه، هدفی جز تضعیف جوامع اسلامی ندارد. ایشان تأکید می‌کنند: «سیاست تحدید نسل غربی‌ها، امروز گریبان خود آن‌ها را گرفته است و دارد بیچاره‌شان می‌کند؛ می‌خواهند کشورهای اسلامی از ‌جمعیّت‌های زیاد و جوان‌های فعّال و انسان‌های کارآمد برخوردار نباشند». رهبر شهید با نهیب به کسانی که در داخل کشور همچنان مرعوب و مجری سیاست‌های غربی هستند، می‌فرمایند: «این سیاست را، نسخه غربی را [بعضی‌ها] قبول کردند... آن‌چنان که باید و شاید به این نسخه اسلامی که «تَنَاکَحوا تَناسَلوا تَکثُروا فَانّی اُباهی بکُمُ الاُمَمَ یَومَ القیامَة» عمل نمی‌کنند، [امّا] به نسخه غربی عمل می‌کنند!».

ایشان با هوشمندی، پرده از اهداف پنهان دشمنان برداشته و اعلام می‌کنند که کاهش جمعیت ایران، خواسته قطعی بیگانگان است: «غربی‌ها با افزایش عدد مسلمان‌ها مخالفند، با افزایش عدد ملّتی که جوان‌هایش می‌توانند در عرصه ظاهر بشوند و کشور را به اوج ‌برسانند، معلوم است که مخالفند». در نگاه غرب، یک ایران پرجمعیت و جوان، به معنای یک ایران قدرتمند و غیرقابل مهار است. ایشان در تبیین این صف‌آرایی می‌فرمایند: «مسئله تکثیر نسل، تکثیر اولاد [که] در جامعه مطرح شد، خب مسئولین هم همراهی کردند، موافقت کردند؛ من می‌شنوم در گوشه و کنار، بر خلاف آن عمل می‌کنند. این چیزی است که غربی‌ها می‌خواهند؛ غربی‌ها با افزایش عدد مسلمان‌ها مخالفند، با افزایش عدد ملّتی که جوان‌هایش می‌توانند در عرصه ظاهر بشوند و کشور را به اوج برسانند، معلوم است که مخالفند. ما نباید کار را جوری پیش ببریم که مقصود آن‌ها عملی بشود؛ باید جوری حرکت بکنید که مقاصد اسلامی تأمین بشود، این وظیفه ما است، وظیفه مسئولین ما این است».

این دشمنی تا حدی عیان است که رسانه‌های بیگانه علناً برای جمعیت ایران تعیین تکلیف می‌کنند. رهبر شهید در واکنش به این وقاحت رسانه‌ای می‌فرمایند: «نسخه‌های غربی برای ما قابل اعتماد نیستند. من نمی‌گویم به کلّی رد کنیم؛ نه، بسنجیم. تسلیم بی‌بروبرگرد نسخه‌های غربی نمی‌شود شد... قضیه جمعیّت یکی از همان نسخه‌های غربی است. اخیراً دستگاه تبلیغاتی دولت انگلیس خبیث تجویز نسخه هم کرده که ایران برای سی میلیون جمعیّت، خیلی کشور خوبی خواهد بود! ان‌شاءالله این جمعیّت به ۱۵۰ میلیون هم خواهد رسید. سیاست‌های جمعیّتی کشور -آن‌هایی که دنبال می‌کردیم- سیاست‌های غلطی بود... البته اولش درست بود؛ شروع درست بود، [ولی] ادامه‌اش درست نبود و غلط بود و ما غفلت کردیم در این زمینه؛ باید جبران بکنیم».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

ایشان در رد تفکراتی که جمعیت زیاد را عامل ضعف می‌دانند، به تجربه‌های موفق جهانی و ظرفیت‌های سرزمینی ایران اشاره کرده و می‌گویند: «یکی از امکانات و ظرفیت‌های مهم [کشور]، موج جمعیتی است که بعضی‌ها مخالفند. بعضی‌ها می‌گویند «جمعیّت کشور چرا باید این تعداد باشد و چرا باید بیشتر بشود؟»؛ این خطا است. هشتاد میلیون جمعیّت در یک کشور، آبرو برای این کشور است؛ این کشور هشتاد میلیون [جمعیّت دارد]. این سیاست غربی‌ها... [یعنی] سیاست تحدید نسل، امروز گریبان خود آن‌ها را گرفته است و دارد بیچاره‌شان می‌کند؛ می‌خواهند کشورهای اسلامی از جمعیت‌های زیاد و جوان‌های فعّال و انسان‌های کارآمد برخوردار نباشند». رهبر شهید بار دیگر بر این گزاره که مخالفت با جمعیت زیاد یک خطای راهبردی است، مهر تأیید زده و می‌افزایند: «یکی از امکانات و ظرفیّت‌های مهم ، موج جمعیّتی است که بعضی‌ها مخالفند. بعضی‌ها می‌گویند «جمعیّت کشور چرا باید این تعداد ‌باشد و چرا باید بیشتر بشود؟»؛ این خطا است».

قانون نانوشته ژئوپلیتیک این است که «جمعیّت کم، مقهور واقع می‌شود». رهبر شهید با ذکر مثال‌هایی از دنیای معاصر نشان می‌دهند که چگونه کثرت جمعیت می‌تواند مستقلاً به یک اهرم قدرت بین‌المللی تبدیل شود: «امروز در دنیا آن کشورهایی که جمعیّت‌های زیادی دارند، به برکت آن به خیلی امکانات دست یافته‌اند؛ چین یک نمونه‌ است، هند یک نمونه‌ است؛ با اینکه مشکلاتی هم دارند امّا در عین حال خود این جمعیّت زیاد به عنوان یک ارزش اجتماعی، ارزش سیاسی، یک ارزش بین‌المللی برای آن‌ها توانسته موفقیت‌هایی را به وجود بیاورد». و در تأکیدی مجدد می‌فرمایند: «امروز در دنیا آن کشورهایی که جمعیّت‌های زیادی دارند، به برکت آن به خیلی امکانات دست یافته‌اند؛ چین و هند یک نمونه‌ ‌است‌».

اوج تناقض رفتاری غرب در این است که برای کشورهای خود تشویق فرزندآوری و برای کشورهای ما تجویز عقیم‌سازی را در پیش گرفته‌اند. ایشان با اشاره به این استاندارد دوگانه می‌فرمایند: «در بعضی از کشورهای غربی ــ مثلاً در آمریکا ــ خانواده‌ای ۱۵تا بچّه دارند، ۲۰ تا بچه دارند و از این قبیل، تشویق [هم] می‌شوند و هیچ کس مذمّتشان نمی‌کند. امّا نوبت به کشور ما که می‌رسد، این طرف قضیّه تشویق می‌شود، [یعنی] کم‌فرزندی و مانند این‌ها».  و در جای دیگر با صراحت بیشتری به این ظلم مضاعف اشاره می‌کنند: «در بعضی از کشورهای غربی خانواده‌ای پانزده تا ، بیست تا بچّه دارند و از این قبیل، تشویق هم می‌شوند و هیچ کس مذمتشان ‌نمی‌کند. اما نوبت به کشور ایران که می‌رسد، این طرف قضیّه تشویق می‌شود، یعنی کم‌فرزندی و مانند این‌ها‌».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

شناخت تهدید و درک اهمیت جوانی جمعیت، پایان کار نیست؛ بلکه نقطه آغاز یک جهش ساختاری و فرهنگی است. رهبر شهید به خوبی آگاهند که تغییر روندهای دموگرافیک، صرفاً با سخنرانی و بخشنامه محقق نمی‌شود. این کار نیازمند پیگیری نهادی، قانون‌گذاری مستحکم و از همه مهم‌تر، تغییرات بنیادین در زیست‌بوم فرهنگی جامعه است. ایشان در این خصوص راهبرد روشنی دارند و می‌فرمایند: «مسئله فرزندآوری و نسل احتیاج دارد به قانون و دنبال‌گیری جدی دستگاه‌های اجرائی».

در این میان، ایشان تفکیک ظریفی بین بدنه مردم و ساختارهای اجرایی (به ویژه مدیریت‌های میانی) قائل می‌شوند. از دیدگاه ایشان، گره کار اغلب در پیچ‌وخم‌های بوروکراتیک و بی‌ارادگی برخی مدیران است تا عدم پذیرش مردمی: «بنابراین نسل باید افزایش پیدا کند؛ اینکه من تکرار می‌کنم، تأکید می‌کنم، به خاطر این است. و البته امروز در کشور ما مردم گوش می‌کنند، حرفی ندارند؛ آن کسانی که این حرف به آن‌ها می‌رسد، حرفی ندارند و گوش می‌کنند منتها مسئولینی که بایستی عملاً دنبال کنند و زمینه‌ها را فراهم کنند، آن کار لازم را انجام نمی‌دهند. البتّه مسئولین [رده] بالا می‌گویند قبول داریم امّا مسئولین میانی درست عمل نمی‌کنند؛ به هر حال افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید». در بیان این انسداد نهادی، ایشان مجدداً هشدار می‌دهند: «ما [در این] چند سال... اصرار کردیم، گفتیم... که موانع تولید نسل را بردارید؛ مسئولین هم قبول کردند، تصدیق کردند حرف ما را، منتها در مدیریّت‌های میانی متأسفانه موانعی وجود دارد».

با وجود تمام این چالش‌ها، رهبر شهید مأیوس نیستند. ایشان با اشاره به وعده‌های داده شده از سوی مسئولین برای رفع این موانع، با امیدواری قاطعی می‌فرمایند: «البته مسئولین محترم به بنده قول داده‌اند که با جدیت این مسئله را دنبال کنند، مشکلات را برطرف کنند، که ان‌شاءالله همین کار را هم باید بکنند و خواهند کرد».

افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید

اما بخش عمده‌ای از این نبرد، در میدان «فرهنگ‌سازی» رخ می‌دهد. رسانه‌ها، تریبون‌داران و نخبگان فرهنگی باید وارد میدان شوند تا غبار سال‌ها تبلیغات مسموم علیه فرزندآوری را بزدایند. ایشان خطاب به اقشار تأثیرگذار فرهنگی می‌فرمایند: «وقتی با تبلیغات چندجانبه و همه‌جانبه روی فرزندآوری کمتر تبلیغ می‌شود، می‌رسیم به وضعیّت فعلی که آدم‌های وارد، هشدار می‌دهند نسبت به بیست سال دیگر، سی سال دیگر، از لحاظ پیر شدن کشور، پیر شدن جامعه... خب این فرهنگ‌سازی لازم دارد؛ فرهنگ‌سازی دست شما[مداحان] است». و در یک کلام راهبردی تأکید می‌کنند: «افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید».

ایشان وضعیت موجود را با وجود تک‌تلاش‌های ارزشمند برخی خانواده‌ها، نیازمند یک حرکت عمومی فراگیر می‌دانند و با لحنی دغدغه‌مندانه، وظیفه اندیشه‌ورزان را کشف راهکارهای عملی برای این معضل تعیین می‌کنند: «مسئله فرزندآوری... خیلی مسئله مهمی است. چند سال ما این مسئله را مطرح کردیم و گفتیم؛ خب یک عده از دخترخانم‌های خوب، خانم‌های جوان قبول کردند و عمل کردند؛ لکن در محیط عمومی جامعه اثری از این قضیه نیست. الان آمار فرزندآوری ما به قدر جانشینی هم نیست، یعنی کمتر از جانشینی است، الان این‌جوری است. این معنایش این است که ما تا سی سال دیگر یک جامعه پیر داشته باشیم. خطر بزرگی است، این از همه خطرات بزرگتر است. این خیلی مهم است. این احتیاج به تلاش و کار دارد. مسلّماً راه‌هایی هم وجود دارد برای اینکه بشود این را درست کرد؛ باید بنشینید این راه‌ها را پیدا کنید».

در پایان این بررسی، تصویری که از منظومه فکری رهبر شهید در خصوص «مسئله جمعیت و فرزندآوری» استخراج می‌شود، تصویری از یک نبرد تمام‌عیار تمدنی در بُعد زمان است. در نگاه ایشان، مادری که فرزندی به دنیا می‌آورد و خانواده‌ای که کانون خود را با تکثیر نسل گرم می‌کند، صرفاً در حال رفع یک نیاز عاطفی نیست؛ بلکه در حال پی‌ریزی دیوارهای مستحکم یک قلعه ملی برای ایستادگی در برابر طوفان‌های آینده است. جوانی جمعیت، همان خونی است که اگر از شریان‌های جامعه دریغ شود، هیچ ابزار، ثروت یا دیپلماسی‌ای نخواهد توانست از سقوط و مقهور شدن آن جلوگیری کند. پیام محوری این منظومه فکری، دعوتی است بیدارباش و تاریخی، پیش از آنکه زنگ پایان فرصت‌ها به صدا درآید.

انتهای پیام
خبرنگار:
فاطمه برزویی
captcha