عضو هیئت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی و وکیل پایه یک دادگستری با تأکید بر اینکه تجاوزات آمریکا و اسرائیل در جنگ رمضان از منظر مسئولیت بینالمللی دولتها و از مناظر مختلف قابل پیگرد است و آثار گسترده و مخربی بر ثبات و امنیت منطقهای و بینالمللی دارد، گفت: واکنش ایران در قبال این حملات، مقابله به مثل و دفاع مشروع بود. از منظر حقوق جزای بینالمللی هم، این جنایاتی که رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکای جنایتکار مرتکب شدهاند، باید تحت تعقیب قرار گیرند و عاملان این تهاجم مجازات شوند. 
اقدامات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ رمضان علیه ایران، چالشهای حقوقی جدی از جمله غیر مشروع بودن هدف قرار دادن مراکز علمی و فرهنگی و درمانی و زیرساختها و تأسیسات غیرنظامی را برجسته ساخته است.
در این میان، دفاع مشروع ایران در تقابل با این تجاوز، سازوکارهای تضمینکننده پایان درگیریها و میانجیگری پاکستان بیش از پیش مورد توجه افکار عمومی و محافل تخصصی قرار گرفته است.
در این راستا، حامد رستمی نجفآبادی، عضو هیئت علمی دانشگاه مذاهب اسلامی و وکیل پایه یک دادگستری، در گفتوگو با ایکنا به تحلیل ابعاد حقوقی تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخت و این اقدامات را مصداق بارز نقض اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل دانست. مشروح این گفتوگو را در ذیل میخوانیم:
ایکنا ـ پیگیری ابعاد حقوقی اقدام نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در مجامع بینالمللی را چگونه ارزیابی میکنید؛ اقداماتی که به نظر میرسد نقض فاحش اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل است؟
در جنگ تحمیلی اخیر یا همان «جنگ رمضان» و «جنگ دوازده روزه»، ما شروعکننده جنگ نبودیم و این جنگها از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تحمیل شد.
تجاوزات نظامی رژیم غاصب صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا با جنگ 12روزه آغاز شد و منجر به ترور شخصیتهای کشوری و لشکری، شهادت شهروندان غیرنظامی از جمله کودکان میناب، حمله به بیمارستانها و مراکز درمانی و حمله به دانشگاهها و مراکز آموزشی و پژوهشی شد. این موارد در واقع خطوط قرمزی بود که دشمن آنها را زیر پا گذاشت و از مصادیق نقض فاحش و آشکار اصول بنیادین حقوق بینالملل و حقوق بشر است.
ایکنا ـ مهمترین اصول بنیادینی که در این حملات نقض شد، کدام هستند؟
ما یک سری اصول بنیادین در حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد داریم؛ یکی بحث «اصل منع توسل به زور» است که آمریکا آن را زیر سؤال برد و شروعکننده بود. دیگری «اصل دفاع مشروع» است که ما در قبال تهاجم آمریکا و اسرائیل، بر اساس همین حق دفاع مشروع، از خودمان دفاع کردیم.
آمریکا یک سری چالشها در حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد ایجاد کرد. این منشور بر اساس اصول بنیادین حقوق بشر (یا همان humanity rights) تنظیم شده است. آنها حمله مسلحانه به ما کردند و ما هم از حق دفاع مشروع خود استفاده کردیم اما آمریکا و اسرائیل چالشهایی ایجاد کردند و حفظ صلح بینالملل و تضمین حق حاکمیت و بقای دولتها را زیر سؤال بردند.
در واقع میتوان گفت این تجاوز، یک ضربه مهلک به حقوق بشر، منشور سازمان ملل متحد و کنوانسیونهای بینالمللی که مدافع حقوق بشر و حقوق بینالملل هستند، وارد کرد. این اقدامات آثار گسترده و مخربی بر ثبات و امنیت منطقهای و بینالمللی در عرصههای مختلف نظامی، تجاری، اقتصادی و فرهنگی ایجاد کرد.
ایکنا ـ آیا در منشور ملل متحد به صراحت به این موضوع اشاره شده است؟
در بند 4 ماده 2 منشور ملل متحد آمده است که استفاده دولتها در روابط بینالمللی از تهدید یا از زور علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی سایر دولتها، ممنوع است و این یک قاعده مسلم است، نه فقط در چارچوب حقوق معاهدات، بلکه در حقوق بینالملل عرفی هم یک اصل بنیادین شناخته شده است؛ «اصل منع توسل به زور».
ایکنا ـ آیا این اولین بار است که آمریکا اصل منع توسل به زور را نقض میکند؟
خیر، آمریکا قبلاً هم این کار را بارها نسبت به کشورهای دیگر انجام داده است و بند چهار ماده دو منشور سازمان ملل متحد را در واقع زیر سؤال برده است.
ایکنا ـ فراتر از منشور ملل متحد، در کنوانسیونهای دیگر مانند کنوانسیون ژنو چه وضعیتی داریم؟
در کنوانسیونهای بینالمللی دیگر، مثل کنوانسیون ژنو و پروتکلهای الحاقی آن، مجموعهای از قواعد برای حمایت از غیرنظامیان و محدود کردن روشها و ابزارهای جنگی مقرر شده است. یعنی در واقع یک سری قواعد حقوق بشر و حقوق بشردوستانه بینالمللی در جریان مخاصمات مسلحانه تعیین شده است.
حتی در کنوانسیون ژنو مقرر شده که نمیشود به اهداف غیرنظامی حمله کرد. اینها در واقع خطوط قرمز ممنوعه هستند و طرفهای مخاصمه و جنگ موظفند که بین اهداف نظامی و غیرنظامی تفاوت قائل شوند و آنها را نقض نکنند. در حالی که ما میبینیم برخلاف مفاد کنوانسیون ژنو، آمریکا جنایات جنگی متعددی مرتکب شد که دارای مسئولیت کیفری است.
ایکنا ـ مصادیق این جنایات جنگی که آمریکا مرتکب شده چیست؟
جنایاتی که آمریکا انجام داد؛ حمله به مدارس و دانشآموزان (که اصلاً ممنوع است)، حمله به بیمارستانها و مراکز درمانی، حمله به مراکز پژوهشی، حمله به انستیتو پاستور، مدرسه شجره طیبه میناب، حمله به دانشگاهها از جمله دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه صنعتی شریف، دانشگاه علم و صنعت ایران، دانشگاه شهید بهشتی و امثالهم. اینها همه به این بهانه که آنجا مثلاً مراکز هستهای، تسلیحاتی یا پناهگاه بوده است – به بهانههای مختلفی که کار خودشان را توجیه کنند – این خطوط قرمز را زیر سؤال بردند.
حتی حمله به تیمارستانها و مراکز رواندرمانی، بیمارستان گاندی تهران، بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، همه به بهانههایی مثل اینکه اینها مقر یا پناهگاه نظامیان است، یا به بهانه اینکه اینها مراکز تسلیحاتی یا مطالعاتی هستهای هستند، اینها را مورد هدف قرار دادند.
قطعاً پر واضح است که این قبیل تجاوزات، یک ضربه مهلک به منشور سازمان ملل متحد، کنوانسیون ژنو مصوب ۱۹۴۹، حقوق بشر و حقوق بینالملل وارد کرد. این تجاوزات از منظر مسئولیت بینالمللی دولتها و از مناظر مختلف قابل پیگرد است و آثار گسترده و مخربی بر ثبات و امنیت منطقهای و بینالمللی دارد.
ایکنا ـ واکنش ایران در قبال این حملات به لحاظ حقوقی چگونه قابل تحلیل است؟
ایران هم در قبال این حملات مقابله به مثل کرد و دفاع مشروع نمود. این دفاع مشروع یک حق مسلم در حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد است و همه این را به منزله یک اصل مسلم پذیرفتهاند. این دفاع ادامه خواهد داشت تا اینکه به یک نتیجه مطلوب برسد و ایران در این زمینه به هدف خود برسد و عاملان این جنایت به سزای عمل خودشان برسند.
از منظر حقوق جزای بینالمللی هم جنایاتی که رژیم غاصب صهیونیستی و آمریکای جنایتکار مرتکب شدهاند، باید تحت تعقیب قرار گیرند و عاملان این تهاجم مجازات شوند.
ایکنا ـ ایران چگونه میتواند مسئولیت بینالمللی این مهاجمان را پیگیری کند؟ به عبارت دیگر، چگونه ممکن است جبران خسارتهای ناشی از این جنایتهای آمریکا و رژیم صهیونیستی انجام شود؟ آیا با مستندسازی و کارشناسی یا ارائه به دادگاه بینالمللی امکانپذیر است؟
از منظر حقوق جزای بینالمللی، این اقدامات واجد پیامدهای حقوقی است. بالاخره در اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، این موارد آمده و نقض آشکار منشور ملل متحد است، به ویژه اینکه در جریان عملیات نظامی، قواعد حقوق بشردوستانه بینالمللی نقض شده باشد، امکان طرح اتهاماتی نظیر «جنایت جنگی» را مطرح میسازد.
ایکنا ـ چه کسانی واجد مسئولیت کیفری در این حملات هستند؟
مقامات سیاسی یا نظامی هر کشوری که در تصمیمگیری برای توسل به زور و اجرای آن نقش داشتند؛ افرادی مانند ترامپ، نتانیاهو و سایر عوامل یا حتی کشورهای منطقهای که به اینها کمک کردند، همه دارای مسئولیت کیفری هستند.
کشورهای منطقهای که به اینها کمک کردند، باید در دادگاههای صالح بینالمللی مورد محاکمه و مجازات قرار بگیرند. چرا که ما در کنار مسئولیت کیفری فردی، مسئولیت بینالمللی و کیفری دولتها را هم در حقوق داریم. در حقوق جزای بینالملل و حقوق بینالملل، مطابق قواعد مسلم مسئولیت بینالمللی دولتها، هر فعل یا ترک فعلی که 1. نقض تعهدات بینالمللی منجر شود و 2. قابلیت انتساب به یک رژیم یا دولت را داشته باشد، موجب مسئولیت آن دولت است و دارای پیامدها و تبعات حقوقی و کیفری میباشد.
ایکنا ـ این پیامدها و تبعات حقوقی دقیقاً چیست؟
از جمله همین جبران خسارات و پرداخت غرامت، تضمینهایی که گرفته میشود که این عمل و این حمله دیگر تکرار نشود، توقف این حملات تهاجمی و ناقض حقوق بشر.
بالاخره این جبران خسارت ممکن است در قالب بازگرداندن وضع به حالت سابق، پرداخت غرامت یا سایر اشکال جبران که قابلیت پیگیری و تحقق دارد.
ایکنا ـ آیا ایران پیشنهادی در این زمینه مطرح کرده است؟
کما اینکه ما در این 10 بندی که پیشنهادی برای آتشبس بود، تمام اینها را گنجاندیم؛ از منظر حتی حقوقی، اقتصادی، تجاری. این 10 بندی که پیشنهاد داده شد، تمام این موارد را پوشش میدهد.
ایکنا ـ پس آن تضمینهایی که برای پایان جنگ باید ارائه شود، تقریباً باید از بحث تضمینهای سیاسی خارج شود. چون قطعاً تضمینهای سیاسی بدون پشتوانه حقوقی، آن پایداری لازم را ندارد. چیزی که ما در سطح بینالمللی داریم، جزو نکات بینالمللی است، نه سیاسی.
بله، اینها، تضمینهای حقوقی هستند و قابلیت پیگیری دارند. ولی تضمینهای سیاسی این قابلیت را ندارد. البته ما این 10بندمان را که گنجاندیم، در وهله اول نگاهی به مباحث حقوق بینالملل و حقوق مسلم و مکتسبه و اصول بنیادین حقوق بینالملل و منشور سازمان ملل متحد داشتیم. به خاطر همین، سرگروه تیم حقوقی ایجاد کردیم و آقای دکتر غریبآبادی را مسئول آن گذاشتیم.
ایکنا ـ یعنی مبنای ایران در مذاکرات، نگاه حقوقی بوده است؟
بله، در وهله اول به نظر من میرسد که نگاه حقوقی به آن ابعاد پیشنهادی برای آتشبس و مبنای مذاکرات خود داشتیم. یعنی مبنای ما در مذاکرات، یک مبنای مسلم حقوقی بود که متأثر از اصول بنیادین حقوق بینالملل، منشور سازمان ملل متحد، حقوق کیفری بینالمللی، اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، بندهای مسلم منشور ملل متحد و کنوانسیونهای بینالمللی، از جمله کنوانسیونهای ژنو (۱۹۴۹) و پروتکلهای الحاقی بود.
ایکنا ـ ایران چقدر باید حق اقدام متقابل خود را در چارچوب تضمینها محفوظ بدارد؟ با توجه به سابقه بیاعتمادی و تقریباً غیرقابل اعتماد بودن طرف مقابل، بازدارندگی ایران در تنگه هرمز و اقداماتی که انجام شده، چقدر باید هوشمندانه در دست باشد تا اگر مجدداً متوسل به زور یا تهدید شد، ایران بتواند از آن قدرت بازدارندگی استفاده کند و اقدام متقابل را انجام دهد؟
این اقدامات و اقداماتی که در راستای بازدارندگی انجام میشود و ایران دارد انجام میدهد، از جمله بحث تنگه هرمز، در واقع ضمانتهای اجرا هستند.
این اقداماتی که ایران میخواهد طرف مقابل (آمریکا) را ملزم کند که به تعهدات خود پایبند باشد، در واقع یک سری ضمانتهای اجرایی هستند. این در حقوق مطرح است. این اقدامات بازدارنده، طرف مقابل را ملزم میکند که مطابق منشور سازمان ملل متحد، حقوق بینالملل و اصول بنیادین حقوق بینالملل و مطابق بندهای منشور ملل متحد – به تعهدات خود پایبند باشد.
ایکنا ـ اگر آمریکا به تعهدات خود پایبند نبود، تکلیف چیست؟
اگر به تعهدات خود پایبند نبود، ایران این حق دفاع مشروع را دارد. بالاخره اصل دفاع مشروع یک حق مسلم است. دفاع مشروع یک سری خصوصیاتی دارد، از جمله اینکه به فرض اگر آمریکا به مراکز نظامی حمله کرد، این مقابله به مثل برای ایران هم وجود دارد. ایران میتواند از حق دفاع مشروع خود استفاده کند و پایگاههایی که آمریکا در منطقه دارد را هدف قرار دهد.
این مجموعه اقداماتی که ایران انجام میدهد که برای بازدارندگی از حمله مجدد یا تجاوز به خاک کشور است، ایران میآید در راستای آن، یک سری شروطی در آن قرارداد و آن مذاکراتی که به عنوان پیشفرض ارائه کرده، میگنجاند.
ایکنا ـ مصادیق این شروط پیشفرض چیست؟
گفته بودند ایران گفته بود: آن اموال بلوکهشده باید به طور کامل باز شود یا توقف هرگونه عملیات نظامی علیه لبنان و حزبالله باید انجام شود و امثالهم. آمریکا هم گفته بود که تنگه هرمز به طور کامل هنوز باز نشده و ایران پایبند نبوده است.
این پیشفرضها را ایران مطرح کرد. ایران گفته: «شما باید به این پیشفرضها عمل میکردید که اساس مذاکرات بود، تا ما هم حسن نیت خودمان را نشان میدادیم و تنگه هرمز را باز میکردیم.» وقتی شما این پیشفرضها را زیر سؤال بردید و این مؤلفههای ایران را زیر سؤال بردید، بازگشایی تنگه هرمز هم سالبه به انتفاء موضوع است. بالاخره این پیشفرضها باید رعایت شود تا ایران هم به آن تعهدات خود پایبند باشد.
انتهای پیام