کد خبر: 4346542
تاریخ انتشار : ۲۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۰۲
یادداشت

بازخوانی فلسفه قدرت در پسِ گفت‌وگوهای اسلام‌آباد

بازخوانی فلسفه قدرت در پسِ گفت‌وگوهای اسلام‌آبادبه قلم حجت‌الاسلام والمسلمین بهمن اکبری، استاد دانشگاه و رايزن اسبق فرهنگی ايران در عمان

 

«جی‌دی ونس»، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده در گفت‌وگویی تازه با شبکه فاکس‌نیوز پرده از بخشی از پشت‌صحنه گفت‌وگوهای اسلام‌آباد و راهبرد موسوم به «محاصره دریایی» برداشت؛ روایتی که بیش از آنکه صرفاً خبر باشد، تصویری است روشن از ذهنیت جدید واشنگتن در برابر «نظم منطقه‌ای».

ونس، در این مصاحبه، فضای مذاکرات را نه شکست‌خورده، بلکه «پیش‌رونده با موانع» توصیف کرد. به زعم او، دیدار در چنین سطحی میان دولت آمریکا و ایران در حافظه سیاسی ماه‌های اخیر «بی‌سابقه» است و خود می‌تواند نمادِ تغییری تدریجی در شیوه تعامل دو تمدن باشد؛ هرچند نه تغییری بی‌دغدغه.

او تأکید کرد که تیم آمریکایی مرزهای انعطاف‌پذیری خود را روشن کرده و شروطی را برای رئیس‌جمهور ترامپ «مطلق و غیرقابل‌چشم‌پوشی» دانسته است؛ شروطی که اکنون پرسش بنیادین را پیش‌رو قرار می‌دهد: آیا تهران برای پذیرفتن آن‌ها آمادگی دارد؟

در بخش دیگری، با لحنی تندتر، ونس تهدید کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز را مصداقِ «تروریسم اقتصادی علیه جهان» نامید و این گره را نقطه تقابل اصلی در گفت‌وگوهای اخیر دانست. به گفته او، راهبرد محاصره دریایی پاسخی است به این واقعیت که «بازی قدرت در خلیج فارس دو‌طرفه است». اگر ایران تهدید اقتصادی را ادامه دهد، آمریکا نیز «اهرم فشار» را از مسیر (محاصره) دریایی اعمال خواهد کرد؛ یعنی هیچ کشتی ایرانی اجازه خروج از آب‌های منطقه نخواهد داشت؛ شکلی از فشار مضاعف که می‌تواند به تنش‌های اقتصادی جهانی بینجامد.

ونس در پایان گفت‌وگو، با لحنی آشکار بر تمایل شخص ترامپ به «پیشرفت مردم ایران» تأکید کرد؛ جمله‌ای که گرچه دلالتی دیپلماتیک دارد، اما در چارچوب فلسفه قدرتِ آمریکا بیشتر به معنای دعوت به بازتعریف روابط است تا اظهار علاقه انسانی. به باور ونس، «توپ اکنون در زمین ایران است» تا تصمیم بگیرد آیا به سمت «توافق بزرگ» حرکت می‌کند یا خیر.

 دو شرط محوری واشنگتن

در بخش دیگری از گفت‌وگو، ونس دو خواسته کلیدی آمریکا را برشمرد:  

نخست، خروج کامل مواد غنی‌شده از ایران و واگذاری کنترل مستقیم آن به واشنگتن؛ دوم، پذیرش سازوکارهای راستی‌آزمایی سختگیرانه تا هرگونه توان غنی‌سازی در آینده حذف شود.  

او ضمن اذعان به «پیشرفت‌های محسوس» در مذاکرات، تأکید کرد که این میزان انعطاف از سوی تهران هنوز کافی نیست و بر همین اساس، تیم ترامپ نتیجه گرفت که «در این مقطع زمانی» توافق نهایی ممکن نیست.

وساطت پاکستان و لحظه توقف

نسخه ونس از ماجرا، چهره اسلام‌آباد را نیز برجسته می‌کند. او از ارتشبد منیر و نخست‌وزیر پاکستان با احترام یاد کرد و نقش آنان را در تسهیل گفت‌وگوها «تاریخی» دانست. با این حال، به گفته ونس، ترک گفت‌وگو ناشی از آن بود که هیئت ایرانی اختیار نهایی برای امضای توافق را نداشت و باید برای کسب تأیید تصمیمات کلان به تهران بازمی‌گشت.

نگاه تمدنی و فلسفه قدرت

بازخوانی سخنان ونس نشان می‌دهد که زیرِ پوست این مصاحبه، نوعی بازتعریف رابطه قدرت در حال شکل‌گیری است؛ دیالوگی سخت میان حفظ حیثیت ملی و ضرورت حضور در نظام جهانی.  

در این روایت، «محاصره دریایی» صرفاً یک مانور امنیتی نیست، بلکه نماد تقابل دو فلسفه تمدنی است: فلسفه نظم مبتنی بر کنترل از راه دریایی، در برابر فلسفه استقلال سیاسی مبتنی بر مقاومت در برابر فشارهای اقتصادی.

ونس در پایان تصریح کرد که آمریکا «از تبدیل شدن ایران به یک کشور عادی با اقتصادی شکوفا استقبال می‌کند»؛ اما شرط این عادی‌سازی، انصراف کامل از تسلیحات هسته‌ای و توقف حمایت از نیروهای شبه‌نظامی است. بدین‌سان، پایان گفت‌وگوهای اسلام‌آباد را می‌توان نه نقطه پایان، بلکه بازگشت به پرسشی بنیادین دانست:  

آیا جهان به گفت‌وگو میان قدرت‌ها و تمدن‌ها بازخواهد گشت، یا هنوز در گردابِ راهبردهای محاصره و مهار باقی خواهد ماند؟

انتهای پیام
captcha