منصور آقامحمدی، پیشکسوت قرآنی کشور در گفتوگو با خبرنگار ایکنا و به مناسبت روز ارتش با مرور سالها آشنایی و مؤانست خود با سپهبد شهید سیدعبدالرحیم موسوی از ابعاد کمتر روایت شده شخصیت این فرمانده قرآنی سخن گفت؛ روایتی که از میانه دهه هفتاد آغاز شده و تا سالهای اوج مسئولیت این شهید در ساختار فرماندهی ارتش و ستاد کل نیروهای مسلح امتداد یافته است.
آقامحمدی که خود از بازنشستگان نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران است، با تأکید بر دشواری توصیف چنین شخصیتی گفت: سخن گفتن از شهید سیدعبدالرحیم موسوی، همچون دیگر فرماندهان برجسته، مرور یک حیات پربار و سراسر درسآموز است؛ چه پیش از ورود به ارتش جمهوری اسلامی ایران و چه در دوران مسئولیتهای مختلف در این نهاد و ستاد کل نیروهای مسلح.

این حافظ کل قرآن درباره نخستین مواجهه خود با این شهید گفت: آشنایی بنده با شهید موسوی به اواسط دهه هفتاد بازمیگردد؛ زمانی که به دنبال تدبیر مقام معظم رهبری و در قالب جابهجایی یگانها از تهران به سایر استانها، لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا(ع) به آذربایجان شرقی منتقل شد. بنده در آن مقطع در بازرسی لشکر در تبریز مشغول خدمت بودم و همانجا توفیق آشنایی با این شهید بزرگوار فراهم شد.
وی ادامه داد: ایشان در آن مقطع فرماندهی یکی از تیپهای لشکر، معروف به تیپ شهید «شرفاشراف» را بر عهده داشت. از همان زمان روشن بود که با یکی از نوابغ برجسته ارتش جمهوری اسلامی ایران مواجه هستیم.

این پیشکسوت قرآنی افزود: پس از انتقال بنده به تهران و استقرار در آموزشگاه نظامی حضرت جوادالائمه(ع)، در جلساتی که فرماندهانی همچون امیر پوردستان و امیر سپهبد موسوی و برخی دیگر از همدورهایهای ایشان حضور داشتند من نیز به واسطه فعالیتهای قرآنی، گاهی حضور داشتم و زمینه مؤانست و دیدار با این جمع بیش از پیش فراهم شد.
وی اوج این ارتباط را دوران فرماندهی شهید موسوی در دانشگاه افسری امام علی(ع) معرفی کرد و گفت: در آن مقطع، بهواسطه حضور «امیر خرمطوسی» ـ از چهرههای قرآنی و جانشین دانشگاه ـ این ارتباط عمق بیشتری پیدا کرد. به تدریج برای ما روشن شد که امیر موسوی از همان دوران دانشجویی، که از سال ۱۳۵۸ وارد ارتش شده بودند، چهرهای فعال در عرصه قرآن بوده و حتی مسئولیتهای قرآنی دانشگاه را نیز بر عهده داشته است.
آقامحمدی با اشاره به پیشینه خانوادگی این شهید والامقام گفت: ایشان متولد شهر مقدس قم و پرورشیافته در خانوادهای مذهبی بود و خود نیز در خاطراتی که ثبت کرده به این فضا اشاره کرده است. طبیعی است که چنین بستری، زمینهساز شکلگیری فعالیتهای جدی قرآنی در ایشان شده بود.
وی ادامه داد: همین اشتراک دغدغههای قرآنی، بهویژه با توجه به ارتباط ما با دارالقرآن نیروی زمینی، باعث شد رابطه ما با ایشان و دیگر چهرههای قرآنی ارتش، به مرور صمیمانهتر شود.
این پیشکسوت قرآنی با تأکید بر ویژگیهای اخلاقی شهید موسوی تصریح کرد: حقیقتاً محبتی که نسبت به پیشکسوتان و حتی زیردستان و سربازان داشت و نحوه تعامل با فعالان قرآنی، چنان صمیمی و درسآموز بود که بسیاری از ما شیفته شخصیت ایشان شده بودیم.
آقامحمدی به سوابق نظامی شهید موسوی اشاره کرد و گفت: ایشان دوران دانشجویی خود را همزمان با فرماندهی شهید «موسی نامجو» در دانشگاه افسری سپری کرد و در همان سالها، در درگیری با گروهکهای ضد انقلاب در غرب کشور، داوطلبانه در کنار رزمندگان حضور داشت.
وی افزود: پس از دریافت درجه ستواندومی و حضور در لشکر ۲۸ کردستان، آنچه از دوستان نقل میشد، حاکی از آن بود که ایشان از همان ابتدا، چهرهای متدین، خوشاخلاق و خوشرفتار بوده؛ ویژگیهایی که در نهایت، مسیر ایشان را به کلیدواژه «شهادت» پیوند زد. چنانکه به تعبیر شهید «حاج قاسم سلیمانی»، «شرط شهید شدن، شهیدانه زندگی کردن است».
آقامحمدی با اشاره به نقش شهید موسوی در توسعه فعالیتهای قرآنی در ارتش گفت: در دوران حضور ایشان در دانشگاه افسری امام علی(ع)، چه در زمان دانشجویی و چه در دوران فرماندهی، توجه ویژهای به فضای قرآنی وجود داشت. ایشان شناخت عمیق و اطلاعات ارزشمندی از این حوزه داشت و بعدها نیز با همین پشتوانه، زمینه حضور چهرههای برجسته قرآنی در ارتش و نیروی زمینی را فراهم کرد.
وی درباره دوره مسئولیت شهید موسوی در ستاد نیروی زمینی ارتش و معاونت طرح و برنامه این نیرو گفت: در آن مقطع، به واسطه مسئولیت بنده در دارالقرآن، برای برخی امور به دفتر ایشان مراجعه میکردیم. اگرچه روال اداری اقتضا میکرد از قبل هماهنگی انجام شود، اما ایشان همواره با رویی گشاده و بدون هیچ تکلفی پذیرای ما و دیگر فعالان قرآنی بود.
این فعال قرآنی تأکید کرد: در تمام سالهایی که با ایشان ارتباط داشتیم، حتی یکبار هم ایشان را در حالتی از اخم یا بیحوصلگی ندیدم. بشاشیت و خوشرویی، جزئی جدا نشدنی از شخصیت ایشان بود.
آقامحمدی در بیان خاطرهای گفت: به یاد دارم «محمد مشمول»، یکی از قاریان بینالمللی که از نیروهای ارتش بود در مقطعی به دلیل مشکلاتی از ارتش جدا شد. پس از اطلاع فرماندهان، ابتدا امیر پوردستان پیگیر وضعیت این قاری بینالمللی شدند، بعد از مدتی موضوع به شهید موسوی نیز رسید. ایشان شخصاً پیگیر شد، شماره تماس ایشان را گرفت و با او گفتوگو کرد تا مشکل را حل کند. اگرچه در نهایت نتیجه مطلوب حاصل نشد، اما همین میزان از پیگیری، نشان دهنده عمق توجه ایشان به نیروهای تحت امر بود.
وی با اشاره به خاطرهای از سالهای پس از بازنشستگی خود گفت: در اوایل دهه ۹۰ شورای توسعه فرهنگ قرآنی طی پایش از دستگاههای مختلف، اقدام به معرفی برترین دستگاههای فعال در زمینه قرآن کرد، به تبع ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز یکی از دستگاههای برتر شناخته و مقرر شد طی مراسمی از مسئولان این دستگاهها تجلیل شود. در این مراسم علاوه بر «آیتالله شهید آل هاشم»، رئیس وقت سازمان عقیدتی سیاسی ارتش، سپهبد شهید سیدعبدالرحیم موسوی هم حضور یافت، این در حالی بود که همه نگران تشریفات حضور ایشان که آن زمان جانشین فرماندهی کل ارتش بود، بودند. من، اما با توجه به شناختی که از شهید موسوی داشتم آرامش خودم را حفظ کرده بود. با وجود جایگاه بالای ایشان، به شدت متواضعانه و بدون هیچ تشریفاتی در جلسه حاضر شد. حتی زمانی که اصرار داشتیم در جایگاه ویژه بنشیند، نپذیرفت و در کنار سایرین نشست.
آقامحمدی بیان کرد: این روحیه، محدود به یک مقطع نبود. حتی در سالهایی که به مراتب بالای فرماندهی رسیده بود، هیچ تغییری در رفتار ایشان ایجاد نشده بود. به یاد دارم در مراسمی که برای ترحیم فرزند امیر پوردستان برگزار شده بود، ایشان با وجود جایگاه نظامیای که داشت، وقتی من را دید، چنان با محبت و صمیمیت با بنده برخورد کرد.
آقامحمدی در پایان تأکید کرد: نکتهای که برای من بسیار مهم است این است که امیر موسوی، از دوران سرهنگی تا عالیترین سطوح فرماندهی، هیچگاه دچار تغییر در منش و رفتار نشد. همان تواضع، همان احترام و همان صمیمیت را حفظ کرد؛ و شاید همین ثبات در اخلاق و سلوک، یکی از مهمترین رازهای عاقبتبخیری و شهادت ایشان باشد.
انتهای پیام